یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

گلادیاتور شورشی


گلادیاتور شورشی

نسخه جدید «اسپارتاکوس» روی صفحه کوچک تلویزیون

نام اسپارتاکوس و قصه افسانه‌ای آن هنوز هم پس از گذشت قرن‌ها، آنقدر برای عموم مردم در سراسر جهان ارزش و اعتبار دارد که رسانه پربیننده‌ای مثل تلویزیون تصمیم به تولید نسخه تازه‌ای از آن بگیرد.

قصه کتاب کلاسیک هاوارد فاست که برگرفته از ماجرای واقعی برده شورشی دوران روم باستان است، قبل از این بارها و بارها توسط صنعت سینما تبدیل به فیلم سینمایی شده است، اما رسانه تلویزیون در بین انواع و اقسام مجموعه‌هایی که در طول سال‌های مختلف تهیه و تولید کرده، کمتر به سراغ این قصه رفته است. به همین دلیل زمانی که استیون اس‌ دکنایت تصمیم به تولید نسخه‌ای تلویزیونی از ماجراجویی‌های اسپارتاکوس گرفت، با تعجب و شگفتی اهالی تلویزیون و منتقدان روبه‌رو شد.

این کارگردان و تهیه‌کننده با این دید به سراغ ساخت نسخه اسپارتاکوس رفت که عقیده داشت برخی افسانه‌ها با خون نوشته می‌شوند و افسانه اسپارتاکوس هم یکی از آنهاست. به همین دلیل وی نام «اسپارتاکوس: خون و سنگ» را برای مجموعه خود انتخاب کرد. دکنایت که فعالیت کارگردانی خود برای تلویزیون را از سال ۲۰۰۳ شروع کرد تا به حال قسمت‌های مختلفی از ۹ مجموعه تلویزیونی را کارگردانی کرده است.

تماشاگران تلویزیونی تا پیش از این که وی برای خلق و تهیه اسپارتاکوس جدید تبدیل به یک چهره مطرح شود، او را به خاطر کارگردانی قسمت‌هایی از مجموعه موفق فانتزی نوجوانانه «آنجل» می‌شناسند. این مجموعه با بازی دیوید بارنیاز در نقش کاراکتری به نام آنجل، ماجراجویی‌های مرد جوانی را به تصویر می‌کشد که با آن که یک خون‌آشام است، ولی با خون‌آشام‌های بد قصه مبارزه می‌کند و از مردم عادی و بی‌دفاع در مقابل آنها دفاع می‌کند. مدتی پیش بحث تولید نسخه سینمایی این مجموعه مطرح شد، ولی هنوز معلوم نیست این نسخه وارد مرحله تولید خواهد شد یا خیر.

دکنایت در کنار کارگردانی برای تلویزیون، تهیه‌کننده و نویسنده تعدادی مجموعه تلویزیونی نیز بوده است. مجموعه «اسپارتاکوس: خون و سنگ» به تهیه‌کنندگی او در شرایطی به روی آنتن رفت که وی سال پرکاری را پشت سر گذاشته است. در ۹ ماه اخیر بیش از ۴ مجموعه از تلویزیون آمریکا پخش شده که وی تهیه‌کننده و مدیر تولید آن بوده است. با آن که مجموعه‌های قبلی دکنایت هم با استقبال تماشاگران روبه‌رو شده‌اند، ولی قصه اسپارتاکوس برای وی موفقیت بسیار بهتری فراهم کرده است. این روزها، رسانه‌های گروهی و عموم مردم وی را به عنوان خالق اسپارتاکوس جدید به یاد آورده و معرفی می‌کنند. دکنایت نویسنده اصلی قصه فیلمنامه «اسپارتاکوس: خون و سنگ» است. او کار نویسندگی ۱۲ قسمت مجموعه را انجام داده است. ۷ نویسنده دیگر در کنار او، نویسنده اپیزودهای دیگر مجموعه هستند.

کارگردانی قسمت‌های مختلف مجموعه هم با ۳کارگردان تلویزیونی بسه وارن، مایکل هرست و ریک جاکوبسن است. «اسپارتاکوس: خون و سنگ» هنوز نتوانسته موفقیتی در حد کارهای پرسروصدایی مثل «۲۴» یا «لاست/ گمشدگان» کسب کند، ولی موفقیت فعلی آن خیلی بیشتر از آن چیزی است که سازندگان و خالقان آن انتظار داشتند.

● وقتی اسپارتاکوس، سرطان می‌گیرد

«اندی ویتفیلد» بازیگر انگلیسی نقش اسپارتاکوس این برده شورشی روم باستان را در مجموعه جدید بازی می‌کند. وی یکی از بازیگران پرکار تلویزیونی است که از سال ۲۰۰۴ تا به امروز در تعداد زیادی مجموعه ایفای نقش کرده که در برخی از آنها در نقش کاراکتر منفی ماجرا ظاهر شده است، اما حضور وی در نقش منفی این مجموعه‌ها، مانع از آن نشد که خالقان اسپارتاکوس وی را برای ایفای نقش یک شخصیت سرشناس، معتبر و جنجالی تاریخ انتخاب نکنند. مجموعه «اسپارتاکوس: خون و سنگ» برای ویتفیلد این شانس را داشت که او را تبدیل به یکی از مطرح‌ترین بازیگران روز دنیای تلویزیون و مجموعه‌سازها کرده است.

شباهت ظاهری او به سام وورتینگتن بازیگر استرالیایی‌تبار فیلم «آواتار» هم نکته‌ای است که مورد توجه رسانه‌های گروهی قرار گرفته است. ویتفیلد که فارغ‌التحصیل رشته بازیگری از شهر سیدنی استرالیاست قبل از ورود به دنیای بازیگری مدتی به عنوان مهندس کار کرد. از نکات جالب توجه درباره وی، ابتلای او به بیمای سرطان در دوران تصویربرداری اسپارتاکوس است. همین مساله باعث شد تا او صحنه تصویربرداری را رها کند و راهی بیمارستان شود. این نکته، ادامه کار تصویربرداری را برای مدتی متوقف کرد. در حقیقت تولید فصل دوم مجموعه به دلیل بیماری بازیگر فعلا به تعویق افتاده است.

● اسپارتاکوس مقابل گلادیاتور

مجموعه «اسپارتاکوس: خون و سنگ» همان قصه قدیمی برده معترض روم باستان را به تصویر می‌کشد. تفاوت این مجموعه با کارهای دیگری که درباره اسپارتاکوس ساخته شده، در نحوه پرداخت و تکنیک آن است. تکنولوژی جدید کامپیوتری و دیجیتالی به کمک سازندگان این مجموعه آمده تا سکانس‌ها و صحنه‌هایی تماشایی را خلق کنند. برخی از منتقدان تلویزیونی به شباهت‌های ظاهری این مجموعه با فیلم سینمایی «گلادیاتور» ریدلی اسکات اشاره می‌کنند. به گفته آنها، این مجموعه برای خلق صحنه‌های اکشن و ماجراجویانه خود از حال و هوایی شبیه این فیلم ـ که اتفاقا قصه آن هم در دوران روم باستان رخ می‌دهد و شخصیت آن یک گلادیاتور شورشی است ـ استفاده کرده است. قصه مجموعه، سرگذشت اسپارتاکوس را از زمان آغاز برد‌گی تا زمانی که میلیون‌ها برده را علیه امپراتوری روم رهبری کرد، دنبال می‌کند. بخش مهمی از قصه به صحنه‌های نبرد گلادیاتورها با یکدیگر اختصاص دارد. سازندگان مجموعه سعی کرده‌اند به این قصه کهن، حال و هوایی معاصر بدهند.

● امتداد خشونت

تلفیق قصه کلاسیک با حال و هوای معاصر، تبدیل به مجموعه‌ای شده که تهیه‌کنندگانش استقبال تماشاگران را خیلی خوب ارزیابی می‌کنند. اما منتقدان سینمایی خشونت گرافیکی و عریان‌گرایی مجموعه را مورد انتقاد قرار داده‌اند. این در حالی است که دکنایت خالق مجموعه می‌گوید مضمون اصلی قصه درباره جامعه‌ای است که درگیر خشونت است. این خشونت از دوران اسپارتاکوس تا به کوچه و خیابان‌های جامعه معاصر امتداد می‌یابد. یکی از شوک‌آورترین لحظات مجموعه زمانی است که قصه به بررسی وضعیت آدم‌هایی می‌پردازد که ضمن سرکوب شدن از سوی سیستم، اقدام به پذیرش آن می‌کنند.

اما این بخش عمدا به قصه افزوده شده تا بعدا بتوان کاراکتری را معرفی کرد که حاضر به قبول این سیستم نیست و تصمیم می‌گیرد علیه آن به مبارزه برخیزد. در دنیای گلادیاتورها، مبارزه در میدان نبرد ـ و در جلوی چشم برده‌دارها ـ و مرگ در این میدان، حکم یک اقدام افتخارآمیز را دارد. در این بین کسی که حاضر به شرکت در میدان مبارزه نشود، باید احساس شرم و خجالت کند. ولی اسپارتاکوس این معادله را بر هم می‌زند و بی‌پایه بودن آن را به چالش می‌طلبد. سازندگان مجموعه برای نمایش تمام این مسائل، در یک ریتم تند و اکشن بهره می‌گیرند و صحنه‌های هیجان‌انگیزی از مبارزات گلادیاتورها با یکدیگر را در کنار بحث‌‌های مختلف اجتماعی و سیاسی آنان با یکدیگر به نمایش می‌گذارند.

● بی‌وفایی تاریخ

دکنایت کار نگارش فصل دوم مجموعه را تازه تمام کرده است، او در این‌باره که قصه تا کجا خواهد رفت و تماشاگران آن باید انتظار چه چیزی را داشته باشند، چنین توضیح می‌دهد: «در فصل جدید، تغییرات جالبی رخ خواهد داد. اما کسانی که با تاریخ دوران کهن آشنایی دارند، حتما می‌دانند که در دنباله داستان مجموعه قرار است چه اتفاقاتی بیفتد.

یکی از حسن‌های خوب این مجموعه این است که تماشاگران تلویزیون را به مطالعه کتب ‌تاریخی علاقه‌مند کرده است. بسیاری از آنها نه فقط کتاب اسپارتاکوس بلکه بقیه کتاب‌های تاریخی را نیز خریداری کرده و مطالعه می‌کنند. بعضی وقت‌ها ما با این بحث یا ادعا مطرح می‌شویم که هنگام تولید مجموعه خود به تاریخ وفادار نبوده‌ایم و در این رابطه، امانتداری نکرده‌ایم. اما اصلا این‌طور نیست. مبنای اصلی فیلمنامه‌ واقعیت‌های تاریخی بوده است. ولی وقتی شما دارید یک کار هنری ارائه می‌دهید، باید رعایت مدیوم خود را نیز بکنید.

ما باید مجموعه خود را به صورتی تهیه کنیم که برای تماشاچی هم جذابیت داشته باشد و باعث شود تا او پیگیر آن شود. به همین دلیل، مجبور نیستیم به صورت برده یکسری فاکت‌های تاریخی دربیاییم. هدف ما ارائه جزء جزء تاریخ نیست. این کار را کتاب‌های تاریخی بهتر از ما انجام داده و می‌دهند. در مجموعه «اسپارتاکوس: خون و سنگ» ما در حال مکاشفه در روحیات مردی هستیم که یک برده و گلادیاتور شورشی است.»

● قصه اسپارتاکوس ادامه دارد

«اسپارتاکوس: خون و سنگ» قرار بود یک مجموعه ۱۳قسمتی تلویزیونی باشد. اما اکنون شنیده می‌شود زمان تولید و نمایش آن طولانی‌تر خواهد بود. حتی گفته می‌شود شاید عمر این مجموعه به ۵ تا ۷ سال هم برسد. قصه اسپارتاکوس آنقدر فراز و نشیب دارد که می‌توان آن را برای مدت زمانی طولانی دنبال کرد.

به گفته دکنایت: «با توجه به میزان استقبال تماشاگران شما می‌توانید حداقل بر روی ادامه نمایش آن تا ۵ سال حساب کنید. در قصه این برده شورشی لحظات باشکوه و بزرگ زیادی وجود دارد که می‌‌توان هرکدام از آنها را در یک فصل نمایشی مورد بحث و مکاشفه قرار داد. حقیقت امر را بخواهید، من خیلی مشتاق هستم که فرصت آن را داشته باشم تا بتوانم بخش شرور و منفی این قصه را هم به چالش کشیده و به مکاشفه بگذارم. اگر از منظر رومی‌ها و کاخ امپراتوری به ماجرا نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که آنها خودشان را آدم‌هایی شرور و خبیث نمی‌دیدند. به عکس، آنها بر این تصور و باور بودند که اسپارتاکوس کاراکتر منفی و شرور ماجراست. این مساله، دقیقا چیزی است که خیلی دوست دارم به بحث و بررسی بگذارم.»

● تشویق مکرر

«اسپارتاکوس: خون و سنگ» صنعت تلویزیون را ترغیب کرده تا به سراغ بقیه کاراکترهای تاریخی در دوران کهن هم بروند و قصه زندگی‌ آنها را نیز دستمایه تولید یک مجموعه تلویزیونی قرار دهند. رابین‌هود و ماجراجویی‌های او یکی از این قصه‌هاست و این در حالی است که نسخه جدید سینمایی آن (با بازی راسل کرو)‌ همین روزها به روی پرده سینماهای جهان می‌رود.

در عین حال، موفقیت مجموعه تلویزیونی اسپارتاکوس صنعت سینما را تشویق کرده تا نسخه جدید سینمایی آن را تولید کند. صنعت سینما در سال ۱۹۶۰ مطرح‌ترین نسخه سینمایی قصه هاوارد فاست را با بازی کرک داگلاس تهیه کرد. داگلاس که تهیه‌کننده فیلم نیز بود، استنلی کوبریک کارگردان فیلم را وادار کرد که در سکانس نهایی او را مثل حضرت مسیح مصلوب کند. این فیلمساز همکاری با داگلاس را در این فیلم یکی از دشوارترین کارهای سینمایی خود ارزیابی کرد و تلویحا گفت سرصحنه فیلمبرداری برده این بازیگر بوده است.

رسانه تلویزیون در سال ۲۰۰۴ نیز دست به تولید نسخه‌ای از اسپارتاکوس زد. این نسخه توسط رابرت دانهلم کارگردانی شد و گوران ویسنیک بازیگر اهل کرواسی در آن نقش اسپارتاکوس را بازی کرد. این مجموعه با طول زمانی ۱۷۴ دقیقه، فقط در چند قسمت پخش شد و نمایش آن طولانی نبود. پس از پایان نمایش مجموعه، تهیه‌کنندگانش آن را به صورت یک فیلم سینمایی تلویزیونی هم نمایش دادند. هدف سازندگان این مجموعه از همان آغاز، خلق یک «مینی‌مجموعه» بود. به این ترتیب، از همان ابتدا هم قرار نبود این نسخه تبدیل به یک مجموعه ادامه‌دار و طولانی بشود. سرآلن بیتس بازیگر قدیمی سینما و تئاتر که یکی از نقش‌های مهم مجموعه را به عهده داشت، مدت کوتاهی پس از پایان تصویربرداری آن درگذشت. به همین دلیل، سازندگان مجموعه آن را به وی تقدیم کردند. کل صحنه‌های این مجموعه در صوفیه بلغارستان تصویربرداری شد و نمایش تلویزیونی آن، حداقل این حسن را داشت که توجه ۲ صنعت سینما و تلویزیون را به لوکیشن‌های غریب و جذاب این کشور اروپای شرقی جلب کند.

● اسپارتاکوس امروزی

دکنایت مجموعه تلویزیونی خود را چیزی متفاوت‌ از بقیه اسپارتاکوس‌های سینمایی و تلویزیونی می‌داند و می‌گوید: «وقتی می‌خواستم این مجموعه را تهیه کنم، اصرار داشتم عناصر متدلوژیک قصه حضوری قوی در کل ماجرا داشته باشد. هدفم خلق چیزی شبیه درام تاریخی پرفروش «نبرد تایتان‌ها» نبود که می‌خواهد فقط تماشاچی خود را سرگرم کند. تحقیقات زیادی روی اسپارتاکوس کردم و از مشاوره چند تاریخ‌شناس استفاده کردم. با آن‌که ماجرای اسپارتاکوس مربوط به یک دوره بسیار قدیمی است، ولی می‌خواستم لحن روایتی معاصر داشته باشد و بیننده شباهت‌هایی بین آن قصه و رویدادهای معاصر ببیند. در آن زمان هم آدم‌ها یکدیگر را می‌کشتند و در حال جنگ با یکدیگر بودند. مشابه آن وضع را ما امروز هم می‌بینیم. فقط شکل ظاهری ماجرا عوض شده، ولی ماهیت آن یکسان است.»

این تهیه‌کننده با پذیرش این نکته که منتقدان نسبت به خشونت گرافیکی و عریان‌گرایی مجموعه معترض هستند، به این مساله اشاره می‌کند که سری جدید آن دارای خشونت کمتری خواهد بود و از عریان‌گرایی آن هم کاسته خواهد شد. قرار است در سری دوم مجموعه، بر وجه خانوادگی ماجرا و قصه هم افزوده شود.

این در حالی است که تهیه‌کنندگان «اسپارتاکوس: خون و سنگ»، احتمال تولید پیش‌درآمدی بر این مجموعه را نیز از نظر دور نداشته‌اند. پیش‌درآمد مجموعه که پس از پایان کل قصه آن در دستور تولید قرار می‌گیرد، به قصه اسپارتاکوس در زمانی برمی‌گردد که هنوز قصه این مجموعه شروع نشده است.

اگر این اتفاق بیفتد، این اولین بار در تاریخ مجموعه‌سازی تلویزیونی است که موفقیت یک مجموعه باعث می‌شود بجز تولید قسمت‌های جدید آن ـ‌ که دنباله‌ای بر قصه هستند و در دورانی پس از شروع خط اصلی قصه اتفاق می‌افتند ـ پیش‌درآمدی هم بر آن تولید شود و قصه را به دورانی قبل از شروع نسخه اصلی مجموعه برگرداند. صنعت تلویزیون این کار خود را با الهام از صنعت سینما انجام می‌دهد که برای تولید قسمت‌های جدید مجموعه فیلم‌های موفق خود، دست به تولید پیش‌‌درآمدهایی برای آن می‌زند.

سایت‌های کان‌مگ و تتروچون لاین

مترجم: کیکاووس زیاری