مهر که نزدیک میشود، برای بیشتر خانوادهها فصل خرید دفتر و مداد، کیف و کفش، لباس مدرسه و آماده شدن برای سال تحصیلی جدید است. برای بسیاری از کودکان، بازگشت به مدرسه یعنی دیدن دوباره دوستان، نشستن پشت نیمکت، یاد گرفتن، بازی کردن و ساختن رویاهایی که هنوز شکل مشخصی پیدا نکردهاند.
اما برای کودکی که سوختگی را تجربه کرده، «بازگشت به مدرسه» ممکن است معنای بسیار عمیقتری داشته باشد. برای او مدرسه فقط یک ساختمان آموزشی نیست؛ یکی از مهمترین مسیرهای بازگشت به زندگی است.
سوختگی در کودکی میتواند آغاز دورهای طولانی از درمان، جراحی، درد، محدودیت حرکتی و مراجعات پزشکی باشد. گاهی کودک هفتهها و ماهها نمیتواند به مدرسه برود و در این فاصله، علاوه بر درس و آموزش، بخشی از ارتباط او با دوستان و محیط اجتماعیاش نیز از بین میرود.
اما مسئله فقط غیبت از کلاس نیست!
وقتی کودک پس از سوختگی بهویژه در صورت و دستها با تغییرات ظاهری قابل مشاهده به مدرسه بازمیگردد، ممکن است با نگاههای کنجکاوانه، پرسشهای آزاردهنده، تمسخر یا حتی طرد همسالان مواجه شود. مدرسهای که باید یکی از امنترین محیطهای رشد کودک باشد، ممکن است برای او به محیطی تبدیل شود که هر روز یادآور تفاوت ظاهری و آسیب گذشته است.
در چنین شرایطی، احتمال کنارهگیری از مدرسه و انزوای اجتماعی افزایش پیدا میکند؛ و اینجاست که یک حادثه جسمی میتواند به مجموعهای از پیامدهای روانی و اجتماعی تبدیل شود. داستان «علی» نمونهای دردناک از همین مسیر است.
علی در سنین پایین دچار سوختگی شد و آثار سوختگی در صورت و دستهایش باقی ماند. زمانی که به مدرسه بازگشت، با تمسخر و رفتار نامناسب برخی همکلاسیها مواجه شد. حضور در مدرسه برایش به تجربهای آزاردهنده تبدیل شد و در نهایت از رفتن به مدرسه فاصله گرفت. …

























![[دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور] آمریکا و روسیه و بحرانهای بینالمللی](/news/u/2026-08-31/ettelaat-x4z7k.jpg)







































