جنگ اوکراین نه فقط مسیر تجارت روسیه را تغییر داد، بلکه مسکو را به سمت ساختن معماری مالی و تجاری مستقل از غرب سوق داد؛ از جهش تجارت با چین و تسویه گسترده با روبل و یوان تا تبدیل هند به یکی از بزرگترین خریداران نفت روسیه؛ تجربه چهار سال گذشته نشان میدهد روسیه توانست با تکیه بر ارزهای ملی، زیرساختهای پرداخت غیروابسته به غرب و هدایت متمرکز بانک مرکزی، تحریمها را به فرصتی برای بازآرایی تجارت خارجی تبدیل کند. پس از آغاز جنگ اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ و اعمال گستردهترین تحریمهای مالی و تجاری غرب علیه روسیه، این کشور برای حفظ جریان تجارت خارجی خود به سمت تعمیق روابط اقتصادی با اقتصادهای غیرغربی، به ویژه چین و هند حرکت کرد. نتیجه این روند، افزایش چشمگیر تجارت دوجانبه روسیه با این دو کشور بوده است، به طوری که چین به مهمترین شریک تجاری روسیه تبدیل شد و هند نیز با افزایش شدید خرید نفت روسیه، به یک …
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
جنگ اوکراین نه فقط مسیر تجارت روسیه را تغییر داد، بلکه مسکو را به سمت ساختن معماری مالی و تجاری مستقل از غرب سوق داد؛ از جهش تجارت با چین و تسویه گسترده با روبل و یوان تا تبدیل هند به یکی از بزرگترین خریداران نفت روسیه؛ تجربه چهار سال گذشته نشان میدهد روسیه توانست با تکیه بر ارزهای ملی، زیرساختهای پرداخت غیروابسته به غرب و هدایت متمرکز بانک مرکزی، تحریمها را به فرصتی برای بازآرایی تجارت خارجی تبدیل کند.
پس از آغاز جنگ اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ و اعمال گستردهترین تحریمهای مالی و تجاری غرب علیه روسیه، این کشور برای حفظ جریان تجارت خارجی خود به سمت تعمیق روابط اقتصادی با اقتصادهای غیرغربی، به ویژه چین و هند حرکت کرد. نتیجه این روند، افزایش چشمگیر تجارت دوجانبه روسیه با این دو کشور بوده است، به طوری که چین به مهمترین شریک تجاری روسیه تبدیل شد و هند نیز با افزایش شدید خرید نفت روسیه، به یکی از مهمترین مقاصد صادرات انرژی این کشور تبدیل شده است.
پکن و دهلینو برخلاف فشارها و تهدیدهای آمریکا و متحدان غربی برای محدود کردن تجارت با مسکو، بخش مهمی از روابط اقتصادی خود با روسیه را حفظ کردند. اما اهمیت این تحول صرفاً در افزایش حجم تجارت روسیه با چین و هند خلاصه نمیشود. مسئله اساسیتر، نحوه تسویه این تجارت و تلاش روسیه برای جلوگیری از تبدیل آن به تجارت غیررسمی یا مبتنی بر سازوکارهای تراستی بوده است. مسکو به جای آنکه تجارت خارجی خود را صرفاً از طریق شبکههای غیررسمی و واسطهای برای دور زدن تحریمها ادامه دهد، تلاش کرد زیرساختهای رسمی پرداخت و تسویه دوجانبه را در خارج از نظام مالی غرب توسعه دهد. در تجارت با چین، این سیاست با گسترش استفاده از روبل و یوان به نتیجهای کمسابقه رسید، به طوری که تقریباً همه تجارت دوجانبه دو کشور با ارزهای ملی انجام میشود و استفاده از دلار به حاشیه رانده شده است. …