پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
تئاتر همچون صحنه عملیات

تئاتر و فلسفه در چه نوع سنخ رابطه دیالکتیکی قرار میگیرند؟ پرسشی که از تمثیل «غار» افلاطون سرآغازی شد برای بحث درباره وجوه این دیالکتیک و پاسخ دادن به این پرسش و اکنون شاید بهترین پاسخ برای آن را میتوان از زبان فیلسوف بزرگ فرانسوی ژیل دلوز یافت: «فلسفه تنها راه موجود اندیشیدن و تفکر نیست، بلکه سینما [در اینجا تئاتر] هم شکلی تازه از خلق مفاهیم و ایدهها و ادراکات تازه است.» و همین ادراک و بینش ما را در پیوند نزدیکتری با تئاتر قرار میدهد که نسبت به دیگر هنرها به دلیل چیدمان زندهاش و ارتباط مستقیمش با تماشاگر - که در پارهیی مواقع با شکست «دیوار چهارم» تماشاگر خود نیز جزیی از نمایش میشود- نمود پیدا میکند؛ چنانکه آلن بدیو میگوید: «تئاتر چه عرصه آن بسته باشد و چه گشوده، چه صحنهیی باشد و چه کوچگر، چه نزدیک و چه دور از خویش، همواره نوعی تامل و تعمق عمومی درباره ارتباط یا عدم ارتباط تصنع و زندگی بوده است.» آنچه آلن بدیو از تئاتر میگوید و مینویسد، دیدگاه فیلسوفی است که از ۱۳ سالگی در نقش کودکی عصا در دست در «نیرنگهای اسکاپن» مولیر ایفای نقش داشته است و به واسطه بازی در این نمایش، روح تئاتر و به بیان دقیقتر روح نیرنگهای اسکاپن او را برای همیشه به تسخیر درمیآورد.
اسکاپن در او ماندگار میشود، رشد میکند، پوست میاندازد و ۳۰ سال بعد در سال ۱۹۸۴ انگیزهیی میشود برای بازنویسی خطبهخط این نمایشنامه مولیر در سایه ضرورتهای برآمده از اوضاع سیاسی روز، رویکردی که در دیگر کارهای بدیو نمود بارزی دارد، از جمله نمایشنامه «شال سرخ»؛ چراکه او بیشتر زندگیاش تحت تاثیر بررسی نتایج نهضت مه ۶۸ بوده است؛ اگرچه غالبا در آثار بدیو صحنه نمایش به میدان تضاد و برخورد سیاسی بدل میشود، با این وجود نزد او، تئاتر صرفا و به سادگی رسانهیی در میان دیگر رسانهها برای طرح مسائل سیاسی روز نیست. رابطه تئاتر و سیاست آنطور که بدیو باور دارد عمیقتر، ریشهییتر و درواقع برآمده از نوعی ضرورت است.
بدیو با تاکید بر اینکه تمام متون نظری تئاتر از ارسطو گرفته تا دیدرو یا میرهولد تا برسد به برشت یا گروتفسکی به نوعی درگیر این مساله بودهاند که تامل و تعمق عمومی درباره ارتباط یا عدم ارتباط تصنع و زندگی در تئاتر بوده است، محور چنین تاملی را بازیگر یا اجراگر میداند و میگوید: «هموست که در نقطه کانون اتصال- انفصال رابطه میان تصنع و زندگی قرار میگیرد. » به زعم او بازیگر موجود زندهیی است که خودانگیختگی حیاتیاش را در خدمت اثری جمعی به نمایش میگذارد یا برعکس از آن چشم میپوشد و تاکید میکند: «مساله همیشه یکی از اینهاست: فرو پوشاندن تصنع ذیل هنجار امر طبیعی یا نمایش تصنع.» او قائل به طبقهبندی تماشاگر به شکل خاص و عامش نیست و انتظار دارد که تماشاگرش نه فردی با خصایص خاص اجتماعی، فرهنگی و... باشد بلکه تماشاگری میخواهد به معنای واقعی عام و از جنس همگان: پیکری جمعی تصادفی که «مردم» نامید میشود و در شبی خاص، شبی تکرارناشدنی گرد هم آمدهاند. این تماشاگران به عنوان حاضران در صحنه در رخداد بازنمود سهیم میشوند و در آن مداخله میکنند؛ چرا که ماهیت عامبودن (ژنریک) تئاتر در همگانی بودن این مشارکت و آفرینش است.
آنچه بدیو از تئاتر انتظار دارد گویی در این جمله خلاصه میشود که «هر تئاتر، تئاتر ایدههاست»، با اینحال تئاترهای او همه به نوعی شکلی از استهزا و ریشخندند؛ چراکه او خود معتقد است که کلید حل معضل نمایشنامهنویسی امروز چیزی نیست جز کمدی. «ایده- تئاتر» مجموعهیی است از آرا و افکار و گفتوگو با آلن بدیو ، فیلسوف، نویسنده و نمایشنامهنویس بزرگ فرانسوی. بدیو صاحب کرسی رنه دکارت در مدرسه فارغالتحصیلان اروپایی است. او متولد ۱۹۳۷ در رباط پایتخت مراکش است. بدیو که به عنوان یک ریاضیدان پرورش یافته، امروزه از بزرگترین و اصیلترین فیلسوفان فرانسه و جهان به شمار میرود. او تحت تاثیر افلاطون، هگل، لاکان و ژیل دلوز است و در حال حاضر جزو منتقدین صریحاللهجه مکاتب تحلیلی و در عین حال پسامدرن اندیشه است. فلسفه او کوششی است برای عرضه و فهم قابلیت نوآوریهای بنیادین. بدیو چهار عرصه را عرصه رخداد حقیقت و ادامه رویارویی در فرآیند تداوم حقیقت میداند: سیاست، هنر، علم و عشق.
کتاب حاضر که رویکردی نظری به تئاتر دارد، مجموعه مقالاتی است از آلن بدیو و دیگران. مقاله اول کتاب، «تزهایی درباره تئاتر» نام دارد از آلن بدیو. این مقاله هفتگانه به «ایده- تئاتر» و اینکه «تئاتر به چه میاندیشد؟» میپردازد. مقاله دوم «پاسخ تئاتر به تزهایی درباره تئاتر» از برونو تکل است که شاید بتوان گفت جوابیه یا تکملهیی است بر «تزهایی درباره تئاتر». مقاله سوم درباره تئاترهای آلن بدیو است. عنوان مقاله «افلاطونگرایی کثیر» است و نویسنده آن مارتین پوشنر. پوشنر در این مقاله با ارجاع به تمثیل «غار» افلاطون که آن را رابطه میان فلسفه و تئاتر میداند به جهان تئاتری بدیو پل میزند و آن را مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد. تئاتر سیاسی و آلن بدیو، همانطور که در آغاز گفته شد ارتباط تنگاتنگی باهم دارند، موضوع مقاله سوم «اعلان دولت» از اولیویه نوو است.
نوو در این مقاله از منظر سیاسی به تئاترهای بدیو نگاه میکند و مینویسد: «نمایشنامههای بدیو سرمشقی برای تئاتر به دست میدهند: تئاتری که قادر به انتخاب این گزینه است که وارد جریان مبارزهیی وفادارانه به رخدادهایی شود که هرگز قابل تقلیل به نظم رسانهها، گرایشات و بازی سیاسی پارلمانی نیستند.» مقاله بعدی «تئاتر، فلسفه و هنر نمود: یک تبارشناسی انفجاری» نام دارد از الیور فلتم که هدفش شناسایی یک رویه حقیقت ژنریک در حوزه هنر و به ویژه تئاتر است البته با نگاهی با آثار آلن بدیو و در بخش آخر کتاب، گفتوگوی الی دورینگ با آلن بدیو آمده است که عنوان آن «تئاتر همچون صحنه عملیات» است.
«ایده- تئاتر» با ترجمه امیر کیانیپور از سوی انتشارات «مینوی خرد» منتشر شده است.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست