یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

لوک خوش شانس فوتبال


لوک خوش شانس فوتبال

تک نگاری رئیس جدید فدراسیون

انتخاب علی کفاشیان به عنوان بیست و ششمین رئیس فدراسیون فوتبال را می توان زاییده فوران دخالت سیاست در ورزش دانست که توانست بر اساس شرایط نامتعادل و پیچیده سیاسی کاری های مرسوم و نیز دعواهای ریشه دار و همیشه حاضر سیاسیون به گونه یی به صندلی ریاست برسد که پیش بینی خودش در اولین روز ثبت نام را عملی سازد، آن روز که با اطمینان خاطر با پوشه یی در زیر بغل به در ورودی فدراسیون فوتبال در سئول آمد و در برابر پرسش خبرنگاران مبنی بر اینکه با وجود حضور علی آبادی چقدر به پیروزی امیدوارید، لبخندی تحویل همه داد و با لحن تمسخرآمیزی گفت؛«از کجا معلوم علی آبادی به نفع من در روز آخر کناره گیری نکند.» و همگان دیدند که پیش بینی او نه تنها به حقیقت پیوست بلکه حتی نماینده دوم سازمان هم مکلف به استعفا شد تا علی کفاشیان به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال منصوب شود چرا که دیگر انتخاباتی در کار نبود تا رقیبی وجود داشته باشد.

برگزیده مجمع فدراسیون فوتبال را می توان پیروز نبرد اصلاح طلبان به نمایندگی محسن صفایی فراهانی از اعضای ارشد جبهه مشارکت و اصولگرایان به نمایندگی محمد علی آبادی از دوستان نزدیک پرزیدنت محمود احمدی نژاد و از نزدیکان جبهه اصولگرایان و همچنین اختلافات فراوان کانون های اصولگرایان دانست که با خوش شانسی و بر اساس جبر برگشت ناپذیر سیاست توانست بر صندلی رئیس فدراسیون تکیه بزند و با لبخند همیشگی اش درود بفرستد. در روزگاری که بر اساس اشتباه استراتژیک اصولگرایان برای کپی برداری از الگوی اصلاح طلبان در زمان حضور در راس قدرت و نشاندن رئیسی نزدیک به خود برای در اختیار داشتن ورزش اول مملکت سعی در اعمال نظر خود داشتند، هیچ گاه به ذهن شان خطور نکرده بود که رئیس ورزش ایران نتواند کرسی ریاست را به دست بگیرد، در همان روزی که رئیس جمهور از رئیس ورزش خواست خودش وارد میدان شود و عنان کار را در دست بگیرد، تئوری پردازان ورزش اصولگرایان با طراحی برنامه یی ویژه و با عبور از سد بزرگی به نام صفایی خواستند به رئیس سابق فدراسیون فوتبال رودست بزنند و تا حدودی هم در این کار موفق بودند و با کاهش قدرت رئیس کمیته انتقالی و خارج کردن قدرت تصمیم گیری به هدف شان رسیدند و همه چیز برای قدرت گرفتن آماده بود اما ناگهان مهمانی ناخوانده اما «خودی» همه چیز را برهم زد. در این زمان حتی نامی از کفاشیان و برنامه هایش نبود و او منتظر دستورات برای پیشبرد اوضاع محسوب می شد و جزیی از برنامه در رده های پایینی بود.

● مهمان ناخوانده

همه چیز طبق برنامه پیش می رفت که ناگهان سردار آجرلو وارد میدان شد و همه معادلات علی آبادی را به هم ریخت. بر اساس برنامه، اصولگرایان قرار را بر انتخاب علی آبادی و ساختن تیمی قوی برای هیات رئیسه فدراسیون فوتبال گذاشته بودند اما برگ برنده علی کفاشیان که با حضور خود به ناگاه پرونده انتخابات فدراسیون فوتبال را از مسیر خارج کرد موجب شد تا آجرلو به صحنه بیاید و زمینه را برای انتخاب کفاشیان آماده کند. در جبهه اصولگرایان که از احمدی نژاد تا لاریجانی و محسن رضایی و ناطق نوری و قالیباف در آن حضور دارند جنگ اصلی بر سر انتخابات ریاست جمهوری آینده است و در این میان احمدی نژاد خود را محق به انتخاب، رضایی خود را شایسته، لاریجانی خود را دارای شانس مناسب و قالیباف خود را برگزیده انتخابات قبلی و انتخابات بعدی می داند.

جنگ اصلی در میان اصولگرایان میان قالیباف و احمدی نژاد است، دومی می گوید که برای ادامه برنامه ها بایستی اجماع بر او باشد و اولی فکر می کند که اگر نظرها در روز آخر انتخابات ریاست جمهوری گذشته تغییر نمی کرد الان به جای صندلی شهرداری تهران باید بر تخت ریاست جمهوری تکیه می زد و حال به جای انتخابات نهم، او باید در انتخابات دهم پیروز باشد. برای رسیدن به هدف دو انتخاب برای آنان حائز اهمیت است، اولی انتخابات نمایندگان مجلس شورای اسلامی در دوره هشتم و دومی هم انتخاب ریاست فدراسیون فوتبال به عنوان یکی از پنج شغل اصلی و پرمخاطب و همیشه در صحنه کشور است که می تواند در برهم زدن بسیاری از معادلات سیاسی نقش آفرین باشد. ماجراهای سردار آجرلو و انتخابات را دیگر همه می دانند اما مهم این است که کفاشیان با این زمینه توانست بهترین سود را از جنگ زرگری طرفین و حساس شدن فیفا نسبت به انتخابات بگیرد و با امر رئیس جمهور و کناره گیری علی آبادی و همچنین دور بودن از بازی سیاسی صفایی در آخرین روز انتخابات، شهنازی از کاندیداتوری خود استعفا داد و کفاشیان به عنوان رئیس فدراسیون برگزیده شد.

● او کیست

علی کفاشیان در پانزدهم مردادماه ۱۳۳۳ در شهرستان نایین متولد و با مدرک لیسانس اقتصاد از دانشکده حسابداری تهران فارغ التحصیل شد و مدرک فوق لیسانس خود را در رشته تجارت بین الملل از دانشگاه ماستریخت هلند دریافت کرد. از همان ابتدا فردی معتقد نشان داد و در سال های ۵۶ و ۵۷ در فعالیت های قبل از انقلاب حضوری چشمگیر داشت. کفاشیان در سال های ابتدایی انقلاب به عنوان رئیس هیات دوومیدانی استان تهران برگزیده شد و به طور جدی در ورزش حضور یافت اما در توصیف او می توان به پست دولتی و شغل اصلی اش اشاره کرد. علی کفاشیان در بانک مرکزی کشور و در بخش تخصیص ارز فعالیت داشت که با پیشرفت های پلکانی و اثبات شایستگی های مدیریتی به ریاست تخصیص ارز منصوب شد که با توجه به وضعیت خاص ایران در آن زمان و وجود جنگ هشت ساله دفاع مقدس و همچنین لزوم خرید و فروش های خارجی می توانست بسیاری از پوئن ها و استفاده از رانت ها را برایش مهیا سازد که هرگز به آن سو کشیده نشد و نسبت به کار و وضعیت کشور تعهد داشت. همچنین بعدها توانست به پست های مدیر اداره نظارت ارز بانک مرکزی، مدیر اداره سیاست ها و مقررات بانک مرکزی، عضو کمیسیون ارز بانک مرکزی و عضو شورای خرید کالاهای اساسی کشور نیز برسد. کفاشیان در سال هایی که مشغول به تحصیل بود عضو تیم ملی دوومیدانی ایران از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۹ در مواد ۱۰۰ متر با مانع و ۴۰۰ متر با مانع بود و همچنین از رکوردداران دو ۱۱۰ متر با مانع در آن زمان محسوب می شد و کاملاً به این ورزش پایه حساسیت زائدالوصف و علاقه فراوان داشت.

● لوک در پست های مدیریتی

زمانی که او مشغول به کار در بانک مرکزی بود، پیشنهاد ریاست فدراسیون دوومیدانی را با توجه به عملکرد مناسبش در هیات استان تهران دریافت کرد و خیلی سریع در این پست نیز قرار گرفت. حضور کفاشیان در دوومیدانی به گونه یی بود که نزدیک به هفده سال را به صورت منقطع در دوومیدانی گذراند و به جز دوره های کوتاه مدت مدیریت موسویان، رحیمی و نوریان در سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ و ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ به این عنوان انتخاب شد. همچنین او سابقه سرپرستی فدراسیون های ورزشی رزمی، ژیمناستیک، بولینگ و بیلیارد، سوارکاری، شطرنج، قایقرانی و اسکی روی آب را نیز در کارنامه دارد که به جهت حضور در پست معاون فنی و ورزشی سازمان تربیت بدنی به آن نائل شده بود. در همه این سال ها او مسوولیت های فراوانی را به دوش داشت که می توان به معاون ورزشی و امور فدراسیون های سازمان تربیت بدنی به مدت سه سال، رئیس شورای برون مرزی، رئیس ستاد مسابقات دهه فجر، رئیس مجامع ورزشی کلیه فدراسیون های ورزشی به مدت سه سال، رئیس ستاد نظارت بر عملکرد بازی های المپیک ۲۰۰۴ آتن و بازی های آسیایی ۲۰۰۶ قطر، رئیس نخستین دوره مسابقات داخل سالن دو و میدانی آسیا در سال ۲۰۰۳، رئیس فدراسیون دو و میدانی به مدت ۱۷ سال از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ و از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۲، دبیرکل کمیته ملی المپیک از سال ۱۳۸۳ تاکنون، رئیس کمیسیون رسانه های کمیته ملی المپیک، دبیرکل فدراسیون بازی های غرب آسیا و عضو هیات اجرایی فدراسیون همبستگی ورزشی کشورهای اسلامی اشاره داشت.

● مرد همیشه خندان

علی کفاشیان را همیشه می توان با ته لبخند همیشگی به یاد آورد؛ مردی که همانند صورت خندان، قلبی بزرگ برای بخشیدن و نگاهی احترام برانگیز برای طرف مقابل دارد. مدیریتش نیز مثل صورتش بر اساس خنده و دوستی و رفاقت است و به شدت متعهد و مسوول نشان داده است. یکی از دوستان نزدیکش می گوید؛ «مدیریتش را این گونه تعریف می کنم؛ مبتنی بر مسائل دوستانه و اصل صداقت که هیچ گاه فراموشش نمی کند. همیشه سعی می کرد مسائل را دوستانه و ریش سفیدانه حل و فصل کند و از عواقب مسائل مربوط دوری گزیند.» وقتی توضیح بیشتری از او می خواهیم، می گوید؛ «ببینید، ممکن است مدیریت بسیاری خشک و رسمی و با دیسیپلین باشد اما مدیریت کفاشیان بیشترین انعطاف را دارد و از برخوردهای جدی و مادون و مافوق خبری نیست و کم ترین نشانه را می توان در آن یافت. همیشه با مسائل با روی خوش برخورد می کند و همین به شما اعتماد به نفس می دهد.» دوست دیگری که در یکی از هیات های استانی با او همکار بوده است در این رابطه معتقد است؛ «خودش می گفت که مدیریت خشونتی و قاطعیت صرف چندان فایده یی ندارد و من اصولم بر اساس صداقت و اعتقاد است. من با او هشت سال کار کرده ام و به عنوان یک انسان صادق قبولش دارم.» یکی از ویژگی های شخصیتی رئیس فدراسیون فوتبال شوخ طبعی و دوست داشتنی بودن صحبت هایش است که همیشه ارتباطی نزدیک را با مخاطب ایجاد می کند. اما در فوتبال چنین مدلی پاسخگوی نیازهایش است؟ در فوتبالی مافیا و پدرخوانده های معلومش که از همه توان برای تحت تاثیر قرار دادن عناصر استفاده می کنند، راه برای سوءاستفاده بیشترشان باز نمی شود؟

● ورزش و سیاست

نمی توان قطعیتی درباره سابقه سیاسی علی کفاشیان بیان داشت. او را نه می توان اصلاح طلب به دلیل حضور در دوران سیدمحمد خاتمی دانست و نه می توان با اطمینان از او به عنوان یک اصولگرا به دلیل حضور در راس هرم فوتبال در زمان محمود احمدی نژاد دانست. خودش در این باره می گوید؛ «گمان می کنم من چهره یی ورزشی باشم تا سیاسی و در ساختار ورزش، اصلاح طلب و اصولگرا چندان مطرح نیست و همه برای پیروزی ایران در میادین قهرمانی تلاش می کنند.» وی ادامه می دهد؛ «مسائل سیاسی چندان کارساز نیستند و خوشبختانه تلاش شده مباحث سیاسی بر روند ورزش کشور تاثیر نگذارند. من هم به عنوان مدیری ورزشی فعالیت دارم و این دیدگاه ها را در سطح ورزش نمی شناسم.» علی کفاشیان دبیرکل کمیته ملی المپیک، پیش از حضور در این جایگاه به عنوان معاون مهرعلیزاده کنار قراخانلو فعالیت می کرد، اما در حرکتی حساب شده در اواخر دولت هشتم به این حوزه وارد شد تا چهره های اصلاح طلب به طور کامل از رأس ورزش کنار نروند.

کفاشیان که گفته می شود کمیته ملی المپیک با تکیه بر او پیش می رود، روابط حسنه یی با علی آبادی برقرار و در دو سال اخیر، اعتماد رئیس دستگاه ورزش را جلب کرد تا زمام امور فوتبال بر عهده اش گذاشته شود و بدین شکل دوران فعالیتش در جایگاه مدیریتی ورزش کشور برای چهار سال تمدید شود. برای این مدیر اقتصادی حضور در پست ریاست فوتبال در روزهای آخر ماه های فعالیتش به عنوان دبیرکل کمیته ملی المپیک بسیار دلنشین است؛ چراکه قطعاً ده ماه دیگر، چهره هایی منتسب به دولت نهم از مجمع عمومی کمیته ملی المپیک رای اعتماد خواهند گرفت و جانشین رئیس و دبیرکل این کمیته خواهند شد. در صورت برگزیده شدن کفاشیان به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال، امکان دارد از این پس از وی به عنوان چهره یی محافظه کار یاد و خط سیاسی اش نیز دچار تغییرات شود و او نیز قطعاً برای در اختیار گرفتن چنین جایگاهی، هزینه های فراوانی پرداخت خواهد کرد که در طول زمان مشخص خواهد شد. اما نکته امیدوارکننده برای رئیس جدید فدراسیون فوتبال به صراحت لهجه و بیان عقاید و کمبودهای پیش روست که در این شرایط بسیار مهم و اساسی جلوه می نماید. هنوز حتماً به یاد دارید که در بحث کمبود بودجه کمیته ملی المپیک برای المپیک پکن، آشکارا مسائل موجود را بیان کرد و خواستار رسیدگی فوری و رفع نقایص آن شد. به هرحال علی کفاشیان کمتر حاضر می شود مصاحبه یی را از دست بدهد و در این میان تناقض های گفتاری نیز فراوان وجود دارد.

● انتخاب شدم

به هرحال علی کفاشیان به عنوان گزینه سازمان و رئیس فدراسیون فوتبال برگزیده شد اما او عملاً همه مسائل را حاشا می کند و خودش را مستقل می داند. بد نیست بدانید که همه چیز حکایت از انتخاب کفاشیان در روزهای پایانی داشت و حتی جانشینش در کمیته ملی المپیک نیز برگزیده شده بود و در شانزدهم دی ماه اعلام شد که ۲۲ دی، زمان انتخاب جانشین دبیرکل است و همه این اتفاقات زمانی در حال وقوع است که نه شهنازی استعفا داده بود و نه انتخاباتی برگزار شده بود که کفاشیان برگزیده شده باشد. خودش در اظهارنظری جالب در خصوص این قضیه می گوید؛ «به هر حال از پیش به فکر بودم که اگر چنین اتفاقی افتاد و من رئیس فدراسیون فوتبال شدم، کارها بر روی زمین نماند و به فکر چاره بودیم، مطمئن باشید سازمان نظری روی هیچ کدام از کاندیداها ندارد و همان گونه که اعلام کرده اند، از چهره برگزیده این انتخابات حمایت می کنند.»

● در انتظار روزمرگی

در همه جای دنیا این افراد نیستند که مکلف می شوند و در انتخابات شرکت می کنند بلکه جمع، گروه، حزب و جمعیتی که بر اساس آگاهی از شرایط می آیند و با شناختی که از دوره های مختلف پنجاه ساله دارند نسبت به ایجاد و نگاشتند برنامه اقدام می کنند و خیلی زود آن را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار می دهند تا نقاط ضعف و قوتش شناخته شود و بر همان اساس به تکمیل برنامه کمک کند. در فوتبالی که به دلیل ساختار دولتی بودن و عدم تفکر مناسب در جهت فراهم سازی شرایط حضور بخش خصوصی، هر رئیس با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کند، علی کفاشیان با چه امید و برنامه یی وارد شده است؟

کدام یک از اعضای مجمع خواستار برنامه یی جامع از سوی وی شده اند؟ چالش های پیش روی فوتبال و حل مسائل بزرگ و ارتباط با مجامع ملی چگونه شناخته، تئوریزه و عملیاتی خواهد شد؟ همین ضعف ساختاری فوتبال و شاید ورزش و حتی مملکت ماست که علی آبادی را بر آن می دارد تا ادعا کند ۲۴ ساعته مربی تیم ملی را برمی گزیند یا با ۴۰ درصد توان مشکلات را حل می کند، علی کفاشیان برآمده از چنین سیستم و تفکری چگونه فوتبال را به سرمنزل مقصود می رساند؟ متاسفانه بحث اختلاف سلایق در مدیران ورزش ایران به چگونگی دیدگاه ها و برنامه ها باز نمی گردد، بلکه اختلاف موجود میان اجرای فعالیت های روزمره است که به «روزمرگی» ختم شده است. عملیاتی کردن برنامه یی که نوشته نشده یا در حال نوشته شدن است بدون اینکه مبتنی بر اصول باشد یا شناخت درستی حاصل نشده باشد، محکوم به «روزمرگی» خواهد بود، باور ندارید؟

علی عالی