قیمت طلا امروز




 پیشانی

 سایت جوان آنلاین / ۲۴ ساعت قبل

جانم سوخت ولی در مصیبتش صبر کردم

روز اول به ما گفتند مهدی ۹۵ درصد سوخته است. ۹۵درصد سوختگی کسی که جانت به جانش بسته است، چیز کمی نیست! روز بعد گفتند از پیشانی تا پشت شکستگی دارد. نهایتاً گفت...
 جانم سوخت ولی در مصیبتش صبر کردم
جوان آنلاین: فاطمه پورخلفی و همسرش «پاسدار شهید مهدی سهرابی» به عنوان دو جوان دهه هشتادی، تنها هشت ماه از ازدواج‌شان می‌گذشت که آقا مهدی به شهادت رسید. این دو یک زندگی ساده، اما پر از عشق و محبت را تجربه می‌کردند تا اینکه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در خردادماه ۱۴۰۴ آغاز شد و با شهادت مهدی، سرنوشت دیگری برای این خانواده رقم خورد. شهید سهرابی یکی از نیرو‌های جوان هوافضای سپاه بود که برای جنگ با شقی‌ترین دشمنان اسلام و بشریت یعنی صهیونیست‌ها، رخت رزم پوشید و هنگام مقابله با دشمن به شهادت رسید. در حالی که نزدیک به یک سال و دو ماه از شهادت آقا مهدی می‌گذرد، همسرش فاطمه پورخلفی راوی مجاهدت‌ها و خاطرات مردی می‌شود که در زندگی مشترک‌شان، دنیایی حرف و خاطره از خود برجای گذاشته است. 

چطور با شهید سهرابی آشنا شدید؟ ایشان موقع شهادت چند سال داشتند؟ 

ما در یک محله زندگی می‌کردیم و خانواده‌ها با یکدیگر آشنایی داشتند. البته خودم شهید را قبل از ازدواج ندیده بودم. پدرم شهید را می‌شناخت و پدر آقا مهدی بحث خواستگاری را مطرح کردند. آن موقع من کلاس دوازدهم بودم. سال ۱۴۰۰ بود. شهید که متولد ۴اسفند سال ۷۹ است (می‌توانیم بگوییم متولد ۸۰ است) فقط ۲۰ سال داشت. بعد از خواستگاری و مراسم اولیه، نهایتاً ۲۷ اسفند سال ۱۴۰۰ عقد کردیم. دو سال و هفت ماه عقد بودیم و هشت ماه قبل از شهادت آقا مهدی ازدواج کردیم. بعد از قریب به سه سال و سه ماه و چند روز زندگی مشترک، ۲۷ خرداد سال ۱۴۰۴ آقا مهدی که فقط ۲۴ سال داشت، مجروح شد و بعد از چهار روز و نیم که در کما بود، به شهادت رسید. 

پس زمان خواستگاری، ایشان پاسدار نبودند؟ 

نه، آن موقع دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد بود. البته ایشان برای استخدام سپاه اقدام کرده و مراحلی از گزینش را هم گذرانده بود. بعد از استخدام در سپاه، آقا مهدی از دانشگاه انصراف داد و به دانشکده افسری در تهران رفت. یعنی ازدواج‌مان با استخدام آقا مهدی تقریباً در یک زمان صورت گرفت. 

اولین نکته‌ای که از اخلاق ایشان درک کردید چه بود؟ 

حسن‌خلق مهدی و ادب و احترامی که برای افراد قائل می‌شد، طوری بود که اگر کسی حتی یک بار مهدی را می‌دید، متوجه ادب در کردار و گفتارش می‌شد. بسیار مسئولیت‌پذیر بود و هر کاری را به بهترین نحو ممکن به آخر می‌رساند. اهل کمک کردن بود. فرقی نمی‌کرد به غریبه‌ها در قالب اردو‌های جهادی بسیج باشد یا به دوست و آشنا و غریبه یا در کار‌های خانه به من که همسرش بودم. نماز اول وقت برایش در اولویت قرار داشت و دائم‌الوضو بود. خیلی خوش‌اخلاق و مهربان بود و در نهایتِ ادب، فردی شوخ‌طبع بود. 

ما در این سه سال و چند ماه لحظات نابی را با هم تجربه کردیم. با هم نماز جماعت می‌خواندیم، با هم پیتزا یا کیک می‌پختیم، گاهی با هم ظرف می‌شستیم و بهترین رفیق و همراه برای همدیگر بودیم. یکی از بهترین اوقات دونفره ما نیز وقت‌هایی بود که به گلستان شهدا می‌رفتیم و بین مزار شهدا راه می‌رفتیم و از شهدا صحبت می‌کردیم. 

در همان گلزار شهدا که می‌رفتید، ایشان به شهید خاصی توجه داشتند؟ 

دو شهید بزرگوار بودند که مهدی بیشتر از بقیه شهدا به آنها توجه داشت: شهید سید جعفر موسوی که از شهدای دفاع مقدس و دایی پدر آقا مهدی هستند و الان پیکر شهید مهدی در کنار همین شهید گرانقدر دفن شده است. من یک نکته‌ای را هم می‌خواهم اینجا برای اولین بار بگویم؛ قبلاً جایی نگفته‌ام. زمانی که آقا مهدی به دنبال کار‌های استخدام در سپاه بودند، به سردار شهید غلامرضا یزدانی خیلی متوسل شدند و موانع و مشکلاتی که در کار گزینش پیش آمده بود، کاملاً حل شده بود. به همین خاطر مهدی علاقه خاصی هم به این شهید گرانقدر داشت. در اصل، شهید یزدانی که از شهدای عرفه هستند و کنار شهید احمد کاظمی به شهادت رسیدند، جواب توسل‌های آقا مهدی را داد و واسطه استخدام مهدی در سپاه شد. 

خود آقا مهدی از احتمال شهادتش حرف می‌زد؟ 

قبلاً عرض کردم که ایشان خیلی شوخ‌طبع بود و هر وقت که می‌خواست از شهادتش بگوید، طوری در لفافه و شوخی می‌گفت که من خیلی جدی نمی‌گرفتم. بعضی وقت‌ها هم که با جدیت از شهادت حرف می‌زد، آخرش را با شوخی تمام می‌کردیم. راستش از اخلاق و منش ایشان که به قول شهید سلیمانی «شهیدانه» زندگی می‌کرد، می‌توانستم حدس بزنم که ایشان به شهادت می‌رسد. اما اصلاً فکرش را نمی‌کردم که به این زودی‌ها چنین اتفاقی بیفتد. وقتی مهدی با ذوق از شهادت در جوانی می‌گفت، من با شوخی می‌گفتم: «نه! الان خیلی زود است. تو باید مثل سردار حاجی‌زاده و شهید طهرانی‌مقدم شوی و بعد شهید شوی. اصلاً وقتی ۶۳سالت شد، شهید شو.» در جوابم می‌خندید و با همان لحن آرام می‌گفت: «در جوانی شهید شدن یک لذت دیگری دارد.» من هم حرفش را به حساب مزاح می‌گرفتم و ازش می‌گذشتم. 

یک خاطره هم یادم افتاد که تعریف کنم. یک بار که به گلزار شهدا رفته بودیم، به مزار یک زن و شوهری رسیدیم که از جمله شهدای هواپیمای اوکراینی بودند. این صحبت بین‌مان رخ داد که اگر ما هم مثل این دو نفر با هم شهید بشویم خوب است. اما آقا مهدی گفت: «من باید شهید بشوم و شما بمانی و از من روایت کنی.» آن موقع خیلی به حرفش توجه نکردم. ولی الان کاملاً متوجه شدم که آن روز چه منظوری داشت. 

در صحبت‌های‌تان به فعالیت‌های قرآنی خودتان اشاره کردید. در این زمینه چه فعالیت‌هایی داشتید؟ 

تقریباً از زمان بچگی این توفیق را داشتم که بخشی از زندگی‌ام به آموزش قرآن گره خورده بود. از ترتیل و قرائت و حفظ و بعد که بزرگ‌تر شدم، در کنار ترتیل و حفظ، به مفاهیم قرآن هم پرداختم. الان هم بخشی از قرآن را حفظ هستم و افتخار خادمی و مربی‌گری حفظ قرآن را دارم. 

به عنوان یک دختر مذهبی، زندگی با شهید سهرابی باعث ارتقای معنوی شما شد؟ 

امام شهید یک جمله‌ای دارند به این مضمون که آن زندگی مبارک است که زن و شوهر بتوانند همدیگر را از لحاظ معنوی ارتقا بدهند. من از شهید بردباری و گذشت را یاد گرفتم و چند نکته اخلاقی که ایشان در آن زمینه‌ها خیلی جلوتر از من بود. در زمینه رعایت مسائل دینی هم شهید سهرابی چند شاخصه در رفتارهایش داشت. مثلاً همیشه دائم‌الوضو بود. می‌گفت: «وقتی می‌خواهیم دست و روی‌مان را بشوریم، چه فرقی می‌کند وضو بگیریم که فضیلت هم دارد.» همچنین ایشان در هر شرایطی حتی وقتی عجله داشت، حتماً بعد از هر نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) را می‌خواند. شاید به همین دلیل هم بود که مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها به شهادت رسید. 

