شنبه, ۲۳ تیر, ۱۴۰۳ / 13 July, 2024
مجله ویستا

سودان در چند قدمی جهنم


سودان در چند قدمی جهنم

در حـالـی کـه بـحـران در دارفـور تـشـدید می شود, مشکل اصلی یعنی توجه به بقای کشور سودان از ضرورت خاصی برخوردار است

در حـالـی کـه بـحـران در دارفـور تـشـدید می شود، مشکل اصلی یعنی توجه به بقای کشور سودان از ضرورت خاصی برخوردار است. تنش های قدیمی میان اعراب دره رود نیل که به مدت یک قرن قدرت را در دست داشتند با سایر گروه ها در حال تبدیل به یک بحران ملی است، گفتگو با خارطوم ممکن است تنها مسیر جلوگیری از یک جنگ داخلی در سودان باشد اما در عین حال شاید این امر هم چندان کافی نـبـاشـد . انـدک مـسـائـل بـیـن الـمـلـلـی هـمچون خـشونت های دارفور تا کنون توانسته است توجه اکثرآمریکایی ها را به خود معطوف کند . دولت سودان و شبه نظامیان جنجاوید، جنگ وحشتناکی را علیه قبایل آفریقایی و پاکسازی آنها به اجرا درآورده اند . در نتیجه خشونت ها، بیماری و گرسنگی های مداوم حدود ۲۷۰۰ دهکده در سودان نابود شده است، حدود ۲۵۰ هزار سودانی در این کشور به خصوص در سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ کشته شدند و ۲ میلیون تن دیگر به اردوگاه های آوارگان گریخته اند . دولت بوش این جنایات را یک نسل کشی خوانده است . سازمان های حقوق بشری ، نهادهای مذهبی و یک جنبش دانشجویی آمریکایی، یک مبارزه ملی را آغاز کرده اند تا این اطمینان را حاصل کنند که سیاست گذاران در واشنگتن از بحران سودان غفلت نمی کنند .

نامزدهای دموکرات و جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکا نیز دارفور را در دستور کار سیاست خارجی خود قرار داده اند . اما در حالی که این بحران شدت پیدا می کند، بقای سودان به عنوان یک کشور در خطر قرار می گیرد . توافق صلح سال ۲۰۰۵ که به جنگ داخلی میان اعراب در شمال و مسیحیان در جنوب پایان داد در خطر قرار گرفته است . در اواخر سال گذشته بروز تنش های جدید در روابط این گروه ها تقریباً یک جنگ تمام عیار را به دنبال داشت . اکنون نه این وضعیت و نه درگیری دارفور را نمی توان بدون ارتباط با یکدیگر حل کرد . بحران‌های بیشتری به این ترتیب شکل گرفته است. مردم ساکن دره رود نیل سال گذشته برسر یک پروژه سد سازی که تهدیدی برای سرزمینشان بود، دست به شورش زدند و توافق صلح ۲۰۰۶ میان دولت و مردم مناطق <بیجا> و <راشیدا> در شرق سودان تقریبا شکسته شد. سال آینده می‌تواند در تاریخ پس از استعماری سودان مهم باشد. این کشور یا باید انتخابات آزاد و عادلا‌نه چند حزبی را برگزار کند و یا اینکه وارد یک بحران شدید خواهد شد. دولت آمریکا می‌تواند به ممانعت از وقوع چنین فاجعه‌ای کمک کند. این کشور نقش مرکزی را در حصول توافقنامه صلح جامع، توافقی که به جنگ داخلی میان شمال و جنوب سودان در سال ۲۰۰۵ پایان داد، ایفا کرد. زمانی که رئیس جمهور ،‌من (نویسنده) را به عنوان نماینده ویژه در اکتبر سال ۲۰۰۶ به سودان اعزام کرد، من را به نظارت بر اجرای توافقنامه صلح مامور کرد. دولت آمریکا همچنین کمک بین‌المللی را به بحران انسانی در دارفور ارائه کرد و اکنون ۶۰ درصد از بودجه مورد نیاز برای احداث اردوگاه‌های آوارگان در این کشور را تامین می‌کند. اما تلا‌ش ‌های واشنگتن بامشکلا‌ت فزاینده سودان همخوانی ندارد، واشنگتن منابع بودجه‌ای و پرسنلی خود را تنها به حل بحران دارفور اختصاص می‌دهد. این امر باید هر چه سریع‌تر مورد توجه قرار گیرد ، زیرا صلح در دارفور محقق نمی‌شود،‌مگر آنکه صلح میان شمال و جنوب سودان برقرار شود. بهترین روش برای آمریکا، عدم رویارویی با خارطوم و تعامل با آن است حتی اگر این مساله با اعتراض جوامع دارفور روبرو شود.اگرچه جنوب سودان غنی از منابع نفتی و معدنی است و از توان بالقوه‌ای در بخش کشاورزی برخوردار می باشد، اما این منطقه از جمله مناطق توسعه نیافته به شمار میآید.

