دوشنبه, ۷ خرداد, ۱۴۰۳ / 27 May, 2024
مجله ویستا


مدیریت نفس، آرام و پیوسته


مدیریت نفس، آرام و پیوسته
● داشتن یا نداشتنِ هوس و خواسته
به طور کلّی، بسیاری از افراد، نیروی اراده را با هوس، اشتباه می‏کنند و تفاوتی بین آنها قائل نمی‏شوند. حال اگر بخواهیم به توضیح آن دو بپردازیم و آنها را معنا کنیم، هوس را «میل (گرایش) غریزیِ سیری‏ناپذیر» تعریف خواهیم کرد، در حالی که اراده، «مُلزَم نمودن اختیاری خویشتن است به تأمین یک خواسته»، که پس از تحقّق آن خواسته و یا با انصراف از آن، خاتمه می‏یابد. از همین دو تعریف ابتدایی برمی‏آید که اوّلاً هوس، به خودیِ خود، منفی نیست و ثالثا به فعلیّت رسیدن و عملی شدن هر هوسی، نیازمند اراده کردن است. هنگامی که می‏خواهیم کار بخصوصی را انجام دهیم می‏گوییم: «دلم می‏خواهد»، ولی اگر آن کار، باب طبعمان نباشد، می‏گوییم: «دلم نمی‏خواهد». پس هوس داشتن، مفهوم «قبول عملی» را پیدا می‏کند و نداشتن هوس، «امتناع از انجام دادن آن عمل» را می‏رساند.
امام صادق(ع)، پیروی از هوس‏ها، «بزرگ‏ترین دشمن برای مردم» معرفی گردیده است.(۲)
تبعیّت از احساس میل و بی‏میلی در نهایت، از ما آدم‏هایی کاهل و خمود می‏سازد ؛ چون هرگونه احساسِ شور و نشاط و ابتکار و نیز جرئت و شهامت را از شخص، باز می‏ستاند و میل به تغییر دادنِ خویشتن و جهان را در او می‏میرانَد.
انتخاب نحوه زندگی به طریق خواست و میل، موجب آن می‏شود تا سقف امکانات خود را پایین‏تر و پایین‏تر بیاوریم و شکست آتی خود را سهل تر بسازیم. شخصیتی که تنها به نحوه ارضای «هوس»های خود نظر دارد، سرانجام به نقطه‏ای می‏رسد که دیگر جز برآوردن هوس و میل غریزی، هیچ کاری برایش نمی‏ماند، در حالی که انسان، بجز هوس‏ها نیروهای دیگری نیز در درون خود دارد (مثل قوّه تعقّل و تفکّر) که می‏تواند به مدد آنها رشد و تعالی و تکامل یابد، حالْ آن که هوس‏ها، با فرسوده شدن تن آدمی و به تحلیل رفتن قوای مادّی او، فرسوده می‏شوند و یا ابزارهای تأمین آنها (اعضای بدن و حواسّ پنج‏گانه و...) ضعیف و ناکارآمد می‏شوند.
● هوس از دیدگاه دین
آنچه برای یک انسانِ کمالجو مهم است، چگونگی برخورد با این تمایلات درونی است؛ چرا که در اثر پیروی نادرست از همه خواسته‏ها و هوس‏هایمان، به تدریج، درخشندگی عقل و ایمان در وجودمان را به خاموشی می‏رود و در نهایت، به درجه‏ای پایین‏تر از حیوانات، تنزّل خواهیم کرد. قرآن مجید می‏فرماید: «پیروی از هوای نفس مکن که تو را از خداوند، گمراه می‏کند».(۱) بنابراین، انسان طالب کمال و سعادت و رشد و تعالی، کاملاً بر هوس‏ها و تمایلات نفسانی خویش، نظارت دارد و در یک کلام، هوشیارانه نفس خویش را مدیریت و رهبری می‏کند
● نفس انسان، خاستگاه هوس‏ها
اگر انسان به هرچه نفس، خواستار آن بود، تن داد، نفس را به مانند اسب سرکش در درون خود خواهد داشت که دیگر نمی‏تواند آن را کنترل کند و از آن، سواری بگیرد. پس اگر شخص می‏خواهد هوس‏های خویش را کنترل کند، باید این اسب را رام کند و قدری او را گرسنه نگه دارد و به همه خواسته‏هایش پاسخ ندهد تا بتواند در مواقع لزوم، از آن، در راه رشد و تعالی و عبادت و اطاعت، بهره ببرد و همواره آن را مغلوب عقل و قانون (یا دین و انضباط اجتماعی) بنماید.
در حدیثی از رسول خدا (ص) می‏خوانیم: «دشمن‏ترینِ دشمنان تو، نفس توست که بین دو پهلویت قرار گرفته است».(۳) در مقابل نفس، گرایش‏هایی که موجب تعالی انسان می‏شوند، برخاسته از عقل‏اند که روح را پرواز می‏دهند و به خدا نزدیک می‏کنند.