به شهادت آقا مهدی برسیم. آخرین دیدارتان چه زمانی بود؟ 

۲۳ خردادماه که بامدادش جنگ شروع شد، یک روز قبل از عید غدیر بود و ما آن شب (شامگاه ۲۲ خرداد) به مراسم جشنی به مناسبت عید غدیر رفته بودیم. خیلی هم خوش گذشت و واقعاً شب خاطره‌انگیزی بود. یک جور‌هایی انگار خدا می‌خواست آخرین لحظات درکنار هم بودن‌مان یک شب خاطره‌انگیز باشد. بعد از اینکه به خانه برگشتیم و شام خوردیم، یادم است گویا یمن یکی از کشتی‌های اسرائیلی را زده بود. من با دیدن این خبر زیر لب و با لحن خاصی شعر «ای لشکر حیدر کرار» را می‌خواندم. مهدی پرسید: «چه شده؟» گفتم: «یمن، کشتی صهیونیست‌ها را زده و خیلی خوشحالم که بالاخره در دنیا یک نفر جلوی اسرائیل ایستاده است.» 

تقریباً ساعت یک بامداد بود که با مهدی تماس گرفته شد. با اینکه خواب‌آلود بود، با عجله آماده شد. پرسیدم: «خبری شده؟!» گفت: «نه. این آماده‌باش هم مثل آماده‌باش‌های دیگر است. می‌روم و احتمالاً دو ساعت دیگر یا نهایتاً تا صبح برمی‌گردیم.» خلاصه آقا مهدی رفت و صبح تماس گرفت و کمی صحبت کرد و در آخر از من خواست که به خانه مادرم بروم. من گفتم: «چی شده؟» گفت: «چیزی نیست، نگران نباش. فقط اینکه من فعلاً نمی‌توانم به خانه بیایم. باز هم تماس می‌گیرم.» بعد یک‌شنبه مجدداً تماس گرفت و آخرین باری که با آقا مهدی صحبت کردم، دوشنبه شب بود. بعدازظهر ۲۷ خرداد من خیلی حالم بد بود. استرس و دل‌آشوبه داشتم. شب، پدر ایشان تماس گرفت و گفت که مهدی مجروح شده است. (عصر مهدی مجروح شده بود) اول فکر کردم احتمالاً پایش مجروح شده. اما نمی‌دانستم که اوضاع وخیم‌تر از تصورات من است. 

گویا شهید سهرابی بعد از مجروحیت چند روزی بستری بودند؟ 

بله. ایشان چهار روز و نیم بعد از مجروحیت به شهادت رسید و در این چند روز در کما بودند. آن شب وقتی پدر مهدی به دنبال من آمد، مرا به خانه خودشان برد. پرسیدم: «چرا بیمارستان نمی‌رویم؟» در جواب بهانه می‌آوردند و می‌گفتند: «الان امکان ملاقات نیست.» من خیلی بی‌قرار بودم و یک لحظه آرام نمی‌شدم. نهایتاً از زن عموی شهید پرسیدم و گفتم: «راستش را به من بگویید.» ایشان گفت که آقا مهدی سوخته است و سوختگی‌اش زیاد است. صبح زود به بیمارستان رفتیم. اول اجازه ملاقات نمی‌دادند و بعد از چند ساعت بالاخره اجازه دادند به صورت محدود و همراه با پروتکل‌های خاص به ملاقات همسرم برویم. وقتی مهدی را دیدم، حالم خیلی بد شد. من تحمل دیدن کوچک‌ترین زخمی روی دست مهدی را نداشتم ولی آن موقع، با بدنی روبه‌رو شدم که از سر تا پا باندپیچی بود و صورتش هم ورم داشت. از همان لحظه بی‌قراری من دوچندان شد. هر بار که به بیمارستان می‌رفتیم، انگار روضه جدیدی در ذهن‌مان مرور می‌شد؛ روز اول به ما گفتند مهدی ۹۵ درصد سوخته است. ۹۵ درصد سوختگی کسی که جانت به جانش بسته است، چیز کمی نیست! روز بعد گفتند از پیشانی تا پشت شکستگی دارد. نهایتاً گفتند که پشت سرش کاملاً باز شده و قفسه سینه‌اش هم شکسته و بدنش پر از ترکش است. همان روز اول وقتی به خانه رفتم، بلافاصله پدر و مادرم به بیمارستان رفتند. بعد از آمدنشان حس می‌کردم حال آنها حتی از حال من هم بدتر است. به جرئت می‌توانم بگویم که پدر و مادرم دامادشان را مثل فرزند خودشان دوست داشتند و برای او بی‌تابی می‌کردند. از سؤال‌هایی که از من درباره جراحات مهدی می‌پرسیدند، فهمیدم که شاید آنها چیز‌هایی می‌دانند که من از آن بی‌اطلاعم. بعد از یک روز فهمیدم که فرق سر مهدی شکافته شده. مادرم از دکتر پرسیده بود که چرا بالشت زیر سر مهدی خیس است؟ دکتر به مادرم گفته بود: «یک واقعیتی هست که باید در جریان باشید. ضربه شدیدی به سر ایشان وارد شده و فرق سرش شکافته شده...» 

