شنبه, ۳۰ تیر, ۱۴۰۳ / 20 July, 2024
مجله ویستا

کیفیت کارمان را فدای آسانی کار با ابزار جدید می کنیم


کیفیت کارمان را فدای آسانی کار با ابزار جدید می کنیم

خسرو سینایی آن قدر نام آشنایی است که نیاز به معرفی کردن ندارد او از اولین کسانی بود که در سینمای ایران به سینمای تجربی فکر کرد و عمل کرد فرصت کوتاه بود و کم امکان سخن گفتن با او را داشتیم با او دو بار یک بار تلفنی و یک بار حضوری گفتگو کردیم

خسرو سینایی آن قدر نام آشنایی است که نیاز به معرفی کردن ندارد . او از اولین کسانی بود که در سینمای ایران به سینمای تجربی فکر کرد و عمل کرد. فرصت کوتاه بود و کم امکان سخن گفتن با او را داشتیم. با او دو بار یک بار تلفنی و یک بار حضوری گفتگو کردیم.

▪ برگزاری این هفته فیلم را چطور ارزیابی می کنید ؟

ـ همیشه گفته ام به نظرم هر حرکت فرهنگی مثبت است. برگزاری هفته هایی مثل این هفته باعث می شود که جوانان ترها که علاقمن به کار سینمایی و هنر هستند در جریان قرار بگیرند که قبلا چه فعالیت هایی بود، خیلی مثبت است و این که خانه هنرمندان امکان لازم را برای برگزاری هفته فیلم فراهم می کند. هم به نظرم مثبت است. آرزوی من این است که برگزار کنندگان این جلسات و این هفته ها این امکان را داشته اند که با دست بازتر و رجوع به منابع گزارش ها و نگاه دقیق تری را به سینمای مستند ما امکان پذیر کنند. به نظر من نه فقط برای این لحظه از تاریخ سینمای ما بلکه برای آینده سینمای ایران هم خیلی بسیار مفید خواهد بود. این جمع بندی ها شکل می گیرد که در کدام مقاطع ساخت و ساز سینمایی چه آثاری شکل گرفته اند چه آثاری بر دوران خودشان و دوره های بعد تاثیر گذار بودند و در نهایت عواملی که در پیشرفت کلی سینما موثر بودند مشخص شود.

با ظهور دیجیتال و آسان سازی تولید مقدار زیادی فیلم تولید می شوند در حالی که بازاری برای پخش وجود ندارند .

این یکی از مشکلاتی است که نه فقط در سینما بلکه در سطح کلی جامعه وجود دارد. ما باید از موقعیت مصرف کننده به موقعیت تولید کننده تغییر مکان دهیم. ما ابزارهایی را به خدمت می گیریم که دیگران به ما می دهند ، می سازند و به ما می فروشند و ما هم همین طور منتظر هستیم. آخرین ابزاری که در اختیار هست، چیست تا آن را به کار بگیریم. اما در واقع کمتر به این مساله فکرمی کنیم که ما چگونه از امکانات این ابزار می توانیم برای ارتقا کیفی کارمان استفاده کنیم.

▪ یعنی الان کاربرد ابزار را خوب نمی شناسیم ؟

ـ اولا که کاربرد آن را خوب نمی دانیم . کمتر کسی امکات کامل این ابزار را می شناسد. چون کار را آسان می کند و ضرورتی نمی بینند خیلی زیاد به ذهنشان فشار بیاورند. ارزان بودن قیمت هم باعث می شود تصاویر زیادی گرفته می شود زمانی اگر برای گرفتن یک پلان حداکثر ۴ بار آن را می گرفتیم قبلش ناچار بودیم بدانیم چه چیزهایی می خواهیم. اما الان از یک پلان ۳۰ بار گرفته می شود . شما در نهایت حساب کنید برای یک فیلم نیم ساعته حداقل ۱۰ ساعت فیلم گرفته می شود. آن ۱۰ ساعت نشان دهنده آن است که فیلمسازاز اول نمی داند چه می خواهد، شانسی می گیرد تا ببیند در نهایت چه می شود. این مشکل نه فقط در سینمای ایران بلکه در سینما و تلویزیون جهان نیز هم هست. البته خوب است آدم از این ابزار برای شکار لحظه ها استفاده کند ولی نباید به این معنا باشد که ما

برویم ببینیم چه اتفاقی می افتد.

این یکی از مسائلی است که ما را به عنوان مصرف کننده نه فقط از لحاظ ابزار بلکه به لحاظ ذهنی هم می شویم. همه این مشکلات وجود دارد . به نظرم استفاده از هر ابزاری فرهنگ خاص خود را دارد. ما در استفاده از دوربین های ظاهرا سبک و راحت ، با فرهنگ خاصش عمل کنیم نمی کنیم . کیفیت کارمان را فدای آسانی کار با آن ابزار می کنیم. این یکی از مشکلاتی که باید بهش فکر کنیم.

