اگر بخواهیم از همین امروز رابطه نسل جوان با شعر و ادب فارسی را تقویت کنیم، به نظر شما اولین اقدام عملی چه باید باشد؟
وقتی بحث فاصله نسل جوان با شعر فارسی مطرح میشود، معمولاً راهحل را در «برنامه جامع» و «سند راهبردی» میبینیم، در حالی که بسیاری از این برنامهها روی کاغذ میمانند. راه عملی، شروع از تجربه شنیداری و حسی شعر، پیش از آموزش و تحلیل است، زیرا شعر برای بسیاری از جوانان با کلاس، امتحان و حفظ اجباری گره خورده است. بنابراین نخستین اقدام، در دسترس قرار دادن اجراهای کوتاه و خوشآهنگ شعر فارسی در فضای مجازی، پادکست و موسیقی است. یک اجرای خوب از غزل حافظ میتواند ارتباطی ایجاد کند که یک ترم کلاس ادبیات نمیکند. تجربه نشان داده است که مشکل اصلی، کمبود علاقه نیست؛ کمبود نقاط تماس جذاب و در دسترس است.
این کار میتواند از سوی رسانهها، معلمان و خانوادهها از همین امروز آغاز شود و جایگزین آموزش عمیق نیست بلکه پیشنیاز آن است. پس به جای شروع از «متن» از «تجربه» شروع کنیم. به جای «باید بدانی» بگوییم «بیا با هم بشنویم.»
آیا باید ابتدا ادبیات کلاسیک را برای نسل جدید سادهتر و قابلفهمتر کنیم یا باید سواد ادبی نسل جدید را افزایش دهیم؟
این سؤال یکی از قدیمیترین مناظرات آموزش ادبیات است، گروهی سادهسازی متون کلاسیک را برای دسترسی نسل جدید ضروری و گروهی آن را تحریف و ابتذال میدانند و بر افزایش سواد ادبی تأکید دارند، اما هیچکدام بهتنهایی کافی نیست. سادهسازی کامل، شعر فارسی را از بخشی از عمق، ظرافت زبانی، موسیقی کلام و لایههای معنایی تهی میکند. ارزش حافظ، سعدی و مولانا فقط در «معنا» نیست. از طرف دیگر، منتظر ماندن برای افزایش سواد ادبی گرفتارشدن در چرخه مرغ و تخممرغ است. سواد ادبی بیشتر حاصل مواجهه مکرر و موفق با متن است تا پیششرط آن. …


















































![[نرگس کریمی] ایرانشناس فرانسوی که دل در گرو حافظ داشت](/news/u/2026-06-30/ettelaat-esqtl.jpg)




























































