در روز‌های بعد هم باز به ملاقات شهید رفتیم. ولی هر بار که به بخشی که مهدی آنجا بود می‌رفتم، به قدری گریه می‌کردم که ناچار می‌شدند من را از بخش بیرون کنند. تا یک روز قبل از شهادتش که انگار خدا به واسطه انسی که با قرآن داشتم، یک صبر عجیبی به من عطا کرد. 

این صبری که گفتید، چطور به قلب شما آرامش داد؟ 

قبلش عرض کنم که من در آن چهار روز یا برای ملاقات مهدی به بیمارستان می‌رفتم یا به خاطر اینکه اصلاً خواب و خوراک نداشتم و حالم خیلی بد بود، مرا به درمانگاه می‌رساندند و سرم می‌زدند. روز آخر در حیاط بیمارستان نشسته بودم و قرآنی که با آن کلام‌الله را حفظ می‌کردم در دست داشتم. کمی قرآن خواندم. بعد به خدا گفتم: «داغ مهدی هرچه باشد، در برابر مصائب حضرت زینب سلام‌الله‌علی‌ها در کربلا چیزی نیست. حضرت زینب (س) داغ امام و چندین نفر از خانواده‌شان را دیدند. ولی خدایا من مثل خانم حضرت زینب (س) صبور نیستم. اگر به این طاقت و صبر کم من باشد که نمی‌توانم تحمل کنم. پس خدایا از خودت کمک می‌خواهم. اگر قرار است او جانباز شود و من پرستاری‌اش را بکنم، خودت توان و طاقتش را به من عطا کن و اگر هم قرار است مهدی شهید شود، صبرش را بده.» این حرف‌ها و راز و نیاز‌ها با خدا انگار یک آرامش عجیبی به من داد. با دلی آرام و قدمی استوار جمله «السلام علی قلب زینب الصبور» را زمزمه می‌کردم و از حیاط به اتاق محل بستری مهدی می‌رفتم. 

این بار بالای سر مهدی ایستادم، با او صحبت کردم و قرار و مدار‌هایی با او بستم. کمی قرآن خواندم و بعد هم از زیر قرآن ردش کردم و مهدی را، دلم را و مسیر کل زندگی‌ام را به خدا سپردم و راضی شدم به همان چیزی که خدا به آن راضی بود. 

همان جا از خدا خواستم برای ادامه این راه، حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) را به کمکم بفرستد. بالاخره سخت بود در این سن و سال، در اوج خوشبختی و جوانی بخواهم چنین غم سنگینی را به دوش بکشم. 

بامداد یکم تیر، دوباره حالم دگرگون شد. حس می‌کردم که این حال بد برای این است که پشت و پناه زندگی‌ام، مهدی، یا به شهادت رسیده یا اینکه قرار است به زودی شهید شود. قرآنم را برداشتم و در آغوش گرفتم. گفتم: «خدایا تو بگو امشب چه اتفاقی افتاده یا قرار است چه بشود؟» 

قرآن را باز کردم. صفحه ۸۹ آمد و اولین آیه‌ای که چشمم به آن خورد، آیه ۶۹ سوره نساء بود: وَمَن یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِم مِّنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا. آنجا بود که فهمیدم از این به بعد، شکل بودن همسرم تغییر کرده و بهترین رفیق و یار و یاورم که مورد فضل ویژه خدا قرار گرفته، بهترین رفیق دنیا و آخرتم شده است. همان شب حدود ساعت ۳ (قبل از اذان صبح) روح بلند مهدی پر کشید. 

پس صبر را در این مصیبت انتخاب کردید؟ 

بله، البته من آدمی نبودم که بتوانم در نبود مهدی صبوری کنم. ولی خدا لطف کرد و چنان صبری در وجودم قرار داد که بعد از شنیدن خبر شهادت همسرم، کمک حضرت زهرا و حضرت زینب (سلام‌الله‌علیهما) را حس می‌کردم و از اول تا آخر مسیر تشییع را پشت تابوت شهیدم رفتم. 

این را هم بگویم که مهدی خیلی محب امام حسن مجتبی علیه‌السلام بودند و همیشه دوست داشتند خادم‌الحسن باشند. هر موقع مراسمی برای امام حسن (ع) گرفته می‌شد، مهدی با اشتیاق فراوانی در آن محفل خدمت می‌کرد و هر جایی که می‌توانست را مزین به نام ایشان می‌کرد؛ پروفایل‌های فضای مجازی، لباس پاسداری و... همیشه می‌گفت: «دوست دارم کاری کنم و کمی از غربت آقا امام حسن (ع) کم شود.» 

