این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، پیامش شاید این باشد: دیگه حس نمی کنم. فکر کنم مناسب هم نیستیم. من الان آمادگی رابطه ندارم. بهتره تمومش کنیم. و گاهی همه این جمله ها درست اند اما گاهی پشت آنها چیزی پنهان تر وجود دارد: دارم زیادی به تو وابسته می شوم و این من را می ترساند. اینجاست که ماجرا از نسل Z و رابطه؛ وارد قلمرو روانشناسی می شود. آیا نسل Z واقعاً از رابطه فرار می کند؟ قبل از اینکه به نسل جدید برچسب بزنیم، باید یک تصور غلط را کنار بگذاریم. جوانان امروز الزاماً ضد ازدواج یا ضد رابطه نیستند. در یک تحلیل Pew Research Center، ۶۹ درصد آمریکایی های ۱۸ تا ۳۴ ساله که هرگز ازدواج نکرده اند گفته اند دوست دارند روزی ازدواج کنند. در عین حال، جوانان امروز نسبت به نسل های قبل دیرتر ازدواج می کنند و تشکیل خانواده را به تعویق می اندازند. پس مسئله لزوماً این نیست که نسل Z عشق نمی خواهد. سؤال دقیق تر این است: نسل Z چه نوع رابطه ای را حاضر است بپذیرد؟ و این دو سؤال زمین تا آسمان با هم فرق دارند.نسل های قبلی می گفتند تحمل کن!؛ نسل جدید می پرسد چرا؟؛ برای بسیاری از نسل های قبلی، ماندن در رابطه یک ارزش بود؛ حتی اگر رابطه دشوار، سرد یا فرساینده می شد. جمله هایی مثل همه زندگی ها مشکل دارند.زن و شوهر باید بسازند. به خاطر بچه ها تحمل کن. هیچ رابطه ای کامل نیست. بخش مهمی از فرهنگ رابطه را تشکیل می داد، اما نسل جدید با مجموعه ای متفاوت از پیام ها بزرگ شده است: مرز داشته باش. خودت را فدای رابطه نکن. اگر رابطه به سلامت روانت آسیب می زند، خارج شو. تو مجبور نیستی چیزی را تحمل کنی که آزارت می دهد. این تغییر لزوماً بد نیست. اتفاقاً می تواند نشانه پیشرفت باشد اما درست همین جا یک سؤال مهم ایجاد می شود: مرز سالم کجاست و فرار از صمیمیت کجاست؟ چون این دو گاهی از بیرون دقیقاً شبیه هم به نظر می رسند. …


































































































































































