پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا

رفتار سیاسی و انواع اعتراضات سیاسی


رفتار سیاسی و انواع اعتراضات سیاسی

جامعه متشکل شده از انسانها و به سبب پیچیدگی انسانهاجامعه ای پیچیده ایجاد می شود برای بررسی جامعه بهتر است انسانها را شناخت, اما با توجه به گوناگونی انسانهاریشه های تمام انسانها یکسان می باشد

جامعه متشکل شده از انسانها و به سبب پیچیدگی انسانهاجامعه ای پیچیده ایجاد می شود . برای بررسی جامعه بهتر است انسانها را شناخت، ‌اما با توجه به گوناگونی انسانهاریشه های تمام انسانها یکسان می باشد .

به قول معروف زیر بنای انسانها مشترک و چیزی که انسانها را متفاوت نشان می دهد روبنای مختلف آنهاست.

خصوصیات بین انسانها با توجه به رفتارهای متفاوت آنان مشترک است چون افعال انسان از امیال او سرچشمه می گیرد وامیال وجه مشترک بین تمام انسانهاست ، حتی در موارد مادی نیز تمام عناصر موجود در طبیعت در انسان با دوزهای مختلف وجود دارد و تمام عناصر موجود در انسان در طبیعت نیز وجود دارد.

پس انسان یک جزءاز نظام کل است و نظام هستی یک انسان بزرگ .تمام افعال و تفکرات و ایده ها وتراوشات فکری و ذهنی و عملی انسانها در یک انسان به ذات وجود دارد ، و بالفعل نشدن آن دلیل بر نبود آن نیست ، و عمل نکردن بعضی از انسانها و عمل کردن متفاوت بعضی دیگر دلیل بر تفاوت بین انسانها نیست بلکه دلیلی بر استفاده متفاوت انسانها از امیال و خواسته های فکری خود می باشد .

یک انسان نماینده و عصاره تمام انسانهاست، ‌همانگونه که برای شناخت دریا و اقیانوس برداشتن یک قطره ‌آب حکم برداشتن کل آب را دارد و حتی یک ذره آب را تجزیه کنیم به ریشه مشترک همه اقیانوسها که همان اکسیژن و هیدروژن است می رسیم .

برای شناخت جامعه نیز باید انسانها را شناخت که یک انسان خود مجموعه ای از انسانهاو دارای ابعاد گوناگون است . می توان کل جامعه را یک انسان فرض کرد و امیال و خواسته ها و رفتارهای او را برای جامعه نیز در نظر گرفت .

یکی از ابعاد انسان شخصیت اوست که از اجزاء شخصیت انسان ضمیرخود آگاه و نا خودآگاه است .می توان جامعه را دارای این دو ضمیر و همچنین شخصیت فرض کرد اما باید دانست که در انسان واکنش هایی صورت می گیرد چه در همان جهت یا در جهت دیگر که علت ریشه در دوران گذشته ودر راستای ضمیرهای شخصیت او بر می گردد. بنابراین نباید از این اصل فیزیک نیز در امور جامعه غافل شد یعنی هر کنشی یک واکنش به همراه دارد حال در جهت مخالف یا تغییر جهت داده و درجهات دیگر مثلاً زمانی که انسانی از موضوعی عصبانی می شود واکنش او شکستن در و پنجره و فحاشی و حتی کتک زدن است و اینها آرامش دهنده و تخلیه کننده نیروی غضب درون اوست . همچنین در چنین حالی کینه بوجود آمده که در آینده شاید اصل موضوع وحادثه فراموش شود اما کینه درقسمتی از شخصیت او بصورت نا خوداگاه باقی می ماندو هر زمان و به هر شکل که بتواندواکنش خود را نشان می دهد و عقده خود را خالی می‌کند. یعنی یک اعتراض می تواند تبدیل به عقده شود،تغیر جهت دهد،ودرضمیر ناخوداگاه جامعه باقی بماندودراینده به هر صورت وهر شکل واکنش نشان دهد.

پس زمانی که اعتراض ها ، هیجانات ، نیازها و تمایلات یک فرد که نماینده جامعه است ، پس یک جامعه تخلیه نشود بصورتهای مختلف واکنش نشان می دهد .

اعتراضها می تواند بصورت لجوجت یا قهر یا از خودماندگی و فروماندگی و بی تفاوتی تبدیل شود یعنی یک اعتراض سیاسی واجتماعی می تواند به صورت لج بازی یا مخالفت با آن چیزی که حکومت آن را ترویج می دهد تبدیل شود . حتی اگر به ضررانسان و اجتماع باشد .

برای مثال اگر جامعه را مثل یک مدرسه فرض کنیم و مردم مثل دانش آموزان و حکام را شبیه مسئولین مدرسه سخت گیری زیاد مسئولین مدرسه نسبت به پوشش دانش‌آموزان با واکنش دانش آموزان به صورت کثیف کردن مدرسه ، شکستن در و پنجره ، پاره کردن کتاب بروز پیدا می کند ، یا دانش آموزانی که نیاز ها و عقده ها و هیجانات خود را در مدرسه و در کنار معلم و بصورت هدایت شده تخلیه می کند در بیرون مدرسه دانش آموزانی مودب تر از کسانی که در مدرسه چنین فرصتی برای آنان اعمال نشده است ، هستند . یا زمانی که بین نیاز مردم و ارائه خدمات دولت ، شعارهای دولت و عمل کردن به آن ، انتظارات مردم و عمل دولت تعادل برقرار نشود یا مردم بازتاب اعتراضها و خواسته ها و نیازهای خود را در رفتار حکومت نبینند و حکومت را نـسبت به آن بی توجه ببینند به نوعی افسردگی اجتماعی ناشی از عدم توجه کافی دولت نسبت به آنهاست دچار می شوند که به عدم مشارکت سیاسی و سرخوردگی سیاسی وبی خیالی سیاسی دچار می شوند . گر چه این رفتار به ضرر آنان باشد . مثلاً معروف است نوشتن سیگار ضرر دارد به بر روی پاکت های سیگار باعث افزایش مصرف می شود چون انسان افسرده درصدد ضربه زدن به خویش می باشد اگر قشری از جامعه دچار چنین حالتی شوندبه همین اعتیادوکناره گیری سیاسی که به ضرر خودشان است روی می آورند.

باید به جامعه آزدی بیان و فضای باز کنترل شده ای داد تا اعتراض وعقیده خودرابصورت کنترل شده بیان کند واین سوپاپ اطمینان بخش را فعال کرد.وگر نه در صورت فقر آزادی این غضب و اعتراض سیاسی به شکلهای آگاهانه و ناآگاهانه به صورت های مختلف بروز می کند و اگر اعتراضات مردم بصورت معمول از طرف آنان عرضه و تخلیه نشود آنها درون جامعه متراکم شده و حالت خطرناک و انفجاری پیدا می کند .

جامعه ای که نتواند حرف خود را بزند ، اعتراض خود را نشان دهد ، فریاد خود را آشکار سازد دچار بیماری اجتماعی می شود . که اعتراضات به انواع گوناگون آگاهانه یا نا آگاهانه در قالبهای مختلف بروز می کند .

برای مثال اگر فرزندان یک خانواده نتوانند در تصمیمات نقش داشته باشند و حرف و اعتراض خود را نسبت به والدین بیان کنند و یا از طرف والدین توجه به آنها نشود غضب آنها تغییر جهت داده و در قالب درس نخواندن و یا لجبازی با والدین در کارهای که آنها تشویق می کنند ونسبت به ان حساسند بروز پیدا می‌کند .

ودر جامعه غضب اجتماعی و سیاسی در ضمیر ناخودآگاه جامعه باقی خواهد ماند و به هر شکل و در هر جهت واکنش نشان خواهد داد.

سیاست بر هرچیزی یا بصورت مستقیم یا غیر مستقیم تاثیرگذار است.

یک اعتراض می تواند بصورت یک عقده وخشونت گونه شوداما منظوراز هیجانات و اعتراضات و نیازهای متراکم شده خواسته های برآورده نشده مخصوصااگردربرابرآن نوعی سدقانونی ایجاد شودوراهی برای ارضای صحیح آن ایجاد نشوداین اعتراض را خطرناکتر می کند همچنین اعتراضات سیاسی اجتماعی که قهرولجبازی وعدم مشارکت بدنبال دارداین اعتراضهاونیازها کم کم بصورتهای مختلف از جمله لج بازی ، قهر و نوعی سوفی گری بروز می کند. برای مثال اگر دولت ماهواره را غیرقانونی اعلام کند باید بتواند ‌آن خلاء را پر کند از جمله تلویزیون جذاب و سینمایی قوی .