به نظر من عشق مهدی به امام حسن (ع) آنجا خیلی خودش را نشان داد که مثل پدر و مادر امام حسن (ع) به شهادت رسید. یعنی مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها پیکرش سوخت و مثل امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام فرق سرش شکافته شد و در سحرگاه به شهادت رسید. 

در همه مراسم مهدی، روضه امام حسن (ع) خوانده شد و مهدی را شهید امام‌حسنی خطاب می‌کنند. چه افتخاری بالاتر از اینها برای یک خادم اهل‌بیت وجود دارد؟ 

به عنوان کلام آخر باید بگویم که شهدا، افرادی هستند که مثل ما بودند و به واسطه انجام کار‌های کوچکی که در کنار هم باعث شد شهیدانه زندگی کنند، خدا به آنها عنایت ویژه‌ای کرده و آنها را با عنوان شهید از دنیا برده است. 

شهدا از جمله شهید مهدی سهرابی که قبل از شهادتش هم فردی بسیار مهربان و دلسوز و اهل کمک کردن بود، قطعاً حالا که محدودیت زمانی و مکانی ندارند، دستشان برای کمک بازتر است. اگر دلمان را به آنها گره بزنیم و آنها را واسطه خیر از جانب خدا کنیم، دستگیر ما هستند. چرا که خدا زنده بودن شهدا را تضمین کرده است.







یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - 23 August 2026
سایت تابناک

دستور برخورد قاطع با مروجین فساد و برهنگی در مشهد

زنان خانه‌دار؛ نیروی کار نامرئی که بیمه و امنیت اقتصادی ندارد
خبرگزاری مهر

زنان خانه‌دار؛ نیروی کار نامرئی که بیمه و امنیت اقتصادی ندارد

فعال حوزه زنان و خانواده، معتقد است خانه‌داری فعالیتی مولد است که هنوز به اندازه کافی به رسمیت شناخته نشده است
سایت عصرایران

جزئیات حادثه هولناک جاده هراز؛ ۷ کشته و ۶ مصدوم در سقوط ون به دره

روزنامه دنیای اقتصاد

تهدیدی برای اقتصاد یا فرصتی برای فناوری؟

بازگشت آرام‌آرام«حجاب» به میدان تنش اجتماعی
روزنامه توسعه ایرانی

بازگشت آرام‌آرام«حجاب» به میدان تنش اجتماعی

سعیده علیپور چند ده نفر در ساحل میانکاله کنار هم ایستاده اند و زنجیره ای انسانی ساخته اند؛ نه برای حفاظت از تالاب یا اعتراض به
سیاه‌نمایی از ایران
روزنامه شرق

سیاه‌نمایی از ایران

در روزهای گذشته برنامه اینترنتی «‌آزاد» با محدودیت‌های قضائی مواجه شد و هم‌زمان طرحی در دستور کار مجلس قرار گرفت که به طرز شگفت‌آوری محدودیت‌های بی‌وجهی برای فعالیت‌های علمی کشور پدید می‌آورد.
روزنامه شرق

ظفرقندی: دروغ می گویند دارو تحریم نیست

روزنامه هفت صبح

چگونه فشارهای اقتصادی و اجتماعی «ناجنبش‌»های شهری را می‌سازد؟

تکرار شوخی هر ساله‌ «شهریه ممنوع»!
روزنامه هفت صبح

تکرار شوخی هر ساله‌ «شهریه ممنوع»!

‌والدین تهرانی می‌گویند مدارس هنگام ثبت‌نام مبالغی مطالبه کرده‌اند که نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است
سایت خبرآنلاین

پزشک عراقی علیه ایران؟/ واکنش فوری هلال‌احمر به یک ویدئوی جنجالی

سایت خبرفوری

بازداشت ۸ نفر از عوامل نزاع و درگیری در سعادت‌آباد تهران/ ویدئو

سهم ۱۳درصدی صنعت ساختمان از بازار کار
سایت اکونگار

سهم ۱۳درصدی صنعت ساختمان از بازار کار

معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، گفت: صنعت ساختمان ۱۳ درصد بازار کار را به خود اختصاص داده است.
سایت رکنا

فیلم چهره باز دزدان سریالی موتورسیکلت های میلیونی تهرانی / آنها را می شناسید ؟! + گفتگو

از گرمازدگی در عسلویه تا مرگ داخل لوله‌های جوشکاری/ نگاهی به فوت کارگر حین کار/ مستمری بازماندگان چگونه تعیین می‌شود؟
خبرگزاری ایلنا

از گرمازدگی در عسلویه تا مرگ داخل لوله‌های جوشکاری/ نگاهی به فوت کارگر حین کار/ مستمری بازماندگان چگونه تعیین می‌شود؟

