تجربه حضور باشگاههای ورزشی، از جمله پرسپولیس، در بازار سرمایه طی سالهای اخیر، پرسشهای جدی و تاملبرانگیزی را در مورد سازگاری مدلهای اقتصادی این نهادها با استانداردهای بورس مطرح کرده است. از زمان عرضه اولیه تا کنون، عدم تحقق بازدهی مطلوب و ثبت زیانهای پیدرپی برای سهامداران، نشاندهنده یک چالش ساختاری است؛ چالش پیوند دادن ماهیت سرگرمی و فرهنگی فوتبال با فضای حساس تامین مالی و سرمایهگذاری مولد. وقتی یک نهاد فرهنگی-ورزشی با زیان انباشته و عدم توانایی در توزیع سود نقدی (DPS) وارد بازار میشود، در واقع تضاد میان اهداف ورزشی و الزامات اقتصادی بازار سرمایه نمایان میگردد.
شاید نیاز باشد بازنگری جدی در سیاستهای مجوزدهی و مدلهای ورود باشگاهها به بورس صورت گیرد. تمرکز بر حواشی و جنبههای تبلیغاتی، نمیتواند جایگزین مدیریت اقتصادی مبتنی بر سودآوری و پایداری شود. برای حفظ سلامت قلب تپنده اقتصاد، یعنی بازار بورس، ضروری است که حوزههای غیرمولد و تفریحی، از حوزههای استراتژیک و صنعتی جدا نگه داشته شوند تا سرمایهگذاران از ریسکهای ناشی از عدم تطابق مدلهای کسبوکار با معیارهای بازارهای مالی در امان بمانند.
از تاریخ نهم شهریور ماه ۱۴۰۱ همزمان با بازگشایی معاملات و عرضه اولیه سهم پرسپولیس، قیمت سهم شروع به ریزش پی در پی ۴۴- درصدی کرد و از محدوده ۳۵۰ تومان به ۱۹۸ تومان رسید. قیمت سهم پس از آن، با صعود ۵۰ درصدی سطح ۳۰۰ تومان را لمس کرد، اما آن سطح شد حسرت روزهای دست نیافتنی برای سهامداران امیدوار در یک اقتصاد تورمی! از قله ۳۰۰ تومان تا آخرین کف قیمتی، ریزش ۶۲ درصدی به ثبت رسید.
در نهایت، قیمت سهم پرسپولیس از زمان آغاز معاملات تا به امروز، ریزش ۶۰ درصدی را تجربه کرده است؛ به عبارت سادهتر، سهم باشگاه پرسپولیس ۶۰ درصد ضرر … …































































