محمدرضا جلاییپور در نقد سخنان محمدجعفر قائمپناه درباره نسبت میان غنیسازی و هزینههای جنگ نوشته است که موازنه میان جان فرمانده کل قوا یا معیشت مردم با «حق غنیسازی»، منطقی سخیف و آغاز یک شیب لغزنده است؛ شیبی که میتواند به واگذاری توان موشکی، نفوذ منطقهای و حتی تمامیت ارضی بینجامد. این نقد، هرچند میکوشد بر اهمیت مؤلفههای قدرت ملی تأکید کند، خود بر چند خلط مفهومی و استدلالی بنا شده است.
نخست آنکه بیش از نشاندادن یک «شیب لغزنده» در سخن قائمپناه، خود بر همان مغالطه تکیه دارد. از یک گزاره شرطی و محدود درباره غنیسازی، بیآنکه سازوکار علّی مشخصی ارائه شود، به واگذاری توان موشکی، تنگه هرمز، منابع زیرزمینی و تمامیت ارضی میرسد. برای اثبات شیب لغزنده باید نشان داد یک تصمیم چگونه و از چه مسیری، تصمیمهای بعدی را ناگزیر میکند. کنار هم چیدن فهرستی از مؤلفههای قدرت، جای این استدلال را نمیگیرد.
اشکال دوم، خلط هدف و ابزار است. تمامیت ارضی، امنیت و استقلال کشور اهداف ملیاند؛ غنیسازی، توان موشکی و ائتلافهای منطقهای ابزارهای تحقق این اهدافاند. ابزارها مهماند، اما ارزش و کارآمدیشان باید در نسبت با هدف سنجیده شود. اگر هر ابزار به ارزشی مستقل، مقدس و بیرون از دایره ارزیابی تبدیل شود، اساساً جایی برای راهبرد و سیاستگذاری باقی نمیماند.
حتی «حق غنیسازی»، «توانایی فنی غنیسازی» و «سطح و نحوه اعمال این حق» نیز سه مفهوم یکسان نیستند. کشورها ممکن است بدون صرفنظرکردن از حق یا نابودکردن ظرفیت فنی خود، درباره سطح، زمان یا دامنه بهرهبرداری از آن تصمیمهای متفاوت و بازگشتپذیر بگیرند. یکیگرفتن همه این سطوح و سپس امتداددادن آن تا واگذاری سرزمین، استدلال را دقیقتر نمیکند.
تعبیر تحقیرآمیز «قیمت پوشک» نیز مسئله را حل نمیکند. قیمت پوشک فقط عدد روی یک بسته کالا نیست؛ نشانهای از قدرت خرید، امنیت خانواده، امکان فرزندآوری و رضایت عمومی است. همین رضایت عمومی که در متن آقای جلاییپور در شمار مؤلفههای قدرت ملی آمده، از دل زندگی روزمره مردم ساخته میشود. نمیتوان معیشت مردم را در یک جمله کوچک شمرد و چند کلمه بعد آن را یکی از پایههای قدرت ملی دانست.
این نقد با ادعای «از غنیسازی تا تجزیه ایران» تفاوت دارد. قائمپناه میان جان رهبر و تمامیت ارضی نرخ مبادله تعیین نکرد؛ گفت ابزارهای سیاست باید با توجه به نتایج و هزینههایشان ارزیابی شوند. میتوان با نتیجه ارزیابی او مخالف بود، اما نمیتوان اصل محاسبه هزینه را سخیف خواند. کشورها فقط با واگذاری ابزارهای قدرت آسیب نمیبینند؛ گاهی با تبدیل ابزارها به غایتهایی که دیگر اجازه سنجش هزینهشان را نداریم نیز آسیب میبینند.
محمدرضا جلاییپور در صفحهی شخصی خود نوشته بود:
موازنهنماییهای اخیر بین جان فرمانده کل قوا با «حق غنیسازی» یا «قیمت پوشک» منطق اشتباه و سخیفی دارد و همچون یک شیب لغزنده میتواند توجیهگر واگذاری سایر اهرمها و مولفههای قدرت ملی هم بشود؛ از توان موشکی تا تنگهٔ هرمز و منابع زیرزمینی و همپیمانان منطقهای و استقلال راهبردی دیپلماتیک و لوازم توسعهٔ اقتصادی و رضایت عمومی و حتی تمامیت ارضی. رهبران و فرماندهان ایران جانشان را فدا کردند که این مولفهها و استقلال راهبردی و لوازم امنیت و بالندگی بلندمدت ایران و ایرانیان حفظ شود و روشن است برای حفظ جان خود واگذاریشان را روا نمیداشتند.
انتهای پیام































































