در نگاه نخست، همه این رفتارها میتواند از جنس دلسوزی و علاقه به حیوانات باشد اما طبیعت قواعدی دارد که با احساسات انسانی قابل تغییر نیست. وقتی انسان وارد چرخه تغذیه، زادآوری و زیست گونهها میشود، ممکن است رفتاری که با نیت مهربانی آغاز شده به عاملی برای برهم خوردن تعادل اکوسیستم تبدیل شود. حالا پرسش اصلی این است مرز میان حیواندوستی و آسیب به طبیعت کجاست؟
از دلسوزی تا برهمخوردن تعادل اکوسیستم شهری
یکی از نمونههای قابل مشاهده در فضای شهری، گربههایی هستند که در بوستانها و پارکها بهوفور دیده میشوند. اگرچه غذا دادن شهروندان به این حیوانات از سر دلسوزی انجام میشود اما کارشناسان هشدار میدهند که این رفتار، بهتدریج الگوی طبیعی تغذیه و شکار را در گربهها تغییر میدهد. گربههایی که به دریافت غذای آماده عادت میکنند وابستگی بیشتری به منابع انسانی پیدا کرده و حضورشان در پارکها به جای یک زیستحضور طبیعی به عاملی برای فشار بر پرندگان، خزندگان و جوندگان بومی تبدیل میشود. از سوی دیگر، انباشت پسماند غذایی و تغذیه نامنظم میتواند به افزایش جمعیت این حیوانات و ایجاد مشکلات بهداشتی برای شهروندان منجر شود.
از سوی دیگر کارشناسان محیط زیست در این زمینه بر ضرورت بازنگری در قوانین مربوط به نگهداری و جابهجایی گونههای جانوری تأکید دارند. از نگاه آنان، پدیده خستگی از نگهداری که گاه به رهاسازی حیوانات در پارکها و حاشیه شهرها میانجامد به یک بحران زیستمحیطی بدل شده و نیازمند آموزش گسترده، ساماندهی و نظارت دقیق است. همچنین باید میان دلسوزی و مسئولیتپذیری تفاوت قائل شد زیرا کمک احساسی بدون آگاهی در بسیاری از موارد به جای حل مسئله، به تداوم و تشدید آن میانجامد.
در نهایت، گذار از رفتارهای هیجانی به سمت مسئولیتپذیری علمی، تنها راه مقابله با این بحران است. حفاظت از سلامت عمومی و صیانت از میراث طبیعی کشور، مستلزم آن است که پیش از ورود هر موجود زندهای به چرخه زندگی انسانی، پیامدهای آن بر سلامت جامعه و پایداری طبیعت به دقت سنجیده شود چرا که طبیعت، بستری شکننده است و هرگونه مداخله ناآگاهانه در آن، میتواند هزینههایی جبرانناپذیر بر جای بگذارد.
این عشق حبابی است
در حالی که تصور عمومی از حیواندوستی، غذا دادن به پرندگان یا نگهداری از حیوانات خانگی است، معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش سازمان حفاظت محیطزیست نسبت به آنچه افسارگسیختگی در رفتارهای شبهروشنفکرانه با طبیعت میخواند، هشدار جدی داد.
معصومه صفایی در گفتوگو با ایرنا اظهار کرد: «مهربانیهای ناآگاهانه» ما نهتنها به حیوانات کمک نمیکند بلکه چرخهای از زاد و ولد غیرطبیعی، تهاجم سگهای بلاصاحب به حیاتوحش و شیوع بیماریهای نوپدید را در حاشیه کلانشهرها رقم زده است.
غذا دادن به حیوانات در پارکها دیگر یک عمل خیرخواهانه نیست بلکه مداخلهای آسیبزا در اکوسیستمی است که روزبهروز ناپایدارتر میشود. این بخشی از تحلیل معصومه صفایی، معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش سازمان حفاظت محیطزیست است که معتقد است مرز باریکی میان «حیواندوستی» و «تخریب طبیعت» وجود دارد که این روزها به شدت مخدوش شده است.
ژستهای روشنفکری و فاجعهای که نمیبینیم
صفایی با انتقاد از تغییر ذائقه اجتماعی در نگهداری از حیوانات افزود: در گذشته، فرهنگ طبیعتگردی با هدف آموزش و مشاهده حیاتوحش در زیستگاه طبیعیشان ترویج میشد اما امروز شاهد نوعی گرایش افسارگسیخته هستیم که گاه با ژستهای روشنفکری آمیخته شده است.
به گفته وی، حضور مردم در پارکهایی مانند پردیسان با خوراکیهای خشک و گرانقیمت نه تنها حیوانات را از خوی طبیعی خود دور میکند بلکه با حذف نیاز به جستوجوی غذا، نرخ زاد و ولد آنها را به شکلی غیرطبیعی افزایش میدهد، وضعیتی که نتیجهاش، طغیان جمعیت جانوران ناقل بیماری مانند موشها و برهمخوردن تعادل چرخهی زیستی است.
معضل سگهای بلاصاحب در مناطق چهارگانه تحت مدیریت محیطزیست از دیگر دغدغههای جدی این مقام مسئول است. وی اضافه کرد: مراکز دپوی زباله در حاشیه شهرها، کانون تجمع این حیوانات شده است. متأسفانه در پارکهای ملی خجیر و سرخه حصار در فصل زایمان، شاهد حملات سگها به برهها و میشها هستیم که امنیت زیستگاههای حساس ما را به شدت تهدید میکند.
غذا دادن به حیوانات شهری اگرچه از نیت خیر و دلسوزی سرچشمه میگیرد اما در صورت تداوم و بدون آگاهی از پیامدهای آن میتواند به دخالت در چرخه طبیعی حیات منجر شود. افزایش تجمع حیوانات در یک نقطه، وابستگی به غذای انسانی، تولید پسماند و برهم خوردن تعادل میان گونهها از جمله پیامدهایی است که نمیتوان از کنار آنها به سادگی گذشت.
در واقع، مساله مخالفت با حیواندوستی نیست بلکه سخن از حیواندوستی آگاهانه است. حمایت از حیوانات باید به گونهای باشد که هم سلامت آنها حفظ شود و هم سلامت شهروندان و تعادل اکوسیستم شهری آسیب نبیند. هر رفتار خیرخواهانهای زمانی ارزشمند است که پیامدهای آن نیز در نظر گرفته شود.
تهران، مانند هر شهر دیگری، بخشی از حیات طبیعی خود را در بوستانها و فضاهای سبز حفظ کرده است. حفظ این زیستبوم نیازمند فاصله گرفتن از رفتارهای هیجانی و حرکت به سمت آموزش، ساماندهی و مسئولیتپذیری است؛ چرا که گاهی مهربانی بدون آگاهی، بهجای حمایت از طبیعت، میتواند به یکی از عوامل برهم خوردن آن تبدیل شود.



















































































































































![[علی دارابی] گرفتار دولت در دولت نشویم!](/news/u/2026-08-23/ettelaat-dxse1.jpg)















