سه شنبه, ۲ مرداد, ۱۴۰۳ / 23 July, 2024
مجله ویستا

حادثه نویسی هشداری به جامعه


حادثه نویسی هشداری به جامعه

تحلیلی بر لزوم وجود پرطرفدارترین صفحه مطبوعات

صفحات روزنامه چه رنگی باشد و چه سیاه و سفید، هر روز رنگی تازه می گیرند. رنگی متفاوت از دیروز. روزی رنگ شاد می گیرند، یک روز غمگین و شاید اکثر روزها رنگ خاکستری. اما در میان تمام صفحات، صفحه یی پرمخاطب و پرطرفدار است که اکثر روزها سیاه است. جاذبه رنگ سیاه، بسیاری را می کشاند طرف صفحه حوادث، صفحه یی که مختص روزنامه های ایران است. شاید خصوصیتی در ما ایرانی هاست که ناخودآگاه می کشاندمان به سمت سیاهی ها و همین خصوصیت هم باعث شده صفحه حوادث در اکثر روزنامه ها جای خود را باز کنند.

«جامعه ایران یک جامعه جوان و بسیار مستعد برای ارتکاب جرم است. صفحه های حوادث می توانند نقش بزرگی را در اطلاع رسانی درست و آگاهی بخشیدن به اقشار مختلف جامعه به خصوص جوانان بازی کنند.»

به عقیده دکتر علی اصغر محکی مدرس روزنامه نگاری و استاد دانشگاه صفحه های حوادث یکی از پرخواننده ترین صفحات روزنامه ها در ایران است. او در این مورد می گوید؛ «امروزه مطالعه اخبار حوادث در بین روزنامه خوان ها مورد علاقه بسیاری است، به طوری که صفحه حوادث از پرخواننده ترین صفحات روزنامه های ماست و خیلی از روزنامه های سراسری و هفته نامه ها و مجلات به خاطر همین توجه خاص به اخبار حوادث که پاسخگوی نیازهای مخاطبان است توانستند موفقیت بسیاری را به دست بیاورند. پس ما باید این مساله را به عنوان یک واقعیت بپذیریم که اخبار حوادث جایگاه خاصی را در مطبوعات ما دارد.» از طرف دیگر وقتی کلمه حوادث به میان می آید یک بار معنایی منفی در آن وجود دارد و بلافاصله در ذهن قتل، سرقت، خودکشی، تجاوز و کلاهبرداری تداعی می شود و اینها رویدادهایی عمدتاً تلخ، ضدارزش، منفی و نامتعارف هستند. در حالی که به عقیده دکتر محکی اخبار حوادث را می توان به چهار دسته تقسیم بندی کرد؛

۱) اخبار قتل و آدم ربایی، سرقت بانک، انفجار و...

۲) بلایای طبیعی که ابعاد گسترده یی دارد مثل سیل، زلزله، آتشفشان،

۳) جریان هایی که در دادگاه ها وجود دارد و از آنها به عنوان اخبار حوادث یاد می شود

۴) تظاهرات سیاسی، صنفی که اگر خشونت بار باشد در صفحات حوادث می آید.

وقتی در این مورد از دکتر قندی استاد دانشگاه و روزنامه نگار می پرسیم، او هم مثل دکتر محکی این گونه پاسخ می دهد که؛ «حوادث یک طیف گسترده است و فقط شامل قتل و غارت و تجاوز و... نیست. بسیاری از اتفاق هایی که در شهرها برای انسان ها می افتد جزء حوادث هستند؛ گاهی اوقات خوب هستند و گاهی اوقات بد و در نتیجه شامل یک بخش بسیار گسترده یی است و فقط شامل این نیست که مثلاً ما مکرراً در این صفحات می بینیم فلانی مادرزنش را با بیل کشت. اگر به این گستردگی به این موضوع نگاه کنیم نشریات ما خیلی ضعف دارند چون فقط ما به قتل، دزدی و... می پردازیم. اگر وسعت دیدمان را بازتر کنیم، فضا هم برای اخبار حوادث بازتر می شود و مثلاً حوادث خنده دار، شادی آور و ... هم در صفحه های حوادث روزنامه ها جا خوش می کنند، اما متاسفانه ما در ایران یک نقطه را بیشتر نمی بینیم.» دکتر قندی مشکل اصلی را در دو نقطه می بیند؛«یکی نثر خبرنگاران است که به صورت یک نثر بسیار کلاسیک بدون کش وقوس و غیرجذاب درآمده است، در حالی که اگر به دو دهه پیش برگردیم و به نثر مطبوعات بخش حوادث نگاه کنیم می بینیم که جذابیت اخبار حوادث به نثر و نگارش آن بود. مشکل دوم این است که ما برای خبرهای حوادث پادزهر در نظر نمی گیریم و به نوعی تشویق هم می کنیم.

در مورد خبرهای حوادث همیشه افرادی هستند که می توانند از بسیاری مشکلات جلوگیری کنند مثلاً خبرنگار می تواند این کار را بکند به صورتی که هنگامی که یک متن خبر را می نویسد خود را ملزم کند با جامعه شناس، روان شناس، حقوقدان، قاضی دادگاه و... صحبت و علل حادثه را بررسی کند. اگر ما یاد بگیریم در مطالبی که در این زمینه می نویسیم از نظرات کارشناسان استفاده کنیم، دلایل واقعه را بگوییم و اینکه چگونه می توانیم از آن جلوگیری کنیم، در این صورت است که کسی که روزنامه را می خواند اطلاعات مفید خواهد گرفت.»

صفحه حوادث هم یکی از این رسانه های تاثیرگذار است. بسیاری از اوقات دیده ایم نقشی که این صفحات در پیگیری یک پرونده یا مجازات یک مجرم یا تبرئه یک بی گناه داشته است بسیار بزرگ و انکارناشدنی بوده است؛ اما این تاثیر بی چون و چرا مانع از آن نمی شود که ما به سراغ عملکرد این صفحات از لحاظ حرفه یی نرویم و آن را به نقد نگذاریم. ناصر صبوری دبیر سرویس صفحه حوادث روزنامه جام جم در مورد عملکرد صفحه های حوادث روزنامه های فعلی معتقد است که اگر بخواهیم عملکرد فعلی این صفحات را بررسی کنیم اول باید به این نکته پی ببریم که از چه دیدگاهی می خواهیم به این موضوع نگاه کنیم. صفحه حوادث جای خودش را در روزنامه های دولتی و غیردولتی دارد و به خاطر اینکه حوادث جذابیت های خاصی دارد و هر کس که در جامعه زندگی می کند دوست دارد از هر رخدادی که پیرامونش اتفاق می افتد اطلاع پیدا کند، این صفحه به عنوان یک صفحه پرمخاطب در میان جامعه مطرح شده است و چون مردم به آن گرایش دارند این صفحه جای خودش را میان صفحات روزنامه پیدا کرده است. اما اگر حوادث به صورت هدفمند و با تاکید بر اصول حرفه یی روزنامه نگاری مورد توجه قرار بگیرد قطعاً می تواند تاثیر بهتری در افکار عمومی داشته باشد.

اما همیشه باید توجه داشته باشیم خبری را که در روزنامه به چاپ می رسانیم اثر مخربی در جامعه نگذارد و باعث سیاه نمایی نشود. وقتی از او درباره عملکرد ویژه نامه تپش که هر چهارشنبه به عنوان ویژه نامه حوادث در روزنامه جام جم منتشر می شود می پرسم و از او می خواهم در این مورد توضیح بدهد که آیا اصولاً لازم است در جامعه یی که آمار جرم و جنایت روز به روز در حال افزایش است ویژه نامه یی با این عنوان و محتوا به چاپ برسد می گوید؛«کار ما در ویژه نامه تپش حرفه یی است چون مخاطب شناسی می کنیم و سعی می کنیم زهر خبرها را بگیریم. ما طی بررسی هایی که داشتیم به این نتیجه رسیدیم خلایی در مورد پرداختن به اخبار حوادث در روزنامه ها وجود دارد و به همین خاطر تصمیم گرفتیم چنین ویژه نامه یی را منتشر کنیم که از ابعاد مختلف به موضوع ها نگاه کنیم و در قالب مصاحبه، گزارش و... خبرهای خارجی را هم منتشر کنیم تا به صورت ظریف و زیرکانه مقایسه یی هم داشته باشیم.» او در مورد محتوای ویژه نامه تپش معتقد است که ما همیشه خانواده ها را در نظر می گیریم و ذائقه آنها را، و به خاطر همین است که داستان های جنایی می نویسیم برای مخاطبان، چون از بین مثلاً ۵ نفر اعضای یک خانواده ممکن است یک نفر باشد که به اینگونه داستان ها یا خاطرات و... علاقه مند باشد، اما این را قبول داریم که ضعف هایی هم داریم و سعی می کنیم این نقاط ضعف را با توجه به سلایق مخاطبان حل کنیم. نظر دکتر محکی در این مورد این است که؛ «اگر بخواهیم اثرات اینگونه ویژه نامه ها را بررسی کنیم نمی توانیم بدون تحقیق و مطالعه نظری را بدهیم. طبق تحقیقی که در مورد آثار انتشار اخبار حوادث در مطبوعات شده است باید بگوییم که تاثیر اخبار حوادث بر مردم از یک گروه به گروه دیگر، از یک شخص به شخص دیگر در نهایت از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت است و در آن سه عامل اثرگذار است؛

