چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
عاشورا درخت همیشه سبز

ماه محرم اگرچه آغازگر سال تازهای در قالب هجری قمری است، ولی ۱۴ قرن است که آغازگر غمبارترین رویداد تاریخ بشر است.
این ماه روایتگر ۲ ضلع متضاد نهفته در بشر است: یکی دلسپردن به ناخدایی شگفتانگیز برای سریع رسیدن به بلندای کمال و سعادت و دیگری دل بریدن از چراغی فروزانتر از هزار خورشید برای فرورفتن در ظلمت. آری محرم در باطن خود جلوهگر و تحلیلگر تفاوتهای حق و باطل است.
محرم در سایه تعلیم جامعالاضلاع معلم یگانهاش، مرز تظاهر به ایمان برای دنیاطلبی و ریاستخواهی و ایمان برای سعادتمندی و کمالیابی را برای همیشه به تصویر کشید تا هرکسی در هر زمانی با هر عقیده و مرامی به راحتی بتواند از حقیقت نام محرم، حقیقت حیات سالم را تلخیص کند.
محرم از سال ۶۱ هجری با دو چیز عجین شد؛ کربلا و عاشورا. و کربلا و عاشورا سایهنشین شخصیتی عجیب شد یعنی حسین پسر علی و فاطمه و این ترکیب بارانی پرطراوت شد و بر شورهزار قلب آدمیان بارید و دریای رحمت واسعه الهی از کویر دلهای آماده گلستان ساخت و دلهای واژگون از طراوتش محروم ماندند.
حسین بن علی، از سوی معلم هدایت یعنی پیامبر اکرم(ص)، کشتی نجات و چراغ هدایت، معرفی شد و به حق هرکس به او معتصم شد، نجات یافت و نورانیت گرفت.
پیامبر فرمود: «ان الحسین مصباح هدی و سفینة نجاة» اهل دقت میدانند پیامبر دو کلمه هدایت و نجات را به صورت نکره آورده و در هیچ منبعی دو کلمه هدایت و نجات در روایت فوق معرفه (همراه با الف و لام) نیامده است. ادبا و صاحبان سخن میگویند کلمه اگر در قالب نکره بیان شد، دلالت بر وسعت و جامعیت و تمامیت میکند و این یعنی همه هدایت در دستان حسین است و همه نورانیت در شعاع نور آن حضرت پس هر کس با حسین و کربلا و محرم و قیامش بیگانه شد، با هدایت و نورانیت بیگانه است و آن که حسینی شد نجات مییابد.
محبت به حسین بن علی، امری شگرف است که عقل درمانده فهم آن است تا آن حد که پیامبر به عمران بن حصین فرمود عقلها از درک معنایش ناتوانند ولی همین مقدار میگویم که خدای سبحان مرا به دوست داشتن حسن و حسین امر کرده و دوستی آنها را بر من واجب فرموده است(۱). ابوذر غفاری، این صحابی بینظیر پیامبر میگوید پیامبر دوستی حسن و حسین را بر من واجب کرد و مرا مأمور به دوست داشتن این دو ریحانه خود فرمود و من آن دو را دوست دارم و هر کس آنها را دوست بدارد، دوست میدارم.(۲)
راز این دوستی چیست که پیامبر به آن مأمور شده و خاصان مکتب رسالت بر آن مؤدب شدهاند و تمامی مخاطبان انسانیت در بلندای تاریخ حیات و زندگانی باید بر آن استوار باشند؟
پاسخ روشن است، محبت حسین یعنی دوستی با حق و دوری از ظلم و آیا زندگی غیر از این معناست؟
آری واقعیت زندگانی بر دو مدار استوار است: دل بستن و دل دادن به حق و دشمن داشتن ظلم و ستم و از جنایت دست شستن و رهاورد دوست داشتن حسین بن علی همین دو حقیقت است.
انسان، نمایانگر محبوب خود است! محبی که واقعاً چیزی را دوست بدارد تمامی اضلاع رفتاری و گفتاری خود را بر معیار محبوبش تنظیم میکند و این یک حقیقت اثبات شده و بدیهی است و هرکس خود را تربیت کند بر محبت حسین، نتیجهاش تقلید آگاهانه از حسین بن علی میشود و ثمره تقلید از حسین بن علی، حق مدار بودن و ظلمستیز بودن در همه حال است و همین معنا سبب شده تا خدا و رسولش مردمان را مأمور به دوستی حسین بن علی نمایند. در حالات امام حسین(ع) معانی شگرفی میدرخشد که آدمی باید سالها در عمق آن تفکر کند و استاد بزرگی آن را تفسیر و تدریس نماید.
حقیقتاً انسان باید به کجا برسد و چقدر بزرگوار شود که به قاتل خود مهربانی کند و بخواهد قاتل خود را دستگیری کند. واقعاً درباره این رویداد چه باید گفت: قاتل حسین بر سینهاش مینشیند و محاسن او را در دست میگیرد و خنجر میکشد تا دردانه لب تشنه فاطمه را سر ببرد و... حسین تبسم میکند و به جای هر حرفی که به ذهن آرامترین انسان میرسد چنین از قاتل پذیرایی کند: لقد ارتقیت مرتقا عظیما طال ما قبله رسول الله... جای بلند و با ارزشی نشستهای: قدر آن را بدان، آن قدر پیغمبر این سینه را بوسیده... و با این جملات به باطن واژگون شده شمر ملعون ورود کرد و فرمود میخواهی کمک کنم تا از جهنم نجات یابی و بهشتی شوی...!
این حسین کیست که با دستان خود سرباز تشنه دشمن را سیراب میکند و برای اینکه ظاهر خجالت را از چهره او پاک کند به او برادر میگوید! واقعاً عقل حیران میشود حسین به دشمن خود میفرماید: یا اخا اشرب... و بعد به سراغ اسب تشنه سرباز دشمن میرود و اسب را هم سیراب میکند و... اینها خبر از چه میدهد!
حسینی که با دشمن خود چنین رفتار میکند، با دوست خود چگونه است؟
آری دوست داشتن چنین معلمی به معنای واقعی کلمه فرزندان آدم را از سقوط در چاه نیرنگ شیاطین نجات میدهد.
در نظام حیات انسانی آدمیان به سه قسم تقسیم میشوند: یکی آنان که به اصول و قواعد حیات پاک پایبندند، دوم گروهی که منکر زندگانی سالم هستند و دائماً در مرداب زشتیهای مختلف فرو میروند و سوم گروهی که تا آنجا با حقیقت و حق همراهند که شهوات و امیال آنان به خطر نیفتد. از میان این سه گروه مشخص است که فقط قسم اول به سعادت میرسند و دو گروه دیگر هلاکتشان روشن و مبرهن است و محرم و کربلا و در یک جمله حسین این معیار را به خوبی مهندسی و تدریس کرد و لذا با محبت به حسین، انسان به محرم و کربلا و عاشورایش نزدیک میشود و با نزدیک شدن به محرم و کربلای حسین، انسان به سه قالب نظام انسانی نزدیک میشود و با محک زدن خود، خویشتن خویش را میشناسد و اگر اهل سعادت باشد کاستیها را جبران و نیکیها را مضاعف میکند و اگر غافل از سعادتمندی باشد لحظه لحظه در منجلاب پستیها و زشتیها فرو میرود.
به راستی محرم و کربلا کتاب انسانشناسی و خودسازی است، هر کس محرم را شناخت و به صاحبش دل سپرد و غواص دریای معانیاش شد، پرواز کرد و هرکس غرقه غوغای فریب شهوات زود انجام نفس گردید، نقد گرانبها را با مردار برابر ساخت.
محرم فقط دربردارنده یک رویداد غمانگیز یا روایتگر تقابل خوبان و بدان نیست؛ بلکه یک کلاس درس است که با کتاب چگونه محبت داشتن، درس انسان شدن و انسان ماندن میدهد.
محرم فقط تداعیگرغم جان دادن خوبان نیست بلکه ظرف حفظ شجاعت همراه با مهربانی، عقیده همراه با عمل و احترام، بردباری در سایه تلاش و تفکر در کنار قیام اوست.
محرم و عاشورایش، دروازه کرامت و سلامت و صلابت، جدایی جهالت از عقلانیت، ایثار و نثار و راز و پرواز است. محرم و عاشورایش، یک کتاب تفسیر محکم و متقن بر قرآن و سنت است که مسلمانان با کمی تأمل میتوانند معنا و مفهوم هر آیهای را که اراده میکنند از شاخههای پربار درخت عاشورا برچینند.
آری محرم به مثال باغ است و عاشورا درخت همیشه سبز آن باغ و رفتار و گفتار حسین بن علی و فدائیان حسین میوههای همیشه شیرین آن درخت.
مگر نه این است که آیه آیه قرآن کریم و لحظه لحظه عمر شریف پیامبر برای تعریف و تحکیم و تدریس و حفظ اصالت انسانی است؟ چه حرکتی جامعتر و ماندگارتر از قیام محرم و عاشورای حسین بن علی برای تحقق این حقیقت؟
کینهورزانی که شاگردی شیطان برایشان افتخار بود و آمده بودند تا اصالت و نجابت و هدایت و سعادت را به طور یکجا از بنی آدم بگیرند و خیانت و معصیت و چپاولگری را جایگزینش نمایند با قیام بر پایه محبت امام حسین(ع) نقشههای شیطانیشان برای ابد بر آب و خواب آنها برای همیشه آشفته شد.
امام حسین(ع) به گونهای حرکت نمود و جهان بشری را در طول تاریخ حرکت داد که این تحرک نیاز به هزینه زیادی نداشت فقط کمی سعادت خواستن در دل انسان کافی است برای سعادتمند شدن و این را حسین با قیامش ثابت کرد. به تعبیر متین مرحوم علامه جعفری: حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد، این کشتی بر روی قطره اشکی مقدس که برای حسین ریخته میشود، میگذرد. اشکی که از اعمال دل برمیآید و جان را میشوراند و آنگاه رهسپار پیشگاه اقدس خداوندی میشود.(۳)
و راز تأکید بر گریستن بر حسین با همه ابعاد عمیقش، متوجه این حقیقت هم میباشد.
پینوشت:
۱ـ بحار، ج ۴۳، ص ۲۶۹
۲- بحار، ج ۴۳، ص ۲۶۹
۳- امام حسین(ع)، شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، ص ۱۱
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست