در چنین شرایطی، دانشگاه دیگر نمیتواند با همان ماموریتها، ساختارها و شیوههای تامین مالی گذشته به مسیر خود ادامه دهد. در ایران نیز مسئله فقط افزایش یا کاهش تعداد دانشجویان و دانشگاهها نیست. نظام آموزش عالی با مجموعهای از مسائل درهمتنیده مواجه است.
ناصر باقریمقدم، عضو فرهنگستان علوم در گفتوگو با خبرنگار ایسکانیوز با تکیه بر مطالعات آیندهنگرانه و تجربه تدوین روزآمدسازی نقشه جامع علمی کشور، از چالشهای حال حاضر آموزش عالی و روندهایی میگوید که آینده آموزش عالی را شکل خواهند داد، که در ادامه میخوانید؛
عامل مهمی که آینده آموزش عالی را تحت تاثیر قرار میدهد چیست؟
اتفاق دیگری که در جهان رخ داده و به نظر میرسد در آینده نیز ادامه پیدا کند و فضای سناریوهای آموزش عالی را شکل دهد، موضوع دانشجویان بینالمللی است. ما در کشورهای مختلف ظرفیت آموزش عالی ایجاد کردهایم، اما ممکن است جمعیت دانشجویان آموزش عالی در خود آن کشور کاهش پیدا کند.
بنابراین کشورها تلاش میکنند با افزایش کیفیت، تبلیغات و فراهم کردن زیرساختهای مناسب، دانشجویان سایر کشورها را جذب کنند. اکنون در کشور ما حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار دانشجوی بینالمللی داریم. در برنامه هفتم توسعه که یک برنامه پنجساله است، پیشبینی شده این عدد به حدود ۳۲۰ هزار نفر افزایش پیدا کند.
در جهان نیز تعداد دانشجویان بینالمللی در یکی دو دهه گذشته حدود سه برابر شده است. این یعنی جابهجایی دانشجویان افزایش پیدا کرده است. معنای این روند آن است که هر کشوری که خدمات آموزشی بهتری ارائه کند و هر دانشگاهی که خدمات مناسبتری داشته باشد، دانشجویان، فارغ از اینکه در چه جغرافیایی متولد شدهاند، تمایل بیشتری پیدا میکنند که به آن کشور بروند و در آن دانشگاه تحصیل کنند.
اکنون بخش بزرگی از دانشجویان بینالمللی در کشورهایی مانند آمریکا، انگلستان، استرالیا، آلمان و کانادا تحصیل میکنند. این کشورها، کشورهای اصلی دانشجوپذیر جهان هستند. ما هنوز نتوانستهایم در جایگاه یک کشور مهم دانشجوپذیر قرار بگیریم. اگر آمارهای بینالمللی را بررسی کنیم، میبینیم سهم دانشجوپذیری کشور همسایه ما، ترکیه، در چند سال گذشته حدود شش برابر شده است. این کشور به دنبال آن است که تا حد امکان سهم خود را در آموزش عالی بینالمللی افزایش دهد.
حتی کشور کوچکی مانند امارات متحده عربی نیز سهم خود را در این زمینه حدود پنج برابر کرده است. این کشور با ایجاد زیرساختهای جذاب آموزش عالی تلاش میکند دانشجویان سایر کشورها را جذب کند.
یکی از مسائل مهم دانشگاههای ما وابستگی زیاد به دولت است. آیا افزایش جذب دانشجویان بینالمللی میتواند این وابستگی را از بین ببرد؟ غیر از دانشجویان بینالمللی چه راههای دیگری برای کاهش وابستگی دانشگاه به دولت وجود دارد؟
در دنیا برای کاهش وابستگی دانشگاهها به منابع عمومی، چند کار انجام میشود. یکی از آنها همین استفاده از ظرفیت و افزایش تعداد دانشجویان بینالمللی است که میتواند منابع مالی و ارزی برای دانشگاهها ایجاد کند. این مسئله اکنون به عنوان یک استراتژی در بسیاری از دانشگاههای جهان دنبال میشود. حتی فلسفه رتبهبندیهای دانشگاهی نیز تا حدی به همین مسئله مربوط است. چرا دانشگاهها در رتبهبندیهای بینالمللی شرکت میکنند و تلاش میکنند جایگاه خود را ارتقا دهند؟ آیا فقط میخواهند برند دانشگاهی خود را در جهان تقویت کنند یا صرفا به دنبال جایگاه علمی بینالمللی هستند؟ البته اینها هم مهم هستند، اما نکته مهمتر این است که جایگاه بهتر در رتبهبندیها باعث ایجاد علاقه برای حضور دانشجویان بینالمللی میشود.
اگر سطح و تراز دانشگاههای ما افزایش پیدا کند، طبیعتا دانشجویان بینالمللی دانشگاههای ما را بیشتر و بهتر انتخاب خواهند کرد. راه دوم، تولید ارزش افزوده برای صنعت است. دانشگاهها باید در سطوح مختلف، از طریق قراردادهایی که با صنعت، بخش خصوصی و حتی بخش عمومی منعقد میکنند، منابع مالی مورد نیاز خود را تامین کنند.
در ادبیات دانشگاهی به اینها درآمدهای اختصاصی گفته میشود؛ یعنی درآمدهایی که دانشگاه میتواند از محل فروش خدمات پژوهشی و حتی خدمات آموزشی به صنعت به دست آورد. اگر دانشگاهها به سمت حل مسائل صنعت بروند و ارزش افزوده خود را نشان دهند، میتوانند بخشی از منابع مالی مورد نیاز خود را از صنعت تامین کنند.
به نظر میرسد در این زمینه، یعنی هم جذب دانشجوی بینالمللی و هم تعامل با صنعت، عملکرد ما ضعیف بوده است.
بله. متاسفانه یکی از مهمترین، و شاید مهمترین، معضلات آموزش عالی ما، بعد از آمایش، بحث منابع مالی و تامین مالی دانشگاههاست. درآمدهای اختصاصی دانشگاههای ما فوقالعاده پایین است. یعنی دانشگاهها به غیر از منابع مالی دولتی که در اختیارشان قرار میگیرد، نتوانستهاند از سایر فعالیتهای خود درآمد کافی کسب کنند. این مسئله باعث شده است کاملا متکی به دولت باشیم. همانطور که در ابتدای مصاحبه عرض کردم، سهم بالایی از منابع مالی که دولت در اختیار دانشگاهها قرار میدهد، صرف حقوق و دستمزد، کارکنان، تامین غذا، زیرساختهای خوابگاهی و مسائل مشابه میشود.
پس به غیر از دانشجویان بینالمللی و انجام خدمات پژوهشی برای صنعت، چه مسیرهای دیگری در دنیا برای تامین مالی دانشگاهها وجود دارد؟
مسیر دیگری که در دنیا مشاهده میکنیم، استفاده از وقف و امور خیر است. اکنون بسیاری از دانشگاههای جهان بخشی از منابع مالی خود را از طریق سازمانها یا افرادی تامین میکنند که به هر دلیل علاقهمند هستند بخشی از ثروت خود را در راستای توسعه آموزش عالی قرار دهند.
مسیربعدی، دریافت شهریه است؛ نه فقط از دانشجویان بینالمللی، بلکه از دانشجویان بومی هر کشور. این مسئله در دنیا بسیار رایج است. شاید در جای دیگری از جهان به تعداد دانشگاههای دولتی ما دانشگاههایی پیدا نکنید که هیچ شهریهای از دانشجویان دریافت نکنند. در طرحهای جدیدی که پیشنهاد دادهایم، این مسئله مطرح شده که چرا این کار را انجام ندهیم
ما بر اساس اصل ۳۰ قانون اساسی باید ظرفیت لازم برای آموزش عمومی را در کشور فراهم کنیم. اگر این اصل به درستی مورد توجه و تفسیر قرار بگیرد، شاید حوزه آموزش عالی حوزهای باشد که اغلب افراد بتوانند هزینه آن را خودشان بپذیرند.
در دنیا تقریبا وضعیت برعکس است. آموزش پایه بیشتر در اختیار دولت است و منابع و هزینههای آن را دولت تامین میکند، اما آموزش عالی تا حد زیادی از طریق شهریه خود دانشجویان تامین میشود. البته در همه کشورها دانشگاه دولتی هم وجود دارد، اما دانشگاههای خصوصی نیز بسیار گسترده هستند در کشور ما برعکس است. در آموزش پایه حدود ۲۰ درصد یا حتی بیشتر سهم مدارس غیردولتی است که منابع خود را از خانوادهها و والدین دریافت میکنند، اما در آموزش عالی به دنبال این هستیم که هزینه و شهریه را از دانشجو دریافت نکنیم. البته دانشگاه آزاد اسلامی را در کشور داریم که بر اساس همین مدل فعالیت میکند. شاید واقعا باید به سمت این حرکت کنیم که در دانشگاههای دولتی نیز شهریه دریافت شود.
باید در نظر داشت که دو گروه را میتوان از یکدیگر متمایز کرد. در دنیا نیز این دو گروه از هم تفکیک شدهاند. یک گروه، افراد بااستعداد، نخبگان و استعدادهای برتر هستند. برای تشویق آنها و برای اینکه دانشجویان به سمت تحصیل بهتر و باکیفیتتر حرکت کنند، بخشی از شهریه از آنها دریافت نمیشود یا شهریه کمتری پرداخت میکنند.
گروه دوم، افراد یا خانوادههای کمبضاعت هستند. فرض کنیم در کشور خودمان ۱۰ دهک اقتصادی داریم دهکهای پایین، یعنی دهکهای یک، دو و سه، عمدتا درآمدهای بالایی ندارند. در این شرایط، دولت میتواند برای این گروههای اقتصادی جامعه فضای متفاوتی ایجاد کند و شهریه آنها را تامین کند.
اما برای بقیه دانشجویان، دلیلی ندارد که شهریه دریافت نشود. حتی میتوان این شهریه را به عاملی برای افزایش کیفیت تحصیل دانشجویان تبدیل کرد. اگر دانشجویان بتوانند معدل خود را افزایش دهند، جایگاه علمی بالاتری پیدا کنند، در رقابتهای بینالمللی بهتر ظاهر شوند و رتبههای بینالمللی کسب کنند، میتوان با مکانیزم شهریه و کاهش شهریه، آنها را به این سمت سوق داد.
انتهای پیام/ علیرضا جانی



































































































































































