در چنین شرایطی، کاخ سفید به ابزار دیگری روی آورده است. یک کارزار احتمالاً طولانی فشار اقتصادی که قرار است ایران را آنقدر تحت فشار قرار دهد تا رهبران آن چارهای جز بازگشت جدی به میز مذاکره نداشته باشند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هدف این سیاست را نوعی خفگی اقتصادی ایران توصیف کرده است.
با این حال، نشریه آتلانتیک استدلال میکند که انگیزه دولت ترامپ صرفاً به سیاست خارجی محدود نیست. راهبرد جدید مزیت سیاسی دیگری نیز برای کاخ سفید دارد و میتواند جنگ ایران را از صدر اخبار کنار بزند و به دولت اجازه دهد تا پیش از انتخابات میاندورهای، موضوعاتی را که برای جمهوریخواهان کمهزینهتر است در مرکز توجه قرار دهد. یکی از مشاوران ترامپ این محاسبه را به وضوح بیان کرده است: «فقط تلاش میکنیم تا انتخابات میاندورهای دوام بیاوریم.» از جنگ پرهزینه به فشار کمصداتر
تغییر مسیر دولت آمریکا را باید در بستر محدود شدن گزینههای واشنگتن دید. عملیات نظامی نتوانسته پایان سریعی را که ترامپ در ابتدا وعده میداد رقم بزند. روند مذاکرات طولانی شده و ایران نیز کنترل خود بر تنگه هرمز را به یکی از مهمترین ابزارهای فشار تبدیل کرده است.
در عین حال، ادامه جنگ برای آمریکا هزینههای مستقیم نظامی نیز داشته است. ارزیابی داخلی ارتش نشان داده بود که ادامه عملیات با کاهش بازده نظامی همراه خواهد شد و بحران مهمات را نیز شدیدتر میکند. در طول جنگ، آمریکا بخش قابل توجهی از موشکهای تاماهاوک، پهپادها و مهمات پدافندی خود را مصرف کرده است. ارزیابی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نیز نتیجه گرفته بود که ذخایر پدافند هوایی آمریکا، بهخصوص رهگیرهای پاتریوت و تاد، به میزان چشمگیری کاهش یافته و بازگرداندن آنها به سطح پیش از جنگ سالها زمان خواهد برد.شرکت ریتیون نیز قراردادی ۲۲.۹ میلیارد دلاری برای افزایش شدید تولید موشکهای کروز تاماهاوک دریافت کرده است، هرچند دولت همچنان تأکید میکند ذخایر تسلیحاتی آمریکا در وضعیت مناسبی قرار دارد.
فشار بر نیروهای نظامی تنها به مصرف تسلیحات محدود نیست. در جریان جنگ ۱۸ نظامی آمریکایی کشته شدهاند و پایگاههای این کشور در منطقه نیز آسیب دیدهاند. ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و حدود پنج هزار ملوان و تفنگدار دریایی آن بیش از ۲۷۰ روز پیاپی را بدون توقف در بندر در دریا گذراندند؛ مأموریتی طولانی که با گزارشهایی درباره کمبود غذا و تدارکات، مشکلات تأسیساتی و افت روحیه همراه شد. این شرایط توضیح میدهد که چرا ادامه یک کارزار نظامی گسترده، دیگر گزینه سادهای برای کاخ سفید نیست. یک هدف پنهانتر؛ دور کردن جنگ از انتخابات
فشار اقتصادی در ظاهر قرار است ایران را وادار به عقبنشینی کند، اما برای کاخ سفید کارکرد دیگری نیز دارد. مشاوران ترامپ امیدوارند این سیاست به دولت اجازه دهد بگوید همچنان برای حل بحران اقدام میکند، بدون آنکه جنگ هر روز در مرکز اخبار آمریکا باقی بماند.
این مسئله با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای اهمیت بیشتری یافته است. راهبرد کاخ سفید این است که ایران به تدریج به حاشیه فضای سیاسی آمریکا رانده شود، قیمت بنزین حتی اندکی کاهش پیدا کند و جمهوریخواهان بتوانند توجه رأیدهندگان را به موضوعات دیگری منتقل کنند.
چنین تغییری البته واقعیت خاورمیانه را عوض نمیکند. اتحادهای آمریکا تحت فشار قرار گرفتهاند، ارتش این کشور بیش از حد معمول درگیر شده و نشریه آتلانتیک معتقد است قدرت منطقهای ایران نسبت به آغاز جنگ در حدود شش ماه قبل افزایش یافته است. با این همه، کمصداتر شدن جنگ میتواند به ترامپ امکان دهد تمرکز سیاسی خود را به مسائل داخلی و موضوعاتی منتقل کند که برای کارزار انتخاباتی حزب جمهوریخواه مناسبتر هستند.
