سه شنبه, ۱۶ بهمن, ۱۴۰۳ / 4 February, 2025
اعتیاد و روشهای پیشگیری از سوء مصرف مواد
حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر و محرک در مقابل گروهی از استانها قرار گرفته است که بعلت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی ، فشارهای روانی و خانوادگی... برای فرار از حقایق تلخ زندگی به آن پناه می برند.
اعتیاد به مواد مخدر امروزه بصورت یک بلای اجتماعی است. بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بین المللی نیست. شروع اعتیاد در سطح جهان بصورتی است که هر روزه به آن افزوده می شود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامکعه اعم از تحصیلکرده ، ورزشکاران ، فقیر و ثروتمند نفوذ کرده است ولی قربانیان اصلی آن جوانان و افراد کم تجربه می باشند.
با توجه به اینکه طبق اعلام دفتر مبازه با جرم و جنایت و مقابله با عرضه مواد سازمان ملل UNODC شعار سال ۲۰۱۰ را تحت عنوان به سلامتی بیندیشید نه به مواد مخدر ، هدف اصلی برنامه ها را در این سال اطلاع رسانی عمومی ، به ویژه در خصوص عوارض اعتیاد بر جوانان و اثرات زیانبار این مواد بر سلامتی آنها قرار داده است. بر آن شدیم که به بهانه روز جهانی مبارزه با مواد مخدر به بررسی علل گرایش جوانان بسوی مصرف مواد مخدر و محرک بپردازیم .
● علل خانوادگی گرایش به اعتیاد
ارزش و اهمیت خانواده در حفظ سلامت روانی و اجتماعی بر هیچکس پوشیده نیست. خانواده سالم بستر مناسبی برای رشد و شکوفایی و بالندگی اعضای خود فراهم میکند و در حفظ و ارتقاء سلامت جسمی و روانی تاثیر فراوان و غیرقابل انکاری دارد. خانواده ناسالم میتواند زمینه را برای ایجاد اختلال در ابعاد جسمی روانی و اجتماعی فراهم نموده و افراد را به سمت اعتیاد و بزهکاری سوق دهد. وجود عوامل زیر در خانواده میتواند زمینه را برای گرایش نوجوانان و جوانان به اعتیاد فراهم نماید.
۱) حضور فرد یا افراد معتاد در خانواده
۲) ایجاد جو نا امنی و نگرانی دائمی در خانواده (جر و بحث و نزاع دائمی و یا تهدید به طلاق)
۳) پرخاشگری کلامی و بدنی و اعمال خشونت (تحقیر، تمسخر، تهدید، توهین و آزارهای جسمی یا جنسی)
۴) عدم توجه به نیازهای روانی افراد خانواده به ویژه نوجوانان و عدم تحمل مخالفت از جانب آنها
۵) عدم نظارت بر رفتارهای فرزندان و یا نظارت افراطی و توام با بدگمانی و تهمت زدن
بدیهی است هرگونه تلاش در جهت حذف عوامل و دستیابی به سلامت در روابط خانوادگی گاهی موثر در پیشگیری از اعتیاد محسوب میشود.
● علل اجتماعی گرایش به اعتیاد
علل اجتماعی تاثیر فراوانی در گرایش افراد به اعتیاد و یا دوری جستن از مواد روانگردان دادند. مهمترین علل اجتماعی گرایش به اعتیاد عبارتند از
۱) بیکاری و محرومیت اجتماعی: پدیده بیکاری و فقر و محرومیت ناشی از آن زمینه را برای گرایش به خرید و فروش و مصرف مواد روانگردان و سایر اعمال بزهکارانه و مجرمانه فراهم میکند.
۲) معاشرت با افراد معتاد: معاشرت با معتادان و زندگی در مناطق آلوده، موجب آشنایی افراد به ویژه نوجوانان و جوانان با مواد، چگونگی مصرف آن و لذت ناشی از آن میشود. بسیاری از افراد معتاد با ایجاد وسوسه در ذهن دیگران موجب گسترش اعتیاد میشوند. این پدیده به ویژه در بین نوجوانان و جوانان رواج بیشتری دارد. هنگامی که یک نوجوان سالم وارد یک گروه آلوده به اعتیاد میشود اعضای گروه با تشویق وی به مصرف مواد و تحقیر و تمسخر او در صورت عدم مصرف، زمینه را برای اعتیاد عضو جدید فراهم میکنند.
