جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

فهم, عمل و تدبر در قرآن کریم


فهم, عمل و تدبر در قرآن کریم

آدمی هنگامی که در قرآن تدبّر می کند, با دو زبان از قرآن آشنا می شود ۱ زبان منطق و استدلال ۲ زبان احساس که از طریق دل است

اهمیت تدبر در قرآن از دو ناحیه است : یک. پی‌بردن انسان به جایگاه و موقعیت خویش در جهان هستی و به دست آوردن معارف، باورها و منش‌های لازم برای رسیدن به مقصد واقعی. دو. آگاهی کسب کردن به عظمت قرآن.

آدمی هنگامی که در قرآن تدبّر می‌کند، با دو زبان از قرآن آشنا می‌شود: ۱. زبان منطق و استدلال؛ ۲. زبان احساس که از طریق دل است. عمل به قرآن: دستورات قرآن به دو دسته کلی تقسیم می‌شود؛ برخی از اوامر آن واجب و برخی مستحب هستند. عمل کردن به واجباتی که در قرآن مطرح شده، همان طور که از اسمش برمی‌آید، واجب است. اما عمل کردن به دستوراتی که واجب نیستند، بلکه مستحب هستند، مثل برخی از عبادات مستحبی واجب نیست.

با این حال نباید به دستورات مستحب قرآن بی‌توجهی شود و مورد بی‌اهمیتی قرار بگیرد که نفس خود این عمل مذموم و مورد نکوهش است. فهم قرآن: در آیات مختلفی چنین آمده که قرآن صرفا کتابی برای قرائت کردن نیست، بلکه لازم است در آن تفکر و تدبّر شود. همان‌طور که خداوند دستور اکیدی بر تفکر و تدبر دارد و آن‌را وسیله هدایت دانسته و در جایی، علت گمراهی منافقین را عدم تفکر در آیات قرآنی دانسته و می‌گوید: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها»؛ (محمد، ۲۴) آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند یا این‌که بر قلب‌هایشان قفل زده شده است.همچنین روایات و نیز سیره مسلمانان شاهدی بر لزوم تدبّر در قرآن کریم است؛ برای نمونه؛ امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «وَ تَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ‏ الْقُلُوب»؛ قرآن را بیاموزید و در آن تفقه کنید؛ زیرا قرآن بهار دل‌هاست. شهید مطهری می‌گوید: «انسان در فرآیند تدبّر در قرآن با دو زبان از قرآن آشنا می‏شود». این نظر شهید مطهری درباره تدبر در قرآن است که قصد داریم به اجمال در مورد آن به بحث بپردازیم: پیش از آن‌که دیدگاه استاد مطهری (ره) بیان شود، توجه به مقدمه‌ای برای فهمیدن آن لازم به نظر می‌رسد.یکی از گام‌های مهم در بهره‌مندی از قرآن مجید، تدبر و اندیشه در آموزه‌های قرآن است. تدبر در قرآن، اندیشیدن در آیات خدا برای ورود به عمق پیام‌ها و پیامدهای آن است که با باور به حقانیت آنها در می‌آمیزد. در واقع تلاوت قرآن با شرایط و آداب آن، مقدمه‌ای برای تدبر در مفاهیم و درک حقایق قرآن است؛ قرآن در این‌باره می‌فرماید: «اگر ما این قرآن را بر کوهی فرو فرستاده بودیم، آن‌را [با همه صلابت و عظمتش‏] در برابر خدا خاشع و از ترس او از هم پاشیده می‌دیدی.

