چهارشنبه, ۲۶ دی, ۱۴۰۳ / 15 January, 2025
مجله ویستا

درراه


درراه

تصویر گل و ماهی، در آینه خوابیده...
... انگار کسی درخواب، لبخند تو را دیده
از بوی بهار و گل... از باغ، چه می داند...
... هرکس که خیالت را درخواب، نبوییده؟!
ای روح مسیحایی! درراه تو انبوهند...
.... …

تصویر گل و ماهی، در آینه خوابیده...

... انگار کسی درخواب، لبخند تو را دیده

از بوی بهار و گل... از باغ، چه می داند...

... هرکس که خیالت را درخواب، نبوییده؟!

ای روح مسیحایی! درراه تو انبوهند...

.... لبهای پر از فریاد، دستان چروکیده

درسایه ابرویم، ابری است که با یادت...

... بغض شب و روزم را بارید و باریده

با این همه می خواهم از تو بسرایم باز

با یک دل فرسوده، با مصرع پوسیده

تصویر ترک خورده، در آینه زخمی...

بی زخم کجا شعری از حنجره روییده؟!...

سید محمد سادات اخوی