او میکوشد یک مسألۀ اجتماعی را در قالب یک قصۀ پرتعلیق و مخاطبمحور روایت کند؛ انتخابی که در شرایط امروز سینمای ایران، خود واجد اهمیت است. فیلم میخواهد هم قصه بگوید و هم دربارۀ خانواده، بحران و انتخابهای اخلاقی سخن بگوید و همین تلاش، نقطه آغاز خوانش جامعهشناختی آن است.
الگوی اصلی «ماه پنهان» به یکی از موقعیتهای آشنای سینمای اجتماعی ایران بازمیگردد: بحرانهای سخت اجتماعی و اقتصادی، آدمها را تا جایی تحت فشار قرار میدهند که برای عبور از وضعیت موجود، به راههایی غیرقانونی یا غیراخلاقی پناه میبرند. در اینجا نیز بلندپروازی و میل به تغییر وضعیت، شخصیت را وارد مسیری میکند که سرانجام آن زندان و سپس مجموعهای از بحرانهای تازه است.
مسألۀ مهم فیلم علاوه بر وقوع یک تخلف، پیامدهای انتخاب است؛ اینکه یک تصمیم چگونه میتواند از یک مسألۀ شخصی آغاز و به بحرانی برای خانواده تبدیل شود.
از این منظر، «ماه پنهان» را میتوان فیلم «پیامدها» دانست. آدمهای فیلم بیش از آنکه قربانی یک حادثه منفرد باشند، گرفتار زنجیرهای از انتخابها هستند.
هر انتخاب، انتخاب دیگری را به دنبال میآورد و هر راه فرار، بحران تازهای تولید میکند. این منطق، فیلم را به یکی از مسایل مهم جامعهشناختی خانواده پیوند میدهد: خانواده در شرایط بحران چگونه تصمیم میگیرد و اعضای آن برای حفظ این نهاد تا کجا حاضرند هزینه بپردازند؟
فیلم در ادامه به سراغ یکی از الگوهای تکرارشده در سینمای اجتماعی ایران میرود: «رَحِم اجارهای».
این ایده در سالهای گذشته بارها در سینما و تلویزیون به شکلهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته و از همین رو، دیگر بهتنهایی ظرفیت چندانی برای غافلگیری ندارد. اما یکانی تلاش میکند این الگوی فرسوده را از مسیر دیگری بازسازی کند؛ یعنی به جای تمرکز صرف بر مسئله اجارۀ رحم، به عواقب آن بپردازد؛ مرگ مادری که رحم خود را اجاره داده است، روایت را وارد موقعیتی تازه میکند و پرسشهای اخلاقی و خانوادگی را از سطح یک معامله به سطح یک بحران انسانی میرساند.
اینجاست که مسألۀ «مادری» اهمیت پیدا میکند. چه کسی مادر است؟ زنی که کودک را به دنیا میآورد یا زنی که قرار است او را بزرگ کند؟ و هنگامی که یک تصمیم اقتصادی، عاطفی و خانوادگی با مسألۀ تولد یک کودک گره میخورد، مرز میان مسؤولیت، مالکیت و مادری کجاست؟ فیلم اگرچه همه ظرفیتهای این پرسشها را بهطور کامل استخراج نمیکند، اما قرار گرفتن در این موقعیت، یکی از نقاط قابل تأمل آن است. در مرکز این بحران، زن و مفهوم ایثار قرار دارد.
«ماه پنهان» تصویری از زنی ارایه میدهد که برای حفظ خانواده و عبور از بحران، دست به فداکاری میزند؛ اما فیلم در انتها به نکتهای قابل توجه میرسد؛ ایثار همیشه پاداش ندارد. گاهی فداکارییی که از احساس و عاطفه سرچشمه میگیرد، نهتنها خانواده را نجات نمیدهد، بلکه میتواند زندگی فرد را از پا درآورد.
این نکته از منظر جامعهشناختی اهمیت زیادی دارد. در ساختار سنتی خانواده ایرانی، از زن و بهویژه مادر، انتظار میرود بار بزرگی از حفظ انسجام خانواده را بر دوش بکشد. زن باید تحمل کند، ببخشد، پنهان کند، فداکاری کند و خانواده را سرپا نگاه دارد. اما «ماه پنهان» نشان میدهد اگر این الگوی فداکاری بدون توجه به توان فرد و پیامدهای تصمیم ادامه پیدا کند، ممکن است نتیجهای معکوس داشته باشد. خانوادهای که قرار است به واسطۀ ایثار حفظ شود، میتواند دقیقاً به دلیل همان ایثار وارد مرحله فروپاشی شود.
