دوشنبه, ۴ تیر, ۱۴۰۳ / 24 June, 2024
مجله ویستا

نقش فرهنگ سیاسی در سیاست اینترنتی


نقش فرهنگ سیاسی در سیاست اینترنتی

از آنجا كه اینترنت روز به روز در حال تبدیل شدن به عنصری مهم در تحول و سازماندهی سیاسی است, مجموعه ای از پژوهش ها شماری پارامترها را برای سیاست های اطلاعاتی پدید آورده اند متأسفانه عمده این پژوهش ها قائل به یكسانی تأثیر سیاسی در مرزهای كشورند و لذا چنان شیوه های تأثیرگذاری اینترنت در سیاست سایر كشورها را جدی نمی گیرند

ناگفته پیداست كه عواملی وجود دارند كه نقش اینترنت را محدود می كنند اما در عین حال این عوامل چندان مورد بررسی قرار نگرفته اند. مقاله حاضر ضمن تلاش برای تعریف تأثیر یكپارچه (یكسان) اینترنت بر سازماندهی ، تشكل و عملگرایی سیاسی، پاره ای مفاهیم و واقعیات در این زمینه را پیش رو می نهد. فرهنگ سیاسی یا انتظارات، فرضیات و كنش های مربوط به سیاست در دموكراسی های غربی كاملاً با سایر دموكراسی های رایج در دنیا متفاوت است. این مقاله مهم ترین جوانب فرهنگ و كنش سیاسی و مسایل مؤثر در كاربرد كاملاً دموكراتیك اینترنت را شناسایی می كند. همچنین ارزش مطالعات موردی در خصوص ارزیابی های تأثیر اینترنت در دموكراسی در سطح جهان را مشخص می كند.یكی از جالب ترین و سودمندترین حوزه های پژوهش در اینترنت در سال های اخیر كاربردها و تأثیر سیاسی اینترنت بوده است. در سال های اخیر مقالات، رسالات و پژوهش های متعددی در خصوص ارزیابی و بررسی راه های جدید شكل گیری سازمان ها و تشكل های سیاسی و نیز شیوه هایی كه این فناوری به منظور دستیابی به اهداف سیاسی در اختیار سیاستمداران امروز قرار می دهد، انتشار یافته است. اما حجم قابل توجهی از این پژوهش ها كاربرد اینترنت در كشورهای توسعه یافته و خاصه در دموكراسی غربی را بررسی می كنند.اینترنت در سراسر جهان به انحاء مختلف در فرایندهای سیاسی به كار گرفته می شود و تأثیرات مختلفی نیز بر هریك از كشورهای دنیا دارد. در عین حال پژوهش های متعددی كه روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود می كوشند این پدیده را بررسی كنند.در برخی موارد، اینترنت در دنیا به طریقی مورد استفاده قرار می گیرد كه با كاربردهای سیاسی اینترنت در دموكراسی های غربی مطابقت دارد؛ اما تحلیل های تطبیقی اخیر نشان می دهد كه تأثیر اینترنت در تمام فرهنگ ها و ملیت ها یكسان نیست و عوامل متعددی در چگونگی و چرایی تأثیر این تكنولوژی بركنش سیاسی دخیل اند.اما پژوهش های امروز در خصوص استفاده سیاسی از وب نشانگر پیدایی یك فرضیه قطعی در نتیجه تأثیر سیاسی نت است. در عین حال، این فرضیه به ندرت علناً بیان می شود- [همواره] نقش سایر عوامل فرهنگی یا اجتماعی، تحت الشعاع نقش تكنولوژی قرار می گیرد. به عنوان مثال، اغلب تحلیل های جامعی كه در خصوص نقش اینترنت در سیاست جهانی صورت می گیرد به نقش عناصر فرهنگی در به كارگیری اینترنت وقعی نمی نهند و تأكید می كنند كه تأسیسات تكنولوژیك در پیش بینی تأثیرات ناشی از بكارگیری اینترنت در سیاست بیشترین اهمیت را دارند. این رویكرد از عوامل بافتی كه در بكارگیری فناوری های اطلاعاتی مؤثرند غافل است و اساساً به نقش فرهنگ سیاسی در ایجاد تأثیر بر اینترنت توجه ندارد.بحث مقاله حاضر آن است كه فرهنگ سیاسی از نقشی بسیار مؤثری در تعریف (تعیین) پارامترهای مربوط به نحوه بكارگیری اینترنت برخوردار است و عوامل اجتماعی در پیش بینی نحوه بكارگیری فناوری ها در قیاس با عوامل تكنولوژیك اهمیت بیشتری دارند . هدف مقاله حاضر ارایه یك تعریف كاربردی از فرهنگ سیاسی است. سپس نشان داده خواهد شد كه چگونه اینترنت و بافت اجتماعی را به هنگام بررسی استفاده سیاسی از فناوری های اینترنتی در سطح جهانی می توان ارزیابی كرد.از این رو، مقاله حاضر شامل سه بخش است: در بخش اول از اهمیت یك تحلیل تطبیقی در مورد استفاده و تأثیر بسزای اینترنت در ارایه هرگونه مدل نظری برای تأثیر سیاسی آن بحث خواهد شد. در بخش دوم تعریفی از فرهنگ سیاسی به مثابه عامل این تأثیرگذاری آمده است و سرانجام در بخش سوم، نمونه هایی واقعی و تجربی از این رابطه ارایه شده است. به دلیل نبود اطلاعات جامع، بیان كمی این تفاوت ها در اینجا میسر نیست اما این نمونه های عینی صرفاً به منظور مقایسه داده ها ارایه شده اند.