یک کارشناس حقوقی گفت: اگر فوت کارگر ناشی از حادثه کار نباشد، این موضوع از نظر مسئولیت کیفری کارفرما با فوت ناشی از حادثه کار تفاوت دارد.
امر جنسی دارد بحران می‌شود - همدلی
روزنامه همدلی

امر جنسی دارد بحران می‌شود - همدلی

شهراد شاهرخی طهرانی فعال رسانه انسان‌ها برای یک زندگی سالم نیازمند آرامش و شادابی و سلامت هستند ، لذا جامعه زمانی می‌تواند به این آرامش و سلامت اجتماعی دست پیدا کند که یکی از نیازهای اصلی جامعه، یعنی غریزه جنسی افراد مطابق عرف یا شرع یا هر قرارداد اجتماعی مورد وثوق جامعه تأمین شده [ ]
هیأت امنای دانشگاه؛ پلی به سوی آینده یا آیینه‌ای از قدرت؟ - همدلی
روزنامه همدلی

هیأت امنای دانشگاه؛ پلی به سوی آینده یا آیینه‌ای از قدرت؟ - همدلی

ژاله حساس خواه عضو هیات علمی دانشگاه گیالن انتصاب اخیر اعضای حقیقی هیأت امنای دانشگاه گیلان ( شامل نماینده ولی فقیه، استاندار، دو نماینده مجلس، معاون اسبق رئیس‌جمهور و یک عضو هیأت علمی ) نه از آن رو تأمل‌برانگیز است که منصوبان بی‌صلاحیت‌اند، بلکه از آن رو که پرسشی بنیادین را برمی‌انگیزد: وقتی به [ …
روزنامه هفت صبح

همدستی زن سوم و مرد غریبه در مسمومیت مرگبار شوهر

روزنامه هفت صبح

سکانس پایانی قتل شریک به خاطر بدهی سنگین

هزینه های پنهان آلودگی نفتی - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

هزینه های پنهان آلودگی نفتی - سایت خبری اقتصاد پویا

حسین قیدر / خلیج فارس به دلیل نیمه‌بسته بودن، عمق نسبتاً کم و تراکم بالای فعالیت‌های نفتی و دریایی، از زیست‌بوم‌های حساس جهان محسوب می‌شود. هرگونه ورود نفت خام، سوخت کشتی‌ها یا فرآورده‌های نفتی به آب می‌تواند در مدت کوتاهی در سطح وسیعی منتشر شود. جریان‌های دریایی نیز ممکن است آلودگی را از محل اولیه [ …
سایت رویداد‌ ۲۴

دانشگاه پیام نور منحل می‌شود؟

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| تشکیل زنجیره انسانی در میانکاله برای مقابله با بی‌حجابی

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| اولین تصویر از متهمان کودک‌ربایی در تهران

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| مجری صداوسیما کمبود دارو را گردن مردم انداخت

سایت عصرایران

جریان نوزاد ربوده‌شده تهرانی

در ضرورت  امر رفاه
سایت عصرایران

در ضرورت امر رفاه

وقتی رفاه عمومی برقرار است، استرس و اضطرابهای ناشی از نگرانی برای حال و آینده کاهش می‌یابد و این وضعیت متعادل و پایدار، سلامت روان خانواده را به دنبال دارد.
سایت رکنا

کشف جسد سوخته مرد جوان در حوالی اتوبان امام علی

آسفالت یک رودخانه در الیگودرز؛ شهردار دقیقا به چه می‌اندیشد؟ / این رودخانه‌ دیگر قرار نیست رودخانه باشد
سایت فرارو

آسفالت یک رودخانه در الیگودرز؛ شهردار دقیقا به چه می‌اندیشد؟ / این رودخانه‌ دیگر قرار نیست رودخانه باشد

آسفالت بستر رودخانه الیگودرز با این استدلال انجام شده که رودخانه جریان دائمی ندارد و بستر آن مشکلاتی برای شهر ایجاد می‌کرده اما آیا تنها راه ساماندهی همین بوده است؟ اگر باران شدید و سیلاب بیاید تکلیف مردم چیست؟
سایت فرارو

زنان موتور سوار در تصادفات حمایت بیمه‌ای ندارند/ دختران ۱۶ ساله موتور سواری می کنند

سایت فرارو

تصاویر؛ آموزش تیراندازی به دختران جوان در تهران

سایت فرارو

اظهارات عجیب متهم دزدی نوزاد دو ماهه/ علت کودک ربایی اختلاف پدر و مادرش بود

سایت اقتصاد ۲۴

فیلم/ حمله با تبر و قمه به سالن ورزشی در نسیم‌شهر!

«خانه ریز» کلاهی گشاد بر سر فرودستان متقاضی مسکن؟!
خبرگزاری ایلنا

«خانه ریز» کلاهی گشاد بر سر فرودستان متقاضی مسکن؟!

در شرایط انقباض شدید سفرۀ کارگران و بازنشستگان، طرح «فروش سانتی‌متری مسکن» به‌جای اجرای اصل ۳۱ قانون اساسی، پس‌اندازهای خرد فرودستان را به عنوان سوخت تازه، به کورۀ بورس‌بازی مستغلات تزریق می‌کند و احتمالاً به بازار بی‌رونق بسازو بفروش‌ها رونق می‌بخشد.
سایت عصرایران

فیلم پربازدید از پرتاب شد موتور خودروی پژو پارس در تصادف!

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بنویسید نون ببر کباب بیار، بخوانید زنگ هشدار برای ساترا

کنکور ۱۴۰۵ در سایه جنگ و سئوالات سخت/ تکلیف آزمون را برای همیشه مشخص کنید
سایت تابناک

کنکور ۱۴۰۵ در سایه جنگ و سئوالات سخت/ تکلیف آزمون را برای همیشه مشخص کنید

کنکور سراسری ۱۴۰۵ در حالی روزهای ۲۹ و ۳۰ مرداد برگزار شد که کشور هنوز تحت تأثیر شرایط امنیتی و فضای ناشی از جنگ قرار داشت؛ با این حال، آزمون در فضایی آرام و...
دعوای رضا رشیدپور و وحید اشتری بر سر قالیباف؛ چرا اختلافات بالا گرفت؟
سایت رویداد‌ ۲۴

دعوای رضا رشیدپور و وحید اشتری بر سر قالیباف؛ چرا اختلافات بالا گرفت؟

جدال تازه رضا رشیدپور و وحید اشتری بر سر «سیسمونی‌گیت» از یک کنایه در فضای مجازی فراتر رفته و به تقابل دو روایت درباره سبک زندگی مسئولان، ساده‌زیستی و ریاکاری سیاسی تبدیل شده است؛ تقابلی که در آن، پرونده‌های قدیمی و اختلافات جناحی بار دیگر به سطح آمده‌اند.
مسیر دولت جامعه‌سالار
سایت ایران آنلاین

مسیر دولت جامعه‌سالار

مطالعه نسبتاً جامع پیرامون عوامل ناکامی دولت‌های مختلف در همراه‌سازی مردم با پروژه‌ها و برنامه‌ها، نشان می‌دهد به میزان توجه به وجوه اجتماعی برنامه‌ها و به میزان احساس اعتماد و دیده‌شدن طرح‌ها از سوی جامعه، خوانش از دولت‌ها در افکار عمومی هم شکل گرفته است.
حساس‌تر از دوران اشغال
سایت روزنامه سازندگی

حساس‌تر از دوران اشغال

تاجرنیا در سی‌ویکمین مجمع عمومی انجمن اسلامی: وضعیت کنونی کشور حساس‌تر از دوران اشغال ایران در جنگ جهانی دوم است
تقابل روایت‌ها
سایت روزنامه سازندگی

تقابل روایت‌ها

انتشار میزگرد جنجالی؛ چرا پرونده پژمان جمشیدی دوباره به افکار عمومی بازگشت؟
سایت هم میهن

مگر کسی گفته بود....؟

خشک شدن تالاب‌ها؛ زنگ خطر ریزگردها و برهم خوردن تعادل اکوسیستم
سایت سلامت نیوز

خشک شدن تالاب‌ها؛ زنگ خطر ریزگردها و برهم خوردن تعادل اکوسیستم

رئیس بخش تحقیقات آبخیزداری و بهره‌وری منابع آب و خاک مرکز تحقیقات، آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان تهران با تأکید بر نقش راهبردی تالاب‌ها در کنترل سیلاب، حفظ تنوع زیستی و تعدیل اقلیم، هشدار داد که تداوم خشک شدن تالاب‌ها، به‌ویژه تالاب بندعلیخان، می‌تواند به شکل‌گیری کانون‌های جدید گرد و غبار در استان …
    
سایت رکنا

فیلم لحظه آتش زدن عمدی یک خانه در ورامین توسط 2 مرد / آتش افروزها دستگیر شدند

سایت تابناک

خواستگاری مکارانه؛ اخاذی با تصاویر خصوصی یک دختر

حق طلاق؛ ابزار احقاق حقوق زنان یا تهدید بقای خانواده؟
سایت آفتاب نیوز

حق طلاق؛ ابزار احقاق حقوق زنان یا تهدید بقای خانواده؟

یک استاد دانشگاه با اشاره به تجربه کشور‌های دیگر در مدیریت مسائل خانوادگی، گفت: مهریه‌های سنگین و تمرکز مطلق بر حق طلاق در ایران، به جای ایجاد تعادل و امنیت...
چرا جامعه ناراضی، لزوماً جامعه رادیکال نیست؟
خبرگزاری ایسنا

