چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

آویزان در برابر تاریخ


آویزان در برابر تاریخ

ماجرا خیلی سریع اتفاق افتاد در حالی كه همه منتظر بودند طی چند هفته آینده, صدام را بالای دار مجازات ببینند, در سحرگاه روز عید قربان در عراق, صدام در شكنجه گاهی كه خودش ساخته بود, اعدام شد

صدام صفت مبالغه است از ریشه «صدم» به معنی فردی كه بسیار آسیب می‌رساند.

ماجرا خیلی سریع اتفاق افتاد. در حالی كه همه منتظر بودند طی چند هفته آینده، صدام را بالای دار مجازات ببینند، در سحرگاه روز عید قربان در عراق، صدام در شكنجه‌گاهی كه خودش ساخته‌ بود، اعدام شد.

امیركویت گفت امروز برای ما «دو عید» است و قذافی در لیبی سه روز عزای عمومی اعلام كرد. در عراق ملت به رقص و پایكوبی پرداختند و در نواحی غربی ایران، مردم شیرینی پخش كردند.

اما شاید خوشحال‌تر از همه، آمریكایی‌ها و اروپایی‌ها بودند. آمریكایی‌ها، چون كه بالاخره «جنگ با تروریسم»شان یك نتیجه‌‌ای داشت و اروپایی‌ها چون كه دیگر صدام نبود كه از حمایت‌های مخصوصا شیمیایی آن‌ها در طول جنگ عراق و ایران بگوید.

خودشان قانونی گذاشته ‌بودند كه اگر صدام در یكی از جلسات محكوم به اعدام‌ شد، دیگر محاكمه ادامه پیدا نكند و او را اعدام كنند. اعدامش كردند و تمام. باز هم ما ماندیم و مظلومیت همه بچه‌هایی كه رفتند یا الان دارند آرام‌آرام در آسایشگاه‌های شیمیایی از بین ما می‌روند. صدام بهترین سال‌های عمرشان را از آن‌ها گرفت.

صدام در حالی صاحب قدرت در عراق شده‌ بود كه ملت با بحران‌های عمیقی درگیر بودند. گروه‌های قومی، مذهبی، اقتصادی و ‌اجتماعی، عراق را تقسیم كرده ‌بودند. سنی در برابر شیعه، عرب علیه كرد، قبیله‌ها در مقابل بازرگانان شهری و كوچ‌نشین‌ها ضد روستایی‌ها.

صدام با اتكا به دستگاه امنیتی قدرتمندش، نوسازی اقتصادی عراق را پی‌گرفت.

او كه تشنه محبوبیت بود، روی برنامه‌های توسعه و رفاه اجتماعی تأكید داشت. برای عراق با ۱۰ درصد ذخایر نفت دنیا، نفت از همه چیز مهم‌تر بود. از غول‌‌های نفتی كه خلع ید كرد، شروع به ارائه خدماتی كرد كه تا پیش از آن در میان اعراب سابقه نداشت.

درمان عمومی را رایگان كرد و به كشاورزان وام بلاعوض داد. او به ساخت جاده‌ها، ارتقای صنعت معدن و توسعه صنایع غیرنفتی و صنایع تولید انرژی بها داد. بعثی‌ها چندین شركت تعاونی تأسیس كردند كه سودهایش را بنابر میزان كار بین روستاییان تقسیم می‌كردند و بقیه را صرف تربیت بی‌تجربه‌ها می‌كردند.

این‌گونه محبوبیت خود را در قشرهای مختلف بالا برد. او با تاكتیك «هویج و چماق» و گسترش خدمات دولتی توانست بنیان حمایتی مستحكمی بین طبقهٔ كارگر و كشاورز و داخل حزب و ادارات دولتی برای خود ایجاد كند.

مهارت تشكیلاتی بی‌رحمانهٔ صدام در پیشرفت سریع عراق در دههٔ هفتاد میلادی به بار نشست؛ دو میلیون نفر از دیگر كشورهای عربی و یوگسلاوی در عراق كار می‌كردند تا نیاز به كارگران در عراق تأمین شود.

صدام، میهن‌پرستی عراقی را با این ادعا كه عراق نقش تعیین‌كننده‌ای در تاریخ جهان عرب داشته است، تصدیق و تشویق می‌كرد. خلفای عباسی و بخت‌النصر و حمورابی را می‌پرستید و مردم عراق هم مجبور بودند او را بپرستند.

