این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
جوان آنلاین: جنگها فقط در آسمان و رویزمین اتفاق نمیافتند؛ بخشی از آنها در ذهن ملتها و در محاسبه اراده اجتماعی شکل میگیرد. اگر تحولات ماههای اخیر را در کنار یکدیگر قرار دهیم، میتوان یک خط راهبردی مشخص را مشاهده کرد: فشار اقتصادی برای ایجاد نارضایتی، نارضایتی برای تولید اعتراض، اعتراض برای تبدیل شدن به شورش و در نهایت حمله نظامی برای فراهمکردن شرایط فروپاشی سیاسی جمهوریاسلامی ایران، اما یک حلقه در این زنجیره آنگونه که انتظار میرفت عمل نکرد و آن مردم ایران هستند. آنان نهتنها آنگونه که طراحان فشار خارجی انتظار داشتند علیه ساختار سیاسی کشور به خیابان نیامدند، بلکه با آشکارترشدن ابعاد حمله خارجی، مسئله ایران و تمامیت ارضی برای بخش مهمی از جامعه به مسئلهای مستقل از اختلافات سیاسی داخلی تبدیل شد. اکنون حتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، در میانه جنگ از مردم ایران میپرسد که «چه زمانی قرار است قیام و مبارزه کنند؟»؛ جملهای که بیش از آنکه نشانه موفقیت یک پروژه باشد، میتواند نشانه آشکارشدن یک ناکامی باشد: قدرتی که مدعی شناخت جامعه ایران است، هنوز منتظر اتفاقی است که تصور میکرد حملات نظامی آن را به وجود خواهد آورد. امید اصلی دشمنان
برای فهم روند جنگ باید یک اشتباه رایج را کنار گذاشت. تصور اینکه هدف امریکا و صهیونیستها صرفاً نابودی برخی تأسیسات یا تضعیف توان نظامی ایران است. حتی اگر چنین اهدافی بخشی از برنامه نظامی باشند، در سطح سیاسی مسئله بزرگتری وجود دارد و آن تغییر رفتار و ساختار قدرت در ایران است. ایران کشوری بزرگ، دارای جمعیتی قابل توجه، منابع انرژی گسترده، موقعیت ژئوپلیتیکی استثنایی و ظرفیت نظامی قابل توجه است. بنابراین تغییر بنیادین در ساختار سیاسی آن صرفاً با حمله به چند مرکز نظامی امکانپذیر نیست. …


































































































































