نظریه و تحلیل تطبیقی

پژوهش های رایج در خصوص تأثیر سیاسی و پیامدهای اینترنت به دلایل مختلف صرفاً بر تجربیات دموكراسی های غربی تأكید دارند. البته آشكار است كه اغلب پژوهش ها در خصوص تأثیرات اجتماعی اینترنت پیشتر توسط محققان غربی انجام شده و پژوهشگران غیرغربی در انجام این گونه پژوهش ها با موانع متعددی نظیر موانع زبانی و نبود منابع برای مطالعات تطبیقی مواجه اند. درست است كه ملت هایی كه من از آنها به عنوان صاحبان دموكراسی های غربی یاد می كنم از متغیرهای سازمانی و فرهنگی حایز اهمیتی برخوردارند اما در عین حال، فرضیات و ارزش های مشترك آنها از بسیاری جهات از تفاوت ها و تمایزهایشان مهم تر است، اما به دلیل كمبود داده های تطبیقی، استنباط نتایج كلی در خصوص تأثیر اینترنت برای دانشمندان دشوار است. نتایج مربوط به پیامدهای سیاسی اینترنت در سطح بین المللی معتبر نیست و به ندرت ناظر به كل بافت سیاسی است كه این وضعیت در آن شكل می گیرد. پس نظریه پردازی در خصوص تأثیر اجتماعی اینترنت بر این فرض استوار است كه تكنولوژی تأثیری یكپارچه دارد.اگرچه تعداد معدودی از اندیشمندان نتایج كلی یكسانی گرفته اند اما در عین حال نبود هرگونه بحث در مورد بافت فرهنگی عملاً منجر به پیدایش فرضیه یكسانی (یكپارچگی) شده است.مشكلات موجود بر سر راه تحلیل تطبیقی وب سیاسی، تلاش برای بررسی تأثیر موقتی اینترنت را ناكام ساخته است. نخستین مشكل آن است كه مكانیزم ها انتظارات و فرضیات سیاسی كه به فرایندهای سیاسی جهت می دهند در بافت كشورهای مختلف بسیار متفاوت است.از این رو،« تحلیل ویژگی ها» كه حضور و تأثیر برخی ویژگی های فنی یك سایت اینترنتی را می سنجد، چندان كمكی به فهم كاربر نت نمی كند چرا كه این ویژگی ها به دلایل مختلف می توانند وجود نداشته باشند. به عنوان مثال، در انتخابات ایالات متحده اینترنت عامل مهمی در افزایش هزینه در برخی رقابت ها بود اما در سنگاپور كاندیداها به لحاظ قانونی نمی توانند از طریق وب هزینه ها را بالا ببرند چرا كه این امر نوعی دعوت و تشویق به فساد مالی است.از آنجا كه یكی از اهداف پژوهش علمی، كشف اصول ثابت و شناسایی الگوهای تكرار شونده تشكل ها و تأثیرات اجتماعی است، اقتباس یك موضع و دیدگاه نسبی گرایانه كه براساس آن هیچ گونه تأثیری را نمی توان در سطح بین المللی به طور قطعی مورد سنجش قرار داد، كافی است. نظریه ای كه قابلیت تعمیم ندارد دست كم تا اندازه ای، نظریه واقعی نیست، و اگر صرفاً به بررسی ارتباطات در فضایی محدود بپردازیم، به نتیجه مطلوبی نخواهیم رسید. از این رو، لازم است پژوهشی كه در خصوص تأثیر فناوری های اطلاعاتی در كنش سیاسی به ارایه نظریه می پردازد بر موارد تجربی مبتنی باشد.مسأله زمانی بغرنج تر می شود كه راه های بكارگیری اینترنت در بافت سیاسی را بررسی كنیم چرا كه ارزش ها، كنش ها و فرضیات سیاسی به شدت در فرهنگ های مختلف متفاوتند. هر كشوری سیاستی دارد، در عین حال، مرزها، معانی و ارزش هایی كه با رقابت بر سر قدرت پیوند خورده اند به شدت از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. اگر نحوه به كارگیری قدرت از نقطه ای به نقطه دیگر متفاوت است، شیوه های به كارگیری تكنولوژی،جهت یافتن، حفظ و استفاده از قدرت نیز در سطح دنیا تفاوت دارد. از این رو نظریه پردازی در خصوص تأثیر اینترنت بركنش سیاسی نیز مستلزم در نظر گرفتن انبوهی از مسایلی است كه فرهنگ سیاسی را تشكیل می دهند. اما انبوهی از مسایل روش شناختی وجود دارند كه همراه با تلاش جهت ارایه نظریات گسترده تر نشان از تأثیر سیاسی وب در سطح بین المللی دارند. براساس یافته های Verba و همكارانش (۱۹۸۷) اگرچه شماری از ملت ها در برخی رفتارها و ویژگی ها نظیر انتخابات آزاد مشتركند اما در عین حال، اغلب استنباط های آنها از این موارد متفاوت است. لذا نظر به مشكلات نظری و عملی، ارزش در تلاش جهت عمومی سازی مرزهای ملت ها چیست؟ اگر همه چیز در مورد تعامل تكنولوژی و سیاست نسبی است پس آیا هیچ ارزشی حتی در تلاش جهت فهم الگوهای موقتی وجود دارد؟ و آیا می توان براساس چنین مشاهداتی به نتایج مطلوبی رسید؟

