Epirubicin HCl
|
اپيروبيسين
|
موارد و مقدار مصرف: موارد و مقدار مصرف
درمان کمکي در بيماران با سرطان سينه اوليه که بعد از جراحي، شواهدي از درگيري غدد لنفاوي آگزيلاري دارند.
بزرگسالان: mg/m2 120-100 تزريق وريدي در عرض 3 تا 5 دقيقه از طريق محلول در حال تزريق در روز اول هر سيکل، که هر 4-3 هفته يک بار تکرار شده،يا در دو دوز منقسم در روز اول و هشتم هر سيکل تجويز ميشود. حداکثر دوز تجمعي دارو mg/m2 900 است.
تغيير دوز بعد از سيکل اول بر مبناي عوارض است. در بيماران با پلاکت کمتر ازmm3/50000، تعداد مطلق نوتروفيل (ANC) کمتر ازmm3 /250، تب نوتروپنيک، يا سميت غير خوني درجه 3 يا 4، دوز را در سيکلهاي بعدي
به ميزان 75% دوزي که در دوره اول استفاده کرديد،کاهش دهيد. در
سيکلهاي بعدي زماني درمان را شروع کنيد که پلاکت حداقل
mm3 /100000،ANC حداقل mm3 /1500 و عوارض غير خوني درجه يک باشد.در بيماراني که دوز را به طور منقسم (روز اول و هشتم) دريافت
ميکنند. در صورتي که ميزان پلاکت بين mm3/ 100000-75000 و ANC
بين mm3/ 1499-1000 باشد، دوز روز هشتم را به 75% روز اول کاهش
دهيد. اگر در روز هشتم ميزان پلاکت کمتر از mm3 /75000، ANC کمتر از mm3 /1000 و عوارض غير خوني درجه 3 يا 4 رخ دهد، در روز هشتم نبايد تجويز شود.
تنظيم دوز: در بيماراني با اختلال عملکرد مغز استخوان (مانند بيماراني که قبلاً شيميدرماني شده، يا مغز استخوان آنها سرکوب شده است، يا سرطان به مغز استخوان متاستاز داده است)، دارو را با دوز mg/m2 90-75 آغاز کنيد.
در صورت اختلال عملکرد کبدي، اگر بيليروبين mg/dl 3-2/1 و AST 2 تا 4 برابر حد نرمال است، با نصف دوز درمان را شروع کنيد. اگر بيليروبين بيشتر از mg/dl 3 و AST بيشتر از 4 برابر حد نرمال است، با يک چهارم دوز درمان را شروع کنيد. در بيماران با نارسايي شديد کبدي بهتر است، دارو تجويز نشود. در بيماران با نارسايي شديد کليوي (سرم کراتينين بيشتر از mg/dl 5) درمان را با دوزهاي پايينتر آغاز کنيد.
|
موارد منع مصرف و احتياط: موارد منع مصرف و احتياط
موارد منع مصرف: حساسيت به دارو يا ديگر ترکيبات آنتراسيکلين و ساير اجزاي فرمولاسيون، سابقه دريافت قبلي آنتراسيکلين تا حداکثر دوز تجمعي، نارسايي قلبي شديد، آريتمي شديد، سکته قلبي اخير، نارسايي کبدي شديد، ميزان مطلق نوتروفيل پايه کمتر از cells/mm3 1500؛ حاملگي.
موارد احتياط: دارو باعث سرکوب شديد مغز استخوان ميشود، نوتروپني عارضه محدود کننده دارو است. باعث ترومبوسيتوپني شديد و آنمي ميشود. دارو باعث سميت ميوکارد وابسته به دوز تجمعي (زودرس يا تأخيري) بخصوص در بيماراني ميشود که سابقه دريافت قبلي آنتراسيکلين دارند، راديوتراپي قبلي يا همزمان به مدياستن، يا کساني که سابقه بيماري قبلي دارند. سميت حاد (آريتمي) و سميت تأخيري (نارسايي قلبي) گزارش شده است. سميت تأخيري در پايان دوره درماني يا 3-2 ماه بعد از اتمام درمان رخ ميدهد، هر چند ممکن است در فاصله چندين ماه يا سال بعد از اتمام درمان رخ دهد که اين حالت در کساني که دوزهاي تجمعي بيشتر ازmg/m2 900 را دريافت ميکنند، بيشتر رخ ميدهد. سميت با مصرف همزمان ساير آنتراسيکلينها و در کودکان افزايش مييابد. مانيتور منظم LVEF و قطع درمان با اولين علائم نارسايي بخصوص در کساني که ريسک فاکتور دارند توصيه ميشود.
