چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

هانری کربن پژوهشگر عرصه اسلام شیعی


هانری کربن پژوهشگر عرصه اسلام شیعی

پیش از کربن, غالب مطالب شرق شناسان در خصوص اسلام, متمرکز بر منابع اهل تسنن بود

فرهنگ غنی و اندیشه‌های عمیق فلاسفه، عرفا و متکلمین اسلامی بسیاری از نوابغ بزرگ شرق و غرب عالم و کسانی که بعضا حتی متدین به دین اسلام نبودند را مجذوب خود کرده است. در میان این نوابغ نام‌هایی چون هانری کربن، توشیهیکو ایزوتسو، آنه ماری شیمل، ویلیام چیتیک و... درخشش خاصی دارند و در میان آنها هانری کربن از شهرت و محبوبیت بیشتری ـ دست‌کم نزد ما ـ برخوردار است.

کربن یک شرق‌شناس فرانسوی بود که مدتی در ایران زندگی کرد و به پژوهش و تحقیق روی آثار متفکران و فیلسوفان ایرانی مسلمان پرداخت، اما کربن صرفا یک شرق شناس نبود بلکه در فلسفه غرب نیز چهره‌ای شناخته شده بود. کربن از استادان دانشگاه سوربن فرانسه بود و به زبان‌های آلمانی، عربی و سانسکریت مسلط بود. وی با فلاسفه بزرگی چون ادموند هوسرل، ارنست کاسیرر، امیل بریه، اتین ژیلسون و لویی ماسینیون ارتباط مستقیم و نسبت شاگردی داشت و از جمله افتخارت مهم او در عالم فلسفه این است که وی اولین مترجم کتاب بسیار مهم و تاثیرگذار «هستی و زمان» اثر فیلسوف شهیر آلمانی مارتین هایدگر به زبان فرانسه است.

هانری کربن به متفکران مسلمانی چون ابن‌سینا، سهروردی، ابن‌عربی و ملاصدرا توجه خاصی داشت و مدت‌های زیادی از عمر خود را به پژوهش و ژرف‌کاوی درباره اندیشه‌های آنها پرداخت و کتاب‌های ارزشمندی را دراین‌باره نگاشته است. ازجمله «تاریخ فلسفه اسلامی»، «تخیل خلاق در عرفان ابن عربی»، «ابن سینا و تمثیل عرفانی»و... .

از جمله نکات بسیار مهم در مورد هانری کربن، ملاقات‌های وی با علامه طباطبایی است. علامه به مباحثی که در جلساتی که کربن با ایشان داشته در کتاب «شیعه» اشاره دارند. مرحوم علامه از کربن به نیکی یاد کرده و حتی خود را علاقه‌مند به دیدارهای کربن با ایشان نشان می‌دهند‌ به نحوی که وقتی پاییز ۱۳۳۷ به اطلاع علامه طباطبایی می‌رسانند کربن علاقه‌مند دیدار با ایشان است، می‌پذیرند و در کتاب شیعه پس از ذکر این مطلب می‌فرمایند: «حقیقت این‌که این بنده خودم نیز به واسطه فضایل اخلاقی و فعالیت کم‏نظیر علمی که از معظم‏له شنیده بودم، اشتیاق فراوان به چنین ملاقاتی داشتم، لذا اجابت نمودم و بنای ملاقات گذاشته و دو سه شب بعد، ملاقات در محیط بسیار صمیمانه و گرمی در منزل آقای دکتر جزایری به عمل آمد.» (شیعه، ص ۲۹، بوستان کتاب، مجموعه آثار الکترونیکی) چنین ذکری از کربن آن هم توسط علامه طباطبایی شگفت‌آور و نمایانگر شخصیت انسانی و اخلاقی این شیعه‌پژوه و ایرانشناس فرانسوی است. علامه در همین کتاب می‌فرمایند این ملاقات هرچند کوتاه بود ولی شالوده یک دوستی را ریخت.

در ادامه علامه می‌فرمایند به گفته کربن تاکنون اطلاعات مستشرقین درباره جهان اسلام، محدود به محیط‌هایی بوده که اهل تسنن در آنها غلبه داشته‌اند و حتی منابع آنها نیز صرفا منابع متعلق به دانشمندان اهل تسنن بوده است.

بنابراین همین واقعه سبب شده ‌غربیان اطلاعات صحیحی از باورها و افکار شیعی حاصل نکنند. علامه دراین‌باره می‌نویسند: «آقای دکتر کربن اظهار می‏داشتند که تاکنون مستشرقین اطلاعات علمی که از اسلام به دست آورده‏اند و مطالعاتی که در کتب و آثار اسلامی انجام داده و تماسی که با رجال علمی اسلام گرفته همه آنها در محیط تسنن بوده و از انظار و عقاید علمای اهل سنت و تألیفات و آثار آنها تجاوز نکرده و حتی در تشخیص مذاهب مختلفه اسلامی و توضیح اصول و مبانی آنها به رجال تسنن و آثار آنان مراجعه کرده و نظریاتشان را جمع‏آوری کرده‏اند.

