جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا

بی ثباتی در مدیریت


بی ثباتی در مدیریت

تغییرات سریع مدیریت در بنگاه های اقتصادی به هر دلیل (منطقی یا غیرمنطقی)، آینده شرکت را با ابهام روبه رو می کند.حال اگر در یک نهاد مانند صنعت لیزینگ در ایران که همچنان در دوران …

تغییرات سریع مدیریت در بنگاه های اقتصادی به هر دلیل (منطقی یا غیرمنطقی)، آینده شرکت را با ابهام روبه رو می کند.حال اگر در یک نهاد مانند صنعت لیزینگ در ایران که همچنان در دوران رشد به سر می برد و نیاز مبرم به ثبات مدیریت و سیاست گذاری دارد، فرآیندی معکوس جاری باشد و در کمتر ماهی ماه تغییری در سطح مدیریت شرکت های لیزینگ دیده نشود. نکته اساسی آن است که تغییرات در سطح شرکت های لیزینگ، آینده کانون شرکت های لیزینگ که اعضای آن بخش اعظم بازار لیزینگ کشور را در اختیار دارند را با خطر مواجه می کند. اینکه چه دلایلی باعث تغییرات سریع مدیریت در شرکت های لیزینگ می شود، یک بعد قضیه است و نتایج حاصله بحث دیگری است.

از زاویه نتایج، تنها ذکر همین نکته کافی است که شرکت های لیزینگ در ایران کمتر توانسته اند،تجربیاتی فراتر از لیزینگ مالی ساده را اجرایی کنند. به تعبیر دیگر خبر چند شرکت که به دلیل ثبات مدیریت توانسته اند روند رو به رشد خود را در شیوه های لیزینگ و سود نشان دهند، اکثر شرکت ها شاید حتی اگر مدیر عامل هم نداشتند،می توانستند امورات خود را بگذرانند چرا که با وجود بازار گسترده لیزینگ اجرای لیزینگ مالی ساده چنان در شرکت ها به شکل روتین انجام می شود که چندان نیازی به مدیرعامل نیست.

اما رسم غالب در شرکت های لیزینگ در مواقع بحرانی ضعف های خود را نشان می دهد. برای مثال در حالی که برنامه شرکت های لیزینگ عضو کانون، ورود به لیزینگ عملیاتی بود، اکنون با گذشت بیش از هفت ماه از سال جاری،گزارشی در این باره از سوی مرجع مذکور منتشر نشده است.

اما در تحلیل ریشه های تغییرات سریع در سطح مدیریت، باید به این نکته اذعان کرد که این تغییرات چندان به توانایی یا ناتوانی مدیران شرکت های لیزینگ مربوط نمی شود بلکه باید این مساله را در تغییرات سریع در سطوح مدیریتی در سهامداران اصلی این شرکت ها جست وجو کرد. این تغییرات که به خصوص در دولت نهم کم نبود و برای مثال شاهد تغییرات یک شبه کل مدیران بانکی بودیم، طبعاً پس لرزه های آن به شرکت های لیزینگ خواهد رسید یا از سوی دیگر، وقتی پرویز کاظمی به شرکت گسترش سرمایه گذاری ایران خودرو می آید، فتحعلی می رود و کاظم می آید و به محض اینکه شایسته جایگزین کاظمی می شود، این کاظم است که باید جای خود را به مهرعلی بدهد. نکته مهم آن است که مدیرانی که می آیند و آنانی که می روند، چندان فرصت نمی یابند که قابلیت های خود را نشان دهند و طبعاً نمی توان بر این افراد خرده گرفت بلکه باید کل صنعت را مورد نقد قرار داد و از متولیان و ذی ربطان این نهاد خواست که به جای ربودن گوی سبقت در ایجاد تغییرات مدیریتی، گوی سبقت را در ثبات مدیریتی بربایند چیزی که البته تاکنون کمتر توجهی به آن شده است.

محمود فراهانی