اين دارو ممکن است خطر لوکميهاي ثانويه را افزايش دهد. در تجويز وريدي، در صورت نشت بافتي باعث نکروز بافتي ميشود. ترومبوفلبيت و عوارض ترومبوآمبوليک (مانند آمبولي ريوي) رخ داده است. دارو باعث سندرم ليز ميشود. در بيماران با نارسايي خفيف ـ متوسط کبدي با احتياط و دوزهاي کمتر استفاده شود.
|
عوارض جانبي: اثر بر آزمايشهاي تشخيصي
دارو باعث کاهش سطح هموگلوبين، گلبولهاي سفيد، نوتروفيل و پلاکتها ميشود.
مسموميت و درمان
مصرف بيش از حد باعث علائمي شبيه عوارض دارويي ميشود. درمان حمايتي است. بيمار را از نظر علائم نارسايي قلبي مانيتور کنيد چون ممکن است چندين ماه بعد از اتمام درمان رخ دهد.
|
|
تداخل دارويي: عوارض جانبي
اعصاب مرکزي: تب، لتارژي.
دستگاه گوارش: تهوع، استفراغ، اسهال، التهاب مخاط دهان (همراه با زخم سطحي در امتداد كنارههاي زبان و مخاط زير زبان)، بي اشتهايي.
قلبي ـ عروقي: بلوک دهليزي ـ بطني، کارديوميوپاتي، سميت قلبي، تغييرات ECG، نارسايي قلبي، تاکيکاردي سينوسي، تاکيکاردي بطني.
چشم، گوش، حلق و بيني: ورم ملتحمه، کراتيت.
ادراري ـ تناسلي: آمنوره.
خون: آنمي، نوتروپني تبدار، لکوپني، نوتروپني، ترومبوسيتوپني.
پوست: آلوپسي، خارش، حساسيت به نور، راش، نکروز بافتي (در صورت نشت دارو)، کهير.
ساير عوارض: آنافيلاکسي، فلاشينگ داغ، عفونت، عوارض موضعي.
|
مکانيسم اثر: مکانيسم اثر
اثر ضد نئوپلاسم: اپيروبيسين با قرار گرفتن در ميان دو جفت باز DNA و بازكردن رشتههاي آن، ساخت DNA و RNA وابسته به DNA و سنتز پروتئين را مهار ميكند، شکست رشته DNA رخ داده که منجر به اثرات سمي روي سلول ميشود. دارو همچنين توليد راديکالهاي آزاد سمي از تکثير و بيان DNA جلوگيري ميکند.
|
|
فارماكوكينتيك: فارماكوكينتيك
جذب: تجويز وريدي ميشود.
پخش: به طور گسترده در بافتهاي بدن انتشار مييابد. به پروتئينهاي پلاسما (بخصوص آلبومين) متصل ميشود و در RBC تغليظ ميشود.
متابوليسم: به سرعت در کبد متابوليزه ميشود. متابوليتها اثر سمي ندارند.
دفع: عمدتاً از طريق سيستم كبدي ـ صفراوي دفع ميشود.
|
اشكال دارويي: اشكال دارويي:
Injection, Solution, Concentrate: 2mg/ml, 25ml, 2mg/ml, 5ml
Injection, Powder: 10,50mg
|
اطلاعات دیگر: طبقهبندي فارماكولوژيك: آنتراسيکلين.
طبقهبندي درماني: ضد نئوپلاسم.
طبقهبندي مصرف در بارداري: رده D
نامهاي تجاري: Eberubi, Farmorubicin
ملاحظات اختصاصي
1- بيماران تحت درمان با اين دارو بايد تحت مراقبت پزشك متخصص باشند.
2- احتمال كاهش گذراي تعداد گلبولهاي سفيد بين روزهاي دهم تا چهاردهم بعد از درمان وجود دارد، كه معمولاً 21 روز بعد از مصرف دارو بهحالت طبيعي باز ميگردد.
3- محلولهاي اپيروبيسين بايد از راه وريدي و از طريق لوله انفوزيون كلرورسديم طي 5-3 دقيقه تزريق گردد. اين روش خطر بروز ترومبوز يا نشت دارو به بافتهاي اطراف رگ را كاهش ميدهد.
4- دارو نبايد به هيچ وجه عضلاني يا زير جلدي تزريق شود.
5- بيماراني که دوزهاي بيشتر از mg/m2 120 اپيروبيسين را دريافت ميکنند، بايد به صورت پروفيلاکسي کوتريموکسازول يا فلوروکينولون دريافت کنند.
6- جهت کاهش تهوع و استفراغ، نياز به تجويز داروي ضد استفراغ قبل از دارو ميباشد.
7- آنتراسيکلينها ممکن است سبب بروز لوکمي شوند.
8- تجويز دارو بعد از يک دوره راديوتراپي، باعث ايجاد واكنشهاي التهابي در محل راديوتراپي ميشود.
9- پرسنل حامله نبايد اين دارو را تهيه يا تزريق کنند.
10- طي درمان، زن و شوهر بايد از روشهاي پيشگيري از بارداري استفاده کنند.
11- طي درمان به طور منظم LVEF را مانيتور کرده و در صورت بروز علائم نارسايي قلبي، دارو را متوقف کنيد. علائم اوليه شامل تاکيکاردي سينوسي، تاکي آريتمي، براديکاردي، بلوک دهليزي ـ بطني و بلوک شاخهاي و ساير اختلالات ECG ميباشد.
12- قبل از شروع درمان CBC (شامل ANC)، بيليروبين توتال، AST و سطح کراتينين را ارزيابي کنيد.
13- ميزان اسيداوريك سرم، پتاسيم، کلسيم فسفات و کراتينين را بلافاصله بعد از شروع شيميدرماني در بيماراني که در معرض خطر سندرم ليز تومور هستند بررسي کنيد. هيدراسيون کافي، قليايي کردن ادرار و پروفيلاکسي با آلوپورينول ممکن است از هايپر اوريسمي جلوگيري کرده و جلوي عوارض ليز تومور را بگيرد.
14- نارسايي قلبي تأخيري ممکن است 3-2 ماه بعد از اتمام درمان رخ دهد،که بستگي به دوز تجمعي دارو دارد. از دوز تجمعي mg/m2 900 تجاوز نکنيد.
نكات قابل توصيه به بيمار
1- تهوع، استفراغ، استوماتيت، دهيدراسيون، تب، شواهد عفونت يا علائم نارسايي قلبي (تاکيکاردي، تنگي نفس، ادم) را به پزشک خود گزارش کنيد.
2- به بيمار توضيح دهيد که با مصرف اين دارو خطر عوارض قلبي و لوکمي وجود دارد.
3- طي درمان حتماً از روشهاي پيشگيري از بارداري استفاده کنيد.
4- اين دارو ممکن است باعث آمنوره برگشتناپذير يا يائسگي زودرس شود.
5- رويش مو 3-2 ماه بعد از اتمام درمان شروع ميشود.
6- هرگونه سوزش و درد محل تزريق را بلافاصله گزارش کنيد.
مصرف در کودکان: ايمني و اثربخشي دارو در کودکان اثبات نشده است. کودکان در معرض خطر بالاتري از نظر عوارض قلبي هستند.
مصرف در سالمندان: مراقب علائم سميت دارو در اين گروه سني بخصوص در زنان مسنتر از 70 سال باشيد، چون کليرنس دارو کاهش مييابد.
مصرف در شيردهي: مصرف اين دارو در شيردهي توصيه نميشود.
تداخل دارويي
مهار کنندههاي کانال کلسيم، داروهاي مؤثر بر قلب، ريسک نارسايي قلبي را افزايش ميدهند.
سايمتيدين باعث افزايش سطح اپيروبيسين به ميزان 50% ميشود. همزمان با هم به کار نروند.
مصرف با ساير داروهاي سايتوتوکسيک، باعث افزايش سميت دارو (بخصوص عوارض گوارشي و خوني) ميشود.
|