پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا


دفترچه خاطرات کتاب آموزشی نمی شود


دفترچه خاطرات کتاب آموزشی نمی شود
هدف از نوشتن کتاب برقراری ارتباط با گروهی از خوانندگان است و این ارتباط زمانی به نحوی اثرگذار برقرار می شود که پیام کتاب شیوا و سازمان یافته بیان شده باشد. از آنجا که نویسنده کتاب نه برای خود بلکه برای دیگران می نویسد، باید برای کتاب خود طرح و برنامه داشته باشد. بدون طرح مناسب، بیشتر مردم برای خودشان می نویسند نه برای خوانندگان. نوشتن برای خود فقط برای دفترچه خاطرات مناسب است، نه برای برقراری ارتباط با دیگران. اگر کتاب شما خوانده نشود یا خوانندگان به خوبی از آن بهره مند نشوند، شما وقت خود و گروهی از خوانندگان را هدر داده اید. بنابراین، پیش از آنکه نوشتن کتاب را آغاز کنید، بهتر است در این باره بیشتر بیندیشید و با فراهم کردن طرح کتاب، که بسان نقشه در معماری ساختمان است، راه را برای نگارش سازمان یافته و هدفمند هموار کنید. برای آماده کردن طرح کتاب باید ۶ گام بنیادی بردارید.
۱) شناسایی خواننده
برای چه کسی می نویسید؟ پاسخ دادن به این پرسش را می توان مهم ترین کار در نگارش کتاب دانست. خوانندگان کتاب شما کسانی هستند که به آنچه شما می خواهید در کتابتان بنویسید، نیاز دارند. نیازسنجی و در نظر گرفتن خواسته های «خوانندگان هدف» پیش نیاز اصلی برای نوشتن کتاب است. بنابراین، ویژگی های خوانندگان هدف را مشخص کنید و نیازهای آنان را تعریف کنید. سپس با مشورت با کارشناسان، بررسی کنید آیا خوانندگان کتاب شما به راستی همان کسانی هستند که در نظر دارید و آیا نیازهای آنان را به درستی تعریف کرده اید؟
توجه داشته باشید که شما می توانید خوانندگان کتاب خود را شناسایی کنید، اما نمی توانید آنها را انتخاب کنید. آنها هستند که شما را انتخاب می کنند و اگر کتاب شما با خواسته ها و نیازهای آنان سازگاری نداشته باشد، کتاب شما را انتخاب نمی کنند، یا چنانچه آن را تهیه کنند، آن را به طور کامل مطالعه نمی کنند و در همان آغاز راه یا در میان راه از همراهی با نوشته شما سرباز می زنند و دیگران را نیز از خواندن کتاب شما پرهیز می دهند. شما زمانی در کار خود موفق خواهید بود که آنان کتاب شما را به طور کامل بخوانند و در اندیشه و رفتار آنان تغییری رخ دهد و دیگران را نیز به خواندن آن کتاب سفارش کنند.
به طور معمول هر کتابی برای خوانندگان ویژه یی، از نظر گروه سنی یا میزان آگاهی و تخصص، نوشته می شود. کمتر کتابی نوشته می شود که خوانندگان گوناگونی داشته باشد. البته، بهتر است از نوشتن کتاب هایی که دامنه خوانندگان آن گسترده است، پرهیز کنیم و تا جایی که می توانیم و موضوع اجازه می دهد، این دامنه را محدود سازیم. با وجود این، اگر نوشتن کتابی با دامنه گسترده یی از خوانندگان ضرورت داشت، بهتر است بخشی از آنان را در نظر داشته باشید، یعنی کسانی که؛
- تعداد آنها از گروه های دیگر بیشتر است.
- نسبت به گروه های دیگر، بیشتر به آن نیاز دارند.
- احتمال آنکه کتاب را بخرند، بیشتر است.
- احتمال آنکه کتاب را بخوانند، بیشتر است.
- شما برای آنان بهتر و آسان تر می توانید، بنویسید.