ما این مَثَل‌ها را برای مردم می‌زنیم. باشد که [در قرآن‏] بیندیشند». [۱] این آیه شریفه در مقام مَثَلی برای مردم است تا عظمت و جلالت قرآن را دریابند؛ این‌که قرآن، کلام خداست و کتابی است که دربردارنده حقایقی از معارف، اصول شریعت، عبرت‌ها، پندها، وعده‌هاست، شاید که در آن بیندیشند و قرآن را آن‌گونه که سزاوار آن است دریابند و حقایق آن ‌را به‌کار بندند و سپس با هدایت قرآن، راه عبودیت را بپیمایند چراکه جز این، راهی برای کمال و سعادت آنان، نیست. [۲]قرآن کریم درباره کسانی که در آیات خدا تدبر نمی‌کنند با لحنی تند می‌فرماید: «آیا در قرآن نمی‌اندیشند [تا حقایق را بفهمند] یا بر دل‌هایشان قفل‌هایی قرار دارد؟». [۳] امام صادق (علیه‌السلام) هنگام به دست گرفتن قرآن و پیش از خواندن آن، می‌فرمود: «خدایا! پیمان‌نامه و کتابت را گشودم، خدایا نگریستنم را در آن، عبادت قرار ده و خواندنم را اندیشیدن و اندیشیدنم را مایه عبرت کن و چنان نما که از پندهای تو در آن، پند گیرم و از گناهان دوری جویم و هنگام خواندن آن، بر دل و گوشم مُهر نزن و بر چشمم پرده میفکن؛ خواندنم را خواندنی بدون تدبر قرار مده، بلکه چنان کن که در آیات و احکام آن بیندیشم و دستورات دین تو را از آن برگیرم. نگریستن مرا در آن، توأم با غفلت و خواندنم را خواندنی تند و شتابزده مگردان، که تو مهربان و بخشنده‌ای». [۴]تدبر در آیات وحی تناسب مستقیم با حالت‌های دل دارد؛ اگر بر دل، قفل‌های آلودگی اعتقادی و رفتاری خورده باشد، درک پیام و تسلیم و نرمش در برابر آن دشوار یا غیرممکن خواهد شد و در این صورت، تلاوت قرآن، تأثیر مطلوب نخواهد داشت.امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «آگاه باشید قرائتی که همراه با تدبر و اندیشه نباشد در آن خیری نیست».[۵] اهمیت تدبر در قرآن از دو ناحیه است:یک. انسان به وسیله آن به جایگاه و موقعیت خویش در جهان هستی پی می‌برد و از قرآن؛ معارف، باورها و منش‌های لازم را برای رسیدن به مقصد واقعی فرامی‌گیرد.دو. با تدبر، به عظمت خودِ قرآن واقف شده و باور می‌کند قرآن با این وسعت و گستردگی معارف، اسلوب و تنوّع بیان و همچنین هماهنگی و پیوستگی معانی نمی‌تواند از غیر خدا صادر شده باشد. [۶]آدمی در فرآیند تدبر با دو زبان از قرآن آشنا می‌شود، [۷] شهید مطهری در این مورد می‌گوید: یک وظیفه قرآن، یاد دادن و تعلیم کردن است.

در این جهت مخاطب قرآن عقل انسان خواهد بود و قرآن با زبان منطق و استدلال با او سخن می‌گوید. اما بجز این زبان، قرآن زبان دیگری نیز دارد که مخاطب آن عقل نیست، بلکه دل است و این زبان دوم «احساس» نام دارد. آن‌که می‌خواهد با قرآن آشنا گردد و بدان انس بگیرد می‌باید با این دو زبان آشنایی داشته باشد و هر دو را در کنار هم مورد استفاده قرار دهد. تفکیک این دو از هم مایه بروز خطا و اشتباه و سبب خسران و زیان خواهد بود.یکی از متعالی‌ترین غرایز و احساسات هر انسان، حس مذهبی و فطرت خداجویی اوست. سر و کار قرآن با این حس شریف و برتر است.قرآن در توصیف خویش، برای خود دو زبان قائل می‌شود. گاهی خود را کتاب تفکر و منطق و استدلال معرفی می‌کند و گاهی کتاب احساس و عشق. به عبارت دیگر؛ قرآن تنها غذای عقل و اندیشه نیست، غذای روح هم هست. [۸]

آمنه اسفندیاری

منابع در دفتر روزنامه موجود است