عراق شاید یک استثنا از این الگو بود، اما حتی در بغداد، نخبگان سیاسی عمدتاً از افسران نظامی پیشین عثمانی بودند که سنتهای رفتار طبقاتی حکومتی عثمانی را ادامه میدادند. این گروههای حاکم تلاش میکردند تا پایگاههای محلی حمایتی خود را حفظ کرده و رهبری مبارزه علیه بریتانیا یا فرانسه را بر عهده بگیرند. این امر نیازمند سازشهای گاهبهگاه بود.
رهبران سیاسی محلی در شرایط سلطه امپریالیست خارجی برای حفظ موقعیت خود به حسننیت قدرتهای اشغالگر وابسته بودند. بنابراین، حتی زمانی که رهبران سیاسی عرب استقلال را طلب میکردند، سعی داشتند در نظر مقامات اروپایی محبوب باقی بمانند. آنها سیاستهای نخبگان را در محیطی جدید بهکار میبردند. جایگزینی نظام سیاسی عثمانی با کشورهای مستقل جدید، تعدیلات اقتصادی و ایدئولوژیکی شدیدی را بر ساکنان منطقه تحمیل کرد. آنچه که زمانی یک واحد اقتصادی یکپارچه تحت سلطه یک اقتدار امپراطوری بود، اکنون به تکههایی تقسیم شده بود.
هر دولت عرب جدید دارای تعرفه و مقررات گمرکی خاص، ارز خود و نوع خاصی از روابط اقتصادی با سرپرست اروپاییاش بود. الگوهای تبادل تجاری نیز تغییر کرده بود، زیرا مرزهای جدید شهرهایی مانند حلب را که پیش تر نقطه ورود کالا از دشتهای آناتولی بود، از منابع … …



































































































































































