جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

والدین همیشه نگران


والدین همیشه نگران

گاهی والدین بدون اینکه متوجه باشند خود را کاملا وقف کودکان می کنند از زمانی که پسر خانم «الف» به دنیا آمده وی درگیر مبارزه ای همه جانبه شده که او را فرسوده کرده است

گاهی والدین بدون اینکه متوجه باشند خود را کاملا وقف کودکان می کنند. از زمانی که پسر خانم «الف» به دنیا آمده وی درگیر مبارزه ای همه جانبه شده که او را فرسوده کرده است. پسر او مشکلات رفتاری و یادگیری دارد و در ۱۵ سالگی به این نتیجه رسیده که نیازی نیست تلاش کند.

ولی برای مادرش قضیه فرق می کند. او به سختی تلاش می کند تا پسرش هیچ گونه ناراحتی نداشته باشد.

خانم «الف» هر کاری می کند، از بیدار کردن پسرش در صبح تا انجام تکالیف او، زمانی که به علت عصبانیت در مدرسه جریمه می شود. او کاملا احساس درماندگی می کند و به شدت نگران سرنوشت پسرش است.

فداکاری بیش از حد والدین کمکی به فرزندان آنها نمی کند. اگر شما چنین والدینی هستید باید این رویه را متوقف کرده و به جای آن مسئولیت پذیری را به فرزندتان بیاموزید.

● مقایسه والدین

منظور از والدینی که خود را کاملا وقف کودکان می کنند آنهایی نیست که برخی از کارها را برای فرزندشان انجام می دهند. فرض کنید مادری که به والیبال علاقه دارد پسرش را برای دیدن بازی به ورزشگاه می برد و سپس دخترش را از سر کار به خانه برمی گرداند.

و یا پدری را در نظر بگیرید که به جای اینکه به ورزش مورد علاقه اش بپردازدبه تماشای بازی فوتبال پسرش می رود و سپس در بیرون ناهار می خورد.

این افراد جزو والدینی نیستند که خود را وقف فرزندان می کنند این گونه والدین ویژگی های منحصر به فردی دارند.

● ویژگی ها

والدینی که خود را کاملا وقف کودکانشان می کنند دو نگرانی عمده دارند:

۱) فرزندشان دچار دلسردی شده و تسلیم شود.

۲) فرزندشان ناهنجاری رفتاری پیدا کند.

چنین والدینی از ناراحتی فرزند خود دچار اضطراب می شوند و آموختن مهارت های لازم را برای ارتقای اعتماد به نفس آنها فراموش می کنند. یادتان باشد تنها بر اثر رقابت است که کودکان مهارت های لازم را فرا می گیرند.

وقتی کودکی به علت تکالیف زیاد دچار استرس می شود وظیفه والدین است که با تزریق اعتماد به نفس به او، به برنامه ریزی بپردازند. در صورتی که کودک در مدرسه قانون شکنی می کند رفتار والدین باید به گونه ای باشد که از مشکلات درس بگیرد.

در حال حاضر وقتی تکالیف زیادی به کودکان داده می شود برخی از والدین یا خودشان آنها را انجام می دهند و یا به مقامات مدرسه اعتراض می کنند. البته گاهی مدارس زیاده روی می کنند ولی نباید فراموش کرد که کودکان باید مسائل زیادی را یاد بگیرند. در واقع کودکان نه تنها با همسالان خود رقابت می کنند بلکه باید با جهان خارج نیز به مبارزه برخیزند و برخی از والدین با در پناه خود گرفتن فرزندانشان به حمایت از آنها می پردازند.

وقتی کودکان دچار ناهنجاری رفتاری می شوند والدین سعی می کنند عوامل استرس زا را کاهش دهند ولی یادتان باشد این کار به افزایش مهارت ها منجر نمی شود.

● علل ناکارآمدی

فرزندان والدین بیش از حد فداکار، بی دست و پا بار می آیند و بنابراین مهارت های لازم برای حل مشکلات را نمی آموزند.

چنین کودکانی به این نتیجه می رسند که هرچه ناتوان تر ظاهر شوند انتظارات کمتری از آنها می رود و همواره می توانند برای حل مشکلات خود به دیگران مراجعه کنند.

حقیقت تلخ این است که چنین کودکانی از نظر احساسی و رفتاری رشد نمی کنند و والدین نیز سالها به رفتار خود ادامه می دهند تا آنها را از دردسر دور نگه دارند.

متاسفانه این گونه کودکان بیشتر از همتایان عادی خود نیاز به کسب مهارت های لازم دارند.

نکته دیگر اینکه والدین سطح انتظارات خود را پائین آورده و به کمترین تلاش کودک بسنده می کنند و کودکان نیز می آموزند که کمترین تلاش آنها برای رضایت والدین کافی است.

مساله مهم دیگر این است که هرچه والدین برای کاهش استرس کودکان تلاش کنند آنها بیشتر به این نتیجه می رسند که اعتقادی به توانایی هایشان ندارند.

منطق والدین این است: «اگر من کارها را برای فرزندم آسانتر کنم بهتر می تواند از عهده آن برآید.»

در حالی که کودک چنین می اندیشد: «مادرم می داند که من به خوبی سایر کودکان نمی توانم کار کنم زیرا مانند آنها نیستم».

و به همین دلیل این روش موثر نیست.تنها در صورتی اعتماد به نفس کودکان افزایش می یابد که مهارت های جدید را بیاموزند.

● مضرات

والدین بیش از حد فداکار احساس تنهایی و انزوا می کنند زیرا نمی توانند کودکان خود را در مقابل تمام استرس ها حمایت کنند.

این والدین، قدردان کسانی اند که در مورد فرزند آنها نگران هستند ولی آن را به شیوه درستی ابراز نمی کنند. آنها باید در روش خود تجدیدنظر کنند.

● راه حل

توصیه ما به والدین این است که به جای انجام کارهای کودک خود، با کمک او فهرستی از کارهایی را که باید تا شب انجام شود، تهیه کنند.

به کودک خود بگوئید: «بیا فهرستی از کارهایی که باید انجام دهی تهیه کنیم.»

کودک باید بداند که شما نمی توانید همیشه کارهای او را انجام دهید. شما می توانید به او بگوئید: «تو باید تلویزیون تماشا کنی و یا به دوستانت تلفن بزنی. اگر بخواهی هر دو کار را انجام دهی به تمام کارهایت نمی رسی».

به او بیاموزید که دست به انتخاب بزند و برنامه ریزی کند. به او مشکلات را نشان دهید و بگذارید خودش آنها را حل کند. اهمیت زیادی دارد که آرامش خود را حفظ کنید.

والدین همچنین باید در مورد انتظارات خود از کودکان تجدیدنظر کنند.

به کودکان خود اجازه تجربه کردن بدهید

یادتان باشد تا زمانی که والدین به کودکان خود اجازه ریسک کردن ندهند آنها رشد نمی کنند. به کودکان اجازه دهید مشکلات خود را حل کنند. والدین به طور غریزی و بر اثر آموزش رسانه ها به حمایت بیش از حد کودکان می پردازند. اگر شما این کار را انجام دهید در واقع به کودکتان می گوئید: «تو از عهده این کار برنمی آیی»

در حالی که باید مهارت های لازم را به او بیاموزید. در واقع پیام شما به فرزندتان باید این باشد: «من اطمینان دارم که تو می توانی این کار را انجام دهی».

آذر شایان