عكسش روی ساختمان‌های اداری، مدارس، فرودگاه‌ها، مغازه‌ها و اسكناس‌های عراق بود. گاهی در لباس اعراب بدوی، گاهی در لباس‌های سنتی كشاورزان عراقی و حتی گاهی در لباس كردها ظاهر می‌شد.

برخی اوقات خود را به شكل یك مسلمان مؤمن در می‌آورد و با عمامه و ردا نماز می‌خواند و در مقابل، گاهی اوقات لباس‌های غربی به تن می‌كرد، عینك دودی به چشم می‌زد و كلاشی را روی شانهٔ خود نگه می‌داشت.

به زنان آزادی داد و امكان كار در شغل‌های صنعتی و تحصیل در مدارج عالی تحصیلی. اما كشمكش‌های داخلی، ادامهٔ كار پروژه‌های نوسازی صدام را با مشكل مواجه كرد. جامعهٔ عراق بین گروه‌های زبانی، دینی و قومی تقسیم شده است.

دولت بعثی عراق تنها از سوی ۲۰ درصد مردم كه از طبقهٔ كارگر، كشاورز و خرده‌تاجران سنی بودند حمایت می‌شد. شیعیان كه اكثریت جمعیت عراق را تشكیل می‌دادند، به دلیل سیاست‌های ضددین دولت، عَلَم مخالفت با آن را برداشته بودند و حزب بعث از تأثیر گرفتن آن‌ها از انقلاب اسلامی ایران واهمه داشت.

كردهای شمال عراق (كه سنی هستند ولی عرب نیستند) نیز مخالف سیاست‌های عرب‌سازی حزب بعث بودند. در این شرایط بود كه صدام برای حفظ رژیم خود، وارد جنگ با ایران شد.

شیعیان و كردهایی كه اصلیت ایرانی داشتند، از جنگ سرباز می‌زدند و در عوض اعدام می‌شدند. در چنین شرایطی و به خصوص بعد از عملیات بیت‌المقدس كه صدام زمین‌گیر شده بود، در سال۱۳۶۱ وقتی داشت از شهرك دُجیل در ۴۰ كیلومتری شمال بغداد رد می‌شد، سوءقصدی نافرجام علیه او صورت گرفت.

نیروهای امنیتی نیز در پاسخ، به این شهر حمله كردند و ۱۶۰ نفر از ساكنین را كشتند و اعدام كردند كه در میان آن‌ها چند كودك نیز وجود داشت. ۱۵۰۰ نفر از اهالی هم به زندان فرستاده شدند تا شكنجه شوند.

جریمهٔ تمامی اهالی هم این بود كه ۱۰۰۰ كیلومتر مربع از زمین‌های زراعی‌شان نابود شود. تا ده سال بعد هم به كسی اجازهٔ كاشت دوباره داده نشد. واقعهٔ دجیل یكی از جرائم اصلی صدام بود كه وی به خاطر آن جرائم غیرانسانی به اعدام با چوبهٔ دار محكوم شد.

صدام در دادگاه، وقتی دیگر نتوانست به هیچ سؤالی جواب بدهد كه شناسنامهٔ تعدادی از اعدام‌شدگان را نشانش دادند. در بین آن‌ها تعدادی نوجوان ۱۴و ۱۵ ساله و یك كودك ۱۰ساله وجود داشتند. قاضی پرسید این بچه در ترور شما چه نقشی داشت. جواب، سكوت بود.

● تمام زندگی دیكتاتور

صدام حسین عبدالمجید تكریتی، سال۱۳۱۶ در روستای «عوجه» تكریت در شمال بغداد و در خانواده‌ای چوپان به دنیا آمد. صدام در عربی یعنی «فردی كه بسیار آسیب می‌رساند». پدرش «عبدالمجید» پنج ماه پیش از تولدش ناپدید شده ‌بود. تا سه سالگی در خانواده دایی‌اش به سر برد. نوجوانی‌اش با دزدی مرغ و گوسفند گذشت.

