جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا
روش های رفتار با کودکان، مثال ها را بخوانید
بچه: دفتر نقاشیم پاره شد.
پدر: وای چه بد
بچه: اون رو دوس داشتم
پدر: آدم وقتی میبینه دفتری رو که دوس داره پاره شده خیلی ناراحت میشه.
بچه: من خیلی مواظبش بودم.
پدر: تو واقعاً از دفترت مواظبت میکردی. اتفاق غمانگیزیه. من خیلی متاسف شدم.
پدر اینجا از چه تکنیکی استفاده کرد؟ حتماً میگین از تکنیک همدردی و بیان احساس و تشویق توصیفی. این پدر، هر سه این تکنیکها را بهکار برد. هم احساسش رو فهمید و پذیرفت، هم احساس خودش رو خوب بیان کرد، هم اونو بهخاطر مواظبت از دفترش تشویق کرد. اینطوری: تو واقعاً از دفترت مواظبت میکردی.
توی نمایش بعد، مادر از چه تکنیکهایی استفاده میکنه؟
پسر: مامان معتاد یعنی چی؟
مادر: یعنی یکی که خیلی سیگار میکشه.
پسر: چرا سیگار میکشن؟
مادر: چون احمق هستن. نمیفهمن سیگار براشون بده.
پسر: خوب اگه بده چرا میکشن؟
مادر: خوب احمق هستن، احمق یعنی نفهم.
پسر: یعنی بابابزرگ احمقه؟
مادر: نه بابابزرگ دیگه سنی ازش گذشته، این شده دلخوشیش.
پسر: پس چرا دایی میکشه؟ عمو حسن هم میکشه.
مادر: سیگار خیلی بده، آدم رو مریض میکنه. آدم باید از اونهایی که این کار رو میکنن یاد بگیره خودش نکنه. دیگه نبینم از این سؤالها بکنی. حالا بشین غذات رو بخور. ماکارونی درست کردم.
مادر روش خوبی رو بهکار نبرد. روشش تکنیکی نبود. حالا روش خوب رو ببینین تا تفاوت رو حس کنین.
پسر: مامان معتاد یعنی چی؟
مادر: بگو ببینم، چیزی شنیدی؟
پسر: یکی از دوستام میگفت عموش معتاده. میگفت مواد مخدر میکشه، میگفت مامان و باباش خیلی ناراحت هستن. من فکر میکنم مواد مخدر باید خیلی بد باشه. نه؟
مادر: اره
پسر: میگفت یه چیزی میذارن تو دهنشون دود میکنه.
مادر: آهان
پسر: دودش واسه آدم بده
مادر: آره.
پسر: مامان غذا چی داریم؟
مادر: ماکارونی
• یک تجربه
دختر 16 ساله و پسر 5 سالهام مدام دعوا میکنند. یک بار که دعوا کرده بودند تصمیم گرفتم صبر کنم تا موقعیت خوبی پیش بیاید. یک بار، همین که هر دو آنها داخل ماشین آرام نشسته بودند، گفتم: میدانم که هر دو شما ناراحت هستید. خوب پسرم، تو بگو چکار کنیم که دیگر اینطور نشود؟
پسر: هر روز تولد بگیریم
مادر: نظر تو چی هست دخترم؟
دختر: من باید کوتاه بیایم، اون 5 سالش است.
از اینکه هر دو آنها نظر داده بودند، خوشحال شدم. چون پسرم ایراد میگرفت که مهربان نیستی، ادامه دادم: من هم فکر میکنم اگر کمی مهربانتر بشوم بهتر است. تا حرفم تمام شد پسرم در عین ناباوری من گفت: من هم قول میدهم یک بار من کوتاه بیایم یکبار او.
مادر توی این نمایش از چه تکنیکی استفاده کرد؟ از تکنیک حل مسئله. شاید بگین خیلی واضح نبود. درسته، اما همیشه موقعیت مناسب جور نمیشه. یعنی همیشه نمیشه یه دختر 16 ساله و یک بچه 5 ساله رو در یک موقعیت کنار هم نشوند و تکنیک رو قدم بهقدم اجرا کرد. برای همین تکنیک رو سر صحنه اجرا کرد. منظور از سر صحنه رو که متوجه میشین؟
بعضی وقتها یا شاید هم خیلی وقتها، باید سریع تکنیک رو اجرا کرد. سریع از فرصت استفاده کرد و تکنیک رو اجرا کرد. بهاینکه منتظر موقعیت مناسب نمیمونیم، میگیم اجرای تکنیک سر صحنه.