● مردم در برابر هوس‏ها
به طور کلّی، مردم در برابر هوس‏هایشان به سه دسته تقسیم می‏شوند:
ـ دسته اوّل: مردمی که به دلخواه خود عمل می‏کنند و چیزی مانعشان نمی‏شود و همواره به دنبال لذایذ مادّی‏اند و به برآوردن همه هوس‏های خویش توجّه کامل دارند. اینان کسانی‏اند که منزلت متعالی انسانی و نیز سعادت آخرت خویش را قربانی لذّت‏خواهی چند روزه خویش می‏کنند.
ـ دسته دوم: کسانی هستند که برای خواسته‏های نفسانی و هوا و هوس خویش حدّ و مرزی مشخص می‏کنند و در حدّ توان و امکان، سعی دارند از موارد گناه و انحراف و نقض قوانین، دوری گزینند ؛ ولی از برآورده ساختن سایر خواسته‏ها و تمایلاتشان خودداری نمی‏کنند.
ـ دسته سوم: کسانی هستند که اصل را بر مخالفت با هرگونه هوا و هوس قرار می‏دهند، مگر در مواردی که رضای خداوند در موافقت با تحقّق آن میل و هوس باشد، آن هم صرفا به قصد جلب رضای خداوند و نه به خاطر پیروی از هوا و هوس.
انسان هر اندازه به دلخواه هوس‏هایش عمل کند، از خِردش، و ناگزیر از خدا دور می‏شود . وقتی خدا به انسان کمک کند، مبارزه با هوا و هوس، با تمام مشکلاتش برای او آسان می‏شود، هرچند این کار، در آغاز، مشکل است. در ادامه به ارائه راه‏کارهایی برای مقاومت در برابر هوس‏ها و اداره کردن آنها خواهیم پرداخت.
در آن هنگام که دختر و پسری، پیوند زندگی مشترک می‏بندند، باید بر اساس ضابطه گام بردارند و از پیروی هر خواسته و هوسی، خودداری نمایند. در غیر این صورت، هدف اصلیِ تشکیل خانواده، زیر پا نهاده شده است.
● مبارزه‏ای آرام در مقابل هوس‏ها
به طور کلّی، راه تقویت اراده انسان و کنار زدن هوا و هوس تمرین در پاسخ ندادن به خواسته‏های نامعقول نفس و به عبارت دیگر، هوس‏های خطرناکی است که انسان را از مسیر زندگی سالم، خارج می‏کنند. انسان باید آرام آرام، با هوس‏های پوچ و باطل خود به مخالفت برخیزد .
● صبر و خویشتنداری در برابر هوس
تردیدی نیست که یک انسان خردمند، فواید صبر و نتایج خوبِ کوتاه مدّت و درازمدّت آن را بر تبعات و عوارض سوء هوسرانی و نتایج نامطلوب آن، ترجیح می‏دهد. در این صورت، پایگاه صبر، یک پایگاه هشیارانه و آگاهانه و یک روش ارادی و اختیاری در زندگی است که در خلال آن، تحمّل سختی‏ها بر هوسرانی‏ها می‏چربد.
● زندگی مشترک و هَوَسمندی‏ها
تشکیل خانواده، راه حل مناسبی برای تعدیل غرایز و برآوردن معقول برخی هوس‏هاست، پایبندی به هوس‏ها، پیروی از خواسته‏های دل، زندگی را تیره می‏کند و رشته‏های پیوند خانوادگی را از هم می‏گسلد. چه بسیارند سوء تفاهم‏ها، حساسیت‏ها، برخوردهای ناروا (و صریح‏تر بگوییم: بی‏تقوایی‏ها) که از برخی مردان یا زنان سر می‏زند و ارکان زندگی مشترک را (که بر حُسن نیّت و اهداف نیک انسانی بنا نهاده شده است) ویران می‏سازد. آری! ما معتقدیم هر سنّی و هر مرحله‏ای از زندگی، اقتضایی دارد. در سنین نوجوانی و جوانی، تظاهر و خودنمایی و احیانا برخی از اشتباهات، ممکن است نادیده گرفته و یا بخشوده شوند ؛ ولی در آن هنگام که دختر و پسری، پیوند زندگی مشترک می‏بندند، باید بر اساس ضابطه گام بردارند و از پیروی هر خواسته و هوسی، خودداری نمایند. در غیر این صورت، هدف اصلیِ تشکیل خانواده، زیر پا نهاده شده است.
شایان ذکر است که در منابع روان‏شناسی جدید، موضوع «هوس» و «پرهیز» و «صبر» را باید در زیر عناوینی چون: هوش هیجانی، مهار هیجان، وسوسه، مقاومت در برابر وسوسه، توان بازداری، کامروایی با درنگ (تحمّل به خاطر پاداش‏های آینده)، و... جستجو کرد.
اکرم اکبرزاده ابراهیمی
پی نوشت:
۱ . سوره ص، آیه ۲۹ .
۲ . الکافی، ج ۲، ص ۳۳۵.
۳ . بحارالأنوار، ج ۷۰، ص ۶۴