چهارشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 19 June, 2024
مجله ویستا

دولت پرودی چگونه سقوط کرد؟


دولت پرودی چگونه سقوط کرد؟
اگرچه نتیجه قطعی فروپاشی چپ آن هم با فروپاشی شوروی گردش به راست و گرایش های لیبرالیسم بود، اما هیمنه وجاذبه های سوسیالیسم هیچ گاه مانع از آن نشد که برخی از دولت های لیبرال هم بخواهندبه جاذبه های نهفته در آن تسلیم شوند. در حقیقت وجود همین جاذبه های پنهان و نهفته در بین میراث سوسیالیسم بود که منجر به زایش و ظهور نسل جدیدی از دولت های چپ در سطح وسیعی از جهان شد. این جاذبه ها موجب ارتباط حلقه های موجود جنبش چپ در دو سوی آتلانتیک شد و مرام سوسیالیسم را از آمریکای لاتین به اروپا وکرانه های شبه جزایر ایبری پیوند داد. در ادوار اخیر دولت رومانو پرودی در ایتالیا اولین حلقه دولت های چپ محور در اروپا بود که بعد از دولت راست گرای سیلویوبرلوسکونی بر سر کار آمد.
چپ گرایی پرودی در قاره سبز را باید نشان شفاف ودرخشان میراث سوسیالیسم دانست که منجر به عقب نشینی تاریخی محافظه کاران و نحله راست شد ودر نوع خود موید این حقیقت شد که سوسیالیسم به رغم آن پندار و تصوری که تروتسکی از آن به زباله دان تاریخ نام می برد، نمرده است. اما آنچه دوران صدارت پرودی را به عنوان یک دولت چپ گرا در اروپا بر سر زبان ها انداخت، به الگوی صدارت سیاسی او باز می گشت. پرودی در طول صدارت بیست ماهه خود همواره با سیاست یک جانبه گرایانه آمریکا مخالفت کرد و با دولت خوزه لوئیس رودریگرز در اسپانیا دو بازوی چپ اروپا را تشکیل داد. در بعد دیگر، خط مشی اروپاگرایی دولت های رم و مادرید به تقویت و نفوذ سوسیالیسم در اروپا کمک کرد و بزرگترین ضربه را به موقعیت سه دولت شریک آمریکا یعنی فرانسه و انگلستان و آلمان وارد کرد. اما فصل جدید الگوی سیاسی پرودی به همان سیاست متوازن در همکاری با آمریکا و همگرایی با اروپا بود، سیاستی که اغلب دولت های حاکم بر ایتالیا آن هم در ادوار پس از جنگ جهانی دوم همواره در پی آن بوده اند و محققا تعقیب این سیاست می توانست به توسعه و رشد سیاسی ایتالیا کمک شایانی نماید. قراین نشان می دهد که پرودی توانست در تعقیب این سیاست به توفیقی دست یابد، چرا که از یک سو در کنار بازوی دیگر چپ اروپا (اسپانیا) از تصویب قانون اساسی اروپا سخن گفت و از سوی دیگر در تعامل و مقابله با سیاست های واشنگتن منافع مشترکی را در حیات خلوت واشنگتن (آمریکای لاتین) جستجو می کرد. به این ترتیب دولت چپ گرای پرودی که با انگیزه تغییر در وضع موجود حیات سیاسی ایتالیا و با اولویت های آزادی مذهب، توجه به رفاه عمومی وخروج سربازان ایتالیایی از عراق بر سر کار آمد، دیری نپائید که سقوط کرد و دولت بیست ماهه او در تاریخ سیاسی دولت های اروپایی، دولتی مستعجل شناخته شد.
به باور ناظران مسائل اروپا بی ثباتی و شکنندگی دولت ها در ایتالیا از ویژگی های نظام حکومتی این کشور است و ایتالیا در طول شصت سال گذشته حیات سیاسی خود، شاهد فراز وفرودهای فراوانی در جابه جایی و انتقال قدرت بوده است. در یک نگاه کلی فصل کناره گیری وسقوط دولت رومانو پرودی در قیاس با دولت هایی که در این ایام وادوار به سقوط و استعفا کشانده شده اند، تفاوت در عوامل داخلی وخارجی است. به عبارت دیگر اگردر ادوار اخیر عوامل خارجی (سیاست خارجی) پاشنه آشیل اغلب حامیان سیاست یکجانبه گرایی واشنگتن را بازی کرده اند، این عوامل در ایتالیا جای خود را به عوامل داخلی داده است. به این ترتیب عوامل داخلی در سقوط دولت پرودی نقش زایدالوصفی را ایفاکرده است، چرا که دولت پرودی جدای از مشکل تنظیم روابط متوازن با واشنگتن تا حدی توانست خود را از شکاف سیاسی و جانبداری از سیاست یکجانبه گرایی آمریکا دور سازد. در حالی که همراهی با سیاست های یک جانبه گرایی آمریکا در مقام متغیر و عوامل خارجی منجر به کناره گیری حامیان یک جانبه گرایی واشنگتن شد. برای نمونه این متغییر منجر به کناره گیری بلر از دیپلماسی و صدارت بریتانیا، شینزوآبه در ژاپن (حزب لیبرال دموکرات)، یاروسلاوکاجینسکی در لهستان وجان هوارد در استرالیا شد. در گام نخست آنچه به عنوان عوامل داخلی در سناریوی سقوط دولت پرودی نقش اصلی داشته است به استعفای کلمنته ماستلا وزیر دادگستری ایتالیا و خروج او از ائتلاف چپ میانه باز می گردد. در حقیقت با خروج ماستلا از ائتلاف چپ میانه که رسوایی قضایی و متهم شدن به فساد مالی علت نهایی اش بود، دولت پرودی نتوانست رای اعتماد را از مجلس سنا به دست آورد و به رغم پیروزی و رای اعتماد از مجلس نمایندگان او مجبور به کناره گیری و استعفا شد.
علت دیگر کناره گیری پرودی به بحران زباله شهر ناپل باز می گردد که بارها این بحران دولت اورا به مرز استیضاح پیش برد. بحران زباله شهر ناپل ایتالیا موجب شد که پنج حزب راست گرای مجلس سنا با حمایت نامرئی وپشت پرده برلوسکونی، وزیر محیط زیست این کشور را مورد استیضاح قرار دهند تا دولت پرودی به گونه ای غیرمستقیم یک قدم به مرز سقوط نزدیک تر شود. در کنار دو علت فوق که در کناره گیری دولت رومانو پرودی نقش موثر داشته اند، باید مشکل قانون اساسی وانتخاباتی این کشور را به دومشکل مزبور افزود. مشکل اصلاح قانون اساسی و نظام انتخاباتی ایتالیا مدتها ست که مورد مداقه وچالش احزاب راست و چپ ایتالیا قرار گرفته است تا شاید مساعی و چانه زنی های سیاسی آنها بتواند بر وضعیت موجود پایان دهد. آنچه اصلاح قانون اساسی این کشور را با مانع مواجه ساخته است به شکاف اقتصادی و اجتماعی میان شمال و جنوب ایتالیا وشکاف سیاسی عمیق در احزاب چپ و راست این کشور باز می گردد و مشکل قانون اساسی مانع از آن شده است که به تزلزل وبی ثباتی دولت ها در ایتالیا پایانی ماندگار داده شود.
به این ترتیب به اعتقاد کارشناسان تا زمانی که ایتالیا همچنان راه ورود رهبران تازه به راس قدرت را از طریق قوانین انتخاباتی و سهمیه بندی حزبی تعریف کند، بحران وبلا تکلیفی های دوران پس از جنگ دوم جهانی تا مدتهای مدید دیگری در این کشور تکرار خواهد شد وسقوط دولت ها داستان مکرر سیاست و دیپلماسی ایتالیا خواهد بود. مسلم است که با سقوط دولت پرودی تنها کسی که از خلا» قدرت وشرایط موجود در ایتالیا سود خواهد برد سیلویو برلوسکونی رهبر حزب راست گرای اتحاد ملی است که با جهدی بلیغ تلاش دارد که با برهم زدن توازن پارلمانی وبا برگزاری یک انتخابات زودرس بار دیگر زمام قدرت را به دست گیرد.اما سقوط دولت پرودی عواقب وپیامدهایی برای دولت چپ گرای ایتالیا و احزاب چپ این کشوربه همراه داشته است. روزنامه لارپوبلیکا در تحلیلی که در پیامد سقوط دولت پرودی آورده، نوشته است: از پیامد های سقوط دولت پرودی آن خواهد بود که ائتلاف چپ میانه در این کشور از بین می رود. این روزنامه همچنین آورده است،کمتر از دوسال از ائتلاف احزاب چپ که باعث شکست بر لوسکونی و پیروزی رومانو پرودی شد، می گذرد و امروز با سقوط پرودی فقط رهبری ودولت او تمام نمی شود، بلکه یک فرهنگ سیاسی که همان چپ میانه است تمام شده و از بین می رود، فرهنگی که از بین فراز ونشیب های مهمترین سال های کشور عبور کرده و فصلی در جمهوری ایتالیا بود. بنابراین با اتفاقی که با عدم رای اعتماد به پرودی در مجلس سنا افتاد، ایده و فکر یک ائتلاف وسیع که بتواند شامل تمام مخالفان جناح مقابل یعنی جناح راست باشد، به پایان عمر خود رسیده است وپرودی در این ماجرا هم به لحاظ سیاسی وهم به لحاظ حزبی شکست خورده است.
نویسنده : صلاح الدین هرسنی
منبع : آریایی