او شبیه آدمهایی است که بعد از شروع جنگ با شدتگرفتن کمبود دارو روبهرو شدند و حالا برای پیداکردن دارو باید راهی داروخانههای مختلف شوند که در بیشتر موارد همه دارو را هم پیدا نمیکنند. بسیاری از افرادی که برای تهیه دارو در داروخانهها بودند، معتقدند شرکتهای بیمه به دلیل کاهش توان مالی و افزایش هزینهها، بوروکراسی تأیید نسخهها را سختتر و زمانبرتر کردهاند. به شکلی که دریافت تأییدیه گاه ساعتها یا حتی چند روز طول میکشد و در نهایت نیز تضمینی برای تحویل دارو وجود ندارد. همزمان، شماری از بیماران میگویند داروخانهها نیز همراهی لازم را با آنها ندارند و در مواردی بهجای تلاش برای تأمین داروی تحت پوشش بیمه، آنها را به خرید آزاد دارو هدایت میکنند. ماجرایی که حالا مسئولان وزارت بهداشت و نمایندگان مجلس هم بهصراحت به آن اشاره میکنند. مثلا عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس گفته بود کشورهای ثالث برای تأمین دارو عمدتا شامل هندوستان، ترکیه و چین هستند: «تقریبا دیگر از کشورهای اروپایی استفادهای نداریم و از طرفی امروز متأسفانه بیمههای ما بهموقع مطالبات داروخانهها را پرداخت نمیکنند و همین در نهایت به ضرر بیماران است».
کمبود دارو، گرانی و ساعتها سرگردانی میان داروخانهها و شعب بیمه، حالا به بخشی از تجربه روزمره بسیاری از بیماران تبدیل شده است؛ بحرانی که به گفته مسئولان و فعالان صنعت دارو، پس از شروع جنگ و اختلال در زنجیره تأمین، نشانههای آن پررنگتر شده است. پیش از این هم مدیرکل روابط عمومی وزارت بهداشت هشدار داد اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند، کشور با چالشهای بیشتری در تأمین دارو روبهرو خواهد شد؛ چراکه مشکلات دیگر فقط به مواد اولیه محدود نیست و تأمین اقلامی مانند بستهبندی، آلومینیوم و سایر ملزومات تولید دارو نیز با اختلال مواجه شده است.
این چالش از ماهها قبل شدت گرفته، حتی اواخر فروردینماه امین عینکچی، عضو هیئتمدیره انجمن داروخانهداران، با اشاره به تغییرات ارزی و محدودیتهای ناشی از تحریم، گفته بود برخلاف برخی اظهارات رسمی، کشور با کمبود دارو مواجه است و از زمان بروز این تحولات، واردات بخشی از داروهای خارجی عملا با مشکل روبهرو شده است. گزارش میدانی «شرق» از داروخانههای منتخب تهران نشان میدهد این هشدارها حالا در زندگی روزمره بیماران نمود پیدا کرده است.
داروخانه ۱۳ آبان؛ دارو نیست
جلوی داروخانه ۱۳ آبان بیشتر آدمها با استیصال در رفتوآمدند. زنان و مردانی که برای تهیه دارو چند داروخانه را در سطح شهر زیرپا گذاشتند: «دارو نیست، دارو گران است». این جمله را بیشتر آنها تکرار میکنند؛ کسانی که برای تهیه داروی خود یا یکی از نزدیکانشان به اینجا آمدهاند، این داروخانه جزء داروخانههای منتخب تهران است، اما عمدتا همه اقلام نسخه را تأمین نمیکند و بیماران ناچارند راهی داروخانههای دیگر شوند تا شاید بتوانند چند قلم دیگر از داروهای مورد نیازشان را پیدا کنند. بعضی از آنها برای تهیه دارو، نسخه به دست، از شهرهای دیگر راهی این داروخانهها شدهاند اما تمام داروها را به دستشان نمیرسانند. مثل مرد سالخوردهای که در گرمای ظهر، عرق صورتش را با گوشه آستین پاک میکند و میگوید: «برای داروی بیماری خاص آمدهام. جواب درست که نمیدهند. هرجا میرویم، میگویند نداریم. این داروها برای بچه است. از شهرستان آمدهایم دنبال این داروها، ولی کسی جواب درستی به ما نمیدهد».
در دست بیشتر مراجعهکنندگان، چند برگ کاغذ و نسخه دیده میشود. زن میانسالی که برای تهیه داروهای دیابت منتظر ایستاده، از گرانی داروهایش میگوید: «سه ماه قبل، پنج عدد انسولین و چند داروی دیگرم را با بیمه ۲۵۰ هزار تومان میگرفتم و الان شده یک میلیونو ۵۰۰ هزار تومان. از کجا بیاورم؟ از مامازند پاکدشت آمدهام. چندجا را گشتم، گفتند نداریم. با بیمه تأمین اجتماعی هم ندادند، چون تأیید نشد و مجبور شدم آزاد تهیه کنم. همین چند قلم دارو شده دو میلیونو ۲۸۰ هزار تومان. این فقط بخشی از داروهایم است. شما بگویید از کجا بیاورم؟ مستأجرم، سرپرست خانوارم، ندارم، ولی مجبورم این داروها را تهیه کنم».
پلههای این داروخانه هیچوقت خلوت نمیشود. پسر جوانی همراه مادرش که هدبند سفیدی به سر دارد، روی پلهها ایستادهاند. مقصد بعدیشان داروخانه هلالاحمر است. میگوید: «داروی پوست و مو برای مادرم است، برای داروی ریزش موهایش اما چندجا را گشتیم، هیچجا پیدا نشد. باید باز هم بگردیم. از صبح درگیر دارو هستیم». میان این جمعیت، مرد میانسالی که برای تأییدیه نسخه و داروهایش ساعتها در داروخانه منتظر مانده، از روند دریافت دارو گلایه میکند: «خیلی اذیت میکنند و حتی همه اقلامی را که دکتر نسخه کرده، نمیدهند. همین داروها نسبت به قبل از جنگ، شش تا هفت برابر گرانتر شده است. از طرفی، بین بیمهها و داروخانهها اصلا هماهنگی وجود ندارد و باید یک روز کامل برای تأییدیه و تهیه دارو وقت بگذاریم». میان صحبتهایشان جمله «برای زندهماندن دنبال دارو آمدهایم» را چند نفر با عبارتهایی متفاوت تکرار میکنند.
در میان آنها، دختر جوانی با چند کیسه دارو از داروخانه بیرون میآید و میگوید: «برای سرطان پدرم، هر ۱۰ روز باید دارو تهیه کنیم. بخش قابل توجهی از هزینه را بیمه پرداخت میکند، ولی دوندگی بسیار زیادی دارد. مثلا برای تأییدیه بیمه سلامت، از ساعت هشت صبح اینجا بودم و حالا که حدود دو و نیم بعدازظهر شده، کارم تمام شده است. البته باز هم از ۱۰ قلم دارو، فقط هشت قلم را توانستم بگیرم و برای تهیه بقیه باید به داروخانههای دیگر یا ناصرخسرو سر بزنم. در تمام طول درمان، برای تهیه دارو همین مشکلات را داشتهایم». ماجرا برای داروهای اعصاب و روان هم تفاوتی ندارد. پسر جوانی که با عجله از داروخانه بیرون میرود، در جملهای کوتاه میگوید: «برای داروهای روانپزشکی آمدهام. از سه ساعت قبل اینجا بودم و تا الان فقط توانستم نصف داروها را تهیه کنم».
چند متر آنطرفتر، زن دیگری با کیسهای دارو ایستاده است. برای داروهای صفری، از صبح زود به اینجا آمده و میگوید: «شاید ۳۰ یا ۴۰ جا را گشتم و آخر سر اینجا توانستم مشابه دارو را پیدا کنم. آن هم از شش بسته، فقط دو بسته را با بیمه گرفتم. بقیه را باید آزاد تهیه کنم که فقط همین یک بسته ۴۵۰ هزار تومان میشود. در مجموع، ماهی ۲۰ میلیون تومان هزینه تأمین داروهای مادرم است؛ هزینهای که بعد از جنگ، شرایطش از قبل هم بدتر شده است». همان لحظه، دو زن سالخورده، آرامآرام، با تکیه به دیوار، از پلهها پایین میآیند. برای تهیه داروهای بیماری مبتلا به سرطان پروستات آمدهاند، اما دست خالی برمیگردند. یکی از آنها توضیح میدهد: «میگویند دارو نیست و باید آزاد تهیه کنید، چون بیمهها و داروخانهها با هم مشکل پیدا کردهاند. داروخانهها هم تمایل دارند داروها را با قیمت آزاد به مردم بدهند و برای همین مردم اینقدر اذیت میشوند. ما را خسته کردند». حالا ساعت به سه و نیم بعدازظهر نزدیک شده، اما سالن داروخانه همچنان شلوغ است. مردم با نسخههایی در دست، مدام وارد میشوند و بیرون میروند؛ نسخههایی که برای بسیاری از آنها هنوز به دارو تبدیل نشدهاند.