اگر احیانا مستشرقی مثلا به ایران آمده، در اثر اعتماد به فرآورده‏های دیگران اعتنایی به حقایق مذهب تشیع ننموده و تنها به تحقیق در وضع عمومی و اجتماعی مذهب که از عامه مردم منعکس است قناعت ورزیده یا از افراد غیروارد، اطلاعاتی کسب کرده است! در نتیجه، حقیقت مذهب تشیع آن طوری که شاید و باید به دنیای غرب ـ که چشم به دهان مستشرقین خودشان دوخته‏اند ـ معرفی نشده است.» (همان ۳۰ـ۲۹)

بنابراین اسلامی که اروپاییان می‌شناسند، اسلام اهل تسنن است و اگر اسلام در جوامع دانشگاهی جهان موقعیتی را حاصل کرده باشد، عمدتا سهم تلاش‌های علمای اهل تسنن است، اما معارف شیعی را که به باور ما شیعیان، نمایانگر اسلام راستین است، چه کسی باید به گوش جهانیان برساند؟ مسلما خود ما در این میان مهم‌ترین وظیفه را داریم، اما هانری کربن با مجاهدت‌های فراوان خود و به میمنت آشنایی با علمایی چون حضرت علامه، در این راه گام‌های بسیار مهمی برداشت.

بحث‌های بسیاری در بین کسانی که ملاقات مستقیم با هانری کربن داشته‌اند، درباره این‌که آیا هانری کربن نهایتا به اسلام و تشیع ایمان‌آورد یا خیر، وجود دارد، اما بدون در نظر گرفتن این مساله باید اعتراف کنیم که وی خدمات بسیاری برای معرفی اسلام علی‌الخصوص مذهب شیعه در جهان ارائه کرد.

علامه از قول کربن می‌نویسد: «برخلاف اعتقاد همه مستشرقین گذشته، اعتقاد من این است که مذهب تشیع یک مذهب حقیقی اصیل و پابرجاست و دارای مشخصات یک مذهب حقیقی بوده و غیر از آن بی‏پایه و بی‏فرهنگی است که مستشرقین گذشته به دنیای غرب معرفی کرده‏اند.

آنچه از مطالعات و پی‏جویی‏های علمی برای من‌ دستگیر شده، این است که به حقایق و معنویات اسلام از دریچه چشم شیعه که نسبت به اسلام جنبه واقع‏بینی دارد، باید نگاه کرد و هر گونه مشکلی را که برای سوق دادن انسانیت به سوی معنویات و رسیدن به هدف پاک و حقیقی یک دین واقعی به عهده اسلام است که حل نماید، با اصول و مبانی شیعه... باید حل کرد از این‌رو من آنچه توانسته‏ام تلاش و کوشش کرده‏ام که مذهب تشیع را به نحوی که شاید و باید و به جوری که درخور واقعیت این مذهب است به جهان غرب معرفی کنم و تلاش و کوشش هم خواهم کرد.» (همان ۳۱)

علامه طباطبایی همچنین از ملاقات سال بعد خود با هانری کربن یاد و به این نکته اشاره می‌کنند که باور شیعیان به امام عصر (عج) بسیار مورد توجه کربن بوده و وی درباره این مطلب در کنفرانس‌های خود در جوامع غربی سخن گفته است. علامه طباطبایی می‌فرمایند معرفی عقیده به وجود امام زمان نزد شیعیان توسط کربن برای دانشمندان غربی بسیار تازگی داشته است.

همچنین علامه طباطبایی در ادامه به نکته‌ای از قول کربن اشاره می‌کنند که بسیار جالب توجه است و به نظر می‌رسد براساس آن مذهب تشیع به واسطه باور به ولی‌عصر(عج) تنها مذهب موجود است که حافظ رابطه هدایت الهی بین خالق و مخلوق است:« آقای دکتر کربن سپس اضافه کرد که به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهیه را میان خدا و خلق برای همیشه نگه‏داشته و به طور استمرار و پیوستگی ولایت را زنده و پا برجا می‏دارد.

مذهب یهود، نبوت را که رابطه‏ای است واقعی میان خدا و عالم انسانی، در حضرت کلیم ختم کرده و پس از آن به نبوت حضرت مسیح و حضرت محمد(ص) اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع می‏کند و همچنین نصاری در حضرت مسیح متوقف شده و اهل سنت از مسلمین نیز در حضرت محمد(ص)‌ وقوف کرده و با ختم نبوت در ایشان، دیگر رابطه‏ای میان خالق و خلق موجود نمی‏دانند و تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمد(ص) ختم شده می‏داند، ولی ولایت را که همان رابطه هدایت و تکمیل است، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می‏داند. رابطه‏ای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نماید به واسطه دعوت‏های دینی قبل از موسی و دعوت دینی موسی و عیسی و محمد(ص)‌ و بعد از حضرت محمد(ص)، به‌واسطه ولایت جانشینان وی (به عقیده شیعه) زنده بوده، هست و خواهد بود. او حقیقتی است زنده که هرگز نظر علمی نمی‏تواند او را از خرافات شمرده و از لیست حقایق حذف نماید.

به عقیده من (=کربن)، همه ادیان حق بوده و یک حقیقت زنده‏ای را دنبال می‏کنند و همه ادیان در اثبات اصل وجود این حقیقت زنده مشترکند. آری، تنها مذهب تشیع است که به زندگی این حقیقت، لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است این حقیقت میان عالم انسانی و الوهی برای همیشه باقی و پابرجاست. این نظر من است، آیا شما نیز نظرتان در این باب همین است؟» (همان)

علامه در پاسخ به این سوال کربن با دقت فلسفی و منطقی خود می‌فرمایند: آنچه از نظر اسلام می‏توان گفت آن است که نظریه اثبات صانع نظریه حقی است که میان همه ادیان گذشته مشترک‏فیه است، ولی دینی که ارزش دین حقیقی را داشته و می‏توان نام دین آسمانی به رویش گذاشت، دینی است که در وی تنها خدای یگانه پرستش شود و رابطه نبوت را اثبات کرده و معادی قائل شود (اصول سه‏گانه توحید، نبوت و معاد) و این همان ادیان چهارگانه یهودیت، نصرانیت، مجوسیت و اسلام است.

سلمان اوسطی