۱) رسانه ها

۲) مخاطبان

۳) نظام اجتماعی یا شرایط محیطی.

افراد از لحاظ ویژگی های فردی، وضعیت اجتماعی، فضای ارتباطی و... متفاوتند و نمی شود گفت که همه افراد به طور یکسان تحت تاثیر اخبار حوادث قرار می گیرند. نگرش افراد نسبت به بزهکاری، امنیت و میزان اعتماد اجتماعی متفاوت است. در قسمت رسانه ها هم چیزی که مهم است شیوه انعکاس اخبار حوادث است. در مورد ویژه نامه تپش هم همین طور باید قضاوت کرد که اگر این ویژه نامه تلویحاً آموزش و هشدار می دهد و معیارها و هنجارهای حرفه یی را منتقل می کند هیچ ایرادی ندارد که منتشر شود چون می تواند هم به نیاز خبری مخاطبان پاسخ دهد و هم برای آنها سودمندی هایی را به ارمغان آورد. از نظر نظام اجتماعی هم اگر بخواهیم اشاره کنیم باید بگوییم که چون مطبوعات ما در حوزه اقتصاد نشر دچار مشکل هستند ممکن است گاهی اوقات برای بالا رفتن فروش یا تعداد مخاطب و همچنین افزایش تمایل آگهی دهندگان برای به چاپ رسانیدن آگهی های بازرگانی روی به بعضی نکات غیر حرفه یی ژورنالیستی بیاورند که این امری طبیعی است ولی نکته یی که باید همیشه و در همه حال به آن توجه کرد این است که باید در نحوه انعکاس اخبار رعایت نهایت دقت و ظرافت را کرد.»

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که طبعاً هر جامعه یی هنجارها و ارزش های مخصوص به خود را دارد و براساس همین هنجارها است که نگرش افراد نسبت به مسائل گوناگون شکل می گیرد، در مورد صفحه حوادث هم همین گونه است. وقتی بخواهیم عملکرد این صفحات را بررسی کنیم باید با این دید نگاه کنیم که اولاً اخبار حوادث به صورت حرفه یی، دقیق، خوب و با رعایت جنبه های ملودرام، آموزشی و هشدار تنظیم می شوند یا خیر؟ ثانیاً آیا مخاطبان با خواندن این اخبار متنبه و هوشیار می شوند و سعی می کنند مراقب خودشان باشند یا برعکس، احساس ناامنی، اضطراب، افسردگی، نگرانی، آشفتگی و عصبانیت می کنند. کلاً سه نوع نگرش نسبت به انعکاس اخبار حوادث در ایران وجود دارد؛

۱) اخبار حوادث بد است زیرا جامعه را مشوش و نگران می کند، رفتارهای تبهکارانه را رواج می دهد و برای افرادی که تمایلات تبهکارانه دارند جنبه آموزشی داشته باشد

۲) اخبار حوادث باعث می شود خوانندگان آموزش ببینند و هوشیار بشوند.

۳) دیدگاه سوم دیدگاه بینابین است که می گوید اینکه ما چگونه اخبار حوادث را تنظیم کنیم مهم است. خبر حادثه بالذات بد نیست.

