در روزگاری که «مذاکره» دوباره به یکی از مناقشهبرانگیزترین واژههای فضای سیاسی ایران تبدیل شده است، یک پرسش تاریخی نیز دوباره خود را به رخ میکشد: آیا میتوان با استناد به اندیشه و سیره سیاسی امام خمینی، مذاکره را ذاتاً و در همه شرایط، امری مذموم و حتی خیانت دانست؟
این پرسش را نمیتوان با یک جمله از امام پاسخ داد. چرا که در سخنان و رفتار سیاسی او، هم مواضعی بسیار صریح در رد مذاکره دیده میشود و هم مواردی از گفتوگو، ملاقات و مذاکره با مخالفان و دشمنان، حتی نمایندگان دولتهای متخاصم خارجی. اگر قرار باشد تنها یکی از این دو دسته را ببینیم، تصویری ناقص از امام خواهیم ساخت.
مسئله، ظاهراً جای دیگری است: امام با چه مذاکرهای مخالف بود و چه مذاکرهای را میپذیرفت؟ این پرسش، ما را از جستوجوی یک «بله» یا «نه» ساده فراتر میبرد و به منطق تصمیمگیری سیاسی امام نزدیکتر میکند. مذاکره؛ آری یا نه؟ …




















































































