● اعتراضهای ناخودآگاه

بعضی از مواقع اعتراضها و مخالفتهایی که در اثر حکومت ایجاد می شود بصورت مختلف ودر حالت های متفاوت متظاهر می شود .

می توان قسمتی از زیر پا گذاشتن قوانین راهنمایی و رانندگی ، عملکرد نکردن به قوانین و ابراز قدرت پشت ماشین و سرعت زیاد و سبقت های بی جا و حتی بی اعتنایی به فرمان پلیس را خالی کردن هیجانات مردم و نوعی عوض شده از اعتراضات مردمی رایاد کرد .

یعنی در واقع اینها در ضمیر ناخودآگاه جامعه باقی می ماند و هر زمان که توان بروز پیدا می کند متظاهر می شود .

● مخالفتهای دیگر

در مخالفتهای دینی که بصورت لجوجت و قهر و افسردگی مذهبی بواسطه مخالفت با دیدگاه های مذهبی و سیاسی ایجاد می شود می توان از موارد زیر نام برد .

در ایران چون حزب به معنای واقعی و رقابتی هنوز ساخته و پرداخته نشده و احزاب نمایندگان فکری وعملی ایرانیان نمی باشند با وجود مذهبی بودن می توان هیئات مذهبی و در حد کمتر مساجد را نمایندگان مجموع تفکرات متفاوت در چهارچوب مذهبی خواند. یعنی هیئت های مذهبی احزاب مذهب ،اجتماع وسیاست هستند .

سیاست درتفکرات سیاسی نوگرایانه – اصلاح طلبانه – سنت گرایانه و محافظه کارانه را در انجام مراسمات مذهبی و در مسلک مساجد و منابر هویدا می شود و هیئات و مساجد و منابراشاعه دهند تفکرات مذهبی ، مذهبی سیاسی ، سیاسی می‌باشد . شاید این نوعی پناهگاه برای تفکرات سیاسی در قالب هیئات باشد .

هیئت یا مسجد نشان از تفکر خاص در قالب یک حزب مذهبی بروز پیدا می کند برای مثال اوائل دهه ۵۰ حسینه ارشاد و مسجد هدایت دو نوع از رو بنای تفکر مذهبی با یک زیر بنای مشترک بروز پیدا می کند و در همان سالها مهدیه تهران نیز نوعی متفاوت از تفکر دینی می باشد .

هیئت ها و مساجد با آشکار کردن شیوه های مختلف و سبک و‌سیاقهای مختلف درصدد جذب افراد با سلیقه های خود می باشند .

● لجوجت مذهبی

اگر حکومت مذهبی باشد یا دفاع از مذهب جزء اصول و اعتقادات حکومت ها باشد و همچنین حکومت مذهبی،تفکرمذهبی توان پاسخگویی به نیازهای مردم را نداشته باشد لجوجت دینی آغاز می شود اگر مردم احساس کنند که حکومت و دولت مشروعیت خود را از مذهب می‌گیرد و در زیر لوای مذهب سعی در پنهان کردن مشکلات دارد یا حتی اگر احساس کنندحکومت از مضامین مذهبی دفاع می کند و برای آن ارزش قائل است . مردم اعتراض (حتی سیاسی،اجتماعی )خود را به سمت و سوی مذهب نیز می کشانند .

شاید بتوان نوع پوشش جامعه را نوعی اعتراض سیاسی ، فرهنگی و مذهبی قلمداد کرد یعنی می توان از بی حجابی و فحشا و پوششهای نا مناسب موجودنوعی پیام و مفهوم واعتراض را شنید که این به صورت لجبازی بروزکرده گرچه عقیده افراد در جهت مخالف پوششان باشداما قدرت لجبازی از قدرت اعتقاد می چربد .

زمانی که تعریف حجاب از طرف حکومت ومذهب فقط در یک نوع خاص از پوشش خلاصه شودو آن پوشش هم ارضا کننده ی نیاز تنوع طلبی و همچنین در راستای فرهنگ جامعه نباشد این نوع اعتراض افزایش پیدا می کند .

تغییر مذهب و دین را می توان نوعی از مخالفت سیاسی فرض کرد وقهر دینی ازمواردبارز لج بازی های سیاسی و مذهبی است که انسان نسبت به مذهب خویش نیز قهر آمیز رفتار می کند .

