رئیسجمهور رژیم تروریستی امریکا بار دیگر به سراغ همان سلاحی رفته که در سالهای گذشته بارها روی میز گذاشته است، یعنی آنچه «فشار حداکثری» مینامد و به تهدید حامیان ایران متوسل شده است. این در حالی است که شدیدترین فشارهای اقتصادی در زمان اوباما علیه ایران به کار گرفته شده که همگی بیاثر بوده است. ترامپ در پیام اخیر خود از «سنگینترین عملیات اقتصادی تاریخ علیه یک کشور» سخن گفته و تهدید کرده هر کشور، بانک، شرکت، فرودگاه یا نهاد دولتی که به ایران «نفس مصنوعی» برساند، با «پیامدهای اقتصادی عظیم» روبهرو خواهد شد. تحریم نفت، انتقال پول، صرافیها، شرکتهای پوششی، ثبت کشتیها و شبکههای مالی، همه در فهرست اهداف قرار گرفتهاند. واشینگتن اینبار صراحتاً کشورها، بانکها و شرکتهای همکار با تهران را به انزوا تهدید کرده تا با مسدودسازی شریانهای مالی، حملونقل و بیمه، هزینه تجارت خارجی ایران را بالا ببرد.
وزیر خزانهداری ترامپ نیز مدعی شد بامداد روز گذشته بزرگترین تهاجم مالی تاریخ علیه ایران آغاز میشود. حالا این تهدیدهای مرحلهای به یک یادداشت در فایننشالتایمز منتهی شده و هنوز خبری از دستور اجرایی نیست. محور اصلی یادداشت هم فشار بر کشورها و بازیگرانی است که به تجارت و تعامل مالی با ایران ادامه دهند. بنابراین هنوز باید میان ادبیات تهدید و اقدام حقوقی و اجرایی تفاوت قائل شد. بازار و رسانه ممکن است با یک توئیت، یک مصاحبه یا یک مقاله سیاسی تکان بخورد، اما تحریم زمانی به ابزار واقعی تبدیل میشود که قواعد، فهرست اهداف، دامنه اجرا و سازوکار تنبیه آن مشخص شود.
پاسخ مقتدرانه تهران به رجزخوانی امریکا
مسئولان کشور تهدید اخیر ترامپ را تکراری و بیاثر میخوانند و از آمادگی کامل برای مهار فشارها خبر میدهند، چراکه تنبیه جدید و تحریم جدیدی علیه ایران اتفاق نیفتاده است. آنچه فشار حداکثری نامیده میشود بارها و بارها از زمان اوباما تاکنون علیه ایران وضع شده است. در این خصوص عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، در واکنشی روشن به این هیاهو، اظهارات وزیر خزانهداری امریکا را مصداق «رجزخوانی» دانسته و با مرور تجربه دوره گذشته ریاستجمهوری ترامپ میگوید: آنها هر کاری میتوانستند تا امروز انجام دادهاند و ادعاهای اخیر، محدودیت و فشار تازهای ندارد که ما را به فروپاشی برساند.
وی میافزاید: چه کاری مانده که نکردهاید؛ دشمن در طول سالهای گذشته هر آنچه در توان داشته در حوزه تحریمهای نفتی و بانکی به کار گرفته و اقدام ساختاری جدیدی برای انجام دادن باقی نمانده است.
رئیسکل بانک مرکزی اظهار میدارد: در سال ۹۹ کل درآمد نفت و گاز دولت ۷ میلیارد دلار بود، در آن شرایط که ترامپ روی کار بود، ایستادگی کردیم و آن شرایط را گذراندیم و در زمان حاضر نیز گذر خواهیم کرد. امروز دشمنان میگویند میخواهند تحریم صددرصدی را شروع کنند، به آنان میگوییم؛ دیگر چه کاری مانده که انجام ندادهاید. همتی با تفکیک دقیق میان «سختی و فشار اقتصادی» با «فروپاشی» میافزاید: هدف دشمن القای حس بنبست و فروپاشی است، در حالی که اقتصاد ایران به رغم تحمل دشواریها، تابآوری خود را حفظ کرده و چرخه تولید و مبادلات به پیش میرود.
همتی، در نشست با اعضای مجمع کارآفرینان ایران میافزاید: شرایطی که در شش ماه گذشته داشتیم بسیار سخت بود، اما مجموعه دولت و کسانی که دستی بر آتش داشتند، تلاش کردند با وجود مشکلات جدی مردم، جریان زندگی در کشور ادامه داشته باشد و تابآوری داشته باشیم. وی همچنین میافزاید: از بهمنماه پیشبینی شرایط سخت را میکردیم و شروع کردیم به دپوی ارز در جاهای گوناگون و همین باعث شد بتوانیم قول مؤکد بدهیم که ارز مورد نیاز کالاهای اساسی و دارو را تأمین میکنیم، تا پایان سال ارز موردنیاز صنعت را هم تأمین خواهیم کرد.
واکنش غریبآبادی به اظهارات وزیر خزانهداری امریکا
در بعد دیپلماتیک و رسانهای نیز، تناقض آشکار ادعاهای امریکا بلافاصله به چالش کشیده شد. کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه کشورمان در واکنش به اظهارات ضدایرانی وزیر خزانهداری امریکا میگوید: آقای بسنت! حساب روایتتان جور درنمیآید؛ میگویید توان نظامی ایران «برچیده»، صددرصد کارخانههای نظامی «نابود» و برنامه هستهای «دفن» شدهاند، اما برای همین ایران، «بزرگترین تهاجم مالی تاریخ» و بسیج «تمام نهادها و اختیارات» امریکا لازم شده است! این پیروزی است یا اعتراف به شکست امریکا؟!
همچنین اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز با تأکید بر اینکه ایران آغازکننده تنش نبوده و در دفاع از حقوق سرزمینی و ملی خود با اقتدار عمل میکند، بهرهگیری از ظرفیتهای چندجانبه نظیر بریکس و سازمان شانگهای و توسعه مراودات با همسایگانی، چون پاکستان، عمان و افغانستان را پاسخی راهبردی برای بیاثر کردن فشارهای یکجانبه غرب عنوان میکند و میگوید: از «تحریمهای فلجکننده» تا «فشار حداکثری» و جنگ اقتصادی، امریکا بهدنبال تسلیمکردن ملتی است که تصمیم گرفته از حقوقش کوتاه نیاید.
کاربران خارجی پاسخ تهدیدات وزیر خزانهداری امریکا را دادند
همچنین اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانهداری امریکا، درباره آغاز «بزرگترین حمله مالی» علیه ایران و ادعای نابودی توان نظامی و هستهای آن، با واکنش کاربران خارجی مواجه شد. در واکنش به این مواضع، برخی کاربران خارجی ادعاهای بسنت و دولت ترامپ را متناقض دانستند. آنها پرسیدند اگر همانطور که بسنت ادعا میکند و میگوید توان نظامی و برنامه هستهای ایران تقریباً بهطور کامل نابود شده و تهران در آستانه شکست قرار دارد، پس چرا واشینگتن همچنان به دنبال اعمال فشار اقتصادی بیشتر و قطع شریانهای مالی ایران است. برخی کاربران همچنین ادامه تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به توافق با ایران را در تضاد با ادعای «نابودی کامل» این کشور دانستند و تأکید کردند که ادامه جنگ اقتصادی و تلاش برای مذاکره، خود میتواند نشاندهنده آن باشد که برخلاف ادعاهای مقامهای امریکایی، واشینگتن هنوز نتوانسته اهداف خود را در قبال تهران محقق کند.
همچنین در عرصه دفاعی و امنیتی نیز پیام بازدارندگی با شفافیت مخابره شد. سردار محبی، سخنگوی سپاه با اشاره به پیشینه ۴۷ ساله تحریمها، تهاجم مالی اخیر را در قالب «جنگ ادراکی و روایتی» تحلیل کرد، نبردی که در آن دشمن میکوشد با عملیات روانی، اراده جامعه را نشانه بگیرد و تصویری تحریفشده از واقعیت بسازد.
در همین راستا، هشدارهای صریح محسن رضایی درباره خطوط قرمز امنیت انرژی در منطقه و تنگه هرمز و تأکید بر پاسخ متقابل به هرگونه مشارکت در محاصره اقتصادی، در کنار مواضع محمدباقر قالیباف پیرامون آمادگی همسایگان برای ایجاد ترتیبات امنیتی و اقتصادی جدید درونمنطقهای، نشان داد که راهبرد کشور در برابر تهدیدات خزانهداری امریکا، تکیه بر اقتدار میدانی، هوشیاری ادراکی و همگرایی بومی است.
کنشگران معتقدند برآیند مواضع دولت ایران نشان میدهد تکیه امریکا بر کلیدواژه «تهاجم مالی بیسابقه»، بیش از آنکه متکی به ابزارهای جدید اقتصادی باشد، نشاندهنده تخلیه ظرفیتهای تحریمی و تلاش برای جبران آن از مسیر جنگ روانی است. هرچند هدف امریکا ایجاد اختلال در محاسبات فعالان اقتصادی و تحمیل هزینههای جانبی به مبادلات تجاری است، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده که انباشت سازوکارهای خنثیسازی تحریم، ظرفیت مانور واشینگتن را به حداقل رسانده است. پاسخ مؤثر به این فضاسازیها در گام نخست، نیازمند آن است که در کنار پاسخهای دیپلماتیک و بازدارندگی سیاسی و امنیتی، تمرکز اصلی در داخل کشور بر روانسازی جریان بازگشت ارز، گرهگشایی از موانع پیشپای صادرکنندگان و حمایت ملموس از چرخه تولید متمرکز بماند. تقابل فعلی، بیش از هر چیز سنجش تابآوری اقتصادی و سرعت عمل در تصمیمگیریهای کلان است، جایی که مصونسازی شریانهای تجاری، خنثیسازی جنگ روانی و پاسخگویی به نیازهای معیشتی، مرز میان تحمل فشارهای تکراری و عبور موفق از آنها را مشخص میکند.







































































