این نیاز در شرایطی جدیتر شده که موقعیت انتخاباتی جمهوریخواهان چندان مطمئن نیست. راهبردپردازان هر دو حزب، دموکراتها را دارای شانس بیشتری برای تصاحب مجلس نمایندگان میدانند و با وجود نقشه انتخاباتی نسبتاً مناسبتر برای جمهوریخواهان در سنا، رقابت در این مجلس نیز نزدیک ارزیابی میشود.
مشکلات جمهوریخواهان فقط به جنگ محدود نیست. به طور سنتی، حزب مخالف دولت در انتخابات میاندورهای عملکرد بهتری دارد و طی یک دهه گذشته نیز مشخص شده هواداران ترامپ زمانی که نام خود او روی برگه رأی نیست، انگیزه کمتری برای مشارکت دارند. محبوبیت ترامپ نیز کاهش یافته و حتی ارزیابی رأیدهندگان از عملکرد او در اقتصاد و مهاجرت، که معمولاً نقاط قوت سیاسی او بودهاند، افت کرده است.
بسیاری از جمهوریخواهان نیز در تابستان از برگزاری نشستهای عمومی با رأیدهندگان خودداری کردهاند. آنهایی که چنین نشستهایی برگزار کردهاند با پرسشهای سختی درباره ایران روبهرو شدهاند؛ از جمله این پرسش که اساساً چرا آمریکا وارد این جنگ شد. هدف جنگ کوچکتر شده است
یکی دیگر از نشانههای فشار سیاسی بر کاخ سفید، تغییر تدریجی اهداف اعلامشده جنگ است. در مراحل نخست، سخن از تغییر حکومت ایران یا جلوگیری کامل از برخورداری تهران از برنامه هستهای بود. اما این اهداف بلندپروازانه به تدریج از مرکز توجه کنار رفتهاند. ترامپ در گفتوگوهای خصوصی با متحدان سیاسی خود گفته است اگر تنگه هرمز دوباره به طور کامل باز شود، تمایل دارد پیروزی را اعلام کند و از جنگ عبور کند.
حتی این هدف محدودتر نیز به آسانی محقق نشده است. ایران همچنان کشتیهای عبوری از تنگه را تهدید کرده و بر دریافت هزینه یا عوارض اصرار داشته است. کشورهای دیگر منطقه این وضعیت را نپذیرفتهاند، زیرا پیش از جنگ عبور از تنگه آزاد بود. موضع ترامپ نیز درباره اینکه آیا میتواند با چنین شرایطی کنار بیاید، ثابت نبوده است.
رئیسجمهوری آمریکا گفته است آخرین مینهای ایرانی از مسیر عبور کشتیها جمعآوری شدهاند، اما یک مقام منطقهای به نشریه آتلانتیک گفته است حتی در صورت تداوم این وضعیت، ایران همچنان میتواند با قایقهای کوچک، راکتاندازهای قابل حمل و پهپادها برای کشتیها تهدید ایجاد کند. بنابراین مسئله تنگه هرمز همچنان مانعی بر سر راه اعلام پایان جنگ باقی مانده است. خفگی اقتصادی به جای بمباران
جمهوریخواهان از کارزار تازه فشار اقتصادی استقبال کردهاند. دفتر سیاسی کاخ سفید امیدوار است این سیاست بتواند نوعی فشار آرام و مستمر ایجاد کند؛ فشاری که از یک سو به حل تدریجی مناقشه کمک کند و از سوی دیگر جنگ را از تیترهای اصلی رسانهها دور نگه دارد. این بخش دوم برای دولت اهمیت زیادی دارد. تهدیدهای تند ترامپ علیه ایران در ماههای گذشته تقریباً همیشه چرخه خبری آمریکا را تحت تأثیر قرار داده و از نظر سیاسی برای جمهوریخواهان هزینه ایجاد کرده است.
برخی مقامهای دولت نیز امیدوارند اختلافهای در حال شکلگیری در ایران در نهایت زمینه بازگشت به مذاکرات را فراهم کند. در بهترین سناریو برای کاخ سفید، اگر تحریمها پیش از نوامبر ایران را به میز مذاکره بازگردانند، ازسرگیری دیپلماسی حتی میتواند بازارها را تقویت کند و درست پیش از انتخابات، یک دستاورد سیاسی برای جمهوریخواهان به همراه داشته باشد. اما این راهبرد با یک مشکل اساسی روبهروست. تحریم ایران بدون هدف قرار دادن کشورهایی که همچنان با تهران تجارت میکنند ممکن است اثر محدودی داشته باشد.
