در روزهای اخیر، اظهاراتی از سوی برخی عزیزان، از جمله آقای محسن رضایی، درباره روند مذاکرات و توافق میان ایران و آمریکا مطرح شده که بهنظر میرسد، نیازمند دقت و تأمل بیشتری است. مسئله اصلی این نیست که درباره یک تصمیم یا توافق، دیدگاههای متفاوتی وجود داشته باشد؛ اختلافنظر و نقد، امری طبیعی و حتی ضروری است. مسئله آنجاست که اظهارنظرهای پراکنده و بعضاً متعارض، میتواند درباره تصمیمی که در چارچوب ساختار رسمی نظام اتخاذ شده، ابهام ایجاد کند.
باید توجه داشت که توافق مورد بحث، محصول یک اقدام فردی یا تصمیم یک دستگاه خاص نبوده است. این روند حاصل مجموعهای از گفتوگوها، رفتوبرگشتها و پیشنهادهای متقابل بود که در داخل کشور نیز با اطلاع و مشارکت مقامات مسئول دنبال شد. رهبری در جریان مذاکرات قرار داشتند و در نهایت، توافق ۱۴بندی تنظیم و به طرفین ارائه شد و مورد موافقت ایشان نیز قرار گرفت. این توافق سپس در شورایعالی امنیت ملی بررسی شد؛ شورایی که مجموعهای از عالیترین مقامات کشور، رؤسای سه قوه، فرماندهان نیروهای مسلح، وزرای کشور، خارجه و اطلاعات و نمایندگان رهبری در آن حضور دارند. روشن است که مصوبات این شورا نیز برای اجرا نیازمند تأیید و تنفیذ رهبری است.
بنابراین میان آنچه ممکن است افراد در مقام نظر و تحلیل درباره یک موضوع مطرح کنند و آنچه در ساختار رسمی کشور به تصویب رسیده و اجازه اجرا پیدا کرده است، باید تفکیک قائل شد. به همین دلیل، اظهارنظر درباره چنین موضوعاتی باید با دقت بیشتری صورت گیرد و نباید بهگونهای باشد که میان ارکان تصمیمگیری کشور تعارضی را تداعی کند که اساساً وجود ندارد.
ما در آن توافق نیز رویکردی کاملاً مرحلهای و مبتنی بر راستیآزمایی داشتیم. از میان ۱۴ بند، ۵ بند را بهعنوان گامهای نخست و معیار سنجش پایبندی طرف مقابل در نظر گرفتیم تا آمریکاییها ابتدا تعهد خود را در عمل نشان دهند و سپس امکان شکلگیری اعتماد بیشتر فراهم شود. یکی از مهمترین این موارد، پایان جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان بود؛ بندی که متأسفانه از سوی آمریکاییها و اسرائیلیها نقض شد و همین نقض تعهد، عملاً روند توافق را متوقف کرد. ایران نیز متناسب با شرایط و در واکنش به این اقدام، تصمیمات متقابلی اتخاذ کرد.
با این حال، این اتفاق نباید به این معنا تفسیر شود که اصل مذاکره یا تصمیمگیری برای رسیدن به توافق، اقدامی نادرست بوده است. در سیاست خارجی، توافقهای بینالمللی همواره دو طرف دارند و هیچ توافقی تضمین صددرصدی برای جلوگیری از تخلف طرف مقابل ایجاد نمیکند. همانطور که در یک جاده، حتی با رعایت همه قوانین ممکن است راننده دیگری مرتکب تخلف شود، در روابط بینالملل نیز نمیتوان احتمال نقض تعهدات را از بین برد. آنچه اهمیت دارد، جدیت کشور در هر دو مسیر است. ما در تدابیر ملی و تصمیمات کلان خود، همواره جدی هستیم؛ همانطور که وقتی میجنگیم جدی هستیم، وقتی هم به سمت صلح، توافق و مذاکره میرویم، جدی هستیم. تجربه جنگ ایران و عراق و پذیرش قطعنامه نیز نشان داد که تصمیمات کلان کشور در بزنگاههای تاریخی با جدیت و مسئولیتپذیری اتخاذ شده است.
از این منظر، دولت، شخص رئیسجمهور و شورایعالی امنیت ملی از فرصت ایجاد شده برای پیشبرد دیپلماسی بهدرستی استفاده کردند. رئیسجمهور پزشکیان نیز در این مسیر به رویکرد و فرصتی که از سوی رهبری فراهم شده بود، پاسخ مثبت داد و تلاش کرد این روند را به نتیجه برساند. اینکه طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرده و توافق آسیب دیده، نباید به حساب رویکرد رئیسجمهور یا تصمیم نهادهای مسئول گذاشته شود. در عین حال، راه بازگشت به توافق نیز کاملاً بسته نیست. اگر آمریکاییها بتوانند اسرائیل را به بازگشت به مفاد توافق متقاعد کنند و تعهدات خود را عملی سازند، ایران نیز مشکلی برای بازگشت به همان توافق و پایبندی مجدد به تعهدات خود نخواهد داشت.



































































































































































