پنجشنبه, ۴ مرداد, ۱۴۰۳ / 25 July, 2024
مجله ویستا

موسیقی تلفیقی؛هنر یا یـأس سبک


موسیقی تلفیقی نامی است که طی سالهای اخیر نامش بر سر زبان ها افتاده است تا نشان دهد که ما ایرانیان هنوز هر موضوع جدیدی را که بوجود آید آنرا آنچنان به عرش می بریم که گویی دیگر بهتر …

موسیقی تلفیقی نامی است که طی سالهای اخیر نامش بر سر زبان ها افتاده است تا نشان دهد که ما ایرانیان هنوز هر موضوع جدیدی را که بوجود آید آنرا آنچنان به عرش می بریم که گویی دیگر بهتر از این نیست و نبوده و نخواهد آمد.

این نوع موسیقی که دقیقاً مشخص نشد از کی و توسط چه فرد یا افرادی ساخته شد توانست در مدت زمان کوتاهی به یکباره توجه قشر وسیعی از جامعه را به سمت خود سوق دهد و در یک چشم به هم زدن موفق شد که هر چه سبک های دیگر موسیقی رشته بودند را پنبه کند.

موسیقی تلفیقی اگر بن بست موسیقی در ایران نباشد بی شک بزرگراه همواری برای پیشرفت این هنر ارزشمند نیز نمی باشد حالا چه بتواند در مدت زمان محدودی نیمی از جوانان جامعه را به خود متوجه سازد یا تمام جامعه را.

بی شک آنچه در موسیقی تلفیقی به ذهن ها متواتر می شود یاسی بزرگ در سبک آن می باشد. گویی بنا بر آن بوده تا این سبک با بهره گیری از سایر سبک های موسیقی به نوعی غیرمتعارف آنها را همانند پازلی در هم پیچیده و با رنگ بندی متفاوت کنار یکدیگر بچیند و با تکیه بر بخت و اقبال قصد بوجود آمدن نوعی موسیقی را به انتظار بنشیند و کاملاً واضح و مبرهن است که این انتظار خیس نتیجه ای پیدا نمی کند جز همین آشی که هر نوع حبوباتی در آن پیدا می شود.

اما آنچه از گذشته به ما آموخته بودند این بود که در موسیقی چند سبک وجود دارد که یکی از این سبک ها سنتی است و دیگری پاپ و تا زمانی که هنوز چشم و گوشمان به روی بعضی از سبک ها از جمله راک و رپ و این طور موسیقی های من در آوردی روشن نشده بود گویی تمام دنیای موسیقی محصور شده بود در دنیای زیبایی که همین موسیقی ها در عین سادگی برای شنوندگان به ارمغان آورده بودند.

اما مشخص نشد که به یکباره چه تیر غیبی به موسیقی ایران اصابت کرد که ناگاه آنچه باید می شد صورت نگرفت و به نوعی موسیقی ایران هویت خود را از دست داد. هویتی که برای بدست آوردن آن سال ها زحمت کشیده شده بود و افراد زیادی برای اینکه بتوانند روح را در این هنر بدمند از جان خود گذشتند.

حال این روا نیست که به همین راحتی و با سوء استفاده، این رنج ها و زحمت ها را برای سود خودمان به یغما ببریم تا شاید روزی و روزگاری سبک جدیدمان به ثمره بنشیند. به قولی شعری در همین سبک موسیقی که می گوید " شاید که آینده از آن ما " نمی توان خود را سرگرم کنیم که شاید در آینده اتفاق خاصی دراین زمینه رخ دهد .

اما آنچه به نظر می رسد اینست که هر انسان متعهدی که هنر را دوست داشته باشد و کمی هم دلش برای موسیقی ایران زمین بسوزد نمی تواند تاب بیاورد که موسیقی سنتی ایران به اسم تلفیقی با انواعی از موسیقی های دیگر که مشخص نیست چگونه با یکدیگر ترکیب شده اند هم آوا شود و آنچه باقی بماند فقط زغالی باشد از درخت پربار هنر ایران زمین.

هر چند که شکی در این موضوع نیست که یکی از دلایل اساسی در پدیدار شدن این نوع موسیقی توجه نکردن و بی مهری ما ایرانیان به موسیقی سنتیمان است که تار و پود و ریشه ما از آن سرچشمه می گیرد . تار و پودی که اگر قدر آن را به درستی می دانستیم می توانستیم شاهد بهاری تازه در عرصه آن باشیم اما به قول یکی از شعرای بزرگ ایران که " ای دریغا به ببرم می شکنند".

اما نباید فراموش کرد که در این بحبوحه بی توجهی به موسیقی سنتی و سر آوردن چند نوع موسیقی که کم و بیش هیچ سنخیتی با رگ و پی ایرانیان نداشته و ن دارد عده ای از افراد برای بدست آوردن سرمایه ای بس کلان خود را به هر طرف که فکرشان برسد بکوبند و نتیجه ای به اسم موسیقی تلفیقی را اختراع کنند که در آن نه می توان هویت ایرانی را دیدو نه هنر به معنای واقعی را.

چرا که موسیقی سنتی ما به چند ساز و استفاده از اشعار مولانا ختم نمی شود . موسیقی ایرانی ما جای دارد بیشتر از اینها به آن پرداخته شود و شاید هم نیاز به بازنگری در استفاده و بکارگیری دارد.

سید محمد حسین هاشمی

خبرگزاری موج