جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
چگونگی ضربت خوردن حضرت علی ع

چگونگی ضربت خوردن حضرت علی(علیهالسلام) در نوشته تاریخ نویسان پیشین یکسان نیست.
کتاب "علی از زبان علی"، نوشته دکتر سید جعفر شهیدی، محقق و مورخ تاریخ اسلام است. بخش هایی از این کتاب را که درباره چگونگی ضربت خوردن حضرت علی(ع) در ادامه می خوانید.
چگونگی ضربت خوردن حضرت علی(علیهالسلام) در نوشته تاریخنویسان پیشین یکسان نیست. در حالی که طبری و ابن سعد و دیگران نوشتهاند: «چون(حضرت علی علیه السلام) از سایبانی که به مسجد میرسد، بیرون شد، ابن ملجم او را ضربت زد.» یعقوبی که تاریخ او پیش از اینان نوشته شده گوید: «پسر ملجم از سوراخی که در دیوار مسجد بود، شمشیر بر سر او زد.» اما نوشته ابن اعثم که هم عصر طبری است، با نوشته آنان مخالف است و با آنچه میان شیعیان مشهور است مطابق میباشد. وی چنین مینویسد:
«پسر ملجم شمشیر خود را برداشت و به مسجد آمد و میان خفتگان افتاد. علی(علیهالسلام) اذان گفت و داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار میکرد، سپس به محراب رفت و ایستاد و نماز را آغاز کرد ، به رکوع، و سپس به سجده رفت. چون سر از سجده نخست برداشت، ابن ملجم او را ضربت زد و ضربت او بر جای ضربتی که عمرو پسر عبدود در جنگ خندق بدو زده بود آمد. ابن ملجم گریخت و علی در محراب افتاد و مردم بانگ برآوردند امیرمؤمنان کشته شد.»(۱)
بلاذری به روایت خود از حسن بن بزیع آرد: «چون پسر ملجم او را ضربت زد گفت: فزت و رب الکعبة و آخرین سخن او این آیه بود. «و من یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره.»(۲)
روایتهای شیعی و برخی از روایتهای اهل سنت نیز با آنچه ابن اعثم نوشته مطابقت دارد.
به هرحال امام را از مسجد به خانه بردند. دیری نگذشت که قاتل را دستگیر کرده و نزد او آوردند. بدو فرمود:
ـ «پسر ملجمی؟»
ـ «آری!»
ـ «حسن او را سیر کن و استوار ببند! اگر مُردم او را نزد من بفرست تا در پیشگاه خدا با او خصمی کنم و اگر زنده ماندم یا میبخشم یا قصاص میکنم.»
ابن سعد نوشته است امام فرمود: «بدو خوراک نیکو دهید و در جای نرمش بیارمانید.» و هم او نوشته است روزی که علی مردم را برای بیعت میخواند ابن ملجم دوبار برای بیعت پیش آمد و علی او را راند سپس فرمود از پیغمبر شنیدم او ریش مرا از خون سرم رنگین خواهد کرد.
امام در آخرین لحظههای زندگی فرزندان خود را خواست و به آنها چنین وصیت کرد:
شما را سفارش میکنم به ترسیدن از خدا، و این که دنیا را مخواهید هر چند دنیا پی شما آید. و دریغ مخورید بر چیزی از آن که به دستتان نیاید و حق را بگویید، و برای پاداش [آن جهان] کار کنید و با ستمکار در پیکار باشید و ستمدیده را یار. و شما و همه فرزندانم و کسانم و آن را که نامه من بدو رسد سفارش میکنم به ترس از خدا و آراستن کارها و آشتی با یکدیگر، که من از جد شما شنیدم، میگفت: آشتی دادن میان مردم بهتر است از نماز و روزه سالیان.
خدا را، خدا را درباره یتیمان، آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید و نزد خود ضایعشان مگذارید. خدا را، خدا را. همسایگان را بپایید که سفارش شده پیامبر شمایند، پیوسته درباره آنان سفارش میفرمود چندان که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد نمود.
خدا را، خدا را، درباره قرآن، مبادا دیگری بر شما پیشی گیرد در رفتار به حکم آن.
خدا را، خدا را، درباره نماز که ستون دین شماست.
خدا را خدا را در حق خانه پروردگارتان! آن را خالی مگذارید، چندانکه در این جهان ماندگارید که اگر [حرمت] آن را نگاه ندارید به عذاب خدا گرفتارید.
خدا را خدا را، درباره جهاد در راه خدا به مالهاتان و به جانهاتان و زبانهاتان، بر شما باد به یکدیگر پیوستن و به هم بخشیدن. مبادا از هم، روی بگردانید و پیوند هم را بگسلانید.
امر به معروف و نهی از منکر را وامگذارید تا بدترین شما حکمرانی شما را بر دست گیرند، آنگاه دعا کنید و از شما نپذیرند. پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرو رفتهاید و دستها را بدان آلوده، و گویید امیرمؤمنان را کشتهاند. بدانید جز کشنده من نباید کسی به خون من کشته شود.
بنگرید! اگر من از این ضربت او مُردم، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مبرید که من از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم میفرمود: «بپرهیزید از بریدن اندام مرده، هر چند سگ دیوانه باشد.»(۳)
اندک اندک آرزوی او تحقق مییافت و بدانچه میخواست نزدیک میشد. او از دیرباز، خواهان شهادت بود و میگفت: «خدایا بهتر از اینان را نصیب من دار و بدتر از مرا بر اینان بگمار!»
علی(علیهالسلام) به لقاء حق رسید و عدالت، نگاهبان امین و بر پا دارنده مجاهد خود را از دست داد، و بییاور ماند. ستمبارگان از هر سو دست به حریم آن گشودند و به اندازه توان خود اندک اندک از آن ربودند، چندانکه چیزی از آن بر جای نماند. آنگاه ستم را بر جایش نشاندند و همچنان جای خود را میدارد تا خدا کی خواهد که زمین پر از عدل و داد شود، از آن پس که پر از ستم و جور شده است.
چون علی(علیهالسلام) را به خاک سپردند. امام حسن(علیهالسلام) به منبر رفت و گفت: «مردم! مردی از میان شما رفت که از پیشینیان و پسینیان کسی به رتبه او نخواهد رسید. رسول الله پرچم را بدو میداد و به رزمگاهش میفرستاد و جز با پیروزی باز نمیگشت. جبرئیل از سوی راست او بود و میکائیل از سوی چپش. جز هفتصد درهم چیزی به جای ننهاد و میخواست با آن خادم بخرد.»(۴)
جز وصیت کوتاهی که نوشته شد، از امام وصیتهای دیگری نیز در سندهای قدیمی دیده میشود. برخی از آنها را پیش از ضربت خوردن فرموده و برخی را پس از آن که متوجه دیدار خدا گردید.
دکتر سید جعفر شهیدی
پینوشتها:
۱. تاریخ ابن اعثم، ج ۴، ص ۱۴۰ـ ۱۳۹ .
۲. انساب الاشراف، ص ۴۹۹ .
۳. نامه ۴۷ .
۴. طبقات، ج ۳، ص ۲۶ .
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست