به گزارش گروه روانشناسی رکنا، کسی که هیچ وقت نه نمی گوید ممکن است بخشنده باشد؛ اما شاید از ناراحت کردن دیگران بیشتر از خسته کردن خودش بترسد. مرز میان مهربانی سالم و تلاش افراطی برای راضی نگه داشتن دیگران، از یک سؤال آغاز می شود: اگر مطمئن بودید طرف مقابل از تصمیم شما ناراحت نمی شود، باز هم همین کار را انجام می دادید؟ مهربانی یا تلاش برای راضی نگه داشتن دیگران؟
همدلی یعنی احساس دیگری را درک کنیم، مهربانی یعنی به او پاسخی مراقبت آمیز بدهیم و فداکاری یعنی گاهی آگاهانه از منفعت خود به نفع دیگری بگذریم. هیچ کدام از این رفتارها به خودی خود ناسالم نیستند.
مشکل از زمانی آغاز می شود که فرد برای حفظ تأیید دیگران، ادامه یک رابطه یا نگه داشتن تصویر آدم خوب، مرتب خودش را کنار می گذارد و نمی تواند نه بگوید.
دو نفر ممکن است به یک درخواست پاسخ مثبت بدهند، اما انگیزه های متفاوتی داشته باشند. نفر اول می گوید: خسته ام، اما این بار می خواهم کمک کنم. نفر دوم با خودش فکر می کند: اگر نه بگویم، ناراحت می شود؛ خودخواه به نظر می رسم یا شاید دیگر دوستم نداشته باشد.
هر دو بله گفته اند؛ اما یکی انتخاب کرده و دیگری ممکن است برای فرار از اضطراب تسلیم شده باشد. وقتی بله گفتن اضطراب را خاموش می کند
در الگوی راضی کردن افراطی دیگران (People Pleasing) بله گفتن می تواند مانند یک مسکن موقت برای اضطراب عمل کند. درخواست دیگری، ترس از ناراحت کردن او، بروز تعارض یا طرد شدن را فعال می کند. فرد پاسخ مثبت می دهد و تنش او موقتاً کاهش می یابد.
این چرخه معمولاً چنین شکلی دارد: درخواست دیگران موجب اضطراب شده سپس فرد با بله گفتن برخلاف میل خود می خواهد به آرامش موقت برسد.
تکرار این چرخه می تواند به مغز بیاموزد بله گفتن، راه امن تری برای فرار از احساس گناه یا اضطراب است. به همین دلیل ممکن است فرد بارها برخلاف میلش رفتار کند، خسته و خشمگین شود و باز هم نتواند نه بگوید. رفتاری که از بیرون مهربانی به نظر می رسد، گاهی در درون راهی برای کاهش اضطراب است.
چرا ناراحتی دیگران اینقدر مهم می شود؟ …



























































