در نتیجه منابع غنی جنوب سودان و همچنین به خاطر به حاشیه کشیده شدن گروهها توسط دولت مرکزی خارطوم، قبایل جنوب سودان علیه اعراب ساکن دره شمال رودنیل دست به شورش می زنند.دره رود نیل از زمان استقلال سودان در سال ۱۹۵۶ از انگلیس، مثلث عربی خوانده می‌شود. احزاب این منطقه در سال ۱۹۷۲ به توافق صلح دست یافتند، اما پس از چند سال، یک شورش جدید به رهبری <جان گارانگ> یک جنوبی کاریزماتیک و از افسران ارتش سودان در سال ۱۹۸۳ به وقوع انجامید. در جریان ۲ دهه، شمال سودان با خساراتی جزئی روبرو شد، اما حدود ۵/۲ میلیون تن از جنوبی‌ها کشته شدند و ۶/۴ میلیون تن دیگر آواره شدند. تا اوایل سال ۲۰۰۳ زمانی که هر ۲ حزب از جنگ خسته شدند، گفتگوهای صلح میان حزب کنگره ملی )NCP( در خارطوم و جنبش آزادی خلق سودان به رهبری گارانگ آغاز شد. اما پس از آن شورش دیگری از سوی ائتلاف ۳ قبیله آفریقایی به نام‌های <فور>، <ماسالیت> و <زاقاوا> در دارفور از سر گرفته شد. در سال ۲۰۰۳ گارانگ، شورشیان دارفور را تشویق به اعمال فشار بر دولت از طریق یک توافق نامه تقسیم قدرت کرد. آنها برای جلب تـوجـه حـزب کنگـره ملی، حملات مخربی را علیه مقرهای ارتش، فرودگاهها و ادارات پلیس در دارفور اجرا کردند.اما این استراتژی نتیجه معکوس داشت. حزب کنگره ملی با ترس از اینکه شورش‌های دارفور به سایر مناطق کشیده مـــی‌شـــود، مـبـــارزاتـــی را عـلـیـــه شـــورشـیـــان در دهکده‌های سراسر منطقه آغاز کرد. در ضمن، خارطوم به مذاکره با گارانگ ادامه داد. جنوب از لحاظ نظامی بسیار قوی، منابع نفتی آن بسیار عظیم و هزینه جنگ برشمالی‌ها بسیار سنگین بود. در ژانویه سال ۲۰۰۵ پس از میانجیگری ائتلا‌ف کشورهای غربی و آفریقایی به رهبری آمریکا، احزاب سودانی توافقنامه صلح جامعی را امــضــا کــردنــد. ایــن تــوافــق، یــک سـیـسـتــم اتحادیه‌ای را ایجاد کرد ودر خارطوم یک دولت وحدت ملی -‌یک دولت ائتلا‌فی تحت کنترل حزب کنگره ملی با مشارکت حزب- SPLMو در شهر <جوبا>، دولت جنوبی سودان که تحت کنترل SPLM بود را ایجاد کرد. براساس این توافقنامه، دولت جنوبی نیمی از درآمدهای ناشی ازنفت در جنوب کشور را در اختیار داشت. این توافق همچنین مستلزم آن بود که انتخابات چند حزبی عمومی در سال ۲۰۰۹ برگزار شود و تا سال ۲۰۱۱ جنوبی‌ها رفراندومی را مبنی بر خروج خود از سایر مناطق کشور برگزار کنند. توافق‌صلح، یک موفقیت نسبی بود.

۲ دولت جدید تشکیل شده بود و حدود ۳ میلیارد دلا‌ر از درآمدهای نفتی به خزانه جنوب منتقل می شد، در نتیجه، اقتصاد جنوب، شروع به شکوفایی کرد و مهمتر از آن، جنگ به پایان رسید و میلیون‌ها آواره به خانه‌هایشان بازگشتند. اما آنطور که بسیاری از سودانی‌ها می‌گویند برخی مفاد توافقنامه که تهدیدی برای قدرت حزب کنگره ملی به شمار می‌آمد، باید مورد اجرا قرار می‌گرفت. در نتیجه، احزاب مجددا در پاییز گذشته به جنگ بازگشتند. در مارس سال گذشته، خارطوم به طور موقت پرداخت هزینه‌های ناشی از درآمد نفتی را به حالت تعلیق در آورد. این درآمدها برای دولت جنوبی برای سرمایه‌گذاری در ارتش و سرویس های داخلی خود ضروری بود. ژوئن سال گذشته، عمر البشیر رئیس جمهور سودان دستور عقب‌نشینی فرماندهان نظامی شمالی که در جنوب مستقر بودند را لغو کرد، این درحالی بود که طبق توافقنامه صلح، آنها باید تا اوایل جولا‌ی سال ۲۰۰۷ به طور کامل از جنوب عقب‌نشینی می‌کردند. (اما نیروهای شمالی در ژانویه سال ۲۰۰۸ جنوب را ترک کردند.) خارطوم سپس پیشنهادهای سخاوتمندانه جنوبی‌ها مبنی بر حل یک منطقه مورد مناقشه نفتی به نام <ابیه> را رد کرد. حزب کنگره ملی هم پیش نویس قانون انتخابات جدید و انجام طرح سرشماری را به حالت تعلیق درآورد - دو اقدامی که پیش شرطی برای برگزاری انتخابات عمومی سال ۲۰۰۹ بود- اما رئیس دولت جنوب سودان پس از کشته شدن گارانگ در اواسط سال ۲۰۰۵ در واکنش به مناقشه منطقه" ابیه" حزب خود را از دولت وحدت ملی در سپتامبر گذشته خارج کرد . در ماه اکتبر، بحران به سمت رویارویی نظامی پیش رفت . واحدهای بزرگی از سوی ۲ ارتش در مناطق مرزی مورد مناقشه جمع شدند و در ۳ نقطه درگیری رخ داد که طی یکی از آنها ۱۰ سرباز کشته شد . البشیر پس از آن، اتحاد دوباره شبه نظامیان عرب که در دهه ۱۹۸۰ هزاران جنوبی را قتل عام کرده بودند را اعلا‌م کرد . در پایان ، البشیر و رئیس دولت جنوب سودان از جنگ عقب نشینی کردند و پس از حل و فصل ۸ مساله بحث بر انگیز، رئیس دولت جنوب و سایر رهبران جنوب دراواخر سال ۲۰۰۷ به دولت مرکزی ملحق شدند . اما مهمترین مساله بحث بر انگیز- مناقشه بر سر منطقه ابیه - همچنان باقی مانده است . بنابراین احتمال آغاز خشونت ها بر سر این موضوع که می تواند به سرعت به یک جنگ تمام عیار تبدیل شود همچنان بسیار بالا‌ست . به رغم در خطر بودن توافق صلح جامع ، آینده کشور سودان هم در خطر قرار دارد .حتی اگر سودانی ها در اجرای توافق صلح همکاری کنند، شمال و جنوب سودان آماده رقابت در انتخابات آتی هستند . در یک دموکراسی تازه تکامل یافته سودان، چنین تنش هایی آغازی برای رویارویی، توطئه و خشونت است . در سودان چنین معیارهایی معنای آغاز جنگی دیگر را دارد و همانطور که یک دیپلمات آفریقایی در اکتبر سال گذشته گفته است : " اگر شمال و جنوب به جنگ بازگردند، این جنگ دروازه های جهنم را به روی سودان خواهد گشود ."

منبع: فارین افیرز

نویسنده : آندرو ناتسیوس

آندرو ناتسیوس نماینده ویژه آمریکا در سودان در سال ۲۰۰۷-۲۰۰۶ و رئیس آژانس توسعه بین المللی آمریکا در سال ۲۰۰۶ -۲۰۰۱ و استاد برجسته علم دیپلماسی در دانشگاه جرج تاون است .