۳) کمبود امکانات تفریحی و ورزشی
نوجوانان و جوانان به دلیل برخورداری از هیجان خواهی بالا و میل به تنوع و کسب تجارب تازه، بیش از سایر گروه های سنی به امکانات تفریحی و ورزشی و گذران اوقات فراغت نیاز دارند. کمبود امکانات مذکور میتواند زمینه را برای گرایش به مصرف مواد فراهم کند.
۴) فقدان آموزش کافی و ضعف اطلاع رسانی
نهادهای آموزشی و رسانههای جمعی مسئولیت سنگینی در پیشگیری از گرایش به مصرف مواد از طریق افزایش آگاهی و مقابله با باورهای نادرست بر عهده دارند. عدم توجه به مسئولیت مذکور و فقدان آموزشهای لازم یا نمایش دادن الگوهای نادرست رفتاری در گرایش به مواد تاثیر چشمگیری دارد.
● پیشگیری از اعتیاد
▪ پیشگیری از اعتیاد در دوران نوجوانی
دوران نوجوانی با مسائل و مشکلات متعددی همراه است که شناسایی دقیق آنها گاهی موثر در پیشگیری از اعتیاد و بزهکاری محسوب میشود.
▪ بحران بلوغ
نوجوانی تقریباً همزمان با بلوغ جنسی است. بنابراین تغییرات جسمی و روانی ناشی از بلوغ جنسی را میتوان یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر تفکر و رفتارهای نوجوانان در نظر گرفت.
تغییرات مذکور به حدی ناگهانی و غیر منتظرهاند که ممکن است موجب نگرانی و آشفتگی نوجوان شده و زمینه را برای بروز رفتارهای انحرافی، بزهکارانه و حتی اعتیاد فراهم نمایند.
به منظور ایجاد آرامش در نوجوانان و پیشگیری از بروز رفتارهای فوقالذکر لازم است که والدین قبل از رسیدن نوجوان به بلوغ جنسی، در ارتباط با پدیده بلوغ و تغییرات جسمی و روانی ناشی از آن با فرزندان خود گفتگو نموده و زمینه را برای پذیرش این مرحله و گذر از آن فراهم نمایند. همچنین نظارت والدین بر اعمال و رفتار نوجوان و بویژه شناخت دوستان و همکلاسی های وی لازم و ضروری است.
▪ بحران هویت
بحران هویت مهمترین عامل نگرانی و آشفتگی نوجوان در دوران نوجوانی و اوایل جوانی است. نوجوان با تمام وجود میخواهد بداند که کیست و که خواهد شد چه طریقی را باید در زندگی در پیش گیرد، و توانمندیها و استعدادهای او در چه زمینههایی است. نوجوان در پی یافتن پاسخ این سئوالات با گروههای مختلفی همانندسازی میکند و به جستجو در عالم بیرون و درون خویش می پردازد.
در واقع هویت یابی و شناخت خود فرایندی مادامالعمر است اما نقطه اوج این فرایند و بیشترین فشارها و بحرانهای ناشی از آن در دوران نوجوانی تجربه میشود.
پرهیز از ارائه هویت تحمیلی و اجباری از سوی والدین یا اطرافیان و استفاده از خدمات مشاورهای توسط افراد کاردان و خبره میتواند در کاهش تاثیرات ناخوشایند ناشی از بحران هویت موثر باشد و نوجوان را به سوی شناخت توانمندیها و ویژگیهای خود و پایبندی به هویتی مستقل و قابل انعطاف سوق دهد.
● گرایش به استقلال از والدین و پیوستن به گروه همسالان
یکی از ویژگیهای دوران نوجوانی، گرایش به استقلال از والدین در ابعاد گوناگون است. نوجوان در عرصه فکر و عمل به دنبال عقاید و شیوههای جدید و اجتناب از اطاعت محض و تقلید کودکانه از والدین است.
این گرایش به استقلال و عدم تقلید از والدین در زمینه های گوناگون با شدت و ضعف همراه است.
نتایج پژوهشهای مختلف نشاندهنده این نکته است که نوجوانان در زمینه انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب شغل تا حدود زیادی تحت تاثیر والدین قرار دارند اما در زمینه نوع پوشش، زبان محاورهای، سرگرمیها و انتخاب سبک موسیقی بیشتر از همسالان خود تبعیت میکنند.
از آنجایی که استقلال خواهی در دوران نوجوانی امری طبیعی و حتی لازم و ضروری است، بسیاری از اختلافات بین نوجوان و والدین را باید پدیدهای عادی تلقی نمود و در بسیاری موارد نیازی به مراجعه به متخصصین بهداشت روانی ( روانشناس و روانپزشک) وجود ندارد. اما اگر اختلافات مذکور منجر به رفتارهای پرخاشگرانه مکرر بویژه پرخاشگری بدنی و یا رفتارهای خود تخریبی (مانند مصرف مواد، فرار از منزل، ترک تحصیل و یا ارتکاب جرم) شود، مراجعه به متخصصین مذکور قویاً توصیه میگردد.
اگر والدین و مربیان و معلمان، نقطه نظرات خود را همراه با استدلالهای منطقی با نوجوان در میان بگذارند و درباره انتظارات و خواستههای خود توضیحات قانعکنندهای ارائه کنند و در عین حال روابطی صمیمانه و حمایت کننده داشته باشند، نوجوانان نیز استقلال مورد نیاز خود را با سهولت بیشتر و مشکلات کمتری بدست خواهند آورد. هرگونه سختگیری و یا سهل گیری بیش از حد، بیتوجهی به نوجوانان و یا رفتارهای پرخاشگرانه میتواند نتایج مصیبت باری همچون گرایش به اعتیاد، رفتارهای غیر اخلاقی و بزهکاری به همراه داشته باشد.
به نظر میرسد که معاشرت با همسالان در دوران نوجوانی ضرورتی اجتنابناپذیر است. معاشرت با همسالان میتواند نتایج مثبتی به همراه داشته باشد که به برخی از آنها اشاره میشود.
● پیشگیری از اعتیاد در دوران جوانی
جوانی دورهای از زندگی است که از شروع دهه سوم زندگی تا پایان دهه چهارم ( ۲۰ تا ۴۰ سالگی) را در بر میگیرد. در این دوران رویدادهای مهمی همچون استقلال از والدین، اشتغال، ازدواج و پدر یا مادر شدن و تحکیم هویت شخصی به وقوع میپیوندد. هر یک از رویدادهای مذکور، فشار روانی قابل ملاحظهای ایجاد میکنند و ممکن است زمینه را برای گرایش به مصرف مواد فراهم کنند.
الف) بیکاری، اشتغال و اعتیاد
پدیده بیکاری و نداشتن شغل و درآمد یکی از مهمترین علل و عوامل ایجاد فشار روانی در دوران جوانی و بزرگسالی است. بیکاری موجب بروز احساس عدم کفایت و کارآیی در فرد میشود و مشکلات مالی و خانوادگی ناشی از آن، زمینه را برای ایجاد افسردگی، اضطراب و گرایش به مصرف مشروبات الکلی و مواد روانگردان فراهم میکند.
افزایش کیفی و کمی مهارتهای حرفه ای و بهبود ارتباطات اجتماعی همراه با مثبتاندیشی و استفاده از تفکر خلاق شانس دستیابی به شغل و حرفه مناسب را افزایش داده و از بروز پدیده بیکاری تا حدود زیادی پیشگیری میکند. همچنین اتخاذ سیاستهای مبتنی بر ایجاد اشتغال مولد و کارآفرینی توسط نهادهای دولتی و ملی در کاهش نرخ بیکاری تاثیر چشمگیری دارد.
کیفیت و کمیت اشتغال و ویژگیهای محیط شغلی ممکن است در گرایش به مصرف مواد موثر باشد. به عنوان مثال پرداختن به مشاغلی که با فعالیت بدنی فراوان و خستگی شدید همراه هستند مانند نقاشی ساختمان، نجاری، تراشکاری و جوشکاری، کار در شیفت شب ممکن است زمینه را برای گرایش به مصرف مواد فراهم نماید. افراد شاغل در این حرفهها در صورتیکه اطلاعات درست و کاملی در زمینه عوارض مصرف مواد نداشته باشند ممکن است با هدف رفع خستگی و کاهش فشارهای شغلی اقدام به مصرف مواد نمایند. بدیهی است که مصرف مواد در دراز مدت موجب افت عملکرد شغلی و کاهش علاقه و انگیزه برای انجام کار شده و حتی ممکن است موجب از دست دادن شغل و بیکاری شود.
همچنین کار کردن در محیطهای آلوده ( مانند مکانهایی که افراد معتاد در آن مشغول به کارند) و یا اشتغالی که امکان دسترسی به مواد را به راحتی فراهم کند (کار در داروخانه ها و بیمارستآنها) اگر با آگاهی کافی و احتیاطهای لازم همراه نباشد زمینه را برای گرایش به مصرف مواد فراهم میکند.
توجه به موارد زیر موجب کاهش خطر گرایش به مصرف مواد در محیط کار خواهد شد.
۱) رعایت تعادل بین کار، استراحت، تفریح و پرهیز از پرکاری.
۲) عدم معاشرت با افراد معتاد یا مشکوک به اعتیاد در محیط کار.
۳) افزایش سطح آگاهی در زمینه عوارض مصرف مواد در دراز مدت و تاثیر آن بر عملکرد شغلی.
● ازدواج و تشکیل خانواده
ازدواج یکی از مهمترین فصول کتاب زندگی است. ازدواج میتواند رضایت آورترین و یا مایوس کننده ترین تجربه زندگی هر فرد باشد. این پدیده بر سلامت جسمی و روانی، نشاط و کارآیی فرد تاثیر چشمگیری بر جای میگذارد.
هرگونه عجله و شتابزدگی در ازدواج و فقدان تحقیق و مشورت کافی میتواند نتایج مصیبت باری به همراه داشته باشد. رعایت موارد زیر احتمال موفقیت در انتخاب همسر و رضایتمندی از زندگی زناشویی را افزایش میدهد.
۱) رعایت تناسب بین زوجین
رعایت تناسب در زمینههایی چون آداب و رسوم و فرهنگ خانواده، میزان پایبندی به دستورات دینی و اخلاقی، تحصیلات، سن و سطح درآمد، احتمال موفقیت در ازدواج را افزایش میدهد. افرادی که در زمینه موارد یاد شده تناسب و شباهت بیشتری با یکدیگر دارند، در زندگی مشترک اختلافات کمتری خواهند داشت.
۲) دستیابی به استقلال مالی و عاطفی
ازدواج با فردی وابسته به دیگران، و کم اعتماد بنفس میتواند تجربهای ناگوار و توام با ناکامیباشد. طرفین در هنگام ازدواج باید توان تصمیمگیری مستقل و اداره زندگی بدون کمک والدین را داشته باشند.
۳) واقع بینی در زمینه ماهیت ازدواج
انتظار اطاعت کامل، توقع تفاهم دائمی و عدم بروز اختلاف در زندگی زناشویی نمونههایی از توقعات غیرواقعبینانه در ازدواج هستند. دستیابی به ازدواج موفق نتیجه مطالعه، تلاش و صبر و شکیبایی است و فعالیتی دائمی را طلب میکند. شناخت واقعبینانه افراد از یکدیگر و از پدیده ازدواج راه را برای دستیابی به موفقیت و رضایت خاطر هموار میکند.
۴) یادگیری مهارتهای ابراز وجود، مهار هیجانات منفی و حل اختلاف
ابراز وجود یعنی توان بیان خواستهها، افکار و هیجانات به طور مستقیم، صادقانه و مناسب. ابراز وجود مهارتی آموختنی است اما بسیاری از افراد به جای آن به پرخاشگری و یا رفتارهای منفعلانه روی میآورند. تقویت مهارت ابراز وجود در پیشگیری از اختلافات زناشویی و افزایش رضایتمندی از ازدواج نقش مهمی دارد. هیجانات منفی از قبیل خشم، اضطراب، یاس و غیره اگر به شیوهای نامناسب ابراز گشته و آرامش محیط خانه را در معرض تهدید قرار دهند بایستی ریشه یابی و مهار شوند.
۵) افزایش آگاهی در زمینه مسائل عاطفی و جنسی
بیتوجهی به نیازهای عاطفی و جنسی شریک زندگی، موجب بروز نارضایتی، اختلاف و حتی وقوع طلاق میشود. لازم است کلیه افراد، قبل از رسیدن به سن ازدواج، در زمینه مسائل عاطفی و جنسی آموزش ببینند. در واقع ارائه آموزشهای جنسی متناسب با موقعیت سنی، باید از اوایل نوجوانی و توسط والدین و یا افراد مطلع و قابل اعتماد (مانند روانشناس، مشاور خانواده) انجام شود.
محمدرضا غفارزاده رزاقی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست