جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا

انیمیشن و بایدها


انیمیشن و بایدها

عدم حمایت دولت از تولیدکنندگان, عدم شناخت امکانات انواع فیلم های انیمیشن, عدم نظارت صحیح بر شرکت ها و موسسات خصوصی, فقدان سیستم پخش در فیلم های انیمیشن, عدم تربیت افراد متخصص, عدم تامین مالی افراد, عدم رعایت اصول صحیح کارگردانی و از جمله مشکلات انیمیشن در ایران است

بیش از چهل سال از ورود ایران به عرصه انیمیشن می‌گذرد و این مدت فرصت خوبی بوده تا کشورمان به یکی از تولیدکنندگان انیمیشن تبدیل شود، اما چنین اتفاقی رخ نداده است.

با نگاهی به تاریخ تولید فیلم‌های انیمیشن در سایر کشورها می‌بینیم که اغلب آنها در همین مدت زمانی توانسته‌اند خود را به‌عنوان تولیدکننده انبوه به جهانیان معرفی کنند و از خود می‌پرسیم چرا این اتفاق در ایران روی نداده است؟‌

عدم حمایت دولت از تولیدکنندگان، عدم شناخت امکانات انواع فیلم‌های انیمیشن، عدم نظارت صحیح بر شرکت‌ها و موسسات خصوصی، فقدان سیستم پخش در فیلم‌های انیمیشن، عدم تربیت افراد متخصص، عدم تامین مالی افراد، عدم رعایت اصول صحیح کارگردانی و... از جمله مشکلات انیمیشن در ایران است.

آنچه باید به آن دقت شود این است که مشکلات مذکور، گاه لازم و ملزوم یکدیگر و گاه خود ناشی از مشکلات عمده‌تری هستند، از این‌رو به نظر می‌رسد که اولین گام در راستای حل مشکل انیمیشن ایران تغییر در نگرش به مسئله تولید انیمیشن است.

لذا مشکلات عمده سینمای متحرک‌سازی در ایران را می‌توان به چهار بخش اصلی عدم نگرش به انیمیشن به‌عنوان صنعت،‌سیاستگذاری دولتی، ناکارآمدی سیستم آموزش و مشکل در بازار عرضه محصولات انیمیشن تقسیم کرد.

اگر به تاریخ انیمیشن ایران نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که سیستم تولید کلا برساختن فیلم‌های کوتاه و جشنواره‌ای استوار بوده است، در حقیقت نگاه کلی حاکم بر سینمای متحرک‌سازی ما مبتنی بر نگرش هنری رمانتیک بوده است.

اولین گام در تولید انبوه انیمیشن، پذیرفتن این نکته است که فیلم تولیدی برای عموم تهیه می‌شود و علاوه بر زاویه هنری باید اصل برگشت سرمایه‌ نیز رعایت شود. پذیرش این نکته می‌تواند هم نگرش آموزشی در دانشگاه‌ها را تغییر داده و هم سیاستگذاری‌ها را دچار تحول کند.

در کشورهایی نظیر ایران که اغلب صنایع کلیدی را دولت در اختیار دارد، یک مشکل طبیعی در همه صنایع، نگاه اصلی به حمایت دولتی است. بخصوص که دولت بر روی مسائل فرهنگی تاکید ویژه‌ای دارد.

همچنین برنامه‌ریزی‌های دولتی باید به گونه‌ای باشد که بتواند در مدت زمانی مشخص سینمای به شکل عام و سینمای انیمیشن به شکل خاص را به هنری عام‌پسند و پرمخاطب تبدیل کنند.

تا در پی آن بتوان بر روی تاثیر ارشادی آن گفتگو کرد واگر این‌گونه نشود نوع سیاستگذاری و هر شکل از برنامه‌ریزی بی‌فایده خواهد بود.

تغییر نگرش سیاستمداران و برنامه‌ریزان عرصه فرهنگ از تولید صرفا آموزشی به تولید انبوه آموزشی، مهمترین نکته‌ای است که اگر اتفاق بیفتد بسیاری از مشکلات مربوط به سیاستگذاری‌ها حل خواهد شد.

متاسفانه سیستم آموزشی انیمیشن در ایران مبتنی بر نگرش هنرسالار و به دور از تفکر تولید انبوه است.

در این سیستم آموزشی هر دانشجو همه تخصص‌های مورد نیاز در عرصه انیمیشن را به شکل کلی می‌آموزد. به گونه‌ای که در انتهای تحصیل بتواند به تنهایی فیلم تولید کند.

این در حالی است که آموزش فیلم زنده، سیستم براساس تعیین گرایش هر فرد تعیین شده است به این معنی که نظام آموزشی بر این مبنا تنظیم شده که هر دانشجو در یک رشته متخصص شود تا در یک صنعت سینما جایگاه ویژه خود را بیابد، اما در آموزش انیمیشن چنین نیست. در نتیجه فارغ‌التحصیلان رشته انیمیشن اغلب با پایان دوره نمی‌دانند دقیقا در کجای سیستم تولید قراردارند.

امیر خلیل‌زاده