چرا جامعه ناراضی، لزوماً جامعه رادیکال نیست؟

دکتر خسرو کنعانی، رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی در یادداشتی که در اختیار ایسنا گذاشت، به طرح این پرسش پرداخت که «چرا جامعه ناراضی، لزوماً جامعه رادیکال نیست؟»
خبرگزاری ایرنا

چهره به چهره با چالش معیشت

خبرگزاری ایرنا

اسطوره استوار استان‌های ایران

سایت رویداد‌ ۲۴

پاسخ المیرا شریفی مقدم به پزشکیان درباره قیمت بنزین

رسانه‌ملی؛ از سانسور منتقدان تا حذف صدای مقامات
روزنامه هفت صبح

رسانه‌ملی؛ از سانسور منتقدان تا حذف صدای مقامات

‌مهم‌ترین رسالت صداوسیما تقویت منافع و امنیت ملی و وحدت است
سایت شهرآرانیوز

ماه‌ها تلاش برای یک روز سرنوشت‌ساز | گزارشی از حال‌وهوای حوزه امتحانی دانشگاه فردوسی مشهد در آخرین روز کنکور + فیلم

سایت رکنا

کشف جسد زن 40 ساله در سقز/ پلیس در حال بررسی ابعاد مرگ مشکوک این جنایت است

دانشگاه، نهادسازی و مسئولیت اجتماعی دانش‌آموختگان
سایت هم میهن

دانشگاه، نهادسازی و مسئولیت اجتماعی دانش‌آموختگان

از منظر جامعه‌شناختی، پویایی جامعه و شکل‌گیری مشارکت موثر، بیش از هر چیز از مسیر نهادسازی می‌گذرد.
شهریه «ممنوع» روی کاغذ؛ مطالبه «پول» در مدارس هیات امنایی علی‌رغم دستور وزیر
روزنامه تعادل

شهریه «ممنوع» روی کاغذ؛ مطالبه «پول» در مدارس هیات امنایی علی‌رغم دستور وزیر

با وجود تأکیدات مسوولان وزارت آموزش و پرورش مبنی بر ممنوعیت دریافت شهریه در مدارس هیات امنایی، همزمان با آغاز فرآیند ثبت‌نام سال تحصیلی جدید، برخی خانواده‌ها...
         
اعتماد عمومی؛ سرمایه‌ای که با بخشنامه ساخته نمی‌شود
روزنامه عصر اقتصاد

اعتماد عمومی؛ سرمایه‌ای که با بخشنامه ساخته نمی‌شود

مهدی باقری، کارشناسی ارشد حقوق کیفری و جرم شناسی در هر اقتصادی، سرمایه فقط پول، کارخانه و تجهیزات نیست. یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های هر جامعه، اعتماد عمومی است؛ اعتمادی که به‌سادگی به دست نمی‌آید و با تصمیم‌های متناقض، وعده‌های بی‌پشتوانه و بی‌توجهی به مطالبات مردم می‌تواند به‌تدریج کاهش پیدا کند. اقتصاد …
سایت عصرایران

بفرمایید جنوب ؛ پیاده‌روی در حمام داغ و تخم‌مرغ با طعم آسفالت

سایت عصرایران

فرونشست متروی پرند بازهم به مرحلۀ هشدار رسید

عجیب‌ترین کنکور با صبورترین کنکوری‌ها
روزنامه عصر اقتصاد

عجیب‌ترین کنکور با صبورترین کنکوری‌ها

راضیه حسینی بالاخره کنکور امسال هم برگزار شد. کنکوری که شاید بتواند لقب عجیب‌ترین دوره را از آن خود کند. به نظرمان داوطلبان امسال همگی به‌نوعی آسیب‌دیده هستند. اصلاً همین که توانستند در شرایط جنگی، آتش‌بسی که بود ولی نبود و پساجنگ خود را به آزمون برسانند نشان می‌دهد یک خاورمیانه‌ای تمام‌عیار هستند. یک …
         
دادرسی عادلانه و ضرورت بازنگری نظام قضایی - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

دادرسی عادلانه و ضرورت بازنگری نظام قضایی - مردم سالاری آنلاین

دادرسی عادلانه، صرفا مجموعه ای از تشریفات اداری برای رسیدگی به اختلاف ها و جرایم نیست؛ بلکه ...
سایت تابناک

لحظه تصادف وحشتناک موتورسوار زن

کنکور تمام شد، آزمون‌زدگی ادامه دارد
سایت آوش

کنکور تمام شد، آزمون‌زدگی ادامه دارد

تعویق 50‌روزه برگزاری کنکور و امتحانات نهایی، پس از چند ماه‌ ابهام درباره زمان دقیق برگزاری آن، برنامه و ریتم زندگی بسیاری از داوطلبان و خانواده‌ها را برای مدتی طولانی تحت‌ تأثیر قرار داد.