شنبه, ۱۱ اسفند, ۱۴۰۳ / 1 March, 2025
مجله ویستا

مارک تواین و مطلوبیت نهایی نزولی!


مارک تواین و مطلوبیت نهایی نزولی!

«... صدای آواز ادامه داشت و شنیدنش بسیار خوشایند و فرح بخش بود. کم کم خود آوازخوان هم از دور نمایان شد – پسر بچه‌ای چوپان که حدودا شانزده سال داشت – به نشانه مسرت خاطر و قدردانی به او …

«... صدای آواز ادامه داشت و شنیدنش بسیار خوشایند و فرح بخش بود. کم کم خود آوازخوان هم از دور نمایان شد – پسر بچه‌ای چوپان که حدودا شانزده سال داشت – به نشانه مسرت خاطر و قدردانی به او یک فرانک دادیم، تا قدری بیشتر برایمان بخواند. خواند و ما گوش دادیم.

سپس به آرامی راه افتادیم و او سخاوتمندانه ما را با آوازش بدرقه کرد. بعد از حدود پانزده دقیقه، به پسرک چوپان آوازخوان دیگری رسیدیم. به او نیم فرانک دادیم تا کمی بیشتر بخواند و او هم ما را با آوازش بدرقه کرد.

بعد از آن، هر ده دقیقه به آوازخوان جدیدی رسیدیم؛ به اولی هشت سنت، به دومی شش سنت، سومی چهار سنت و به چهارمی یک پنی دادیم. به شماره‌های ۵، ۶، ۷ و تا پایان روز، به هر کدام از آوازخوان‌ها یک فرانک دادیم تا دیگر آواز نخوانند.»

برگرفته از «خانه به دوشی در مملکت بیگانه»

اثر مارک تواین

مجید روئین پرویزی