پدر: وای چه بد
بچه: اون رو دوس داشتم
پدر: آدم وقتی میبینه دفتری رو که دوس داره پاره شده خیلی ناراحت میشه.
بچه: من خیلی مواظبش بودم.
پدر: تو واقعاً از دفترت مواظبت میکردی. اتفاق غمانگیزیه. من خیلی متاسف شدم.
پدر اینجا از چه تکنیکی استفاده کرد؟ حتماً میگین از تکنیک همدردی و بیان احساس و تشویق توصیفی. این پدر، هر سه این تکنیکها را بهکار برد. هم احساسش رو فهمید و پذیرفت، هم احساس خودش رو خوب بیان کرد، هم اونو بهخاطر مواظبت از دفترش تشویق کرد. اینطوری: تو واقعاً از دفترت مواظبت میکردی.
توی نمایش بعد، مادر از چه تکنیکهایی استفاده میکنه؟
پسر: مامان معتاد یعنی چی؟
مادر: یعنی یکی که خیلی سیگار میکشه.
پسر: چرا سیگار میکشن؟
مادر: چون احمق هستن. نمیفهمن سیگار براشون بده.
پسر: خوب اگه بده چرا میکشن؟
مادر: خوب احمق هستن، احمق یعنی نفهم.
پسر: یعنی بابابزرگ احمقه؟
مادر: نه بابابزرگ دیگه سنی ازش گذشته، این شده دلخوشیش.
پسر: پس چرا دایی میکشه؟ عمو حسن هم میکشه.
مادر: سیگار خیلی بده، آدم رو مریض میکنه. آدم باید از اونهایی که این کار رو میکنن یاد بگیره خودش نکنه. دیگه نبینم از این سؤالها بکنی. حالا بشین غذات رو بخور. ماکارونی درست کردم.
مادر روش خوبی رو بهکار نبرد. روشش تکنیکی نبود. حالا روش خوب رو ببینین تا تفاوت رو حس کنین.
پسر: مامان معتاد یعنی چی؟
مادر: بگو ببینم، چیزی شنیدی؟
پسر: یکی از دوستام میگفت عموش معتاده. میگفت مواد مخدر میکشه، میگفت مامان و باباش خیلی ناراحت هستن. من فکر میکنم مواد مخدر باید خیلی بد باشه. نه؟
مادر: اره
پسر: میگفت یه چیزی میذارن تو دهنشون دود میکنه.
مادر: آهان
پسر: دودش واسه آدم بده
مادر: آره.
پسر: مامان غذا چی داریم؟
مادر: ماکارونی
• یک تجربه
دختر 16 ساله و پسر 5 سالهام مدام دعوا میکنند. یک بار که دعوا کرده بودند تصمیم گرفتم صبر کنم تا موقعیت خوبی پیش بیاید. یک بار، همین که هر دو آنها داخل ماشین آرام نشسته بودند، گفتم: میدانم که هر دو شما ناراحت هستید. خوب پسرم، تو بگو چکار کنیم که دیگر اینطور نشود؟
پسر: هر روز تولد بگیریم
مادر: نظر تو چی هست دخترم؟
دختر: من باید کوتاه بیایم، اون 5 سالش است.
از اینکه هر دو آنها نظر داده بودند، خوشحال شدم. چون پسرم ایراد میگرفت که مهربان نیستی، ادامه دادم: من هم فکر میکنم اگر کمی مهربانتر بشوم بهتر است. تا حرفم تمام شد پسرم در عین ناباوری من گفت: من هم قول میدهم یک بار من کوتاه بیایم یکبار او.
مادر توی این نمایش از چه تکنیکی استفاده کرد؟ از تکنیک حل مسئله. شاید بگین خیلی واضح نبود. درسته، اما همیشه موقعیت مناسب جور نمیشه. یعنی همیشه نمیشه یه دختر 16 ساله و یک بچه 5 ساله رو در یک موقعیت کنار هم نشوند و تکنیک رو قدم بهقدم اجرا کرد. برای همین تکنیک رو سر صحنه اجرا کرد. منظور از سر صحنه رو که متوجه میشین؟
بعضی وقتها یا شاید هم خیلی وقتها، باید سریع تکنیک رو اجرا کرد. سریع از فرصت استفاده کرد و تکنیک رو اجرا کرد. بهاینکه منتظر موقعیت مناسب نمیمونیم، میگیم اجرای تکنیک سر صحنه.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست