چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

بهداشت روانی و توجه همگانی


گرچه بهداشت روانی از جمله مفاهیمی است كه در نگاه عام در حوزه آموزش و پرورش معنا می یابد لكن در مفهوم واقعی, مسئولیت توجه به آن متوجه بسیاری از نهادهای رسمی و غیررسمی است

به هر حال نظر به اهمیت موضوع و خصوصاً شرایط خاص جامعه ضرورت می یابد به عنوان یك سیاست راهبردی و با هدف جلوگیری از اختلالات رفتاری و در نتیجه چالشهای اجتماعی در سطوح مختلف سنی و جنسی، به صورت فراگیر به آن نگریسته شود. اهمیت و حساسیت موضوع به قدری است كه اگر «بزرگداشت هفته بهداشت روانی» به كلیه روزهای سال و «نه در قالب سمینارها و همایش های رنگارنگ و نمادین» ، بلكه با تئوریزه نمودن موضوع و عملیاتی كردن آن و بسیج عمومی كلیه عوامل مورد عنایت قرار گیرد یك حركت ملی و اقدامی شایسته وماند گار در جهت رشد و توسعه سلامت عمومی خواهد بود. هرز رفتن سرمایه های مادی و انسانی محصول بی توجهی به فرصتهاست، در سایه این اتفاق زمان ولحظاتی پیش خواهد آمد كه متولیان امر به جای تمركز به موضوع فوق و تبدیل وضعیت به فرصت، خود نیز به لحاظ بهداشت روانی به مخاطره خواهند افتاد. مفهوم بهداشت روانی و كلیت آن بین صاحب نظران علوم رفتاری از اشتراك ذهن و فكر برخوردار است. اینان معتقدند این واژه مشتمل بر روشها و راهكارهایی است كه می تواند مانع بروز بیماریهای روانی و رفتاری شود. این مهم متضمن و تأمین كننده سلامت عمومی و استمرار آن منتهی به رشد و توسعه در امور مختلف جامعه است. در حقیقت تأثیر بسیار سازنده و مثبت بهداشت روانی در سطح جامعه به حدی است كه اگر آنرا كلید توسعه و یا شاخص توسعه ندانیم بی تردید ابزار مؤثر آن تلقی خواهد شد.كلیت نظام برای رشد و ترقی خویش در تمامی ابعاد و زوایا نیاز به انسانهایی دارد كه نه تنها از سلامت جسم بلكه از سلامت روان نیز برخوردار باشند. انسان موجودی زیست شناختی، روان شناختی و جامعه شناختی است، حوزه بهداشت روانی جامعیت نگاه به ابعاد مطروحه را داراست، در حقیقت این نگرش اثربخش می تواند روند متعادل سازی رفتاری فردی و جمعی را میسر سازد. مفهوم بهداشت روان در گام نخست متوجه سلامت روان است، این فرض به مفهوم كم توجهی به سلامت تن نیست لكن از آنجا كه بسیاری از اشخاص، ظاهری سالم داشته ولی از هنجارهای مناسبی در رفتار با خود و دیگران برخوردار نیستند، تفكر ما را نسبت به اولویت سلامت نفس و روان «حساسیت پردازش به بهداشت روان» را مضاعف می سازد. امروزه تئوری یا شعار قدیمی «عقل سالم در بدن سالم» به بایگانی سپرده شده است، زیرا سلامت جسم و روان، به طور دقیق لازم و ملزوم یكدیگر است. فقدان یكی موجب تخریب و تضعیف دیگری می شود و سلامت یكی می تواند به بهبود و یا تقویت سلامت دیگران كمك كند. چنانچه بررسی ها نشان می دهد بسیاری از بیماریهای روان تنی و جسمانی در نتیجه تعامل جسم و روان حاصل شده است. طبیعی است، در یك نظام پویا، برای اینكه هر انسان بتواند مؤثر و سازنده به انجام امور بپردازد، با دیگران به خوبی ارتباط برقرار كند و از رضایت نسبی در سطوح مختلف زندگی برخوردار باشد و نیز با واقعیات واقع بینانه برخورد نماید، می بایست علاوه بر تن سالم از روان سالم نیز سود جوید. بر این اساس، سالم سازی محیط نقش و جایگاه ویژه ای می یابد، تا با این اقدام افراد بتوانند با برخورداری از تعادل روحی و روانی با عوامل طبیعی خود رابطه و سازگاری درست برقرار نموده و به هدفهای متعالی بیندیشند. در جامعه ای كه افراد از كمرنگی نشاط و شادابی رنج می برند و نگران آینده خویش و فرزندان خود هستند از شاخص ها و استانداردهای بهداشت روانی فاصله دارند. از دیدگاه متخصصین آنالیز و تجزیه و تحلیل علل و عوامل ایجاد كننده اختلالات رفتاری در افراد به منظور یافتن راهكار مناسب در فرآیند بهداشت روانی امری اجتناب ناپذیر است. در تعریف بهداشت روانی آمده است كه: پیشگیری از بروز بیماریهای روانی، سالم سازی محیط روانی و اجتماعی بهداشت روانی نامیده می شود، تا افراد بتوانند با برخورداری از تعادل روانی با عوامل محیط خود رابطه و سازگاری صحیح برقرار نموده و به هدفهای مورد نظر برسند. براستی آیا تا وقتی كه این رویكرد به طور جدی و فراگیر مورد توجه قرار نگیرد می توان در سطوح مختلف جامعه انتظار رشد واقعی داشت؟ هدف عمده فلسفه بهداشت روانی در جامعه «پیشگیری» است، پیشگیری از بروز اختلالات رفتاری و جسمانی كه منجربه سالم سازی محیط گردد.پرداختن صرف به عنوان و موضوع و فراموش نمودن آن بعد از «هفته بزرگداشت بهداشت روانی» نه تنها به حل معضلات نمی انجامد بلكه به ضخیم تر شدن مشكلات فردی و اجتماعی می انجامد. بی گمان تأثیر مفهوم پیشگیری به لحاظ جلوگیری از هزینه های جبران ناپذیر و گزاف، مادی و انسانی فراوان بر هیچ كس پوشیده نیست و این مدعاست كه ما را در شناخت و عمل به مبانی و قواعد اصول اولیه و بدیهی بهداشت روانی بیش از گذشته ترغیب می نماید. شعار اصولی و پایدار بهداشت روانی حركت به سوی جامعه ای پرنشاط، پرروحیه، با اعتمادبه نفس بالا و متعادل است، تحقق شعار فوق در سایه سیاستگذاری كلان و دخالت عوامل رسمی و غیررسمی مرتبط و... صورت می پذیرد. گرچه خانه ومدرسه و یا خانواده و آموزش و پرورش مخاطبینی اصلی نامیده می شوند اما برای ترویج فرهنگ سلامت و تقویت و بهبودی شرایط موجود حضور كلیه ارگانهای ذی ربط در صحنه واجب و ضروری است. خانواده نقش اساسی در روند تولید، استمرار وبهینه سازی سلامت افراد دارد، از طریق خانواده استحكام روابط و محبت متقابل، اعتمادسازی و اعتمادیابی، پذیرش فرزندان همان طور كه هستند، افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس و كمك به كسب هویت واقعی با توجه به نیازها، صداقت در گفتار و عمل و ایجاد كانون عشق والدین و فرزندان، آزادی متناسب و توجه به توانائیهای فردی و... همه و همه در راستای سلامت روان و نتیجه بخش گردیدن فرایند بهداشت و سلامت روان صورت می پذیرد.

برای دستیابی به جامعه ای سعادتمند «پروژه انسان سازی» با توجه به رویكرد جدید بهداشت روان مفهوم می یابد، به این عبارت از طریق مكانیزم تعلیم و تربیت و در فضایی آكنده از تكریم و فضایی از مشاركت همه جانبه تحقق می یابد. تربیت و آموزش امروز مفاهیمی هستند كه در حوزه عمل و اندیشه نیازمند نگرش نو می با شند، مدیریت و هدایت انسانها مستلزم «كاهش روابط عمودی» و «ارتقاء و بهبود روابط افقی» است، رفتار آمرانه و تحكم آمیز و خودر أی در سطوح مختلف به جریان بهداشت روانی نزدیك نیست، چنانچه عدم تعامل با دیگران فاقد ارزش و اساساً تقابل و مقاومت تولید می كند. رفتار توأم با محبت واقعی نشانه سلامت روان در یك نظام اجتماعی است و ترویج فرهنگ ظاهرسازی و ظاهركاری نه تنها دوام و قوام نداشته و نافذ نیست، بلكه به صورت یك آفت ساختار سلامت روانی جامعه را تهدید می كند. تربیت و بهداشت روان مسئولیت همگانی است. به طوری كه هیچ نهاد و سازمانی نمی تواند در سایه خویش پنهان شده و مسئولیت این امر خطیر را به عهده نظامی خاص قرار دهد. كلیه ارگانهای رسمی و غیررسمی در زمینه مباحث فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی در قبال سلامت مردم نقش داشته و مسئولند.

دغدغه های متفاوت و متناوب اقتصادی، اجتماعی، چالشهای فرهنگی در جای خود خانواده جوان و جامعه را مورد آسیب خویش قرار می دهد. به عبارت دیگر سلامت روان افراد متأثر از سلامت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است و انفكاك آن كاری است بس دشوار. نگاه امروز ما برای تأمین سلامت وبهداشت روانی افراد نگاهی سیستمی است و در واقع پاسخگویی به این موضوع در سایه امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی و فرهنگی صورت می پذیرد، پس طرحی نو در اندازیم كه امروز همه مسئولند.