با این حال، مشکل اصلی فیلم زمانی آغاز میشود که کودکربایی وارد ساختار داستان میشود. «ماه پنهان» داستان آدمهایی است که در دل یک بدهی، با بحران خانوادگی، قضاوتهای اشتباه و تصمیمهایی سرنوشتساز مواجه میشوند؛ اما کودکربایی بهعنوان عنصر اصلی تعلیق، چندان بر کلیت فیلم سوار نمیشود. حتی در بعضی لحظات چنین به نظر میرسد که این خط داستانی به بدنه فیلم اضافه شده است.
از این رو، نسبت کودکربایی ، با درونمایه و شخصیتپردازی وصلۀ ناجوری است. کاراکتری که فیلم پس از وقوع حادثه برای ما میسازد، الزاماً در شأن چنین تصمیمی ترسیم نشده است. به همین دلیل، کنش او از نظر روانی نیازمند زمینهچینی بیشتری است. از سوی دیگر، واکنش زن به کودکربایی نیز چندان اقناعکننده نیست. او طبیعتاً باید نسبت به عملی که انجام داده آگاهی داشته باشد، اما فیلم در مقطعی تلاش میکند با پنهان نگه داشتن اطلاعات از مخاطب، تعلیق ایجاد کند.
اینجا «اغفال مخاطب» جای «تعلیق» را میگیرد؛ در حالی که تعلیق زمانی مؤثر است که مخاطب اطلاعات بیشتری از شخصیت نداشته باشد، نه اینکه اطلاعات منطقی شخصیت نیز صرفاً برای حفظ غافلگیری از او پنهان شود.
از همین منظر، زمینهچینی طولانی ابتدای فیلم نیز قابل نقد است. بخشهایی از این مقدمه را میتوان حذف کرد، بدون آنکه به استخوانبندی روایت آسیب جدی وارد شود. حتی به نظر میرسد نقطه عطف فیلم میتوانست از شهربازی آغاز شود؛ جایی که روایت امکان ورود مستقیمتری به بحران پیدا میکند. چنین انتخابی میتوانست ریتم فیلم را نیز فشردهتر کند.
در ادامه نیز، ورود شخصیتهای متعدد و غیرضرور به بازجویی، از قدرت پایانبندی میکاهد. «ماه پنهان» ظرفیت آن را داشت که با تمرکز بر بحران خانواده و پیامدهای انتخاب شخصیتها، با یک یا چند خردهروایت دقیق و تأثیرگذار به پایان برسد؛ نه اینکه برای جمعبندی، اطلاعات و شخصیتهای تازهای را وارد میدان کند.
با همۀ این نقدها، نخستین ساخته محمدرضا یکانی را باید در نسبت با سینمای مستقل و دغدغهمند دید. «ماه پنهان» فیلمی بیمسأله نیست، اما مسأله دارد و همین تفاوت مهمی است. فیلمساز به سراغ خانواده، مادری، فداکاری، فشار اجتماعی، انتخابهای اخلاقی و پیامدهای تصمیمهای فردی رفته است. شاید فیلم در بعضی نقاط اسیر الگوهای آشنای سینمای اجتماعی میشود، اما تلاش آن برای بازسازی همین الگوها و حرکت میان سینمای مستقل و سینمای مخاطبمحور، قابل احترام است.
وقتی ایثار از یک انتخاب اخلاقی به یک اجبار عاطفی تبدیل میشود، آیا هنوز میتوان آن را فداکاری نامید یا باید آن را شکل دیگری از قربانی کردن خود دانست؟ پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر معماری که 11 سال با خانواده اش در یک خانه پلاستیکی زندگی کرد (+عکس) نظرات کاربران خبر قبل درویش ارمنی از خانقاه صفی علی شاه تا نجات دختر خطاکار (+صدا) اشتراک گذاری : پایان جولان جیببرها در اتوبوسهای بیآرتی؛ ۲ سارق در تور پلیس گرفتار شدند بیشتر بخوانید: تیپ جنجالی رایحه تیموری با طرح ماه در اکران ماه پنهان (+عکس) استایل بازیگران در اکران مردمی «ماه پنهان»؛ از لیندا کیانی تا بهار قاسمی تماشاخانه بفرمایید جنوب ؛ پیادهروی در حمام داغ و تخممرغ با طعم آسفالت یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




















































































