داروخانه ۲۹ فروردین؛ آخرین ایستگاه بیماران
بلندگو هر چند ثانیه یکبار شمارهای را تکرار میکند و داخل داروخانه، جمعیت زیادی در صف انتظار برای تهیه دارو ایستادهاند. اینجا هم مانند دیگر داروخانههای منتخب، آخرین امید بسیاری از بیماران برای تهیه دارو است. ماشین آمبولانس از راه میرسد. مأمور اورژانس بهسرعت وارد سالن داروخانه میشود و زنی بیحال که روی صندلی دراز کشیده را معاینه میکند. چند زن و مرد با صورتهای گرفته دورش جمع میشوند. مردی فریاد میزند: «برای گرفتن یک دارو آنقدر ما را اذیت میکنید که این هم نتیجهاش میشود». دستان مرد میلرزد، اما پسر جوانی جلو میرود تا این مرد میانسال را آرام کند و از کنار بیمار دور میکند. کمکم از شلوغی اطراف بیمار کاسته میشود. در همان لحظات زن جوانی از سالن همین داروخانه بیرون میآید و میگوید: «همین الان برای تهیه دارو، آنقدر داخل سالن با کارمندان داروخانه دعوا کردم که حالم خیلی بد است. برای تهیه داروی پلاویکس قلب آمدهام که باید هر روز مصرف کنم، ولی برای ۲۸ روز به من دارو داده بودند و باید همان تمام میشد تا دوباره اقدام کنم. اما حالا دارو نمیدهند و دو روز است داروی به این مهمی را نخوردهام. میگویند تأمین اجتماعی باید تأیید کند، در حالی که واحد تأمین اجتماعی داخل داروخانه، سر ظهر تعطیل میکند. تازه اگر هم تأیید شود، باید ۵۰ روز صبر کنم تا بتوانم با بیمه دارو را بگیرم. برای تهیه آزاد این دارو هم باید هر برگ یک میلیونو ۵۰۰ هزار تومان پرداخت کنم که ندارم. سر همین مسائل و با این قلب مریض دعوا کردم». میان صدای بلندگو که شمارهها را یکی پس از دیگری تکرار میکند، مردی میانسال از معطلی طولانی برای تأییدیه دارو و تشکیل پرونده میگوید: «من مشکل پروستات دارم و آمپولهای سهماهه مصرف میکنم. از ظهر آمدهام و هنوز هم نتوانستهام دارو را تهیه کنم. اصلا معلوم نیست این دارو را دارند یا نه. جواب درستی هم نمیدهند». همان لحظه، زن دیگری جلو میآید که برای تهیه داروهای سرطان پروستات آمده است. میگوید: «دیگر هیچجا راحت به ما دارو نمیدهند. برای تهیه دارو باید سختی بکشیم. برای همه داروها گفتند باید بیمه جداگانه تأیید کند. وقتی بیمه تأیید میکند، بعد داروخانه باید بررسی کند که آن دارو را دارد یا نه. از صبح زود آمدهام و حالا عصر شده است. بعد از دو ساعت انتظار در داروخانه، تازه الان میگویند این دُز دارو را نداریم و فقط دُز پایینتر آن بهصورت آزاد موجود است که برای همان هم دوباره باید پزشک تأیید کند و همه این مشکلات از نو شروع شود. بعد از جنگ، همه چیز بد و بدتر شده است. آنقدر امروز اذیت شدم که سردرد گرفتم».