اگر در تنظیم اخبار حوادث رعایت جنبه اطلاع رسانی و آموزش و هشدار را داشته باشیم و نظر کارشناسان، جرم شناسان، کارآگاهان و... هم در آن لحاظ شود، جنبه های بدآموزی اخبار حوادث خنثی می شود و خواننده آموزش می بیند. (همه ما تا به حال وقتی به این صفحات مراجعه کرده ایم با تیترهایی چون مادر قسی القلب کودکش را کشت یا نامادری سنگدل فرزند شوهرش را شکنجه داد و... روبه رو شده ایم ولی تا به حال شاید کمتر به این نکته توجه کرده ایم که در کار حرفه یی رسانه، به کار بردن صفت برای هر شخص یا گروهی اشتباه یا حتی ممنوع است. دکتر قندی در این مورد معتقد است؛«اصولاً کاربرد صفت در خبر ممنوع است، هم در تیتر و هم در متن خبر ما حق نداریم از صفت استفاده کنیم. دلیل اینکه به این شیوه در روزنامه های ما عمل می شود این است که آموزش های ما درست نیست، در دانشگاه های ما کمتر کسانی هستند که دروس روزنامه نگاری را تدریس می کنند که خودشان کار روزنامه نگاری کردند، در حالی که در همه جای دنیا افرادی که روزنامه نگاری درس می دهند، با سابقه کار بالا هم در سطح تئوریک و هم در سطح عملی هستند. برای بخش های عملی از روزنامه نگارانی استفاده می کنند که حداقل ۲۰ سال سابقه کار در این حوزه داشته باشند و در بین آنها هم کسانی که تجربیات شان بیشتر است را گزینش می کنند، اما در ایران دانشجویی که دارد واحد مقاله نویسی را در دانشگاه می خواند، هنوز از اصول خبرنویسی و تیتر که ترم قبل گذرانده است چیزی نمی داند، چون استادانش کسانی بوده اند که به قول معروف از کنار روزنامه هم رد نشده اند. به همین خاطر هم هست که اکنون در تیترهایمان از صفت استفاده می کنیم چون آموزش مان درست نیست. اگر تیتر می خواهد صفت هم داشته باشد نباید به صورت واضح بیاید، باید در متن خبر و آن هم از زبان دادستان، قاضی و... به صورت ضمنی بیاید.» ناصر صبوری دبیر سرویس حوادث روزنامه جام جم هم معتقد است ؛ «به کار بردن صفت در تیتر یا متن خبر سلیقه یی است. در بخش حوادث نمی شود در چارچوب تعریف و تدوین شده حرکت کرد. تیتر به عنوان یک ترمز است، اگر من توانستم توسط این تیتر با مخاطب ارتباط برقرار کنم، مخاطب توقفی می کند و بعد وارد متن می شود، بنابراین برای جذاب تر کردن خبر حادثه و کشاندن مخاطبان به دنبال آن، گاهی استفاده از چنین صفت هایی که به عنوان شیطنت های ژورنالیستی نامیده می شود، لازم است.»

در مقابل دکتر محکی این سوال را اینگونه پاسخ می دهد؛ «این بحث از دو بعد قابل بررسی است؛

۱) اخلاقی

۲) حرفه یی.

از بعد اخلاقی، درست نیست ما برای فردی که مرتکب جرم یا خطایی شده، قبل از اینکه دادگاه بخواهد حکمی صادر کند و شرایط و وضعیت روحی، روانی و علل و مسبباتی که باعث وقوع جرم شده مورد بررسی قرار دهد از صفاتی استفاده کنیم که هم در خواننده و هم در فردی که دارد مورد محاکمه قرار می گیرد اثر بدی داشته باشد. از بعد حرفه یی به این مساله باید اشاره کنیم که در کار خبری و روزنامه نگاری تیتر به این خاطر استفاده می شود که خواننده را به خواندن خبر ترغیب کنیم، اما در مورد اخبار حوادث باید بگوییم که چون این خبرها بالذات دارای جذابیت برای خوانندگان هستند، الزامی ندارد که از صفات در تیترها برای ترغیب خواننده استفاده کنیم، چون خود به خود این صفحه خواننده مخصوص به خود و جای مخصوص به خود را در روزنامه دارد.

اکثر کسانی که در کشور ما روزنامه می خوانند اول از همه به سراغ صفحه حوادث می روند و چون اخبار حوادث جای مخصوص به خود را در روزنامه دارد، لذا لازم نیست مثل مطبوعات کشورهای غربی که اخبار حوادث در لابه لای اخبار دیگر می آید، از تیترهای جذاب برای جذب خواننده استفاده کرد و در نتیجه شیوه انعکاس اخبار حوادث در ایران و کشورهای غربی متفاوت باید باشد. در همه چیز قضاوت به عهده خواننده است و اوست که با توجه به ارزش ها و باورهایش قضاوت خواهد کرد.» او هم مثل دکتر قندی به این نکته باور دارد که اگر می خواهیم صفتی به کار ببریم باید از زبان افراد مسوول در قبال پرونده و آن هم به صورت تلویحی به کار ببریم تا بار منفی خبر را کم کنیم.

اگر سری به روزنامه ها و مجلات خارج از کشور بزنیم متوجه می شویم که در بخش حوادث این نشریات حتماً قسمتی وجود دارد که در آن به توصیف و تحلیل اخبار می پردازند، یا هیچ گاه از متهمان عکس مستقیم چاپ نمی کنند و...، اما در ایران دقیقاً برعکس عمل می شود. دکتر محکی برای مقایسه عملکرد صفحات حوادث در داخل و خارج کشور می گوید؛ «در کشور ما یک تفاوت عمده میان صفحات حوادث روزنامه ها با خارج از کشور وجود دارد، در کشورهای غربی وقتی نشریات شان را دسته بندی کردند، صفحه یی را به عنوان صفحه حوادث تعبیه نکردند، بلکه در نشریات آنها صفحه یی وجود دارد به نام صفحه اخبار و در این صفحه براساس ارزش های خبری کار می کنند. ممکن است یک یا چند خبر ارزش خبری اش بسیار بالا باشد که چند صفحه از روزنامه را به خود اختصاص دهد یا نه، ارزش خبری یک حادثه آنقدر کم باشد که نیم صفحه هم به خود اختصاص ندهد، بنابراین حرف اول را در نشریات آنها ارزش خبری می زند و بس، اما در ایران چون یک صفحه سهمیه حوادث است، همه اخبار اعم از باارزش و بی ارزش در صفحه می آید بدون آنکه به اصول حرفه یی آن توجه شود. در ایران بیشتر به جای ارزش خبری به بزرگی و هیجان زا بودن خبر حادثه توجه می شود و این جای بسی تاسف است.»

بسیاری از روزنامه نگاران و استادان ارتباطات با این اصل موافقند که بهتر است برای تاثیرگذاری و آگاهی بخشیدن بیشتر به مردم در مورد جرم ها و حوادث گوناگون در صفحه های حوادث، ستون هایی در نظر گرفته شود که در آنها حقوقدانان، وکلا، جرم شناسان، قاضی ها و... نظرات کارشناسی بنویسند تا آثار سوء این اطلاع رسانی به حداقل ممکن برسد.

ما باید این اصل را بپذیریم که برای پرهیز از جنبه بدآموزی اخبار حوادث لازم است که این نوع اخبار با آموزش و هشدار همراه بشوند. علی اصغر محکی معتقد است که برای انجام دادن این کار دو شیوه هست؛

۱) شیوه ضمنی و غیرمحسوس

۲) شیوه مستقیم و باصراحت.

او می گوید که امروزه در بعضی مطبوعات ما از ستون هایی استفاده می کنند که مستقیماً کارشناسان نظرات شان را انتقال می دهند که این کارشناسان یا پلیس اند یا حقوقدان یا جرم شناس، این روش به صورت مستقیم است. اما خیلی از اوقات است که خواننده یی خبر حادثه یی را در روزنامه می خواند ولی حوصله نصیحت شنیدن ندارد و به سراغ ستون های کارشناسان نمی رود، در این صورت است که باید شیوه غیرمستقیم را به کار برد، یعنی نظرات کارشناسی در داخل متن خبر بیاید به صورتی که مثلاً خبرنگار بگوید عاقبت کج راهه به بیراهه رفت، یعنی قبل از اینکه خبر را شروع کند هشدار بدهد، یا آخر خبر نقل قولی را از رئیس دادگاه، یک مقام پلیس یا حقوقدان نقل کند، در این صورت بی آنکه کسی را نصیحت کرده باشد یا مستقیم سخن بگوید به صورت تلویحی هشدارها و آموزش هایی را داده است، اما نمی توان گفت تاثیر آن صد درصد است ولی اگر نظرات کارشناسی به صورت ضمنی بیاید و در آخر متن خبر بر یک گزاره یی تاکید بشود، تاثیرگذاری اش بسیار زیاد خواهد شد.

الناز محمدی