▪ خب این باعث می شود تحقیق که یکی از اصول اولیه مستندسازی بود از بین برود؟ درست است؟

ـ در سال های اولیه که ما شروع به کار کردیم تحقیق هنوز در سینما جا نیفتاده بود. چندین سال طول کشید تا سینماگران ما این مساله را باب کردند و رواج دادند که زیربنای یک فیلم مستند حتما باید یک تحقیق قابل اتکا داشته باشد . دوره هایی هم گذاشته شد برای این که محقق برای کار سینما پرورش یابد . منتهی الان مساله این است که فیلمساز چقدر کارش را جدی می گیرد و آنهایی که در ساختن یک کار هستند به یک تحقیق قابل انکار رجوع می کنند. امکان آن خیلی زیاد است که یک کار بدون تحقیق ساخته شود. بارها در تلویزیون خودمان صحنه های عجیب و غریب دیدم. یادم می آید یک دفعه دریاچه هامون را نشان می داد. حدود ۵ دقیقه فقط تصویر موج بود و روی آن گفتار متن درباره دریاچه می گفت یا یکی رفته بود از مراسم حج فیلم گرفته بود. دوربینش را گذاشته بود و یک لانگ شات گرفته بود و آن پایین مردم خیلی ریز بودند . گفتار متن هم درباره حرکاتی بود که آنها انجام می دادند و بیننده چیزی نمی دید. یعنی کار را به ساده ترین شکل برگزار کردن برای پر کردن یک برنامه تلویزیونی است. این با آن چیزی که می تواند مکتب سینمای مستند خلاق باشد زمین تا آسمان فرق دارد. من به عنوان فیلمساز در بسیاری از موارد بدون یک تحقیق قابل اتکا نمی توانستم فیلم بسازم. آن تحقیق بود که در ذهن من خطی را به وجود آورد که من اصلا فیلم را از کجا شروع کنم و به کجا ختم می کنم. اگر فیلمساز نخواهد در فیلم های علمی و اجتماعی می پردازد به تحقیق جدی اتکا داشته باشد فیلم خیلی سطحی خواهد شد. به فرض که حالا ما با تصاویر زیبا سر بیننده را گرم کنیم که متاسفانه این کار هم خیلی اتفاق نمی افتد. در کل من فکر می کنم این به دلیل کانال های تلویزیونی و نیازهایشان به پر کردن آنتن است. در تمام دنیا تا ا حد زیادی آن قابلیت هایی که زمانی ا زش برداشت می شد برداشت نمی شود. گاه گاه فیلمسازانی می آیند و فیلم های خوبی می سازند. در جشنواره کن که نباید توجهی به سیاست داشته باشد می بینیم فیلم مایکل مور جایزه می گیرد در حالی که ارزش مستند زیادی ندارد.

▪ این مشکل پخش نشدن فیلم های جوان چه تاثیری بر کارشان می تواند داشته باشد؟

ـ این روبرو نشدن و ارتباط پیدا کردن با مخاطب تنها برای فیلمسازان جوان فیلم های مستند نیست. بسیاری از فیلمسازان با این مسئله روبرو هستند. مثلا درفیل " شرح حال " هیچ امیدی به نمایش این فیلم در ایران نداشتیم.هر آن چه نوشتنی در فیلم بود را به زبان لاتین نوشتیم تا بتوانند آن را در اروپا به فروش برسانیم . اما در اروپا هم نمی توانیم آن را بفروشیم بیشتر شبکه ها و مراکز به دنبال فیلم های رنگی بودند.

▪ پس کمی هم خاطرات آن روزگار را دوره کنیم. از ساختن آن فیلم بگویید.

ـ من تازه از تحصیل فرنگ برگشته بود م که شروع به ساخت فیلم "شرح حال" در سال ۱۳۴۷ کردم. تصمیم گرفتم از مجسمه های ژازه طباطبایی فیلمی بسازم. آن موقع من و ژازه طباطبایی سرمایه مختصری داشتیم. جمعا یک دوربین ۱۶ میلی متری با همین می خواستیم شروع کنیم.

ایده من در " شرح حال" این بود که همه جاندارانی که آزاد هستند و پرواز می کنند در لابلای چرخ دنده آهنی جامعه و اجتماع خود له می شوند و فلزی می شوند. این فیلم با ۷ تا کبوترسفید و یک دوربین و تعدادی از مجسمه های طباطبایی در یک گالری ساخته شد.

این فیلم خاطرات خوشی هم دارد. من به همراه تعدادی از دوستان پس از فیلمبرداری دوباره در گالری جمع شدیم و به دنبال صدای مناسب برای مجسمه های آهنی می گشتیم. تدوین تصویر را خودم و تدوین صدا را" ابراهیمی نژاد" انجام داده اند . " لوریس چکناورایان " تمی را که همان فلوت فیلم است نواخته است.

▪ آخر فیلم را کجا نشان دادید؟

ـ تا این که فیلم درجشنواره " کراکو " در سال ۱۹۷۴- ۱۹۷۳ به نمایش در می آید و در بخش فیلم های " تجربی " به مراحل نهایی راه ییدا می کند. اما سرانجام یک فیلم کره ای جایزه را می گیرد. این فیلم در دانشکده های مختلف در طول سالیان گذشته نمایش داده شده و سوالاتی نیز درباره آن پیش آمد. ژازه طباطبایی در نمایشگاهی از آثارش در اسپانیا این فیلم را نشان داده است اما برای مخاطب عام امکان نمایش آن پیش نیامده است. این فیلم آغاز تجربه ای بود که امیدوار بودم بتوانم ادامه بدهم اما به دلیل مسایل مادی و .. امکانش پیش نیامد. اکنون و با این وسایل مجهز در حال ادامه دادن آن تجربه ها هستم.

▪ کدام تجربه ها ؟

ـ این فیلم از دو بعد در آن دوران دارای اهمیت بود. از یک بعد من در این فیلم تجربی کوشش کردم با حداقل کلام ، پیام را برسانم . در این فیلم تنها دو کلمه بیان می شود " تاریکی " و " روشنایی " . بقیه صداهای نامفهومی بر روی صورتک های فلزی است.

دیگری هم تجربه بر روی ریتم است که برخلاف این فیلم ریتم تندی دارد. در فیلم " حاج مصورالملکی " برای اولین بار یک فیلم کوتاه با ریتم کند ساخته شد.

اما منظورمن از به کار بردن کلمه " تجربی " به معنای تجربه کردن برای آموختن فیلمسازی یعنی تفکری که الان در بین جوانان رایج است نیست . من آن موقع ۲۷ سالم بود ودرست است که تازه تحصیلات دانشگاهم را تمام کرده بودم اما چند فیلم در دانشگاه ساخته بودم و فیلمسازی را بلد بودم.

منظورم از تجربی معنای واقعی اکسپریمنت است. هدف از این کلمه و این روش پایه گذاری نوعی از سینما ومطرح کردن راه های بیان دیگردر سینما است. در " شرح حال " کوشش شد سینمای تجربی به مفهوم جهانی اکسپریمنتال تجربه شود و راه های بیان متفاوت صورت گیرد. پس از ۴۰ سال هنوز به دنبال ساخت چند فیلم تجربی هستم.

▪ در این فیلم کلام محدود به ۲ کلمه و صداهایی نامفهوم می شود آیا یکی از ابزارهای ارتباط با مخاطب از این سینما حذف نشده است؟

ـ ما تجربه می کردیم. درفیلم های مختلف به دنبال این بودم که چگونه می توان بدون کلام و یا کلام کم با مخاطب ارتباط برقرار کرد؟ آیا می توان فیلمی ساخت که با حذف کلام از نظر ساختار صدمه پیدا نکند؟

من در سال ۱۳۴۹ فیلم " آن سوی هیاهو " را با ریتم کند ساختم . به مانند فیلم " حاج مصور الملکی " که آن هم ریتم کندی دارد اما از اول تا آخر همراه کلام است. من در جستجوی فرم از کلام زیاد استفاده کردم که درعین حال به فرم سینمایی آن نیز لطمه نمی خورد.

می توان دوفیلم من را با دو فیلم دیگر مقایسه کرد. فیلم های" شرح حال " و " سردی آهن" که هر فیلم از ریتم تند و کلام حداقل برخوردار بودند و در مقابل دو فیلم " آن سوی هیاهو" و " حاج مصورالملکی " که هر دو از ریتم کند و کلام برخوردار بودند. این نکته ای است که به آن پرداخته نشده است. خیلی قبل از آن که فیلم های بلند ما با ریتم کند ساخته شوند فیلم های حاج مصورالملکی وآن سوی هیاهو با ریتم کند ساخته شده بود و حتی فیلم " سوزن بان " ساخته " منوچهر طیاب " که به صورت نیمه بلند ساخته شد. اما چون هیچ کس به سینمای کوتاه توجه نکرد این اتفاق در سینمای ایران با فیلم های بلندی هم چون " یک اتفاق ساده " و " طبیعت بی جان " شناخته شد.