در واقع، وضعیت چندان هم اسفبار نیست. اگر ثبات در روش را بتوان حفظ كرد، استنباط نظریات مهم و سودمند تحلیلی كه بر مشاهدات عینی وضعیت چندین كشور مبتنی است، كار چندان دشواری نخواهد بود. به عنوان نمونه با بررسی این كه برخی كشورها از وب سایت ها برای درآمدزایی استفاده می كنند نه تنها می توان با قواعد و ارزش های سیاسی آن ملت تا اندازه ای آشنا شد، بلكه اطلاعات بیشتری را می توان در خصوص انتظارات اجتماعی مردم در مورد نقش تكنولوژی به دست آورد.در مثال پیشین، تمام احزاب سیاسی باید به پول دسترسی داشته باشند، هر چند كه راه های بسیاری برای مهار كردن هزینه ها وجود دارد، یارانه های دولتی، حمایت های شركت ها و یا كمك های مالی افراد نمونه هایی از این كمك های پولی هستند. اگر وب سایت ها یك مكانیزم كسب درآمد مطلوب در میان كاندیداهای ایالات متحده هستند، اما در سنگاپور استفاده از آنها بدین منظور ممنوع است، آیا این مسأله نشانگر انتظارات و توقعات مختلف در خصوص ماهیت یك وب سایت در دو كشور نیست؟ در واقع كسب درآمد از طریق وب سایت در ایالات متحده، حاكی از نوع ارتباط با توده مردم است؛ در حقیقت، كاندیدا سعی می كند تا فراتر از سیاست های پولی شركت های بزرگ و كمیسیون های سیاسی حركت كند. از دیگر معانی كسب درآمد از طریق یك وب سایت درآمریكا آن است كه متوسط شهروندان بدون درگیری آن چنانی در سیاست كمك مؤثری به فرایندهای سیاسی می كنند. اینترنت ابزار مناسبی برای غلبه بر كاغذ بازی های اداری در فرایندهای سیاسی است. به طور خلاصه، این تكنولوژی یك مكانیزم« دموكراتیك »است كه كاندیداها را منصفانه به شهروندان ارتباط می دهد. این فرضیه در شماری از پژوهش های اخیر مربوط به سیاست در وب مشهود است.در مقابل عملكرد سیاستمداران سنگاپوری در حوزه سیاست به اندازه آمریكایی ها نیست. در این كشور كوچك چهار میلیون نفری سیاستمداران مجبورند با توده های مردم از طریق انبوهی از سازمان های اجتماعی ارتباط مستقیم داشته باشند. پس آیا دولت، اینترنت را كانال ارتباطی ارزشمند دیگری برای ارتباط با مردم نمی داند؟ از آنجا كه دولت كوشیده است تا جامعه ای الكترونیكی» و كاملاً كاركردی ایجاد كند، چه دلیلی دارد كه سیاست را از وب جدا كند؟ از همه مهم تر، دولت فعالانه از تجارت الكترونیكی دفاع می كند اما در عین حال، یك مسأله باقی می ماند و آن این كه گمنامی كه یكی از ویژگی های وب و اینترنت است، ممكن است در نهایت منجر به تخلف و فساد افراد خاصه سیاستمداران گردد.از احزاب خواسته می شود تا وب سایت ها را حفظ كنند اما از آنها خواسته نمی شود تا از فعالیت سیاسی حمایت كنند. این نوع نگرش زمانی معنادار خواهد بود كه در بافت فساد خیز آسیای جنوب شرقی بررسی شود.این مثال، مدعای من را مبنی بر این كه بكارگیری عملی وب از رویكردهای بسیاری در خصوص تكنولوژی و معنای اجتماعی اینترنت پرده برمی دارد، به خوبی نشان می دهد. از این رو، تحلیل تطبیقی نه تنها نگرش های ملی در خصوص سیاست را در برمی گیرد بلكه سبب فهم نحوه تلاش ملت ها جهت استفاده مفید از تكنولوژی ضمن حفظ آن از پیامدهای مخرب می گردد.در ادامه مقاله حاضر به بررسی یك روش شناسی تطبیقی می پردازیم كه مساله فرهنگ سیاسی را بررسی می كند. در بخش بعدی، فرهنگ سیاسی را تعریف خواهیم كرد و نقش آن را در كنش سیاسی خاصه شیوه های نمود آن در اینترنت و ارتباطات كامپیوتر محور مورد بررسی قرار خواهیم داد. در نهایت پاره ای دستورالعمل های روش شناختی را در خصوص ارزیابی دقیق تر معنا و تأثیر اینترنت سیاسی مطرح خواهیم نمود.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.