۲) مشخص کردن هدف
هدف اصلی کتاب شما چیست؟ پاسخ این پرسش را در جمله یی کوتاه بنویسید. برای مثال، «این کتاب می خواهد برای کسانی که هرگز با رایانه کار نکرده اند، چگونگی بهره گیری از برنامه واژه پرداز(Word) را آموزش دهد.» اگر هدف های در نظر گرفته شده برای کتاب بیش از یکی است، آنها را زیر هم بنویسید. سپس باید ببینید آیا هدف یا هدف های تعریف شده با خوانندگان کتاب همخوانی دارد یا نه. چنانچه نیاز بود، هدف های خود را با خوانندگان کتاب سازگار کنید و در این باره با کارشناسان مشورت کنید و بکوشید بین هدف ها و نیازهای خوانندگان ارتباط نزدیکی برقرار کنید. یادآوری می شود که اگر برای خود می نویسید، نیازی به شناسایی خواننده هدف، مشخص کردن هدف و سازگار بودن این دو باهم ندارید. اما اگر برای دیگران می نویسید، در نظر داشتن خواننده هدف و مشخص بودن هدف یا هدف های کتاب باعث می شود ارتباط بهتری با خوانندگان برقرار کنید. مشخص بودن هدف حتی بر نوع زبان و ساختار کتاب شما اثر می گذارد و گاهی در شناسایی خوانندگان نقش تعیین کننده دارد. بنابراین، ارتباط دوسویه یی بین هدف کتاب و خوانندگان آن وجود دارد و سازگار بودن این دو باهم بر کارآمدی ارتباط کتاب با خوانندگان می افزاید.
۳) تعیین دامنه محتوا
تا چه اندازه (از نظر حجم و عمق) می خواهید به موضوع بپردازید؟ خوانندگان هدف، هدف های کتاب و زمانی که در اختیار دارید، دامنه پرداختن به موضوع را مشخص می کند. شما با در نظر گرفتن این عامل های تعیین کننده باید از خود بپرسید؛ به چه چیزهایی باید بپردازم و به چه چیزهایی نباید بپردازم. میزان آگاهی و دانش پایه خوانندگان خود را در نظر بگیرید و بررسی کنید آیا دامنه در نظر گرفته شده با هدف تعیین شده و خوانندگان هدف سازگاری دارد یا نه. در این راه باز هم از مشورت با کارشناسان غافل نشوید و چنانچه نیاز بود، به اصلاح دامنه در نظر گرفته شده بپردازید.
گاهی حجم نوشته را برای شما تعیین می کنند و حتی آن را به صورت «تعداد کلمه» به شما سفارش می دهند. یک نویسنده توانا و مسلط بر موضوع، می تواند آنچه را در کتابی مفصل بیان می شود، برحسب ضرورت در کتابچه یی بیان کند و آنچه را که برای خوانندگانی خاص نوشته می شود، برای خوانندگان عام نیز شرح دهد. با وجود این، اگر چنین سفارشی به شما داده شد و شما توان انجام آن را در زمان محدود و در حجمی محدود ندارید، آن را نپذیرید. فراموش نکنید که در کار نشر حرفه یی، شعار «هر چه می خواهد دل تنگت بگو» جایی ندارد و شما نمی توانید همه ناشران را به چاپ کتابی مجاب کنید که دامنه محتوای آن بسیار گسترده و بدون توجه به خوانندگان اثر تعیین شده است.
۴) مشخص کردن سرفصل ها
چه چیزهایی را می خواهید در کتاب خود بگنجانید؟ نخست هر آنچه را که به نظرتان باید در کتاب بیاید، فهرست کنید. در این مرحله در واقع «هیچ آدابی و ترتیبی» مجویید و هرچه درباره موضوع مورد نظر در ذهن دارید، روی کاغذ بیاورید. سپس، با توجه به خوانندگان، هدف ها و دامنه در نظر گرفته شده، بررسی کنید چه چیزهایی را نباید در کتاب بیاورید و آنها را کنار بگذارید. به هر موردی که می رسید از خود بپرسید آیا نیاز است خواننده کتاب آن را بداند؟ توجه داشته باشید، بیشتر مردم چیزهایی را برمی گزینند که به آن نیاز دارند.
«احمد سمیعی» از این مرحله با نام «سیاهه آزمایشی» یاد کرده و در این باره نوشته است؛ «در سیاهه آزمایشی، نویسنده مطالب مربوط به هر پاره را به هر ترتیبی که به ذهن او درمی آیند یا از مراجع استخراج می شوند، درج می کند تا بعداً مواد زائد را کنار نهد و مواد لازم را پس و پیش کند و احیاناً جای خالی را نمایان سازد. غسپسف در سیاهه نهایی، مواد با توجه به غرض نویسنده و تاکیدی که در نظر دارد بر جنبه یا جنبه هایی از موضوع بگذارد، گروه بندی می شوند. بدین سان بخش های اصلی نوشته، نقش روشن تری می یابند و ارتباط آنها مشخص تر می شود.» (آیین نگارش، ص ۱۵)
۵) تعیین سازمان محتوا
محتوای کتاب را به چه ترتیبی و به چه شیوه یی می خواهید عرضه کنید؟ پاسخ این پرسش تا اندازه زیادی به خواننده هدف بازمی گردد. بی گمان سازماندهی محتوا در کتاب کودک و نوجوان با کتابی که برای خواننده جوان و بزرگسال نوشته می شود، تفاوت دارد. موضوع کتاب نیز اثر ژرفی بر سازماندهی محتوا دارد. بی گمان سازماندهی محتوای یک کتاب تاریخی با یک کتاب ریاضی تفاوت دارد. همین گونه است سازماندهی یک کتاب درسی و یک کتاب غیردرسی. بنابراین، هنگام سازماندهی محتوا باید خواننده و موضوع کتاب را در نظر داشته باشید.
مشخص کردن ترتیب فصل ها و زیربخش های آنها، بخش مهمی از سازماندهی محتوا است. به طور معمول ترتیب فصل ها و زیربخش های آنها را به صورت سلسله مراتبی از کل به جزء در نظر می گیرند. اما شاید برای کتاب تاریخی، ترتیب زمانی و برای یک کتاب دستورکار، ترتیب فرآیندی مناسب تر باشد. گاهی نیز تلفیقی از اینها را در نظر می گیرند. برای مثال، در کتابی درباره تاریخ آموزش و پرورش ایران، می توان فصل ها را بر پایه دوران های تاریخی در نظر گرفت و سپس در هر فصل، زیربخش هایی مانند نهادهای آموزشی، هدف ها و برنامه های آموزشی، استادان و دانشجویان و چیزهایی از این دست را تعریف کرد. در این حالت، تلفیقی از ترتیب زمانی و ترتیب کل به جزء در نظر گرفته شده است.
پس از فصل بندی، باید درباره سازماندهی خود متن نیز تصمیم گیری کرد. امروزه بیشتر کتاب های کودک و نوجوان به شیوه غیرمتمرکز نوشته می شود. در صورت گزینش این شیوه در نوشتن کتاب، باید درباره دسته بندی نوشته ها، جدول ها، نمودارها، تصویرها و چیزهای دیگر بیشتر بیندیشید و از مشورت کارشناسان و کسانی که بیش از شما در این زمینه تجربه داشته اند، غافل نشوید.
۶) نوشتن طرح کتاب
اکنون زمان آن رسیده است که با توجه به داده هایی که در گام های پیشین گردآوری کرده اید، طرح کتاب خود را بنویسید. نخست عنوان کتاب را بنویسید. سپس فهرست مطالب را پس از آن بیاورید. بی گمان هنگام نوشتن کتاب، طرح کتاب تغییرهایی پیدا خواهد کرد. جای نگرانی نیست، چرا که طرح کتاب چارچوبی انعطاف پذیر است که در واقع سازماندهی کتاب را آسان می کند و قرار نیست خودش باعث دشواری کار شود. با وجود این، شما باید همواره به طرح کتاب پایبند باشید و کوشش کنید کار نگارش کتاب را با توجه به طرح کتاب و به ویژه پیام اصلی که برای آن در نظر گرفته اید، پیش ببرید. توجه داشته باشید که؛ «دعوی و پیام اصلی در تنظیم خلاصه مطالب (همان طرح کتاب) موثر و می توان گفت تعیین کننده است و حکم شاغولی را دارد که بنای اثر با استفاده از آن راست و استوار بالا می رود. همه بخش بندی ها برحسب آن انجام می گیرد. مطالب و احکام فرعی و شواهد و دلایل همه ناظر به اثبات یا تلقین دعوی و پیام اصلی اند و هر دسته از آنها به یکی از جوانب و نماهای درونمایه نوشته مربوط می شود. گروه بندی مطالب و شواهد و انتظام بخشیدن به آنها کار آسانی نیست. این کار با ملاحظه اعتبارات خاص و با دقت و مراقبت باید انجام گیرد، زیرا ساختً منطقی نوشته تا حدود زیادی در گرو آن است و خواننده تنها به شرطی می تواند راستای فکری نویسنده را پی گیرد که اثر او دارای چنین ساخت و آراستگی و تداومی باشد.» (آیین نگارش، ص ۱۶)
حسن سالاری
منبع : روزنامه اعتماد