این حکایت تا حد زیادی وضعیت کشور را مشخص میکند. کشوری که هر روز با شکل تازهای از ناترازی روبهرو میشود. فقط در ۲۴ ساعت گذشته، سه خبر متفاوت در رسانهها منتشر شد که هرچند به سه حوزه جداگانه مربوط بودند، اما دراصل یک مسئله مشترک را آشکار میکردند. محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، از قاچاق روزانه حدود ۳۰ میلیون لیتر سوخت و مصرف بالای انرژی در کشور گفت. فیروز قاسمزاده، مدیرکل دفتر اطلاعات و دادههای آب کشور درباره وضعیت مخازن سدها گزارش داد و تأکید کرد که میانگین ملی نمیتواند تفاوت شدید شرایط در مناطق مختلف کشور را نشان دهد.
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، نیز از ناترازی در دانشگاه و بخشهای مختلف سخن گفت و دانشگاه را یکی از مهمترین ظرفیتهای کشور برای حل این ناترازیها دانست. این سه خبر یک ارتباط مستقیم با هم دارند. درست که یکی درباره بنزین، دیگری درباره آب و سومی درباره دانشگاه است. اما در یک چیز هر سه آنها مشترک هستند. این که منابع محدود کشور باید به درستی تخصیص پیدا کند، درست مصرف شوند و از هدررفت آنها جلوگیری شود. بنابراین مسئله سوراخهایی است که بخشی از منابع کشور را هدر میدهد.
لذا باید از «ناترازی بخشی» عبور کنیم و به مسئلهای مهمتر، یعنی ناترازی در حکمرانی منابع برسیم. مسئولان کشور معمولاً درباره ناترازیها با زبان کمبود حرف میزنند و از کمبود بنزین، آب، برق و نیروی متخصص گلایه میکنند. اما درباره نحوه توزیع منابع موجود و اینکه چه بخشی از آنها هدر میرود، چه کسی بیشتر از آنها استفاده میکند و چه سهمی برای آینده باقی میماند، کمتر توضیح میدهند.
…


































































































































































