جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

۵ شگفت انگیز


۵ شگفت انگیز

استاد انتظامی و خسرو شکیبایی در «ستاره ها», «بهرام رادان » در تقاطع , «حامد بهداد», «مسعود رایگان » و «رویا تیموریان » در «کافه ستاره » و می توانستند ستاره های امسال باشند اما ستاره باید شگفت انگیز باشد و آنها فقط «عالی » بودند همین

هر جشنواره‌یی‌، پدیده‌هایی‌ دارد. به‌ این‌ دلیل‌ که‌ در مدت‌ زمان‌ نسبتا کوتاهی‌، ده‌ها فیلم‌ دیده‌ می‌شود، عده‌یی‌ از آنها خود را بیشتر از بقیه‌ نشان‌ می‌دهند. گشت‌ و گذار در دنیای‌ فیلم‌های‌ مختلف‌، گاه‌ جواهرهایی‌ را نشان‌ می‌دهد که‌ از دیده‌ پنهان‌ بوده‌اند و گاه‌ هم‌ ستاره‌هایی‌ را وا می‌نمایاند که‌ درخشان‌تر از همیشه‌ خویش‌ ظاهر شده‌اند و البته‌ این‌ گشت‌ و گذار نتایج‌ ناامیدکننده‌یی‌ هم‌، گاه‌، دارد. گاه‌، ستاره‌های‌ افول‌ کرده‌یی‌ می‌بینیم‌ که‌ از فرط‌ بی‌نوری‌، دلسوزی‌ را باعث‌ می‌شوند و گاه‌ مدعیانی‌ که‌ اگر درصدی‌ از ادعایشان‌ را در عمل‌ هم‌ داشتند، جزو درخشان‌ترین‌ ستاره‌ها می‌توانستند به‌ شمار آیند.

به‌ هرحال‌، این‌ مطلب‌ می‌کوشد نگاهی‌ داشته‌ باشد به‌ ستاره‌های‌ بیست‌ و چهارمین‌ جشنواره‌یی‌ که‌ امسال‌، اگرچه‌ توانست‌ تصویری‌ از سینمای‌ سال‌ آتی‌ ترسیم‌ کند، اما به‌ دلیل‌ نبود خیلی‌ از بزرگان‌، تصویر به‌ دست‌ آمده‌، اندکی‌ بیش‌ از حد مبهم‌ به‌ نظر می‌رسد. ولی‌، ستاره‌، ستاره‌ است‌ و حتی‌ در صورت‌ بودن‌ بزرگان‌ هم‌، خللی‌ به‌ این‌ ستاره‌ها وارد نمی‌شد. اینها کارشان‌ را کرده‌اند، خوب‌ هم‌ کرده‌اند و تنها، در صورت‌ بودن‌ ستاره‌های‌ درخشان‌ دیگر، رقابت‌ اندکی‌ سنگین‌تر می‌شد.

در مطلبی‌ که‌ در مورد ستاره‌های‌ جشنواره‌ تنظیم‌ شده‌، تقدم‌ و تاخر ذکر نام‌ها، دلیلی‌ بر ارزیابی‌ کار آنها در مقایسه‌ با یکدیگر نیست‌.

● اصغر فرهادی؛ هر روز بهتر از دیروز

این‌ کارگردان‌ سابق‌ تلویزیون‌، در همان‌ روزهای‌ فعالیت‌ در تلویزیون‌ نیز، یک‌ سروگردن‌ از همتایانش‌ سرتر بود. نگاه‌ دقیق‌ و ریزبین‌ «اصغر فرهادی‌» او را از دیگر کارگردانان‌ تلویزیون‌ متمایز می‌کرد. «اصغر فرهادی‌»، در ظاهر، کاری‌ به‌ سیاست‌های‌ دست‌ و پاگیر تلویزیون‌ نداشت‌، کارکردن‌ او فارغ‌ از هوچی‌گری‌های‌ معمول‌ هم‌ دست‌ او را بازتر می‌گذاشت‌، چه‌، همه‌ می‌دانستند جز نیت‌ ساخت‌ یک‌ کار خوب‌، چیزی‌ پشت‌ این‌ قصه‌های‌ تلخ‌ و سیاه‌، که‌ نمونه‌ باارزش‌ سریال‌ «داستان‌ یک‌ شهر» بود، نیست‌.

«اصغر فرهادی‌» که‌ به‌ سینما آمد و «رقص در غبار» را ساخت‌، اگرچه‌ نشانه‌هایی‌ از ریزبینی‌ و دقتش‌ را داشت‌، اما خیلی‌ها کار او را تلویزیونی‌ ارزیابی‌ کردند. بالاخره‌ او به‌ سینما آمده‌ بود و انتظارات‌ در سینما به‌ نسبت‌ تلویزیون‌ متفاوت‌ است‌. «رقص در غبار» به‌ عنوان‌ اولین‌ فیلم‌، کار بدی‌ نبود، اما سازنده‌ قصه‌های‌ تلخ‌ اجتماعی‌ تلویزیون‌ نمی‌توانست‌ از ایستادن‌ در همان‌ نقطه‌یی‌ که‌ در تلویزیون‌ ایستاده‌ بود، راضی‌ و خوشحال‌ باشد.

«شهر زیبا» کار بعدی‌ این‌ کارگردان‌ به‌ نسبت‌ کار اولش‌ جهشی‌ آشکار بود. زمینه‌ اجتماعی‌ فیلم‌، یادآور دوران‌ اوج‌ تلویزیونی‌ فرهادی‌ بود، اما در کارگردانی‌، پیشرفت‌های‌ «اصغر فرهادی‌» انکارناپذیر می‌نمود. کار او تلویزیونی‌ نبود، دیگر و این‌ یعنی‌ اینکه‌ «اصغر فرهادی‌» می‌توانست‌ خود را در سینمای‌ ایران‌ تثبیت‌ کند. فیلم‌، بالاتر از حد متوسط‌ بود، اما اگر کسی‌ بگوید با دیدن‌ «شهر زیبا» می‌توانست‌ انتظار فیلمی‌ چون‌ «چهارشنبه‌ سوری‌» را بکشد، باور کنید یا کلاش‌ است‌ یا ابله‌! «چهارشنبه‌ سوری‌» اصلا نشانی‌ از سازنده‌ «شهرزیبا» را ندارد.

سومین‌ فیلم‌ «اصغر فرهادی‌»، «چهارشنبه‌سوری‌» یک‌ فیلم‌ کامل‌ است‌. فیلمی‌ که‌ شاید سال‌ها طول‌ بکشد تا سینمای‌ ایران‌ یکی‌ دیگر مثل‌ آن‌ را داشته‌ باشد. فیلمی‌ دقیق‌ و ظریف‌، گرم‌، با یک‌ کارگردانی‌ سنجیده‌ و بازی‌هایی‌ که‌ هرکدام‌ بهترین‌ بازی‌های‌ هنرپیشگانش‌ هستند. «فرهادی‌» در این‌ فیلم‌، به‌ جایی‌ رسیده‌ که‌ سینمای‌ ایران‌ و تماشاگران‌ سینمای‌ ایران‌، اشتیاق‌ و آرزوی‌ دیدن‌ فیلم‌ بعدی‌ او را داشته‌ باشند. این‌ موقعیت‌ کمی‌ نیست‌. کمتر کسی‌ است‌ در سینمای‌ ایران‌ که‌ چنین‌ جایگاهی‌ داشته‌ باشد. پس‌ آقای‌ فرهادی‌! قدر خودتان‌ و جایگاهتان‌ را بدانید. با اینکه‌ سخت‌ است‌.

... بله‌، کار «فرهادی‌» اکنون‌ سخت‌تر از قبل‌ است‌. او اکنون‌، هر فیلمی‌ بسازد با «چهارشنبه‌سوری‌» مقایسه‌ خواهد شد. این‌، هم‌ می‌تواند انگیزه‌یی‌ برای‌ او باشد و هم‌ اینکه‌... بگذریم؛ «واروژ کریم‌ مسیحی‌» یا همین‌ «حمید نعمت‌الله‌» که‌ «پرده‌ آخر» و «بوتیک‌» را به‌ عنوان‌ اولین‌ فیلم‌ ساختند که‌ فراموشتان‌ نشده‌. گاهی‌ وقت‌ها وسواس‌ بیش‌ از حد هم‌ برای‌ بالارفتن‌ از حد فیلم‌ قبلی‌ در حد سم‌ عمل‌ می‌کند. باور کنید!

● سامان‌ مقدم‌؛ باورت‌ می‌شود؟

دستیار سابق‌ «مسعود کیمیایی‌»، «سیاوش‌» را که‌ ساخت‌، همه‌ را ناامید کرد. آخر مگر می‌شود که‌ چنین‌ فیلمی‌ بسازد و ادعای‌ ماندگاری‌ در سینما هم‌ داشته‌ باشد؟ اما «سیاوش‌» بدنفروخت‌ و «مقدم‌» توانست‌ «پارتی‌» را کار کند که‌ اگرچه‌ بهتر از فیلم‌ اولش‌ بود، اما فیلمی‌ نبود که‌ در یادها بماند. «مکس‌» سومین‌ فیلم‌ مقدم‌، کارگردانی‌ بدی‌ نداشت‌، اما به‌ هرحال‌ یک‌ فیلم‌ کمدی‌ بود که‌ به‌ سیاق‌ دیگر فیلم‌های‌ کمدی‌ چندان‌ جدی‌ گرفته‌ نشد. اما «کافه‌ ستاره‌» یک‌ اتفاق‌ است‌ که‌ اگر استمرار داشته‌ باشد، می‌تواند تثبیت‌ یک‌ کارگردان‌ خوب‌ را به‌ سینمای‌ ایران‌ نوید دهد، با اینکه‌ در شکل‌ فعلی‌ هم‌، نوید تولد یک‌ کارگردان‌ هوشمند را می‌دهد و این‌، خود بد نیست‌!


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.