در ۱۳۳۶ به حزب «بعث» پیوست. بعثی‌ها طرفدار پان‌عربیسم، نوسازی اقتصادی و سوسیالیسم بودند. سال بعد، ژنرال عبدالكریم قاسم، فیصل دوم را از سلطنت عراق پایین كشید. بعثی‌ها با دولت جدید مخالف بودند. در ۱۳۳۸ قاسم را در عملیاتی كه صدام هم در آن بود، ترور كردند. اما فقط یك تیر به پایش خورد. صدام به سوریه و بعد مصر گریخت. به طور غیابی برایش اعدام بریدند. آن زمان در دانشگاه قاهره، حقوق می‌خواند.

در ۱۳۴۲ به عراق بازگشت، ولی زندانی‌اش كردند.

در ۱۳۴۶ از زندان فرار كرد و تبدیل به یكی از بزرگ‌ترین رهبران بعث شد.

در تیر ۱۳۴۷ حزب بعث به رهبری ژنرال احمد حسن البكر كودتا كرد و به ‌قدرت رسید.

صدام حسین در ۱۱خرداد ۱۳۵۱ نفت عراق را ملی كرد.

در ۱۳۵۵ ژنرال ارتش شد. با دعوت هویدا، به تهران سفر كرد و با محمدرضا پهلوی هم ملاقاتی داشت. در این سفر، قراردادی در مورد خطوط مرزی دو كشور امضا شد كه منجر به حمله سراسری صدام به كردها شد.

در ۱۳۵۷ هنگامی كه رئیس شورای انقلاب عراق بود، با فشار پهلوی، امام خمینی را از عراق اخراج كرد. حضور امام، صدام را از پیوستن شیعیان عراق به وی نگران كرده بود.

قبل از این‌كه در ۱۳۵۸ به طور رسمی قدرت را به دست بگیرد، از پیری و ضعف حسن البكر استفاده كرده و عملا تبدیل به رهبر عراق شده ‌بود.

بكر در سال۱۳۵۸ معاهده‌ای با سوریه امضا كرد كه طبق آن، دو كشور با هم متحد می‌شدند. بنابر مفاد معاهده «حافظ اسد» قائم‌مقام اتحادیه می‌شد. با این وضع، مقام صدام در خطر می‌افتاد. ولی قبل از این‌كه چنین اتفاقی بیفتد، رئیس‌جمهور البكر در یك كودتای خاموش در ۲۵تیر۱۳۵۸ از مقام خود استعفا داد و به این ترتیب، صدام به طور رسمی رئیس‌جمهور عراق شد.

در ۳۱تیر ۱۳۵۸ رهبران حزب بعث را دور هم جمع كرد. در این مراسم كه فیلم‌برداری هم می‌شد، نام چند تن از اعضا را خواند. این اعضا كه برچسب «خائن» به آن‌ها زده شد، را از جلسه بیرون برد و در مقابل جوخه آتش، تیرباران كرد.

در زمان عقد پیمان صلح كمپ دیوید بین مصر و اسرائیل در ۱۳۵۸ بدجوری شاكی شد.

در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به فرودگاه مهرآباد تهران حمله كرد و سپس وارد خرمشهر شد و خوزستان را استان تازه عراق نامید.

در ۱۱مرداد ۱۳۶۹ به كویت حمله كرد و خاك آن را به عراق ضمیمه كرد. اشغال كویت یعنی صدام صاحب ۲۰ درصد نفت جهان شده بود.

آمریكا در طول جنگ عراق با ایران، میلیاردها دلار به صدام كمك كرده بود، ولی این بار چون اشغال امیرنشین ثروتمند كویت به سودش نبود، در بهمن‌ماه سال۱۳۷۰ با ائتلافی از نیروهای سازمان ملل متحد به كویت یورش برد و نیروهای عراقی را از این كشور بیرون كرد.

همزمان كردها در شمال و شیعیان در جنوب و مركز شورش كردند. آمریكا كه از یك انقلاب شیعی می‌ترسید، به صدام اجازه كنترل بحران را داد و شیعیان و كردها ، قتل‌عام شدند.

در مردادماه۱۳۷۴، دامادهایش حسین كامل‌المجید و صدام كامل المجید با زنان و فرزندانشان به اردن فرار كردند. صدام قول داد در صورت بازگشت هیچ آسیبی به آن‌ها نمی‌رساند. آن‌ها به عراق بازگشتند و سه روز بعد در بهمن ۱۳۷۵ كشته شدند.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.