پنجشنبه, ۴ بهمن, ۱۴۰۳ / 23 January, 2025
مجله ویستا


دستور زبان پهلوی ساسانی در گویش بوشهری


رها ایزدی - گویش استان بوشهر در تمام مناطق فارسی محلی است كه بن‌مایه لری دارد. برای مرزبندی آن، انواع گویش منطقه را از لحاظ جغرافیایی به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌كنند كه هر قسمت ویژگی خاص خود را دارد و دارای تفاوت‌های اندكی است.زبان‌های عربی نیز در جاهایی مانند بندر عسلویه، كنگان، جزیره شیف و جزیره شمالی و جنوبی بندر ریگ رایج است. در همه گویش‌های منطقه واژه‌های فارسی باستان، اوستایی و پهلوی دیده می‌شود كه بازمانده صرف زبان پهلوی هنوز هم در گویش دشتی (دشتیانی) رایج است. گویش شمالی استان شامل گویش شهرستان دشتستان، گناوه و دیلم است. به علت ارتباط بندری بوشهر با كشورهای عربی و نیز تسلط انگلیسی‌ها و هلندی‌ها در منطقه، پاره‌ای واژه‌های بیگانه نیز در گفتار مردم این منطقه شنیده می‌شود.گویش جنوبی شامل گویش شهرستان‌های تنگستان، دشتی، گنكان و دیر است. مردم در شهر بوشهر هم اكنون فارسی صحبت می‌كنند اما گویش آنها همسو با گویش تنگستانی است. در شهرستان دشتستان شناسه «می» در جلو افعال به كار می‌رود و این واژه «می» در شهرستان گناوه و دیلم تبدیل به «ای» می‌شود.
می‌كنم؛ ایكنمekonom
می‌كرد؛ ekerd
لهجه دشتیانی از قدیمی‌ترین لهجه‌های استان بوشهر است كه به وضوح صرف و نحو دستور زبان پهلوی ساسانی هنوز در آن استعمال می‌شود.
ویژگی‌های دستوری
یكی از مشخصه‌های گویش‌های جنوبی جایگزینی فتحه‌ها به ضمه است كه معمولا روی شناسه‌های افعال قرار دارند.
رفتم؛ رفتُم rafto
دارم؛ دارُُم rom da
دیدم؛ دیدُُم didom
همچنین در اسامی نیز اكثرا فتحه به كسره تبدیل می‌شود.
مُرد؛ مِرد merd
امین؛ اِمین emin
عباس؛ عِباس ebas
برای ساختن فعل جعلی بعد از بن مضارع شناسه esi به كار می‌رود كه بازمانده ist زبان پهلوی ساسانی است .
خندید؛ خندس xandes
ترسید؛ ترسس tarses
كه در زبان پهلوی خندِست ( xandist) و ترسِست (tarsist) بوده است.صرف افعال در گویش شمالی مانند فارسی‌نو است ولی در گویش جنوبی یعنی دشتیانی فرق دارد و ضمایر به جای شناسه در ابتدا فعل قرار می‌گیرد.
صرف فعل شنیدن در گویش دشتیانی
من شنیدم؛ ام اسد um sed
تو شنیدی؛ اُت اشد ut esed
او شنید؛ اُس شنید us sened
ما شنیدیم؛ ُمم شنید mom sened
شما شنیدید؛ شما شنی soma seni
آنها شنیدند؛ اونا شنی owna seni
حرف «ب» كه در آخر كلمات چند حرفی فارسی بعد از «الف» بیاید و ساكن باشد در گویش بوشهری بدل به «واو» می‌شود.
خواب؛ خو xow
آفتاب؛ افتو aftow
دوشاب؛ دیشو disown
كلمات دو حرفی كه حرف آخر آنها «ب» است به «واو» تبدیل می‌شود.
شب؛ شو sow
آب؛ او ow
تلفظ a در آخر واژه‌ها به جای h صامت در اصل پسوند ag فارسی میانه بوده كه g افتاده و a هنوز تلفظ می‌شود. به عنوان مثال:
خانه را خانگ xana می‌گفته‌اند.
در مواردی كه كلمه‌ای با فعل معین «ات» همراه می‌شود مثل داده است، كرده است، ات تلفظ نمی‌شود و كسره به جای «ه» در كرده می‌‌نشیند و صورت «ش» جای فعل معین است را می‌گیرد و این‌گونه تلفظ می‌شود:
داده است؛ دادش dadesh
كرده است كردش kardesh
علامت استمرار
برای ساختن فعل زمان حال به جای علامت استمرار «دارد» پیشوند هی hey یا هاسی hasey به كار می‌رود.
دارد می‌نویسد؛ هی می‌نویسد hasey/hey minevise
دارد می‌رود؛ هاسی /هی میره hosey/hey mire
منفی كردن افعال
برای منفی كردن افعال، حرف نفی نه را قبل از اسم یا صفت می‌آورند و فعل معین حذف می‌شود.
من بلد نیستم؛ م ُنه بلدُُم mo ne beladom
من غریب نیستم؛ م ُ نه غریبُُم mo ne geribom
باید توجه داشت این نه كه برای منفی كردن به كار می‌رود فقط جلو افعال معین (است و هست) قرار می‌گیرد.
حرف «را» كه نشانه مفعول بی واسطه (مستقیم) است در گویش بوشهری وجود ندارد و به جای «را» كو به كار می‌رود.
كتاب را بده؛ كتاب كو بده ketab kue bedeh
دفتر را بیاور؛ دفتركو بیار daftare kue biyar
علامت جمع
در گویش شمالی علامت جمع كه «ما» است، ال « al» مورد استفاده قرار می‌گیرد.
كتاب‌ها؛ كتابل ketabal
خودكارها؛ خودكارل udkaral
درخت‌ها؛ درختال deraytal
تمام واوها به ای «I» تبدیل می‌شود.
بود؛ بید bid
دود؛ دید did
تنور؛ تنیر tenir
در لهجه بوشهری هنگام صحبت كردن واژه‌ها را معمولا خلاصه می‌كنند و برای خلاصه شدن كلام همیشه چند حرف آن افتاده و مختصر می‌شود.
من چه می‌دانم؛ مچم mocem
در گویش جنوبی «ن»های آخر كلمات ادا نمی‌شود. مثلا به نان «نو» می‌گویند.
نان؛ نو nu
زمین؛ زمی zami
در گویش جنوبی همچنین جلو افعال یك «ها» اضافه می‌شود.
بكن؛ هاكن hakon
بده؛ هاده hade
منبع : مرکز علمی و پژوهشی فرش ایران