چین و روسیه و حتی کره شمالی از جمله کشورهایی هستند که روابط آنها با تهران میتواند بخشی از فشار اقتصادی آمریکا را خنثی کند. در عین حال، ترامپ در گذشته تمایل محدودی برای رویارویی مستقیم با این کشورها بر سر روابطشان با ایران نشان داده است. اگر آمریکا حاضر نباشد هزینه تحریم شرکای مهم ایران را بپردازد، خفگی اقتصادی ممکن است بیش از آنکه یک راهبرد تعیینکننده باشد، به دوره دیگری از فشار طولانی تبدیل شود. سابقهای که برای واشنگتن امیدوارکننده نیست
راهبرد جدید در واقع ایده تازهای نیست. ترامپ از دوره نخست ریاستجمهوری خود بر سیاست فشار حداکثری برای وادار کردن ایران به کنار گذاشتن برنامه هستهای تکیه داشته است. اما ارزیابی اولیه دستگاه اطلاعاتی آمریکا مبنی بر اینکه ایران به سرعت زیر فشار مالی عقبنشینی خواهد کرد، درست از آب درنیامد.
ایران نشان داده است که حاضر است برای حفظ قدرت، فشار اقتصادی قابل توجه و حتی دشواریهای گسترده را تحمل کند. این سابقه اکنون به یکی از ریسکهای اصلی سیاست جدید تبدیل شده است. اگر ایران بار دیگر در برابر فشار اقتصادی مقاومت کند، کارزار تحریمی ممکن است تا بعد از انتخابات میاندورهای نیز ادامه یابد. در این مدت، قیمت انرژی میتواند بالا باقی بماند و همان مشکلی که کاخ سفید میخواهد از فضای انتخاباتی دور کند، همچنان بر اقتصاد و رأیدهندگان آمریکا اثر بگذارد.
سخنگوی کاخ سفید مدعی شده است آمریکا توان نظامی ایران را نابود کرده و اکنون با قطع آخرین مجاری مالی در حال خفه کردن اقتصاد باقیمانده ایران است. از نگاه دولت، نتیجه باید ایرانی منزوی، فاقد منابع مالی و بدون مسیرهای اقتصادی خارجی باشد. آیا تحریم میتواند جنگ را تا نوامبر آرام نگه دارد؟
در هفتههای اخیر میزان حملات مستقیم کاهش یافته است. ایران نیز تا حد زیادی حملات خود علیه پایگاههای آمریکا در منطقه را متوقف کرده است. آخرین مورد ادعای امارات درباره شلیک دو موشک بالستیک ایران به خلیج فارس است که تهران مسئولیت آن را رد کرده است. همچنین یک نفتکش در مسیر دریایی عمان در تنگه هرمز با پرتابهای ناشناس هدف قرار گرفت و موتور آن آسیب دید، اما هیچ طرفی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفت. این آرامش نسبی همان فضایی است که کاخ سفید امیدوار است تا انتخابات حفظ شود. مشکل اینجاست که کنترل تحولات تنها در اختیار واشنگتن نیست.
ترامپ ممکن است از انتظار خسته شود و بار دیگر به گزینه نظامی روی آورد. در مقابل، ایران نیز میتواند در واکنش به تحریمهای شدیدتر، سطح تنش را افزایش دهد. تهران میخواهد آمریکا هزینه جنگ را احساس کند و انتخابات میاندورهای را نیز با دقت دنبال میکنند. برخی مقامهای ایرانی نگراناند که ترامپ پس از برگزاری انتخابات رفتار تهاجمیتری در پیش بگیرد؛ نگرانیای که خود میتواند انگیزه ایران برای تشدید پیشدستانه تنش را افزایش دهد.
از همین رو، راهبرد فشار اقتصادی برای ترامپ دو هدف همزمان دارد که الزاماً با یکدیگر سازگار نیستند. از یک سو باید آنقدر شدید باشد که ایران را به مذاکره وادار کند، اما از سوی دیگر نباید آنقدر تنشزا باشد که واکنش تهران، جنگ را دوباره به مسئله اصلی رأیدهندگان آمریکایی تبدیل کند.
در نتیجه، سیاست خفگی اقتصادی را نمیتوان تنها به عنوان ابزار تازه آمریکا برای فشار بر ایران دید. این سیاست بخشی از تلاش کاخ سفید برای مدیریت پیامدهای داخلی جنگی نیز هست که طولانیتر، پرهزینهتر و پیچیدهتر از چیزی شده که ترامپ در آغاز تصور میکرد. موفقیت آن نه فقط به میزان فشار واردشده بر اقتصاد ایران، بلکه به این بستگی دارد که آیا واشنگتن میتواند چند ماه آینده را بدون دور تازهای از تشدید نظامی، جهش بیشتر قیمت انرژی یا شکست آشکار دیپلماسی پشت سر بگذارد. اقتصاد کلانپیشنهاد ویژه برچسب هااقتصاد ایران انتخابات آمریکا تحریم جنگ ایران آمریکا ویژه-اقتصاد
شناسه : 608268
لینک کوتاه : لینک کپی شد
































































































































































