یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

پرسپولیس سوخت و خیلی ها را سوزاند


پرسپولیس سوخت و خیلی ها را سوزاند
پرسپولیس مُرد اما نبرد. پرسپولیس ترور گشت. پرسپولیس اعتبارش را تاراج شده دید و در یك كلام پرسپولیس فنا شد. فنای جاه طلبی افراد كوچكی كه برای ساختن این تیم بزرگ نیامده بودند.حركت پرسپولیس، حركت مقتدرانه ای در طول سال های گذشته نبود اما در لیگ ششم وضعیت پرسپولیس به گونه ای رقم خورد كه خیلی ها این تیم را تیمی در حد نام و جایگاه پرسپولیس نمی دانستند.
شاید سومی پرسپولیس در لیگ به مذاق خیلی هاخوش آمد اما طرفداران واقعی فوتبال می دانستند كه اگر این اتفاق افتاده تنها به دلیل اما و اگرهایی بود كه تیم های دیگر را آزار می داد. شاید دلخوش كردن به نتایج هفته های پایانی لیگ باعث شد طرفداران واقعی از حال و روز این تیم پرهوادار غافل شوند و فریب نتایجی را بخورند، كه حاصل تحلیل رفتن تیم های لیگی بود، نه استحقاق و شایستگی پرسپولیس !قرار بود عیار واقعی پرسپولیس در روز بازی با سپاهان در چهارچوب رقابت های جام حذفی فوتبال ایران مشخص شود و خیلی از رفت و آمدها نیز بر همین اساس شكل گرفت.
وقتی كه محمدحسن انصاری فرد استعفا داد و رفت، خیلی ها گفتند او باید برای جام حذفی باشد و ثمره تلاش دوران مدیریتی خود را با قهرمانی پرسپولیس در این جام ببیند. همان روزها خیلی ها عنوان كردند كه با رفتن انصاری فرد، پرسپولیس برای رویارویی با سپاهان دچار مشكل خواهد شد و همین حرف ها بود كه زمینه بازگشت دوباره انصاری فرد را به پرسپولیس مهیا ساخت.
انصاری فرد با همین طرز تفكر در یك نبرد با مخالفان خود به پرسپولیس بازگشت تا بلكه با قهرمانی در جام حذفی بتواند، جواب انتقادات همگی آنها را بدهد. آنهایی كه آمده بودند تا با تغییرات اساسی پرسپولیس را برای لیگ هفتم بسازند نه برای یك بازی آن هم مقابل سپاهان.
انصاری فرد آمد.
بی سر و صدا هم آمد. او به هیچ كس نگفت كه چرا رفت و دلیل بازگشت دوباره اش چه بود. در طول این مدت انصاری فرد حاضر به همكلامی با هیچ كس نشد و اگر هم حرفی از سوی او در رسانه های گروهی به چشم خورد، نقل قول هایی بود كه از سوی او نوشته می شد.انصاری فرد كه می دانست بازی با سپاهان برایش می تواند همه چیز باشد، در اولین گام با دعوت از چهره های محبوب پرسپولیس راه حضور ۱۰۰ هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی را هموار ساخت. او برای دایی نامه نوشت، برای عابدزاده نیز همینطور و خیلی های دیگر كه روزی به این تیم پرطرفدار وابستگی و دلبستگی داشتند.
او این كار را در شرایطی انجام می داد كه تیمش را رها كرده بود، تیمی كه می بایست كار اصلی را انجام می داد و بقیه موارد فقط وسایل رسیدن به آن هدف بزرگ بودند.روز موعود فرا رسید. پرسپولیس در معدود روزهایش طی چند سال گذشته یك بار دیگر برای یك بازی به جز بازی با استقلال بیش از یكصد هزار تماشاگر را بر روی سكوها دید، تماشاگرانی كه عاشقانه، عشق خود را به پای تیم مورد علاقه خود نثار كردند.
آنها آمدند تا كم كاری های دیگران به نوعی بهتر جلوه كند.پرسپولیس بازی اش را مقابل سپاهان آغاز كرد. سپاهانی كه عمادرضا را (بخوانید) به دلیل مصدومیت در اختیار نداشت، سپاهانی كه محمد نوری را به واسطه مصدومیتش در زمین قرار داد، سپاهانی كه محرم نویدكیا را در تركیب ثابت خود قرار نداد و در یك كلام سپاهانی كه آمده بود فقط نبازد و كار را به ضیافت پنالتی ها بكشاند.
اشتهای پرسپولیس در دقایق اولیه بازی آن چیزی نبود كه انتظار آن می رفت. نیمه اول بدون گل به پایان رسید و۴۵ دقیقه دوم شروع شد. تماشاگران بیتابی می كردند، كعبی به زمین آمد تا بلكه قفل بسته سرخپوشان را به نوعی بگشاید كه همین طور هم شد و روی زیركی خاص این بازیكن پرسپولیس یك پنالتی و متعاقب آن به گل رسید .
اما ای كاش این اتفاق نمی افتاد چرا كه بعد از گل به ناگاه پرسپولیس تحلیل رفت و با تمام نفراتش در زمین خود به دفاع پرداخت.دنیزلی كه قانع به نظر می رسید در كنار زمین می خندید و كار را تمام شده می دید غافل از اینكه فوتبال ۹۰ دقیقه است و در لحظه لحظه آن اتفاقاتی می تواند رخ دهد كه برای هیچ كس قابل باور نباشد. محمود كریمی به زمین آمد، بازیكنی كه به تعبیری لوكا فوتبالش را تباه كرده بود.
او آمد تا با عقده گشایی بر تمامی طرز تفكرات لوكا خط بطلان بكشد.پرسپولیس درواپسین دقایق بازی گل مساوی را خورد، گلی كه در پنالتی بودنش هیچ جای شك و شبهه ای نبود اما نكته مبهم در آن، این بود كه پژمان نوری كه در طول بازی در خط حمله تیمش بازی می كرد، در درون محوطه هجده قدم چكارمی كرد. البته شاید مقصر اصلی پژمان نوری نباشد بلكه سرمربی ترك تبارپرسپولیس باشد كه تاكتیك دفاع كردن را نمی دانست.
مربی یك میلیاردی كه نمی دانست چگونه باید در ۵ دقیقه پایانی بازی را اداره كند. دنیزلی در حالی كه یك تعویض هم داشت این كار را در طول دقایق پایانی بازی انجام ندادتاپرسپولیس از درون ضربه بخورد.وقت های اضافی هم كه حكایت خاص خودش را داشت.
دفاع آشفته پرسپولیس هرگز توجیه نشد كه باید بر روی پاپی و كریمی یارگیری مستقیم نماید تا همان هایی كه پرسپولیس را در بازی با سپاهان به خاك سیاه نشاندند مدافعانی كه به آن اندازه كه مهار كردن را نمی دانستند كار دفاعی را بلد نبودند و حاصل آن هم همان چیزی شد كه دیدیم ودیدید. پرسپولیس یكی از سخت ترین شكستهایش را پذیرفت، شكستی كه شاید به تعبیری آخر كار خیلی ها در این تیم پرطرفدار باشد.
پس از پایان بازی پرسپولیس مقابل سپاهان دنیزلی و انصاری فرد و خیلی های دیگر همان حرفهای تكراری همیشگی را زدند و از هواداران اظهار شرمندگی كردند اما این بار با دفعات گذشته تفاوت های بسیاری داشته و دارد. دیگر چنین به نظر می آید كه طاقت هواداران طاق شده است و هیچ چیز به جز تغییرات آنها را راضی نمی كند.
شاید شكست یك بر صفر یا شكست در ضربات پنالتی برای آقایان به نوعی می توانست توجیه پذیر باشد اما شكست۴ بر یك را به هیچ وجه نمی توان پنهان كرد. شكستی كه حاصل ضعف مدیریت و ضعف مربیگری در تیم بزرگی چون پرسپولیس بود.
تیمی كه امسال ۲ مربی به ظاهر نامدار اروپایی را بالای سر خود دید اما به جز بدهی هیچ چیز برای خودش ندید. شاید خیلی ها پس از پایان بازی اشك های علی كریمی را دیدند. خیلی ها فریادهای اعتراض عابدزاده را شنیدند.
خیلی ها چهره های مغموم مردانی چون زاد مهر، مایلی كهن، پیوس و... را به تماشا نشستند، چهره ها و فریادهایی كه در پس خود یك دنیا حرف داشت. حرف هایی كه باید به انتظار عواقب آن طی روزهای آینده نشست. عواقبی كه شاید طی روزهای آینده تاوان سنگینی را برای خیلی ها به همراه داشته باشد چرا كه اعتقاد عمومی بر این است كه پرسپولیس طی لیگ گذشته فوتبال، سوخت و خیلی ها را سوزاند.
محمدرضا نصرالله‌زاده
منبع : روزنامه ابرار ورزشی