در میان این رفتوآمدها، دو پسر جوان با چند کیسه دارو روی نیمکتی مینشینند. یکی از آنها میگوید: «از صبح معطل چند قلم داروی سرطان شدهایم. فقط تأییدیه بیمه برای دارو چند ساعت طول کشید. حقیقت این است که روند تأییدیه بیمه خیلی اذیت میکند و در نهایت هم ممکن است بعد از ساعتها انتظار، داروخانه چند قلم از داروها را نداشته باشد و ما مجبور شویم تهیه آنها را در داروخانههای دیگر پیگیری کنیم». آنطرفتر، پیرزنی با واکر و نسخهای در دست به سمت داروخانه میآید. از طبقه بالای ساختمان که بیمه است، پایین آمده و داروهایش تأیید شده است. میگوید: «برای تهیه انسولین و چند قرص آمدهام و امیدوارم همه را داشته باشند. فقط یک آمپول برای پوکی استخوان استفاده میکنم که میدانم اینجا ندارد. چند داروخانه را رفتم، هیچکدام این آمپول را ندارند. بعد از جنگ ۴۰ روزه، چند بار پیش آمد که نتوانستم انسولینم را تهیه کنم. باید ماهی ۱۰ انسولین بزنم، ولی ماه قبل داروخانه هلالاحمر فقط هفت عدد داد و الان هم نمیدانم اینجا چند تا میدهند».
بیشتر این آدمها به دلیل گرانی، کمبود دارو و بوروکراسی تأییدیههای بیمه، سردرگم هستند. مرد جوانی که برای تهیه داروهای روماتیسم آمده، از معطلی بیمه و روند تأییدیه برای دریافت دارو میگوید. در این شلوغی، هر فرد روایت جداگانهای از تجربه تهیه دارو دارد. زن دیگری که بدون بیمه، داروهای قند، فشار خون و غدد خود را تهیه کرده، از پرداخت ۱۱ میلیون تومان میگوید؛ مبلغی که چند ماهی است هر ۳۰ روز یک بار پرداخت میکند. با این حال، برای تهیه بخشی از داروهایش، همچنان باید چند داروخانه را بگردد که یکی، دو روز کامل وقتش را میگیرد، با این حال در بسیاری موارد همه داروهایش به صورت کامل تهیه نمیشود. در میان همه این بیماران، مرد میانسالی توضیح میدهد که برای تهیه داروی بیماری خونیاش نتوانسته هیچ دارویی تهیه کند. میگوید: «اینجا میگویند باید پرونده پزشکی تشکیل بدهم و فقط چند داروخانه این دارو را دارند که هزینهاش هم به نظر بالاست. نمیدانستم اینقدر کار اداری دارد. امروز که هیچ کاری انجام نشد. فردا صبح دوباره باید پیگیری کنم». شلوغی این داروخانه تمام نمیشود. غروب نزدیک شده، اما همچنان رفتوآمد در اینجا ادامه دارد. اینجا آخرین امید بسیاری از بیمارانی است که برای پیداکردن داروی مورد نیازشان آمدهاند؛ امیدی که در بسیاری از موارد، با کمبود دارو، گرانی و پیچوخمهای اداری روبهرو میشود.
کمبود اقلام دارویی به دلیل اختلال در حملونقل
سازمان غذا و دارو در هفتههای اخیر در چند نوبت درباره وضعیت تأمین و کمبود دارو در کشور اظهارنظر کرده است. مهدی پیرصالحی، رئیس سازمان غذا و دارو، ششم مرداد در واکنش به آمارهای قابل توجه اعلامشده در رسانهها درباره کمبود دارویی، توضیح داد که این اعداد وضعیت فعلی بازار را نشان نمیدهند، بلکه برآوردهای پیشبینیمحور و سهماهه سازمان از احتمال بروز کمبود در آینده هستند که بهعنوان هشدار زودهنگام به دستگاههای مسئول و تأمینکنندگان منابع مالی ارائه میشود تا با تخصیص بهموقع بودجه، پیشگیری لازم صورت گیرد.
او این توضیح را هم اضافه کرد که اگر یک برند تجاری خاص در بازار نباشد و همان دارو با نام ژنریک یا از سوی تولیدکنندگان دیگر در دسترس باشد، از نظر سازمان کمبود دارویی به شمار نمیرود. یک هفته بعد یعنی ۱۳ مرداد، محمد هاشمی، سخنگوی سازمان غذا و دارو، در واکنش به انتقادها درباره کمبود دارو برای بیماران کلیوی گفت برخی کمبودهای مقطعی اخیر، عمدتاً ناشی از محدودیتهای بینالمللی در تأمین مواد اولیه، مشکلات نقلوانتقال مالی و اختلالات زنجیره تأمین در شرایط خاص کشور بوده است. او این توضیح را هم داد که تخصیص و توزیع داروهای بیماران کلیوی براساس نیاز اعلامی دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور انجام میشود. در همین بازه، مقام مسئولی در سازمان از روند تأمین اقلام راهبردی خبر داد و گفت که تاکنون ۳۱ درصد از اقلام دارویی و ۶۹ درصد از اقلام تجهیزات مصرفی پزشکی به سازمان غذا و دارو تحویل شده و مابقی نیز در حال نهاییسازی سفارش و حمل است. حدود ۲۰ مرداد، رئیس سازمان غذا و دارو بار دیگر و اینبار با لحنی صریحتر بابت کمبود دارویی از همه مردم عذرخواهی کرد و گفت میکوشند وضعیت را مدیریت کنند اما واقعیت این است که محدودیتهای مالی و ارزی وجود دارد. جدیدترین اظهارات به ۲۵ و ۲۶ مرداد بازمیگردد، جایی که پیرصالحی در پاسخ به پرسشی درباره آخرین وضعیت کمبودها گفت که تعداد کمبودها نسبت به ماه گذشته تقریبا نصف شده و اکنون به ۴۳ قلم رسیده است؛ با این حال این وضعیت ثابت نیست و ممکن است در ماه آینده دوباره افزایش یا کاهش پیدا کند. او اضافه کرد کمبود ممکن است در همه دستههای دارویی رخ دهد اما یکی از بیشترین کمبودها در حوزه داروهای اعصاب و روان بوده که بخشی از آن به وابستگی مواد اولیه این داروها به هند مربوط میشود. رئیس سازمان با وجود اعلام کاهش مقطعی کمبودها، تأکید کرده که وضعیت دارویی کشور همچنان شکننده است و کوچکترین اختلال در تأمین ارز، مواد اولیه یا نقدینگی میتواند دوباره فهرست کمبودها را طولانیتر کند.
محمد عبدهزاده، رئیس هیئتمدیره سندیکای صاحبان صنایع داروهای انسانی، با اشاره به وضعیت تولید دارو در کشور، تأکید میکند که تولید دارو در حال حاضر از ثبات نسبی برخوردار است، اما همچنان کمبود برخی اقلام دارویی در سطح داروخانهها، بهویژه داروهای اعصاب و روان، موجب بروز مشکلاتی برای بیماران شده است. به گفته رئیس هئیتمدیره سندیکا، مهمترین علت این کمبودها تأخیر در ورود مواد اولیه دارویی است. او میگوید: «تأخیری که عمدتا به دلیل اختلال در حملونقل هوایی و دریایی، بهویژه در مسیرهای تأمین از هند و چین، ایجاد شده است. این اختلالها از ماههای پایانی سال گذشته تشدید شده و پیامد آن اکنون به شکل کمبود برخی داروها در بازار نمایان شده است. همچنین وزارت بهداشت، وزارت راه و سفارتخانههای ایران در تلاش برای تسهیل روند حملونقل هستند. با وجود ازسرگیری برخی پروازها، هنوز امکان برنامهریزی منظم برای شرکتهای دارویی فراهم نشده است. البته در حملونقل دریایی نیز تغییر مسیر کشتیها و طولانیترشدن فرایند انتقال کالا، ورود مواد اولیه را با تأخیر چندماهه مواجه کرده است». عبدهزاده علاوه بر مشکلات حملونقل، کمبود نقدینگی شرکتهای دارویی را از دیگر عوامل مؤثر بر وضعیت فعلی میداند و میگوید: «تأخیر هفت تا هشتماهه سازمانهای بیمهگر در پرداخت مطالبات داروخانهها، زنجیره تأمین مالی صنعت دارو را با اختلال مواجه کرده است؛ بهگونهای که داروخانهها قادر به تسویهحساب با شرکتهای پخش نیستند و این شرکتها نیز در تأمین نقدینگی لازم برای خرید مواد اولیه با مشکل روبهرو میشوند».
















































































































![[مسعود دشتی درخشان] معنای بشکه در بازار نفت](/news/u/2026-08-19/ettelaat-i03jj.jpg)


















































