دوشنبه, ۸ بهمن, ۱۴۰۳ / 27 January, 2025
مجله ویستا

از امامیه تا اثنی عشریه


از امامیه تا اثنی عشریه

نظریه شیعهٔ امامیه دربارهٔ امامت بتدریج در قرن نخست اسلامی مطرح شد و در نیمه قرن ۲ ق ۸ م از سوی هشام بن حکم صورتی معین و تعریف شده یافت

نظریه شیعهٔ امامیه دربارهٔ امامت بتدریج در قرن نخست اسلامی مطرح شد و در نیمه قرن ۲ ق/۸ م از سوی هشام بن حکم صورتی معین و تعریف شده یافت. ۱ به نظر نمی‌رسد تا حدود صد سال بعد یعنی تا رحلت امام یازدهم امام حسن عسگری (ع) در ۲۶۰ ق/۸۷۴ م، تغییر قابل ملاحظه‌ای در این نظریه رخ داده باشد. تنها در نیمهٔ قرن ۴ ق/۱۰م است که نکاتی عمده براین نظریه افزوده می‌شود؛ به این شرح که : دوازده امام وجود دارند و آخرین آنها تا ظهور نهایی خود به نام و عنوان مهدی یا قائم، در غیبت به سر می‌برد؛ این غیبت دو دوره دارد:

۱) غیبت کوتاهتر یا غیبت صغرا که از ۲۶۰ ق/۸۷۴ م تا ۳۲۹ ق / ۹۴۱ م طول کشید و در آن مدت چهار سفیر، نمایندگی امام را در زمین عهده‌دار بودند

۲) غیبت طولانی‌تر یا غیبت کبرا که مدت آن را فقط خدا می‌داند. این نظریه است که شیعهٔ دوازده امامی را از امامیه‌های نخستین ممتاز می‌سازد۲ و ارزش بررسی گسترده‌تر ریشه‌ها و مراحل اصلی گسترش آن را دارد.

قدیمترین سند اعتقاد به دوازده امام را در متون ملل و نحل (Hevesiographical) می‌توان یافت. کتاب فرق‌الشیعه حسن بن موسی نوبختی و کتاب المقالات و الفرق سعد بن عبدالله قمی ( که هر دو در حدود سال نهصد میلادی تألیف شده‌اند) با وصفی از گروهها یا فرقی که پس از رحلت امام حسن عسگری (ع) در جامعهٔ شیعی به وجود آمد به پایان می‌رسند. گاهی پاره‌ای شرحها در این دو منبع متفاوت است؛ ۳ با وجود این ، اقوال نوبختی و سعد بن عبدالله در مورد مهمترین این گروهها یعنی امامیه اساساً یکسان است: بنابر وصف آنها از امامیه طرفداران این فرقه براین باورند که امام حسن عسگری (ع) وفات یافته – نه غایب شده و نه دوباره زنده خواهد شد- و جانشینی بر جای گذاشته که در زمان تألیف کتاب در خفا بوده، اما زمانی در آینده دوباره ظهور خواهد کرد۴ اهتمام امامیه در این مرحله براین است که تا حدی با تکیه بر سابقه‌ای که از پیامبر (ص) در دست است،۵ اثبات کنند که امام ممکن است در زمان خطر در اختفا به سر برد، اما هیچ متن روشنی دال براینکه مدت این اختفا ممکن است بیش از عمر یک انسان معمولی باشد وجود ندارد، و در نتیجه هیچ کوششی نیز برای توجیه این مسئله با استناد به طول عمر معمران ( کسانی که خداوند عمری طولانی به آنها داده است) به چشم نمی‌خورد؛ کاری که بعدها از سوی محمد بن علی بن بابویه ( متوفی ۳۸۱ ق/ ۹۹۱ م) و دیگران انجام شد.۶ دیگر جنبه‌های شاخص نظریهٔ شیعهٔ دوازده امامی نیز در این دو کتاب به چشم نمی‌خورد؛ برای مثال از امکان دو غیبت ( صغرا و کبرا) ذکری به میان نیامده است و نیز سند روشنی در این باره نیاورده است که با پسر امام حسن عسگری(ع) تعداد امامان به دوازده رسیده است و نه نشان و اشارتی به معنا و فحوای خاصی که این عدد می‌تواند داشته باشد و بالاخره از این وصف عقاید امامیه ، به هیچ وجه بر نمی‌آید که نام امام دوازدهم در آن زمان مورد اتفاق امامیه بوده است، بلکه بروشنی تصریح شده است که این نام رازی است که نباید فاش شود. تنها افرادی از یک فرقهٔ دیگر۷ ( غیر از امامیه) او را «محمد» خواند‌ه‌اند۸ در هر صورت امامیه باید این نام را خیلی زود پذیرفته باشد، زیرا اشعری در مقالات الاسلامیین امامیه را کسانی معرفی می‌کند که اعتقاد دارند محمد بن حسن ] علیهما السلام[ امام غایب است.۹ جز در این مورد جزئی ، هیچ تفاوت اساسی دیگری بین توضیحات اشعری درباره اصول امامیه با گفته‌های نوبختی و سعد بن عبدالله وجود ندارد.

مطرح نبودن نظریه ویژه شیعهٔ دوازده امامی در زمان رحلت امام حسن عسگری (ع) از سوی منابع معاصر امامیه در آن زمان نیز به طور ضمنی تأیید می‌شود. برای مثال دانشمند امامی ، محمد بن حسن صفار قمی ( متوفی ۲۹۰ق/۹۰۳ م) که در کتاب بصائر الدرجات احادیثی در فضایل ائمه ]‌علیهم السلام[ گرد آوری کرده، هیچ حدیثی درباره غیبت یا دوازده امام ذکری نکرده است یکی از مشایخ صفار، ابوجعفر احمد بن محمد بن خالد برقی ( متوفی ۲۷۴ ق/ ۸۸۷ م یا ۲۸۰ق / ۸۹۳ م) که بویژه به خاطر کتاب المحاسن خود معروف است نیز به همین نحو اطلاعاتی در این باره در اختیار ما نمی‌نهد. او در بخش اول این کتاب عنوان « الاشکال و القرائن» احادیث مربوط به خصوصیات اعداد مختلف را ذکر کرده است۱۰ اما به بیان اعداد سه تا ده اکتفا نموده و لازم ندیده است که این بحث را به عدد دوازده نیز برساند بر عکس ، کتاب الخصال ابن بابویه که کلاً به احادیثی این چنین اختصاص یافته و تا فراتر از هزار ( ما بعد الالف) نیز بحث را ادامه داده است، فصلی مبسوط در عدد دوازده دارد که در آن احادیث اصلی مربوط به دوازده امام را بررسی کرده است.۱۱ افزون براین، برقی یک حدیث معروف نزد امامیه نقل می‌کند که به موجب آن حضرت خضر، علی(ع) و پسرش امام حسن(ع) را ملاقات می‌کند و نام امامان را برایشان فاش می‌کند؛ ۱۲ اما در نقل برقی از این حدیث، بر خلاف دیگر نقلها- و احتمالات نقلهای متأخر - خضرا(ع) تنها حضرت علی (ع) و حسن(ع) و حسین(ع) را با ذکر نام معرفی کرده است. این محدّث افزوده است: و او هر یک از آنها ( ائمه) را تا آخر یکی پس از دیگری برشمرد- حتی اتی علی آخر هم – اما نام یا تعداد امامانی را که پس از امام حسین(ع) می‌آیند مشخص نکرده است. کتاب المحاسن و بصائر الدرجات هر دو پیش از غیبت صغرا یا اندکی پس از آغاز آن تألیف شده‌اند. مطرح نبودن عقاید خاص شیعهٔ دوازده امامی در این آثار ، احتمالاً به این معناست که اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز جزء اصول اعتقادی امامیه در نیامده بود.

به هر حال اوضاع باید خیلی سریع دگرگون شده باشد، زیرا در تفسیر علی ابن ابراهیم قمی ( متوفی ۳۰۷ق/ ۹۱۹ م) حدیث خضر(ع) با ذکر نام هر دوازده امام بیان شده است.۱۳ حد اعلای این دگرگونی در اصول کافی تألیف ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی ( متوفی ۳۲۹ ق/ ۹۴۱ م) به چشم می‌خورد که تمامی اجزای اصلی نظریه شیعهٔ دوازده امامی را می‌توان در آن یافت ۱۴ می‌توان افزود که آن نظریه ربط مستقیمی با احادیث معاد شناسانه‌ای داشت که از دوازده مهدی سخن می‌گویند که پس از قائم «اصلی» به توالی خواهند آمد.۱۵

با وجود این ، حتی پس از اثر ماندگار کلینی، اندیشمندان شیعی گاه گاه مجبور بوده‌اند با مخالفتهای داخلی علیه اصول عقاید شیعه دوازده امامی مبارزه کنند. این مخالفت علی القاعده از اصرار متعصبانی که بر ادامه محرز امامت در وجود امام حسن عسگری (ع)، - جعفر – پای می‌فشردند ناشی شده بود؛ به دلایلی که بعداً اشاره خواهیم کرد به نظر نمی‌رسد کسی در آن شرایط زمانی و مکانی به نفع و به خاطر یک امام معین، غوغا به پا کرده باشد. این مشکل بعدها در میان شیعهٔ ضعفا که نمی‌خواستند با طرح مسائل خصمانه با عامهٔ اهل سنت مخالفت ورزند و نیز عامه شیعه که در شرایط تازه سردرگم بودند، پیش آمد. ناراحتی اندیشمندان شیعی در مقدمه‌های سه کتاب که در اواسط یا نیمه دوم قرن ۴ق/۱۰ م نوشته شده ، منعکس شده است. نخستین این کتابها، کتاب الغبیهٔ به قلم شاگرد کلینی، ابو عبدالله محمد بن ابراهیم نعمانی( متوفی ۳۶۰ ق/ ۹۷۱م) است که در سال ۳۴۲ق / ۹۵۳م به پایان رسیده است .۱۶ نعمانی اظهار نارضایتی می‌کند که بیشتر شیعیان همعصر او به هویت امام وقت یقین ندارند و یا لااقل درباره غیبت او شبهاتی دارند. او این تردیدها را به غفلت مردم و تأثیر مهلک بیهوده کاران ( اهل الزخرف و الباطل) و جاذبه‌های زندگی و موفقیتهای دنیوی نسبت می‌هد که مردم را از راه حق دور نگه می‌دارد.۱۷ نعمانی این بیهوده کاران را به نام مشخص نساخته است اما با مراجعه به یکی دیگر از آثار این دوره ، یعنی کفایهٔ الاثر فی النصوص علی الائمهٔ الاثنی عشر که مجموعه‌ای است از احادیث مربوط به دوازده امام به قلم الخزّاز الرازی القمی ( متوفی ۳۸۱ق/۹۹۱م) از شاگردان ابن بابویه، می‌توان حدس زد که منظور او چه کسانی بوده‌اند. الخزّاز در مقدمه کتاب۱۸ خود چنین توضیح می‌دهد که آنچه او را به تألیف این کتاب واداشته این است که برخی از شیعیان که معلومات مذهبی آنها ضعیف یا اندک است( یا تشیع آنها ملایم و معلومات آنها اندک بوده: قوماً من ضعفاء الشیعه و المتوسطین فی العلم) تحت تأثیر مناقشات معتزله علیه دوازده امام قرار گرفته‌اند. بعضی از این شیعیان می‌گویند نص بر امامان نمی‌تواند به طور قطع و به گونه‌ای که عذری باقی نگذارد ثابت شود ( من جههٔ یقطع العذربها) ؛ دیگران فراتر رفته و ادعا می‌کنند هیچ حدیثی از طریق صحابه دربارهٔ نص بر ائمه (ع) وجود ندارد. و از همین رو الخزّاز اصلاح آن دیدگاههای سفسطه آمیز را وجههٔ همت خود قرار داده است.

سومین و معروفترین اثر این دوره دربارهٔ غیبت کتاب اکمال ( کمال) الدین و اتمام ( تمام) النعمهٔ اثر ابن بابویه است. در آغاز این کتاب، ابن بابویه می‌گوید که در مسیر بازگشت از زیارت مرقد امام هشتم ، امام علی الرضا (ع) در نیشابور توقف کرده و دیده است که بسیاری از شیعیان سرگشته و سرآسیمه با سؤالهایی دربارهٔ غیبت به او مراجعه می‌کنند. این ماجرا او را برانگیخت تا اثری تألیف کند که در آن حقیقت این موضوع روشن و آشکار گردد.۱۹

در تلاش برای اثبات اعتبار نظریه دوازده امام، اولین نظریه‌پردازان شیعهٔ دوازده‌امامی – که نویسندگان نسل بعد دقیقاً پیروی کردند- از چهار شیوهٔ اصلی بهره برده‌اند.

الف) استناد به آیات قرآن

آن اشارات و فقراتی از قرآن که در آن عدد دوازده به کار رفته بود ، به طور طبیعی مورد استفاده و بهره‌برداری مفسران شیعی قرار گرفت. به عنوان مثال گفته می‌شود امام پنجم امام محمد باقر (ع) ( متوفی ۱۱۴ق/۷۳۲ م یا ۱۱۷ ق/۷۳۵م ) آیه ۳۶ سوره توبه را که می‌فرماید « تعداد ماهها نزد خدواند دوازده است» ناظر بردوازده امام دانسته است.۲۰ نیز چنین گفته می‌شود که امام ششم، امام جعفر صادق (ع) ( متوفی ۱۴۸ ق/۷۶۵ م)اظهار داشته است: و شب از دوازده ساعت تشکیل شده است، و روز نیز چنین است/ سال از دوازده ماه تشکیل شده است. تعداد ائمه دوازده است و نیز تعداد نقبا۲۱ ، علی (ع) یکی از دوازده ساعت است و مفهوم این آیه ( فرقان ، ۱۱) که می‌فرماید:« بلکه آنان ساعت را دروغ انگاشته‌اند و ما برای دروغ آنها آتشی سوزان آماده کرده‌ایم».۲۲

ب) استناد به احادیث شیعی

احادیث شیعی مربوط به این موضوع را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: یکی احادیثی که براساس آن در همان زمان حیات پیامبر (ص) اسنادی وجود داشته است که در آن نام ائمه به تفصیل بیان شده است. یکی از این اسناد، لوحی بوده که جابربن عبدالله صحابی در منزل فاطمه (ع) رؤیت کرد.۲۳ دیگری طومار یا صحیفه‌ای بوده که از سوی پیامبر (ص) به علی (ع) داده شده و گفته می‌شود دوازده قسمت داشت و هر قسمت با مهر مخصوص و جداگانه‌ای ممهور شده بود. پیامبر (ص) به علی (ع) توصیه فرمود که نخستین قسمت این طومار یا صحیفه یا صحیفه را بگشاید و براساس مطالب آن عمل کند و همین کار را دیگر ائمه به ترتیب دربارهٔ قسمتهای بعدی صحیفه انجام دهند.۲۴ سومین سند که گفته می‌شده دو هزار سال پیش از خلقت آدم نوشته شده است، حسب الادعاء به وسیلهٔ امام جعفر صادق(ع) از خرمای نخلی که او خود کاشته بود دوباره به دست آمد. این سند شامل شهادت ( شهادتین) و نام دوازده امام بود.۲۵


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 5 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.