بسیاری باور دارند ریشه آمریکاستیزی در تصمیمات نزدیک به پنج دهه گذشته به دخالت آمریکا در امور داخلی در سال 32 برمیگردد و گرچه کشورهای دیگر مانند روسیه حتی از نظر ارضی آسیبهای بسیاری به ایران وارد کردهاند، اما این کودتای 28 مرداد است که آمریکا را در نگاه بخشی از تصمیمسازان امروز کشور، دشمن ایران و ایرانی میداند.
البته فضای روشنفکری دو دهه 20 و 30 که در اختیار نیروهای چپ و حامیان شوروی بود را نباید نادیده گرفت زیرا دخالت آمریکا در روند سقوط دولت مصدق با خوانش روشنفکران وقت به نوعی تقابل آشکار امپریالیسم آمریکا علیه خلقهای ایران در نظر گرفته شد و سقوط دولت مصدق را به مثابه نفی حق ملی ایرانیان بر نفت ایران معرفی کردند؛ چنانکه این روایت آنقدرها هم دقیق نبود زیرا صنعت نفت دو سه سال پیش از سقوط دولت مصدق به رسمیت شناخته شده بود و اگر ایران میتوانست در موضوع پرداخت غرامت مخارجی که انگلیسها در صنعت نفت ایران کرده بودند، با این کشور کنار میآمد، چه بسا دولت مصدق با مشکلات فراوان در عرصه فروش نفت مواجه نمیشد و شاید حتی زمینههای سقوطش فراهم نمیشد.
غرامت، سنگ بنای طراحی کودتا
برای بررسی زمینههای سقوط دولت مصدق میتوان از همین منظر یعنی مشکلات میان ایران و انگلیس بعد از ملیشدن صنعت نفت به موضوع ورود کرد. پس از تصویب قانون ملیشدن نفت در ایران، انگلستان ارتش خود را برای به دست گرفتن کنترل پالایشگاه نفت آبادان که توسط این کشور ساخته شده بود به حرکت درآورد ولی نخستوزیر وقت انگلیس به جای این تصمیم به سمت تشدید تحریمها علیه ایران و تضعیف دولت مصدق رفت. در چنین شرایطی ایران سعی کرد پالایشگاه آبادان را راهاندازی کند ولی طی دو سال ایران قادر به صادرات نفت نشد.
…














































