یکی از مباحث و اعتراضات مذهبی سیاسی دیگر می توان به قمه زدن اشاره کرد .

شیعیان به دو علت قمه می زنند .

۱) بحث مذهبی و عزاداری ائمه

۲) مخالفت سیاسی و مذهبی .

از زمان آیت ا.. حائری که در جواب استفتاء در مورد قمه زدن آن را حرمت ندانسته اند علمای بسیاری تا زمان کنونی یا به ایشان اقتداکرده و یاحرمتی بر آن نبسته اند . امام خمینی در زمان حال انجام آن را مصلحت ندانسته اند و‌مقام معظم رهبری نیزبرآن حرمت گذاشته اند قمه زدن صدای اعتراض و شیوه ی مبارزاتی عده خاصی که غالباً مذهبی اند و به حکومت و بویژه در مورد روحانیت و سیاست و مذهب معترض اند صورت می گیرد .

قمه زدن در وسط شهر وبه طور آشکار و با چهر های مذهبی که منصوب به مدرسه و شخص خاص هستند رامی توان از این نوع دانست.

این نیز نوعی لجوجت سیاسی است که برای نشان دادن اعتراض ، قمه زدن را که فتواهای مختلف بر آن صادر شده از دین به عاریت گرفته اند و سر کوب آن توسط دولت نیز به خاطر وجهه مذهبی کار مشکلی است .

لجبازیها حد و مرز نمی شناسد حتی اگر وجهه اسلام در خطر باشد . خمودیت سیاسی از دیگر مسائلی که مطرح است خمودیت سیاسی است همانطور که گفته شدجامعه می تواند به یک افسردگی اجتماعی دچار شود که این افسردگی نوعی خمودیت بدنبال دارد .

برای چنین قشری که دچار چنین حالتی می شوند سیاست اهمیت خود را از دست می‌دهد . آنها زندگی و جامعه را در مشارکت بین مردم و دولت نمی بینند .و حکومت را جبار می پندارند و نسبت به این جباریت بی احساسند .

این افراد در خود ماندگی و نوعی بی هویتی احساس می کنند و گاهگاه آنها را بر سمت و سوی اعتیاد ،‌بی حجابی ، ‌بی بند و باری و شاید خارج کردن خوداز قید و بندهای دینی ، عرفی ، سیاسی می کشاند .

آنها زندگی و جامعه و انسان را فقط در زنده بودن خلاصه می کنند و چون زنده اند لاجرم باید زندگی کنند . آنها نسبت به مسائل بی توجه ، ‌بی انگیزه ،‌خالی از اعتماد و می توان آنها را مردگان سیاسی واجتماعی فرض کرد .

● صوفی گری سیاسی

اما اگر این مسائل در قالب انسانهای مذهبی تر و پایبند تر به اصول واعتقادات اخلاقی وعرفی، سیاسی بروز پیداکند، آنها دچار صوفی گری سیاسی می شوند . حیرت زدگی در کار سیاست و کشمکشهای درونی و مذهبی و اعتقادی و سیاسی این نتیجه را بدنبال خواهد داشت. برای مثال کاهش مشارکت شهرهای انقلابی نسبت به اوایل انقلاب ودوری گزیدن انقلابیون در مشارکت و سیاست از نمونه های آن می باشد.

● لجوجت سیاسی

بعضی از مواقع مردم نسبت به یک رفتار حکومت یا شخص اعتراض دارند اما مشارکت سیاسی انجام می دهند بدین گونه که در انتخابات شرکت می کنند اما نه بدین منظور که یک نفرانتخاب شود بلکه شرکت می کنند که یک شخص خاص در انتخابات پیروز نشود که این در دوره های مختلف انتخابات مشهوداست .

● قهر سیاسی

مردم از سیاست قهر می کنند اما این بدین معنا نیست که نسبت به سیاست بی اعتنا باشند و توجهی به آن نشان ندهند بلکه این قهر خودنشان از توجه مردم نسبت به سیاست است وآنهااعتراض خود را به این شکل نشان می دهند برای مثال کاهش شدید مشارکت دردورههایی که کاندیداها توسط مراجع زیر صلاح رد صلاحیت شدند مردم با عدم مشارکت واکنش نشان دادند حتی کسانی که خود را ملزم به رای دادن می دانند مشارکت آنها بصورت آراء باطله نمایان می شود .

اسماعیل ابوترابی